از هویزه تا آتش بس-23
گرماي تابستان در بين رملهاي داغ گاهي به مرز 50 درجه ميرسيد و آمار گرمازدگي و بيماري روز به روز زياد ميشد و به علت عدم تعمير و نگهداري مناسب و كمبود قطعه آمار تانكهاي تعميري نيز زياد بود. معاون گردان، سرگرد آرش مهر، به مدت چهار ماه جهت طي دوره عالي زرهي به شيراز اعزام شد. منطقه پدافندي لشكر 16 حدود 60 كيلومتر و فاقد احتياط بود.

متوقف شدن عمليات به علت عدم پيشروي

 به علت موانع و استحكامات سخت و وسيع كه دشمن در جلو مواضع خود ايجاد كرده بود، (شكل 19) به علاوه رملي و ماسه‌اي بودن زمين و نداشتن جاده و اطلاع يافتن دشمن از مشروح طرح تك و مانور ما، عمليات خودي با همه گستردگي پيشرفت چنداني نداشت و متأسفانه تعدادي از تانك‌ها و نفربرهاي سپاه و تيپ 2 زنجان، توسط دشمن منهدم گرديده و تعدادي از نفرات به محاصره دشمن درآمده كه نفرات محاصره شده به همراه تعدادي اسير عراقي موفق به نجات از محاصره شدند.

 بنابراين عمليات متوقف شد و در مورخه 20/12/61 سپاه منطقه پدافندي را به ارتش واگذار كرد و گردان ما (220 تانك) در پاسگاه رشيديه كه شديدترين آتش در آن محل اجرا مي‌شد استقرار يافت و دسته ديده‌ور و دسته خمپاره‌انداز 120 م‌م را در ديدگاه شهيد بهشتي (تپه ماسه‌اي) كه قبلاً به آن اشاره شده، مستقر گرديدند.

ديدگاهي كه به غير از نفربر و اورال هيچ وسيله‌اي نمي‌توانست به آنجا تردد بكند و پشتيباني تداركاتي توسط خودرو اورال جهت دسته‌هاي مذكور باعث شد كه اكثر خودروهاي اورال گردان از كار بيافتد.

 

شكل 19: شماي موانع و استحكامات دشمن در منطقه عملياتي والفجر مقدماتي

 

عقب نشيني اختياري

 قرارگاه كربلا و لشكر16 پس از بررسي ها و برآوردهاي لازم به اين نتيجه رسيدند كه استقرار يگانهاي در خط تيپ 1 زرهي در منطقه رملي و نامناسب باعث تلفات و فرسايش زياد نيروها مي‌گردد و همان طور كه ذكر شد تدارك و پشتيباني‌هاي اداري و لجستيكي آنها به سختي انجام مي‌گرفت به طوري كه نفرات برای تأمين آب مصرفي خود كيلومترها با پاي برهنه يا با كفش كتاني روي رملها راه رفته و به نقطه تقسيم آب مي‌رسيدند. جهت حمل مجروح نيز بايستي كيلومترها به صورت پياده درروي رملها حركت نموده تا به آمبولانس مي‌رسيدند كه احتمال خونريزي و شهادت آنها در بين راه افزايش مي‌يافت.

 بنابراين برابر اوامر صادره و طبق طرح‌هاي پيش‌بيني شده تيپ 1 زرهي عقب‌نشيني اختياري(شبانه) انجام داده وحدود 5 كيلومتر در عقب خط مقدم منطقه پدافندي مناسبي را اشغال نمود. (شكل20)

گردان ما (220 تانك) جهت بازسازي در منطقه بنه صحرائي در حوالي تنگ رقابيه مستقر گشت، هنوز يك شب از استقرار ما نگذشته بود كه دستور داده شد كه فرداي آن روز (مورخه 5/3/62) گردان منطقه پدافندي گد 227 تانك تيپ 3 را به عهده بگيرد.

وضعيت گردان پس از عقب‌نشيني اختياري

منطقه مذكور نيز بسيار نامناسب و رملي و پاسگاه فرماندهي گردان در محل و شرايط نامطلوبي مستقر بوده و دائماً زير آتش دشمن قرار داشت و در اثر باد و وجود تپه‌هاي ماسه‌اي روزها سنگر پرسنل پر از ماسه شده حتي آب و غذاي آنها نيز همراه با ماسه و شن مي‌شد. منطقه داراي مار وعقرب زيادي بوده و به علت نبودن جاده شني تداركات به سختي انجام مي‌گرفت.

شكل20: شماي استقرار گردان 220 تانك در جنوب فكه

 

 

فاصله ما از گردان 201 در جناح چپ زياد بوده و حدود 4 كيلومتر تپه‌هاي رملي بين ما و آنها وجود داشت. گردان 201 تانك در منطقه‌اي به نام جنگل عنقر مستقر بود و فرمانده گردان سرگرد رسولي همدوره و دوست صميمي‌ام را به ندرت و گاهي بيش از 15 روز نمي‌ديدم. به علت فرسودگي و خستگي نفرات، روز به روز از آمار پرسنل گردان كسر مي‌گرديد و تعدادي از نظر جسماني ضعيف شده و تعدادي نيز به گردان قدس (گردانهاي جديد التأسيس) منتقل شدند. خستگي و يكنواختي به علت گذشتن مدت مديدي از جنگ و حالت ركورد پدافندي باعث شده تا آثار خستگي در رخسار كليه پرسنل مشاهده شود. گرچه منطقه زياد زير آتش دشمن نبود ولي از نظر زيست و وضعيت گرما و رساندن غذا و آب و يخ، گردان با مشكل عمده مواجه بود.

گرماي تابستان در بين رملهاي داغ گاهي به مرز 50 درجه مي‌رسيد و آمار گرمازدگي و بيماري  روز به روز زياد مي‌شد و به علت عدم تعمير و نگهداري مناسب و كمبود قطعه آمار تانك‌هاي تعميري نيز زياد بود.

معاون گردان، سرگرد آرش مهر، به مدت چهار ماه جهت طي دوره عالي زرهي به شيراز اعزام شد. منطقه پدافندي لشكر 16 حدود 60 كيلومتر و فاقد احتياط بود.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده