از هویزه تا آتش بس-19
شور و شوق عجيبي در نيروها و در سطح مملكت به وقوع پيوسته بود. همه خودروها چراغ روشن حركت ميكردند. بلافاصله من به اتفاق چند نفر از نفرات گردان روي جاده آسفالت به سمت پادگان حميد حركت كرديم و مشاهده نموديم كه دشمن تمام تأسيسات و ساختمانهاي پادگان حميد را تخريب كرده است. برابر دستورات صادره شناسائيهاي لازم از خاكريز دژ و جاده كوشك به منظور اشغال خاكريز مرزي انجام گرفت كه در مسير رفت و برگشت دو نفر اسير هم از دشمن گرفتيم.

شناسايي از منطقه تيپ 37

حوادث و رويدادها پس از آزادسازي جاده اهواز– خرمشهر

شور و شوق عجيبي در نيروها و در سطح مملكت به وقوع پيوسته بود. همه خودروها چراغ روشن حركت مي­كردند. بلافاصله من به اتفاق چند نفر از نفرات گردان روي جاده آسفالت به سمت پادگان حميد حركت كرديم و مشاهده نموديم كه دشمن تمام  تأسيسات و ساختمان­هاي پادگان حميد را تخريب كرده است. برابر دستورات صادره شناسائي­هاي لازم از خاك­ريز دژ و جاده كوشك به منظور اشغال خاك­ريز مرزي انجام گرفت كه در مسير رفت و برگشت دو نفر اسير هم از دشمن گرفتيم. يك روز به همراه ستوان عقابي[1] فرمانده گروهان دوم جهت شناسائي، اشتباهاً تا نزديك آسفالت مرزي عراق پيش رفته بوديم كه پس از مشاهده يك دستگاه ميني­بوس دشمن به سرعت به عقب برگشتيم. دشمن هنوز منطقه كوشك را تخليه نكرده بود. ( منطقه مذكور در داخل خاك ج.ا.ا مي‌باشد).(شكل 12)

تعويض با گردان 293 تيپ 3 زرهي لشكر 92

در قسمتي از نوشته­هايم ذكر كردم كه تغيير مكان به مراتب مشكل‌تر از مراحل ديگر عمليات است. در مورخه 22/2/61 دستور داده شد كه سريعاً با استفاده از خودروهاي ماز و كمرشكن­ها به نيم ايستگاه نود به منظور تعويض گردان 293 تيپ 3 زرهي لشكر92 تغيير مكان دهيم. نيروهاي جمهوري اسلامي هنوز در شلمچه (شكل12) مستقر بوده و دشمن با تمام قوا خرمشهر را تقويت مي­كرد تا از سقوط آن جلوگيري نمايد.

 به هر حال در اجراي دستور صادره به منطقه گردان 293 رفتيم و در زير آتش شديد دشمن به عنوان افسر عمليات گردان به اتفاق فرمانده گروهانها مشغول شناسايي شديم كه اولين بار خاك­ريز مرز را مشاهده كرديم. در همين اثنا مجدداً دستور داده شد كه 5 كيلومتر پائين­تر از منطقه گردان 293 برويم و منطقه تيپ 4 لشكر 21 حمزه را شناسايي کرده و يگانهاي آن تيپ را تعويض نمائيم. با خستگي فراوان و تردد در زير آتش دشمن و در روي يك جاده خاكي و نامناسب از منطقه تيپ مذكور و خط دژ مرزي شناسائي كرديم و مقرر شد كه روز 25/2/61 (فرداي روز شناسايي) به محل مذكور تغيير مكان دهيم.

 شب حدود ساعت 21:30 كه به پاسگاه گردان مراجعت کرديم اطلاع يافتيم كه فرمانده گردان (سرهنگ2 فردوسي) به علت بيماري همان شب به بهداري لشكر اعزام شده است.

 در نهايت خستگي و بي­خوابي چند روزه، مشغول طرح­ريزي تغيير مكان گردان و همچنين جوياي وضعيت سلامتي فرمانده گردان بوديم كه حدود نيمه شب پيام آني از طريق تيپ ابلاغ گرديد كه گردان220 تانك بلافاصله حركت كرده و به كنار جاده آسفالت اهواز- خرمشهر تغيير مكان دهد.

تغيير مكان گردان 220 به كنار جاده اهواز – خرمشهر

 كليه اعضاء ستاد گردان سردرگم شده بوديم و ابلاغ دستورات و مأموريتهاي متغير به يگانها واقعاً برايمان مشكل بود. به هر حال يگانهاي گردان به تدريج به سمت محل هاي تعيين شده حركت كردند. در روشنائي صبحگاهي معاون گردان سرگرد صنعتي را كه يگانها را به محل مورد نظر هدايت مي­كرد ملاقات كرده و متوجه شديم كه تيپ 1 لشكر 16 مي­بايست از ايستگاه حسينيه با استفاده از خودروهاي تانك­بر به منطقه جفير تغيير مكان دهد و علت آن پاتك شديد دشمن در جناح راست قرارگاه قدس بود كه باعث صدمات و تلفات زيادي براي گردان سوار زرهي اردبيل و يكي از گردان­هاي تيپ 3 همدان شده بود.(شكل13)

در منطقه تجمع روي جاده اهواز ـ خرمشهر تراكم زيادي بود و تمام سلاحها و ادوات جنگي اعم از تانك و نفربر و توپها در يكجا متمركز و برای تغيير مكان و اجراي سريع مأموريت در حال سبقت از يكديگر بودند و چنانچه هواپيماهاي دشمن محل موصوف را بمباران مي­کردند، مسلماً تلفات و ضايعات زيادي را براي يگانهاي تيپ1 ايجاد مي شد.

 

شكل 13: تك محدود دشمن به يگان پهلودار تيپ3 زرهي 61 در منطقه پاسگاه ژاندارمري شهابي در مورخه 24/2/61

 

استقرار گردان در منطقه جفير و وضعيت منطقه

 بالاخره به منطقه جفير حركت كرديم و اولين بار جفير را ديديم. جفير محلي است كه تصرف آن زماني براي ما رؤيا بود، زيرا قسمت اعظم تداركات و يگانهاي عمده نيروهاي دشمن در آنجا مستقر بودند، ولي اكنون مشاهده كرديم كه جفير يك آبادي با يك پاسگاه ژاندارمري است كه اكثر خانه­هاي آن توسط دشمن تخريب شده بود و چيز ديگري ندارد.

 

 

 در همان لحظه هواپيماي دشمن منطقه جفير را بمباران كرد و دو عراده توپ 155 م­م خودكششي گردان كمك مستقيم تيپ 1 را منهدم نمود و خدمه‌هاي آن شهيد شدند. در منطقه پدافندي جديد مستقر گشته و در سمت راست ما نيرويي نبود و به هورهويزه متصل مي­گشت، بنابراين منطقه بسيار خطرناك بود.

 در مورخه 2/3/61 گردان تك محدودي به منظور تصرف خاكريز پاسگاه شهابي انجام داد و بالاخره سه خاكريز كه قبلا در تصرف دشمن بود در اختيار يگانهاي خودي قرار گرفت و سرهنگ2 تولمي[2] معاون گد 176 خاكريزهاي مذكور را به پاس تلاش و ايثارگري يكي از فرماندهان گروهانشان به نام سروان صفري[3] به نامهاي صفري 1و2و3 نامگذاري كرد.(شكل 14)

دشمن پاسگاه شهابي را با خاك يكسان كرده بود و با توجه به خاكريزهاي متراكم و وجود سنگرهاي زياد دشمن به نظر مي­رسيد كه دشمن نيروي زيادي در منطقه جفير داشته است. گردان 201 نيز سمت چپ حوالي ما مستقر بود.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1.به زير نويس صفحه 109 مراجعه شود.

2. سرهنگ2 تولمي به علت بيماري اعصاب در سال 62 به باقيمانده لشكر قزوين اعزام شد و ديگر اطلاعي از وضعيت وي ندارم.

3. به زير نويس صفحه 36 مراجعه شود

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده