با توجه به اتکاء اقتصاد ایران به صنعت نفت، هرگونه خلل در صدور نفت و کاهش یا افزایش قیمت نفت تبعاتی را برای اقتصاد ایران در پی داشته است. چرا که بخش عمدهای از درآمد دولت از درآمدهای نفتی تأمین میشود. بنابراین، کاهش قیمت نفت درآمدهای دولت را به شدت کاهش میدهد و از این طریق، اعتبار پروژههای عمرانی را که به طور مستقیم از محل درآمدهای نفتی تأمین میشوند، تحتالشعاع قرار میگیرد.

تحولات نفت در جریان جنگ تحمیلی

درباره نقش و اهمیت نفت در جنگ، کلمانسو [1] مرد سیاسی معروف فرانسه صریحاً گفته: «ارزش یک قطره نفت مساوی با ارزش یک قطره خون است.»    (لسانی، 1:1329)

لرد کرزن[2] سیاستمدار مشهور انگلیسی می‌گوید: «متفقین به پیروزی نرسیده‌اند مگر به  واسطه وجود نفت.»(لسانی، پیشین:1) نفت یکی از عواملی است که تمدن جدید را زیرورو کرده است. این ماده، انرژی و نیروی محرک در خانه، صنعت، حمل و نقل و قاطع‌ترین نیرو در جنگ بوده است. برای تأکید بر اهمیت این ماده در جنگ باید یادآور شد که در جنگ جهانی اول کمبود سوخت، فرانسه را به شکست تهدید می‌کرد؛ لذا ژرژ کلمانس (نخست‌وزیر فرانسه) در 15 دسامبر 1917 ضمن یک تلگراف به ویلسون[3](رئیس‌جمهور آمریکا) اعلام کرد: کمبود سوخت ارتش ما را سریعاً از پا در می‌آورد و ما را به‌ سوی یک صلح اجتناب‌ناپذیر می‌کشاند… برای جلوگیری از شکست متفقین لازم است که فرانسه سوخت لازم را که به اندازه خون در جنگ‌های فردا مؤثر است، در اختیار داشته باشد (بهادر، 1357: 55). این جمله کلمانسو به نوعی رابطه مستقیم با جنگ عراق و ایران دارد.

با وقوع انقلاب اسلامی در بهمن 1357، کشور که به شدت به درآمدهای نفتی متکی شده بود، کاهش وابستگی به نفت را برای ایجاد تحول در اقتصاد کشور در دستور کار نظام سیاسی جدید کشور قرار داد؛ اما جنگ باعث شد دوباره نفت نقش محوری را در اقتصاد کشور داشته باشد. اقتصاد نفتی ایران در جنگ تحمیلی فراز و فرودهای زیادی داشت، که از عمده دلایل آن نوسانات قیمت نفت، نوسانات تولید و صدور نفت، آسیب ‌دیدن بسیاری از زیرساخت‌های مربوط به حوزه نفت، سیاست‌های اعضای اوپک که حامی عراق بودند، اعمال نفوذ قدر‌ت‌های منطقه‌ای و در نهایت، جنگ نفتکش‌ها را می‌توان نام برد.

با توجه به وضعیت نابسامان سیاسی و اقتصادی ایران بعد از انقلاب اسلامی، دشمنان کشور با نگرشی کاملاً سیاسی نفت ایران را مورد توجه قرار می‌دادند، چرا که می‌دانستند اقتصاد ایران بدون نفت اضمحلال قدرت کشور و ناتوانی در تأمین مایحتاج مردم را در پی دارد.

در طول جنگ هشت ساله، درآمدهای نفتی علاوه بر اینکه عاملی برای تأمین جامعه، نیازهای جنگ و تأمین ارز کشور برای واردات کالاهای مورد نیاز بود، به همان اندازه نیز تهدیدی برای امنیت کشور بود؛ چرا که دشمن از همان روز اول شروع به بمباران تأسیسات نفتی ایران به ‌منظور قطع شاهرگ اقتصادی و تأمین کننده اصلی مالی ایران کرده بود.

با توجه به اتکاء اقتصاد ایران به صنعت نفت، هرگونه خلل در صدور نفت و کاهش یا افزایش قیمت نفت تبعاتی را برای اقتصاد ایران در پی داشته است. چرا که بخش عمده‌ای از درآمد دولت از درآمدهای نفتی تأمین می‌شود. بنابراین، کاهش قیمت نفت درآمدهای دولت را به شدت کاهش می‌دهد و از این طریق، اعتبار پروژه‌های عمرانی را که به طور مستقیم از محل درآمدهای نفتی تأمین می‌شوند، تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

به طور کلی، تأثیرپذیری مسائل سیاسی از مسائل اقتصادی، اصلی پذیرفته شده در کشورهای جهان سوم است. این موضوع در کشوری چون ایران که به درآمد نفت متکی است و بخش اعظم صادرات آن را نفت تشکیل می‌دهد و حتی صادرات غیر‌نفتی آن هم به طور غیر مستقیم به نوعی با نفت در ارتباط است، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

  وضعیت تولید و صادرات نفت ایران در دوره جنگ تحمیلی

 فراز و فرود مسائل مربوط به نفت را در قالب سه برهه زمانی می‌توان تقسیم‌بندی کرد:

دوره اول: 1359 تا 1360

در سال 1359، تولید نفت ایران نسبت به سال قبل از آن تقریباً به نصف کاهش یافت. در این سال به طور متوسط تولید روزانه نفت ایران درحدود 1476000 بشکه بود و صادرات نفت ایران در این سال به 770 هزار بشکه در روز رسیده بود. درآمدهای نفتی ایران در سال 59 حدود 6.11 میلیارد دلار بود (روزشمار جنگ ایران و عراق، 1378 : 26‌).

در سال 1360، تولید نفت ایران باز هم کاهش داشت و به روزانه 1441000 بشکه رسید و ایران در این سال روزانه درحدود 791 هزار بشکه نفت صادر کرد. درآمدهای نفتی ایران در این سال نیز درحدود 4.12  میلیارد دلار بود (سایت شانا : دوم مهر 1391).

این دوره‌، دوره دشواری برای ایران بود. در جبهه‌های جنگ، دشمن با اشغال بندر استراتژیک خرمشهر، محاصره شبه‌جزیره آبادان و در تیررس قراردادن شهرهای نفت‌خیز و جنوبی کشور، فشار سنگینی بر ایران اسلامی وارد نمود. در این دوره،‌ با وجود بالابودن قیمت نفت در بازارهای جهانی، درآمدهای نفتی ایران به دلیل کاهش صادرات نفت کاهش یافت. از جمله خصوصیات این دوره‌ می‌توان به بالا‌‌بودن قیمت نفت، تولید و صادرات پایین نفت و کمتر از ظرفیت کشور و عدم خرید نفت ایران از سوی مشتریان اشاره کرد، که این مسائل عمدتاً از بی‌اعتمادی به توان ایران برای عمل به تعهداتش به دلیل در معرض خطر بودن تأسیسات نفتیش، فشارهای سیاسی و بین‌المللی بر ایران، تحریم اقتصادی ایران از سوی آمریکا و متحدان غربیش نشئت می‌گرفت.

جدول زیر میزان تولید، صادرات و درآمدهای نفتی ایران در دوره اول را بر اساس آمار روزانه نشان می‌دهد (مفید،1382: 94):

 

درباره اینکه چرا صادرات و درآمدهای نفتی در این دوره‌ پایین بود، می‌توان گفت: اولاً آن دسته از مشتریان نفتی که در جنگ طرفدار عراق بودند، حاضر به خرید نفت از ایران نبودند و دوم دسته دیگر که بی‌طرف بودند نیز جرئت بستن قراردادهای میان مدت سه ماهه یا بلند مدت نُه ماهه را نداشتند؛ زیرا تصور می‌کردند که تحت فشارها هر آن ممکن است نظام سیاسی ایران سقوط کند، یا اینکه با اشغال مناطق نفت‌خیز ایران، این کشور نفتی برای صادرات در اختیار نداشته باشد.

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1] .Georges Benjamin Clemenceau

[2] .George Curzon

[3] .Woodrow Wilson

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده