دلاورمردان روزهای سخت-25
مکانی که برای عملیات و انهدام مقر ضدانقلاب در نظر گرفتیم، کاملاً توسط سنگرهای ضد انقلاب محصور شده بود و ما از اصل غافلگیری بهره گرفتیم. چون محور جاده ای کاملاً تحت کنترل آنها بود، هرگز باور نمیکردند که نیروهای ما چنین خطری را بپذیرند و از طریق هوا به آنجا حمله کنند. تقریباً با آغاز روشنایی طبق طرح در نظر گرفته شده با بالگرد روی ارتفاعات مشرف به روستا فرود آمدیم. ضد انقلاب که خود را در محاصره کامل دید راهی به جز فرار نداشت.

حمله ضد انقلاب به پایگاه داشبند

15 مهرماه 1360، حدود یک هفته از بازگشایی محور میاندوآب به بوکان گذشته بود و ایام همزمان با عید سعید قربان بود. در بازدیدی که از پایگاه‌ها داشتیم جناب سروان باروت کوب که فرماندهی پایگاه بالای روستای قره موسالو را به عهده داشت و افسری دلسوز و مدبر بود به ما گفت: دیروز ساعت 10 صبح پنج نفر از افراد محلی با مقداری گوشت تا جلوی سیم خاردار ورودی پایگاه ما آمدند و اظهار داشتند که گوشت قربانی برایتان آورده‌ایم. ما هم از آنها پذیرایی کردیم و بعد از نیم ساعت اینجا را ترک کردند. به وی گفتم که جناب سروان یک ایست بازرسی در محل تلاقی جاده آسفالته و پایگاهتان داشته باشید و به آن‌ها ابلاغ کنید که به هیچ وجه اجازه ندهند، هیچ فردی حتی چوپان‌هایی که برای چرای گوسفندانشان به صحرا می‌آیند، به سنگرهای پایگاه نزدیک شوند، چون ممکن است محل شما را شناسایی کنند، راه‌های ورود و خروج شما را بیابند و در عملیات شبانه به شما ضربه وارد کنند. متأسفانه چهل و هشت ساعت از این ماجرا نگذشت که ضد انقلاب ساعت 2 نیمه شب به آن پایگاه حمله نمود. در ابتدا نگهبان درب ورودی پایگاه را با فروبردن سر نیزه به گلویش خفه و رعد آسا به سنگرها حمله کردند. ضد انقلاب با پرتاب نارنجک دستی و بستن رگبار به درون سنگرها توانستند 17 نفر را به شهادت برسانند. پنج نفر نیز مجروح شدند و سه نفر با استفاده از تاریکی شب در جان پناهی شب را به صبح رسانیدند. جنازه دو نفر از مهاجمین که در درگیری کشته شده بودند در دره کنار پایگاه باقی مانده بود. می‌توان عدم احداث موانع منطقی و مناسب مانند میدان مین دورادور پایگاه، استفاده نکردن از سیم خاردارهای مستحکم، شناسایی خوب ضد انقلاب از درون پایگاه، عدم وجود سنگرهای آتش مناسب برای پوشاندن تمام شیارها و محل ورود ضد انقلاب، خستگی مفرط نفرات و نداشتن تجربه را از علت‌های وقوع این حادثه ناگوار برشمرد.

تعدادی از سربازان، مجال بیرون آمدن از کیسه خواب را نیافته بودند و در همان لحظات اول به رگبار بسته شده و شهید گردیده بودند. برخی از شهدا پوتین به پا نداشتند و این مبین آن بود که ضد انقلاب آنچنان سریع و برق آسا به پایگاه حمله کرده بود که برخی از کسانی که داخل پایگاه بودند فرصت به پا کردن پوتین را نیافته بودند.

پیکر شهید باروت کوب، فرمانده پایگاه و پیکر شهید استوار زارع در وسط پایگاه، گویای آن بود که برای کنترل سربازان تلاش کرده بودند، ولی تلاش آن‌ها موثر واقع نشده بود. سکوتی مرگبار، غم انگیز و دلخراش بر پایگاه حاکم بود. با حضور مسئولین، در اندک زمان پایگاه پاکسازی گردید و با اعزام نفراتی جدید پایگاه مجدداً سازمان داده شد.

ضد انقلاب که با از دست رفتن کنترل خود بر شهر بوکان تمام برتری‌های سیاسی، نظامی و اجتماعی خود را از دست رفته می‌دید، تا مدت‌ها تلاش می‌کرد تا انتقام خود را به این شیوه‌ها باز ستاند و این باعث شد که پایگاه‌های دیگر با تمهیدات بیشتر بتوانند با هرگونه فعالیت ضدانقلاب مقابله نمایند. البته تا مدت‌های مدید در آن منطقه گروهک‌های مختلف تلاش‌های مذبوحانه‌ای به عمل می‌آوردند، ولی رزمندگان با عکس‌العمل های به موقع آن ها را ناکام می گذاشتند و بعضاً ضد انقلاب با به جای گذاشتن کشته و مجروح از صحنه نبرد می‌گریختند.

 

حمله به مقر اصلی ضد انقلاب

سه روز بعد 18 مهر ماه اخباری که به ما رسید حاکی از این بود که ضد انقلاب مقر اصلی خود را از بوکان به روستایی به نام سراب در عمق منطقه و 30 کیلومتری شهر بوکان منتقل کرده است. طی طراحی با برادران سپاه و جناب سرهنگ حمیدی فرمانده تیپ 30 گرگان عملیات هلی‌برن با بهره گیری از دو فروند بالگرد 214 انجام شد و به ارتفاعات اطراف آن روستا رفتیم و به ساختمانی که ضد انقلاب آن را به عنوان مقر خود استفاده می‌نمود وارد شدیم. تلاش و جسارت شهید ستوان حسن هداوند میرزایی، شهید استوار نعمت الله شیرزادیان، شهید استوار آریاپور، شهید گروهبانیکم محمدی و شهید گروهبانیکم نظری از گردان 192 در این عملیات فراموش نشدنی است. (این عزیزان در عملیات بیت المقدس-آزاد سازی خرمشهر به درجه رفیع شهادت رسیدند.)

 

مکانی که برای عملیات و انهدام مقر ضدانقلاب در نظر گرفتیم، کاملاً توسط سنگرهای ضد انقلاب محصور شده بود و ما از اصل غافلگیری بهره گرفتیم. چون محور جاده ای کاملاً تحت کنترل آنها بود، هرگز باور نمی‌کردند که نیروهای ما چنین خطری را بپذیرند و از طریق هوا به آنجا حمله کنند. تقریباً با آغاز روشنایی طبق طرح در نظر گرفته شده با بالگرد روی ارتفاعات مشرف به روستا فرود آمدیم. ضد انقلاب که خود را در محاصره کامل دید راهی به جز فرار نداشت.آنگاه با آتش پشتیبانی به ساختمان هدف که تقریباً در صد و پنجاه متری ما بود حمله شد. چون از ارتفاعات مشرف به روستا برتری داشتیم نتوانستتند زیاد مقاومت کنند، اما با استفاده از آتش توپخانه توانستند دو نفر از نیروهای تأمینی ما را به شهادت برسانند. درگیری پراکنده تا ساعت یک بعد از ظهر به طول انجامید.

در نهایت موفق شدیم با ورود به ساختمان مزبور تعدادی بیسیم AM برد بلند ،تعدادی مین دست ساز که برای عملیات تخریبی آماده کرده بودند و سایر تجهیزات نظامی را ضبط یا منهدم کنیم. ساعت 2 بعدازظهر با فرود بالگردها نیروهایمان را از محل تخلیه نموده و پایگاه اصلی گردان که در نزدیکیهای سد نوروزلو بود مراجعه نمودیم.

پاکسازی روستای حسن‌آباد

شایان توجه است که حدود 6 ماه قبل برادران سپاه میاندوآب در عملیات پاکسازی روستایی به نام حسن آباد تعداد 23 نفر شهید را به علت عدم تأمین عقب یگان‌های عمل کننده متحمل شده بودند. 15 مهرماه همان سال برای پاکسازی و بازگشایی محور میاندوآب به مهاباد به اجبار در آغاز می‌بایست این روستا از لوث وجود ضد انقلاب پاکسازی میشد و تا این مهم صورت نمی پذیرفت پیشروی ما غیر ممکن بود.

شب هنگام با سازمان دادن 3 تیم عملیاتی نوهد و با در اختیار گرفتن 50 نفر از برادران بسیج از دو محور به مقر ضد انقلاب در این روستا حمله کردند و ضمن مقاومت شدید ضد انقلاب موفق شدند تا ساعت 10 صبح تمام نیروها را از روستا خارج کنند و کنترل کامل آنجا را به دست گیرند.

برابر اطلاعات دریافت شده پس از اینکه ضد انقلاب شهر بوکان را در منطقه از دست دادند. با آشفتگی زیادی روبرو شدند، به شکلی که روحیه و توان رزمی خود را به طور محسوسی از دست دادند. عدم مدیریت در نیروهای آن ها کاملاً مشهود بود. در چند ساعت توان مقاومت را از دست دادند و ما باور نداشتیم که بتوانیم بدان شکل آن مکان را پاکسازی کنیم. البته ضد انقلاب سعی می‌کرد با شلیک گلوله برای ما ایجاد رعب و وحشت کند، اما آتش‌های آنان موثر نبود.

فردای آن روز با یک دستگاه خودرو نیسان که متعلق به سپاه بود، جهت شناسایی به مکانی رفتیم که چند کوره آجر پزی در آنجا وجود داشت. ضد انقلاب که از قبل در ساختمان های آنجا به کمین نشسته بود، با شلیک 2 گلوله آر پی جی 7 به سمت ما در صدد به دام انداختن و یا منهدم کردن ما بود.

 

منبع: دلاورمردان روزهای سخت، اسدی، احمد، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده