دلاورمردان روزهای سخت-26
شب اول عملیات با درگیری نسبتا سنگینی که با کمین عناصر ضد انقلاب در 6 کیلومتری شهر داشتیم موفق شدیم ضمن آوردن تلفات که به منجر باقی ماندن دو کشته از آنان در محل درگیری بود تا نزدیکی های اذان صبح ارتفاعات پیشبینی شده را از اشغال آنان پس بگیریم.

بازگشایی محور میاندوآب به مهاباد

میاندوآب یکی از شهرهای وابسته به استان آذربایجان غربی می‌باشد که از شمال به دریاچه ارومیه و در فاصله 120 کیلومتری شرق شهر مهاباد و از جنوب به بوکان ارتباط دارد.

چون محورهای بوکان و مهاباد در کنترل ضد انقلاب بود، عملاً هرگونه ارتباط این شهر با مرکز استان قطع شده بود، لاجرم برای انجام هرگونه اقدام اداری می‌بایست از طریق محور تبریز ارومیه بهره می‌گرفتند که این بُعد مسافت شرایط بسیار نامطلوبی را فراهم نموده بود و می‌بایست هر چه سریعتر شهر بوکان را از این وضعیت نابسامان رهانید. خلاصه پس از آزاد سازی بوکان گرچه مأموریت جدیدی را دریافت ننموده بودیم، ضمن مشورت با شهید آبشناسان طرح بازگشائی محور میاندوآب به مهاباد را بررسی و به قرارگاه شمالغرب پیشنهاد دادیم. گردان 192 نیرو مخصوص آمادگی رزم و تعقیب عناصر ضد انقلاب را دارا بود اما فاقد نیروی اضافی برای استقرار در پایگاه‌های پیش‌بینی شده بود.

طرح و آمادگی اجرای عملیات به قرارگاه شمالغرب ارائه و دستورات لازم جهت شروع عملیات اتخاذ گردید حدود یکهفته از آزاد شدن شهر بوکان می‌گذشت.

ضد انقلاب موفق شده بود با جمع آوری نیروهای خود که از بوکان و سایر محورهای منتهی به آن شهر پایگاههای خودش در این محور را تقویت کند. چون می‌دانست با از دست دادن این محور هرگونه تحرک، تردد و در نهایت اعتبار سیاسی شکست خورده خود را به کلی در منطقه از دست خواهد داد.

حتی برای جبران شکست خود در زمینه از دست دادن بوکان از هیچ تلاشی فروگذار نبود.

قرارگاه شمالغرب در تاریخ 15/7/60 دستور حرکت از میاندوآب به مهاباد را صادر نمود. می‌بایست 80 کیلومتری از مسیر 120 کیلومتری محور فوق را پاکسازی و تعداد 10 پایگاه از نیروهای ژاندارمری و ارتش را مستقر می‌نمودیم.

مسیر حرکت ما به گونه‌ای بود که جناح راست را تپه هایی کم ارتفاع ولی اطراف آنها درختزارهایی پوشیده قرار داشت. سمت چپ محور زمینهای هموار و کشتزارهایی روستائیان محلی که اغلب با درختهای میوه مانند سیب، دید محدودی را برای یگان عمل کننده فراهم می‌نمود، بنحوی که ضد انقلاب را قادر می ساخت با بهره گیری از همین پوشش های طبیعی خود را تا نزدیکیهای جاده آسفالته برساند و بتواند با اجرای کمین های نقطه ای خساراتی را ببار آورده، ضمنا حرکت تیمهای تأمین را با مشکل جدی روبرو سازد و بهمین دلیل ما مجبور بودیم نیروهای تأمینی ستون را شب هنگام به سمت پایگاههای پیش‌بینی شده اعزام نماییم تا از خسارات و تلفات پرسنلی اجتناب یا بکاهیم.

شب اول عملیات با درگیری نسبتا سنگینی که با کمین عناصر ضد انقلاب در 6 کیلومتری شهر داشتیم موفق شدیم ضمن آوردن تلفات که به منجر باقی ماندن دو کشته از آنان در محل درگیری بود تا نزدیکی های اذان صبح ارتفاعات پیش‌بینی شده را از اشغال آنان پس بگیریم. شایان ذکر است در اینگونه عملیات‌ها ضد انقلاب سعی و آخرین تلاش خود را برای تخلیه کشته ها و یا مجروحین از صحنه درگیری معطوف می‌داشت و علت ناتوانایی آنان برای به عقب بردن کشته ها عدم دید مناسب بعلت تاریکی مطلق، شرایط زمین و درختهای میوه منطقه بود.

صبح روز دوم عملیات به همراه شهید آبشناسان با یکدستگاه خودرو نیسان باری آبی رنگ متعلق به سپاه راهی ارتفاعی در کنار روستای حسن آباد شدیم تا با دوربین تردد خودروهای ضد انقلاب و چگونگی راه های روستایی محلی را شناسایی کنیم. چون این معابر در میزان تحرک ضد انقلاب برای پشتیبانی آنان موثر بود. رانندگی خوردور را شهید استواریکم آریاپور که فردی شجاع و ورزیده بود بعهده داشت.

مسیری که می‌بایست می‌رفتیم از امنیت مناسبی برخوردار نبود و نیروهای تأمینی ما نمی‌توانستند بصورت صد در صد بر محور دید و تیر داشته باشند.

حدود دو کیلومتر در جاده آسفالته میاندوآب به بوکان پیش رفتیم که ناگهان متوجه شدیم به کمین نیروهای ضد انقلاب در افتادیم، تصمیم گیری بسیار سخت بود که چه عکس‌العملی انجام دهیم سلاح‌های انفرادی در دسترس نبود، از سویی ادامه مسیر اصلا امکان نداشت و دور زدن با آن سرعت غیر ممکن بود.

شهید آریاپور که گفته شد بسیار شجاع و بی باک بود بهر ترتیب خودرو را به شانه جاده کشاند که در همین اثنا عناصر کمین کننده با شلیک یک راکت (لوله) R.P.G.7 بسمت ما سعی در منهدم نمودن خودرو نمود. خوشبختانه گلوله درست مماس با سقف اطاق خودرو در فاصله 20 متری جلو ما به زمین اصابت و منفجر گردید.

بهمراه شهید آبشناسان و شهید آریاپور در حداقل زمان به بیرون پریدیم و در این لحظه توانستیم سلاح‌های ژ-3 خود را از زیر صندلی خودرو برداشته و به داخل نهر آبی که از کنار جاده می‌گذشت جان پناه گرفته و به سمت عناصر کمین کننده تیر اندازی نمائیم.

نیروهای خودی متوجه ماجرا شدند و سریع با سلاح‌های نیمه سنگین به محل حادثه رسیدند. نیروهای ضد انقلاب نیز با فراخواندن نیروهای اضافی از پایگاههای خود در منطقه روستای درمان آباد اقدام به حمله ای سنگین برای تسخیر مجدد پایگاههای از دست داده شب قبل نمودند. چون فرماندهاین عملیاتی آنها به هیچ عنوان نمی پذیرفتند کنترل بر محور میاندوآب به مهاباد را از دست بدهند، زیرا در چنینی صورتی برتری نظامی را از دست میداند، نیروهایشان تجزیه میگردید و اجرای عملیات پاک سازی در عمق منطقه در آینده برای نیروهای خودی تسهیل می گردید. از سویی این جاده به روستای دارلک که یکی از قرارگاههای عمده ضد انقلاب بود ختم می گردید. روستای درلک از شرایط سوق الجیشی خاصی برخوردار بود و ضد انقلاب چند ماه قبل موفق شده بود یک فروند بالگرد 214 هوانیروز را در آنجا منهدم و یکی از خلبانان را شهید و کمک خلبان را به اسارت خود در آورد. خلاصه درگیری ما ساعتها بطول انجامید. تا در نهایت ما تصمیم گرفتیم راه ضد انقلاب را از طریق محور میاندوآب به بوکان ببندیم و وقتی متوجه طرح ما شدند ناچارا به سمت پایگاهایشان و آن هم در تاریکی شب اقدام نمودند.

 

ناگفته نماند ضد انقلاب دوبار دیگر در همین نقطه به ماکمین زدند. چون مکان مناسبی برای انجام عملیات ایذایی بود.

 

منبع: دلاورمردان روزهای سخت، اسدی، احمد، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده