در جهان امروز نفت نه تنها به عنوان یک عامل تعیین کننده اقتصادی و صنعتی، بلکه به عنوان یک عامل سیاسی و امنیتی نیز مطرح است. در واقع، نفت یک فاکتور اساسی در جهت تأمین امنیت ملی به شمار میآید. رشد اقتصادی مستلزم برخورداری و بهرهوری از دو عامل سرمایه و انرژی میباشد. رفاه مستلزم رشد اقتصادی و رشد اقتصادی مستلزم برخورداری از انرژی است (ذوقی، 1375: 22).

نقش نفت در امنیت ملی ایران در گذر تاریخ

رشد این صنعت که تمدن امروز زاییده آن است، برای کشورهای نفت‌خیز از جمله ایران همواره با چالش‌های عدیده‌ای همراه بوده است. هرگز هیچ صنعتی مانند صنعت نفت در اقتصاد دنیا بدین اندازه مؤثر نبوده و موجب پیچیدگی روابط دولت‌ها نشده است، تا جایی که تا حد زیادی در دنیای امروز منافع نفتی، روابط بین‌الملل را تحت تأثیر قرار داده است. نفت به طور مشخص کلید اساسی و اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای نفت‌خیز است. درخصوص ایران، موقعیت سوق‌الجیشی و وجود ذخایر فراوان انرژی، توجه قدرت‌های استعماری را در طول تاریخ به خود معطوف کرده است. به عبارتی، امنیت ملی ایران همواره در طول تاریخ به دلیل ذخایر و منابع فراوان نفتی مورد تهدید واقع شده است.

قدرت‌های خارجی در طول تاریخ از طریق مداخله مستقیم یا غیر‌مستقیم در زندگی سیاسی، اقتصادی و نظامی، ایجاد و تقویت فساد درباری و سرنگون کردن حکومت‌ها از طریق کودتا، به امنیت ملی ایران خدشه وارد کرده‌اند.

 ایران بارها صحنه رقابت و بازی‌های سیاسی قدرت‌های بزرگی مثل آمریکا، روسیه و انگلیس بر سر مسئله نفت بوده و هریک از این کشورها سعی داشته‌اند به واسطه دست‌نشاندگان خود امتیازاتی را کسب کنند و به همان اندازه نگذارند قدرت‌های رقیب به امتیازاتی دست یابند و در پاره‌ای از موارد نیز با هم به توافق رسیده‌اند.

 توافق سال 1907 بین روس و انگلیس درباره تقسیم ایران گواهی بر این مدعاست. قرارداد 1907 دقیقاً مناطق نفتی ایران را در شمال و جنوب شامل می‌شد و معنای واقعی این قرارداد انحصار روس و انگلیس بر منابع نفتی ایران بود (آبراهامیان، 1377: 52).

از دیگر مواردی که به رابطه نفت و امنیت ملی ایران برمی‌گردد، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم بود که حفظ تأسیسات نفتی ایران نقش عمده‌ای در این تهاجم داشت و در پیروزی متفقین بسیار مؤثر بود. قراردادها و کنوانسیون‌های دیگری نیز وجود دارد که در رابطه با موضوع نفت ایران انجام شده‌اند که به نوبه خود تهدیدی برای امنیت ملی، اقتصادی و سیاسی ایران محسوب می‌شوند، مانند قرارداد 1919 کاکس [1]و وثوق‌الدوله، قرارداد نفتی دارسی و غیره که ذکر آنها در اینجا مجال نیست.

 از دیگر مواردی که باعث شد امنیت ملی ایران به خاطر نفت به طور جدی تهدید شود و قدرت‌های خارجی در عرصه داخلی کشور دخالت آشکار نمایند، کودتای  28 مرداد 1332 بود. در پی ملی شدن صنعت نفت توسط دکتر محمد مصدق و قطع‌ شدن دست اجانب از نفت ایران، آمریکا و انگلیس که خود را متضرر می‌دیدند با برگرداندن شاه مخلوع، طی یک کودتا حکومت دکتر مصدق را از ساقط می‌کنند و شخصی را که مطیع امر آنها بود بر سر کار می‌آورند (همان: 152).

آخرین مورد در رابطه با نفت و امنیت ملی ایران، تجاوز نظامی گسترده رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی بود که یکی از انگیزه‌های آنها جداکردن خوزستان با وجود ذخایر فراوان نفتی از ایران بود. اشغال این منطقه برای عراق چندین فایده را در برداشت:

1-  عراق با اشغال خوزستان می‌توانست مرز دریایی خود را به میزان زیادی گسترش دهد و نفوذ خود را به ‌راحتی در خلیج فارس وسعت بخشد.

 2-  منطقه حاصلخیز خوزستان دارای معادن عظیم نفتی بود و اشغال چنین سرزمینی باعث نفوذ شدید عراق در بازار نفت می‌شد؛ ضمن اینکه می‌توانست زمینه سرنگونی نظام نو پای انقلابی ایران را به همراه داشته باشد.

 پس به طور کلی، از زمان افزایش اهمیت نفت به ‌عنوان یک منبع انرژی مهم در زندگی و اقتصاد بین‌الملل، امنیت ملی ایران همواره با نفت رابطه مستقیم داشته و همیشه بخشی از دیدگاه سیاستمداران را در نگاه به ایران مسئله نفت و منابع نفتی ایران تشکیل می‌داد.

  نفت و اقتصاد سیاسی ایران

در جهان امروز نفت نه تنها به ‌عنوان یک عامل تعیین کننده اقتصادی و صنعتی، بلکه به ‌عنوان یک عامل سیاسی و امنیتی نیز مطرح است. در واقع، نفت یک فاکتور اساسی در جهت تأمین امنیت ملی به شمار می‌آید. رشد اقتصادی مستلزم برخورداری و بهره‌وری از دو عامل سرمایه و انرژی می‌باشد. رفاه مستلزم رشد اقتصادی و رشد اقتصادی مستلزم برخورداری از انرژی است (ذوقی، 1375: 22).

بهره‌برداری از نفت در کشورهای نفت‌خیز ازجمله ایران به‌عنوان اصلی‌ترین منبع ایجاد درآمد بر اقتصاد این کشورها تأثیر می‌گذارد. تعیین میزان این تأثیر در واقع نشان دهنده میزان وابستگی کشورهای نفت‌خیز به نفت است (خلعتبری، 1373: 123).

اقتصاد ایران به طور عمده بر پایه نفت قرار داشته و دارد. در ایران از سویی نفت به ‌عنوان یک منبع انرژی، زندگی و اقتصاد کشور را متحول ساخته و رشد و توسعه اقتصادی را باعث شد و از سوی دیگر موجب ترقی و پیشرفت در تمامی شئون اقتصادی و اجتماعی شده است. عواید حاصل از فروش نفت همواره بخش مهمی از درآمدهای دولت ایران را تشکیل داده است.

 نفت به‌ عنوان تأمین کننده سوخت ارزان و دائمی و تأمین کننده ماده اولیه صنایع پتروشیمی در مقایسه با نقش مالی آن هنوز قابل توجه نیست. نقش اساسی نفت در اقتصاد ایران همواره نقش مالی آن بوده است. صنعت نفت ایران تنها یک کارکرد اساسی داشته و آن نیز تأمین ارز کشور بوده است.

دستگاه‌های عظیم برای اکتشاف، استخراج و صدور نفت خام به‌ وجود آمد تا صرفاً به کسب درآمد برای دولت بپردازد. صدور نفت خام در کل ساختار اقتصادی ایران چنان اهمیتی یافت که به تک محصولی شدن اقتصاد ایران انجامید. به ‌تدریج درآمد حاصل از فروش نفت بر اثر افزایش استخراج و سپس افزایش قیمت آن رشد یافت؛ اما در مقایسه با آن، بخش‌های دیگر اقتصادی کشور از رشد واقعی بازماندند و به واردات متکی شدند (ذوقی، پیشین: 32).

از منظر کشورهای قدرتمند، نفت مهم‌ترین عامل آسیب‌پذیری ژئوپلیتیکی ایران است؛ از اینرو سیاست‌های خود را برای آسیب ‌رساندن به ایران، بر روی آن متمرکز کرده‌اند. تحریم داماتو درباره صنایع نفت و گاز ایران که از سوی آمریکا اعمال شده بود، بیانگر این مسئله است.

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1] . سر پرسی کاکس وزیر مختار انگلیس در سال 1298

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده