عبور از سيروان (27)
حمله هوايی ارتش عراق به محور جوانرود در آن ايام سرگرد اسدالله دهقان فرمانده گردان به ستاد تيپ در خرمآباد احضار شد و به جاي او سرگرد محمود ابراهيمزاده به طور موقت به سرپرستي گردان تعيين شده و به همراه سرگرد ايرج حيدري به عنوان معاون گردان وارد پاوه شدند و مسئوليت ادارة گردان را به عهده گرفتند.

زمان خروج سرگرد دهقان از گردان (اواخر مرداد ماه) آقاي ناصر كاظمي از راه رسيد و مشكل پيش آمده در جوانرود را مطرح كرد. او گفت قلخاني‌ها و گوراني‌ها از سمت قلقله یا غلغله از روستاهاي تابع بخش جوانرود به اين شهر حمله سختي را آغاز نموده‌اند و پاسداران حاضر در محل قدرت مقابله با آنان را ندارند. اوضاع آنجا به شدت وخيم شده است، اگر نيروي كمكي نفرستيم عناصر ضدانقلاب مهمات موجود در آنجا را به يغما مي‌برند و از قرار معلوم هدف اصلي آنها دست‌يابي به مهمات موجود در جوانرود است. سرگرد دهقان موضوع تعويض خود را به اطلاع او رسانيد و گفت مسئوليت با سرگرد ابراهيم‌زاده است. در چنين مواردي كه بايد يگاني از گردان وارد عمل شود يا موضوع مهم بود، آقاي كاظمي از طريق برادر بروجردي در كرمانشاه و هماهنگي با فرماندهي عمليات منطقه غرب و فرماندهي لشكر 81 دستور همكاري گردان را مي‌گرفت. به هر حال برادر كاظمي با هماهنگي فرمانده جديد گردان، يك گروهان تقويت شده گردان را به كمك گرفت. چون گروهان سوم در منطقه احتياط قرار داشت و سروان نقدي هم معمولاً براي اجراي مأموريت و همكاري با سپاه پيش قدم بود، گروهان سوم براي اين مأموريت انتخاب شده و دسته خمپاره‌انداز 120 ميلي‌متري گردان به فرماندهي ستوان عبدالحسين فلاح‌كردي، يك قبضه تفنگ 106 ميلي‌متري با حضور گروهبان شكوري بهترين تيرانداز گردان و يك گروه پياده از گروهان يكم نيروي اعزامي را تقويت نمودند. نيروي امدادي با سرعت آماده حركت شد و آقاي كاظمي نيز شخصاً ستون را همراهي كرد. اين ستون در جاده جوانرود و نرسيده به شهر مورد هجوم چند فروند ميگ عراقي قرار مي‌گيرد. بنا به گفته حاضران از جمله ستوان فلاح‌كردي و گروهبان شكوري ميگ‌ها ابتدا يك دور بر فراز ستون مي‌زنند و سپس اولين ميگ پيكه مي‌كند و يك خودرو را به آتش مي‌كشد. اين هواپيما از محل دور مي‌شود و همزمان با متفرق شدن پرسنل، هواپيمايِ دومي بمباران را شروع مي‌كند. ميگ‌ها چندين بار ستون را به رگبار بسته و با پرتاب راكت ضايعاتي به بار مي‌آورند. در اين حمله هوايي چند دستگاه خودرو آسيب ديده و چند نفر مجروح گرديدند؛ از جمله ستوان فلاح‌كردي فرمانده دسته 120 ميلي‌متري در اثر اصابت تركش به ناحيه سرش مدت 19 روز بي‌هوش بود و پس از آن تا مدت شش ماه بعضي از اعضاي حسي ايشان قادر به تشخيص و درك عامل تحريك نبودند. فلاح‌كردي مي‌گفت بعد از اينكه بينايي‌ام را به دست آوردم، گوشم خوب نمي‌شنيد و حس لامسه‌ام ضعيف بود و پس از شش ماه هنوز مزه غذاها را تشخيص نمي‌دادم. ايشان خوشبختانه بهبودي يافت و توانست سال‌ها بعد انجام وظيفه نموده و منشأ خدمات خوبي باشد اما ديگر به گردان برنگشت و در طول سالهاي جنگ دسته خمپاره‌انداز 120 ميلي‌متري بدون فرمانده دسته ماند.

به گفته حاضرين، پس از دور شدن هواپيماهاي عراقي، سروان نقدي و آقاي كاظمي ستون را سروسامان مي‌دهند و پس از تخليه مجروحين، قسمتي از نيرو را به محل درگيري مي‌رسانند و ضدانقلاب را زير آتش قرار مي‌دهند. در اين نبرد گروهبان شكوري كه در تير‌اندازي با تفنگ 106 ميلي‌متري ماهر و با تجربه بود، با دقت و سرعت خود انبوهي از آتش بر روي نيروهاي ضدانقلاب مي‌ريزد و خيز به خيز آنها را تعقيب كرده و به عقب مي‌راند. با رشادت افراد گردان، نيروي مهاجم با تحمل تلفات ناچار به عقب‌نشيني مي‌شود و پاسداران مهمات را از پايگاه‌هاي جلوتر به نقاط امني تخليه مي‌كنند. اين ستون با تحمل ضايعاتي اما با موفقيت پس از چند روز مراجعت نمود.

دو نكته در جريان اين حادثه قابل توجه است. نكته اول ارتباط عناصر ضدانقلاب با بيگانه و دريافت كمك‌هاي نظامي و مالي از آنها و نكته دوم تجاوز آشكار و علني ارتش عراق به خاك ايران است؛ در نيمه اول شهريور ماه، آن هم به عمق خاك ايران و در محلي كه فاصله هوايي آن تا مرز عراق بيش از 50 كيلومتر است.

ارتش عراق اين گونه تجاوزات آشكار را قبل از شروع رسمي جنگ تكرار كرد كه در صفحات آينده به شرح آن مي‌پردازيم. با اين حال سردمداران رژيم بعثي مدعي بودند آغازگر جنگ و محرك درگيري‌ها ايران بوده است!

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده