از هویزه تا آتش بس-24
در مورخه 23/5/63 تعداد سه نفر از سربازان دشمن در منطقه دسته ديده­ور به نيروهاي ما پناهنده شدند و با سؤالاتي كه از آنها شد اظهار داشتند كه نيروهاي عراقي شديداً در فشار و عذاب هستند و ادامه دادند كه هر شب تعداد 15 نفر به سرپرستي يك درجه­دار به اندازه يك كيلومتر جلوتر از نيروهاي تأمين جهت استراق سمع جلو مي­آمدند و به سربازان عراقي هر 28 روز مدت 8 روز مرخصي داده مي­شد.

اجراي عملياتهاي والفجر 1و2و3و4

 عمليات والفجر 1 كه در جناح راست لشكر16 زرهي در ساعت  23 روز 21/1/62 انجام گرفت، ناكام و ناموفق بود. اخبار رسيده حاكي از عمليات والفجر2 در روز29/4/1362در منطقه پيرانشهر بود كه موفقيت‌آميز بود و عملياتوالفجر3 در مورخه 7/5/62 در شمال مهران انجام گرفت، در نتيجه نقاط سركوب مهمي به دست قواي خودي افتاد. عمليات والفجر 4 در منطقه كردستان در تاريخ 27/7/1362 به منظور تصرف ارتفاعات حوالي پنچوين و قطع ارتباط بين ضدانقلابيون با رژيم بعثي در سه مرحله انجام گرفت كه عمليات بسيار موفقيت آميزي بود و حدود هزار نفر از نيروهاي دشمن اسير شدند. الطاف الهي و توكل به خداوند بود كه پرسنل رزمنده توانستند از آن ارتفاعات صعب العبور به سمت مواضع دشمن هجوم برده و دشمن مجبور به فرار گردد. (شكل 21)

استفاده دشمن از گازهاي شيميايي

 دشمن كه در اين عمليات‌ها دچار خسارت و ضايعات زيادي شده بود ديوانه­وار از گاز شيميايي عليه نيروهاي ج.ا.ا استفاده مي­كرد و روي همين اصل ناجوانمردانه شهرهاي انديمشك، دزفول، بهبهان، نهاوند و مسجد سليمان را زير حملات موشكي و بمباران قرار داد و باعث ضايعات و تلفات قابل توجهي به مردم بي گناه شهرهاي مذكور شد.

 

تشكيل دسته هاي پياده غيرسازماني

با تعميري شدن تانكها به ميزان زيادي از قدرت و توان رزمي گردانهاي تانك كاسته شده بنابراين برابر دستور نزاجا (نيروي زميني ارتش) گردانهاي تانك بايستي دسته­هاي پياده غيرسازماني را تشكيل دهند كه جهت اجراي طرح مذكور با مشكلات زيادي مواجه بوديم.

تعداد زيادي از پرسنل كه به عناوين مختلف از نظر سلامتي جسماني در طبقه 3 قرار گرفته بودند، از منطقه به پادگانها اعزام شدند و تعداد افسران گردان انگشت شمار گرديد. اكثر خودروها رده پنجي و فرسوده گشته و تداركات قطعات به سختي انجام مي­گرفت. ولي با همه اين مشكلات رزمندگان گردان با پايمردي به دفاع مقدس ادامه مي­دهند. تغيير مكانهاي پي در پي باعث ناراحتي و كاهش مقاومت جسماني نفرات مي­گرديد. به علت گسترش زياد گردان در خط پدافندي در جنوب فكه (درب ديه ـ الكسيه) (شكل 17) مأموريت يگانها پدافند به صورت نقاط اتكاء[1] مي­باشد. يك گروهان از گردانهاي قدس تيپ2 زنجان زير امر گردان قرارگرفته كه جهت تأمين تداركات آن گروهان، خصوصاً آب و يخ با مشكل زيادي مواجه بوديم.

خوشبختانه مسئولان ارتش جهت تعمير خودروهاي فرسوده و مستعمل اقدام نموده، بنابراين تعدادي تويوتا و جيپ­هاي «كا ـ ام » و همچنين آمبولانس به يگانها واگذار مي­شود كه تا اندازه­اي به تحرك گروهانها جان مي­دهد.

دسته هاي پياده غيرسازماني را تشكيل ‌داديم، در نتيجه تدارك و تجهيز و آماده كردن آنها مشكلات زيادي را براي گردان و گروهانها به وجود آورد. به هر جهت طرحي است كه از طريق نزاجا ابلاغ شده و بايستي اجرا شود.

اجراي عمليات خيبر

عمليات خيبر در تاريخ 3/12/62 اجرا شد و نيروهاي ج.ا.ا جزاير مجنون را كه در داخل هور الهويزه بود تصرف كردند. اين منطقه از دو قسمت شمالي و جنوبي (شكل12) تشكيل شده است. تدارك و پشتيباني يگانها توسط قايق و هاوركرافت[2] و هلي­كوپتر انجام مي­گرفت. دشمن كه اين منطقه برايش از اهميت زيادي برخوردار است، پاتك هاي شديدي نموده و با استفاده از گازهاي شيميايي (خصوصاً اعصاب، و تاول­زا از نوع خردل) تلفات زيادي به نيروهاي خودي وارد آورد. لشكر 28 كردستان، لشكر 81 و يك تيپ از لشكر64 ازمنطقه غرب و شمال غرب به منطقه جنوب تغيير مكان يافتند. تمام مسئولان تلاش مي­كنند كه با يك تك وسيع و گسترده ضربه نهايي را بر پيكر دشمن وارد کنند. سرگرد جلال آبادي[3] از گردان 201 به گردان ما (220) منتقل شد. گردان در منطقه وسيعي مستقر و پدافند نمود و به هر حال خوشحال بوديم كه كمي از تغيير مكان هاي پي در پي آسوده شديم.

 سال 62 پايان يافته و نوروز سال 63 فرا ­رسيد اكثر پرسنل يگانها مرخصي خود را طوري تنظيم كرده­اند كه شب عيد را در كنار خانواده­شان باشند، ولي من شب عيد را مانند سالهاي قبل بايد در منطقه (محل فعلي) مي‌ماندم، در حالي كه پرسنلي نيز مانند ستوان عقابي­ها[4] در يگانها وجود داشتند كه چهار سال عيد را نتوانسته دركنار خانواده خود باشند. گروهان قدس زنجان از زير امر گردان 220 تانك رها شده و با استفاده از سربازان جديدالتحويل، منطقه آن گروهان به گروهان دوم تانك واگذار شد. همه دعا كردند كه جنگ با پيروزي نهائي سريع­تر پايان يابد.

وضعيت طاقت فرساي تابستان 63

گرماي طاقت فرساي تابستان سال 63 كم­كم فرا رسيد. مشكل آب و يخ از مسائل عمده گردان بود. وضعيت نيروهاي خودي در جزاير مجنون تثبيت شد. ايثار و فداكاري نيروهاي اسلام خصوصاً لشكر 21 حمزه در جزاير مجنون قابل تقدير بود.

روزانه چندين مار در كنار سنگرها و پستهاي ديده­باني كشته مي­شد. مارهاي خطرناك به نام مار زنگي و يا افعي شاخدار در منطقه پدافندي گردان در جنوب فكه وجود داشت، ولي از اينكه لطف خدا هميشه شامل نيروهاي اسلام بوده تاكنون تلفات نداشته است. عقرب هاي سياه و رتيل هاي بزرگ در داخل هر سنگر مشاهده و توسط پرسنل كشته مي­شد. سم­پاشي هم در فعاليت اين جانوران موذي تأثير چنداني نداشته. بادهاي گرم و طوفاني زندگي را واقعاً مشكل و ماسه­هاي شني، تمام سنگرهاي استراحت و ديده­باني را پر مي­كرد.

 سرگرد جلال­آبادي به عنوان رئيس ركن سوم مشغول انجام وظيفه بوده و سرگرد آرش مهر از دوره عالي مراجعت كرد. كمي از تنهايي درآمده و آنها در اداره گردان كمكهاي لازم را مي­نمودند. به علت كمبود قطعات و عدم تحويل مجدد خودروها تحرك يگانها به نحو قابل ملاحظه­اي پايين آمده بود.

 منطقه پدافندي گردان بسيار گسترده و اكثر سربازان دسته پياده غيرسازماني به عناوين مختلف مثل گواهي پزشكي و انتقالي و غيره از آمار يگان كسر مي­شدند. حدود يك ماه بود كه مرخصي­ها ممنوع شده و گرماي شديد واقعاً بيداد مي­كرد. اول صبح هر روز انبوهي از موشها كه مانند شهرهاي شلوغ در حال تكاپو و فعاليت بودند در همه جاي منطقه مشاهده، و هر از گاهي نيز ساير حيواناتي مانند روباه و آهو در منطقه ديده مي­شد. به علت وجود موشها خزندگان موذي مثل انواع مارها خصوصاً افعي كج راه و شاخدار و يا عقرب سياه در منطقه وجود داشت كه تعدادي از پرسنل آنها را گرفته و در داخل شيشه قرار مي­دادند.

در تيرماه 63 به مدت يك ماه به مرخصي اعزام ­شدم و با اينكه اسمم جهت تشرف به حج به لشكر اعلام شده بود، ولي قسمت نشد و نتوانستم به حج بروم و به جاي من سرگرد رسولي مشرف شد.

همان طوري كه  قبلاً بيان شده از اسفند سال 62 لشكر 81 باختران، لشكر 28 كردستان، تيپ 55 هوابرد، لشكر 77 مشهد، لشكر 92 زرهي و ساير نيروها در جنوب و در منطقه اهواز مستقر شدند و در راستاي طرح عملياتي كميل در حال طرح­ريزي به منظور اجراي يك عمليات گسترده آفندي ­بودند، براي افزايش توان رزمي آنها تعدادي از پرسنل متخصص و خدمه جنگ­افزارهاي سنگين و ادوات خودروئي و زرهي از لشكر ما (16 زرهي) به آنها مأمور گرديد. پرسنل لشكرهاي ياد شده در شرايط سختي خصوصاً گرماي طاقت فرسا به سر ميبردند، زيرا محل سرزميني آنها در غرب و شمال غرب كشور بوده كه مناطق سردسير است. روزها سپري مي­شد، و همه رزمندگان انتظار يک حمله گسترده را، مي­كشيدند و و برخي از آگاهان نظامي هم دچار ترديد و تعجب بوده و معتقد بودند كه در گرماي شديد تابستان اجراي تك بسيار مشكل خواهد بود؛ زيرا در صورت عدم تدارك آب و يخ كافي بسياري از نيروها خصوصاً پياده­ها از پاي در خواهند آمد. ولي تصميمي است كه توسط مسئولان رده بالا به تصويب رسيده و مي­بايست برابر طرح اجرا مي‌شد.

 ماه مبارك رمضان در تيرماه سال 63 تمام شده و اجراي طرح عملياتي مذكور تحقق نيافته بود. روزها مي­گذشت و دشمن از طرح آفندي نيروهاي  ايراني باخبر گرديد، بنابراين در جلو منطقه پدافندي خود جريان آب روان كرده تا عملا نيروهاي ما نتوانند به آساني پيشروي نمايند، طرحهاي تك دائماً تغيير مي­يافت و مقررات ارتش روز به روز شديد­تر شده و مرخصي­ها دقيقاً كنترل  مي­شد.

دشمن با استفاده از عكسهاي هوائي محل استقرار بنه­ها و پاسگاه­ گردان را شناسايي نموده و شديداً زير آتش توپخانه قرار مي­داد و لذا با شناسايي هايي كه ما هم انجام داديم، بلافاصله جاي بنه و­ پاسگاه را در مورخه 20/5/63 تغيير داديم.

 طولاني شدن جنگ (حدود 4 سال) و عملياتها و تغيير مكانهاي متوالي تأثير زيادي در اعصاب پرسنل گذاشته و در نتيجه فشار زيادي از نظر اداره و كنترل يگان بر دوش فرماندهان مي­آمد. متأسفانه طرح تعديل و تعويض به نحو صحيح و اصولي انجام نمي­گرفت، به نحوي كه تعداد زيادي از افسران و درجه­داران كادر از ابتداي جنگ در ستادها و مراكز آموزش در مركز و پادگانها خدمت مي­كردند و تعدادي هم با خلوص و صداقت از همان شروع جنگ در مناطق عملياتي حضور داشتند. به علت گستردگي منطقه، گردان به صورت نقاط اتكا و پايگاهي پدافند مي­کرد.

 در مورخه 23/5/63 تعداد سه نفر از سربازان دشمن در منطقه دسته ديده­ور به نيروهاي ما پناهنده شدند و با سؤالاتي كه از آنها شد اظهار داشتند كه نيروهاي عراقي شديداً در فشار و عذاب هستند و ادامه دادند كه هر شب تعداد 15 نفر به سرپرستي يك درجه­دار به اندازه يك كيلومتر جلوتر از نيروهاي تأمين جهت استراق سمع جلو مي­آمدند و به سربازان عراقي هر 28 روز مدت 8 روز مرخصي داده مي­شد.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران


1.وقتي به يگاني مأموريت برقراي يك نقطه اتكاء را مي‌دهند معمولاً آن يگان اين موضع را در ابتدا مانند يك پدافند منطقه‌اي سازمان داده در اين نوع پدافند بر روي تأمين دورادور و قابليت پدافند از جناحين و عقب تأكيد مي‌شود(آئين‌نامه عمليات جلد دوم بشماره فني 2/01/3 م چاپ 79)

2. هاوركرافت يك وسيله ترابري آبي است كه مي‌تواند در دريا و زمينهاي هموار ساحلي حركت نمايد بدين ترتيب كه هنگام حركت با استفاده از خاصيت نيروي عكس‌العمل سطح تحتاني آب با سطح آب برقرار مي‌شود و به همين علت قادر است در حالت مماس با سطح آب به سرعت حركت و مانور دهد.(فرهنگ واژه‌هاي نظامي)

3. سرگرد جلال آبادي بعد از شهادت سرهنگ آرش‌مهر مدتي فرماندهي گردان 220 تانك در منطقه عملياتي را به عهده داشت و بعد از آن اطلاعي از وضعيت خدمتي وي ندارم.

4. ستوان عقابي فرمانده گروهان دوم تانك بوده و افسري مقاوم، پرتلاش و باروحيه و دلسوز كه گاهاً بيش از 3 ماه به طور مستمر در منطقه مانده تا همرزمان وي به مرخصي اعزام شوند؛ وي با درجه سرگردي بازنشسته شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده