از هویزه تا آتش بس-18
شناسايي از منطقه تيپ 37 شناسايي در صبح مورخه 14/2/61 به علت پاتك شديد دشمن در منطقه تيپ 37 و عدم هماهنگي لازم قرارگاه فتح با قرارگاه قدس انجام نگرفت و به بعد ازظهر موكول شد. در حالي كه هنوز پاتك دشمن از سمت ايستگاه حميد به سمت جناح راست قرارگاه فتح ادامه داشت، بالاخره شبانه گروهانها را به منطقه مورد نظر (گردان 237 تانك) به فرماندهي سرگرد نيكخواه حركت داده و در زير آتش شديد دشمن به كمك من و سرگرد آرشمهر، تانكهاي گروهان يكم به منطقه پدافندي مورد نظر هدايت شدند.

انجام مرحله دوم تك توسط نيروهاي خودي

در روز 15/2/61 پاتك دشمن ادامه داشت و چون نيروي پياده‌اي در جلو نداشتيم نمي‌توانستيم گردان 237 را به طور كامل تعويض کنيم. بالاخره بنا به دستور فرمانده تيپ اين تعويض انجام گرفت. آتش دشمن در منطقه گروهان يكم بسيار شديد بود و قرار بود كه تيپ 37 به اندازه 4 كيلومتر پائين‌تر از ما در سازمان رزمي قرارگاه فتح تك نموده و از طريق ايستگاه حسينيه به سمت خاكريز مرز بين‌المللي پيشروي کند.

تك مرحله دوم نيروهاي خودي متشكل از قرارگاه فتح و نصر در ساعت 5/9 شب مورخه 16/2/61 انجام شد و نيروهاي اسلام خاك‌ريز خط مرز و حتي برخي از يگان‌ها خاك‌ريز دژ عراقي را تصرف كردند.(شكل 12)

هواپيماهاي دشمن شديداً منطقه را بمباران مي‌كردند، حتي بمبي در حوالي نفربر پست فرماندهي به زمين خورد كه شعاع تركش آن ما را به شدت در داخل نفربر به زمين زد. دشمن با هلي‌كوپتر يك قبضه ضد هوائي گردان ما را كه در گوشه خاكريز گروهان يكم مستقر بود مورد اصابت قرارداده و منهدم نمود و خدمه آن شهيد شدند.

آزاد شدن جاده اهوازـ خرمشهر

فشار دشمن در منطقه گروهان يكم و گروهان جانباز مأمور از لشكر16 بسيار زياد بود. برابر طرح قرار بود كه قدس 1 به طرف ايستگاه حميد تك نمايد. دشمن در شب مورخه 17/2/61 در سرتاسر منطقه قرارگاه قدس و همچنين منطقه تيپ1 با سلاح‌هاي سنگين و خمپاره‌اندازها و توپخانه و ساير سلاح‌ها آتش بسيار شديدي اجرا كرد و همه تصور مي‌كرديم كه دشمن قصد پاتك دارد و نيروهاي  ما هم شديداً با آتش پاسخ آن را مي‌دادند.

 سحرگاه مورخه 18/2/61 ناگهان آتش دشمن قطع شد و ملاحظه كرديم كه دشمن با تاكتيك بسيار ماهرانه و اصولي دو لشكر 5 و 6 خود را به صورت عقب‌نشيني اختياري از منطقه خارج نموده و در مرز مستقر كرده است.

 ظهر خبر رسيد كه دشمن پادگان حميد و مناطق هويزه را كاملاً تخليه كرده و اين در حالي بود كه هيچ گونه وسايل و تجهيزات حتي قوطي كنسرو و فشنگي در سنگرهاي عراقي نبود و بالاخره پس از 2 سال جاده اهواز- خرمشهر آزاد گشت.

حوادث و رويدادها پس از آزادسازي جاده اهواز– خرمشهر

شور و شوق عجيبي در نيروها و در سطح مملكت به وقوع پيوسته بود. همه خودروها چراغ روشن حركت مي‌كردند. بلافاصله من به اتفاق چند نفر از نفرات گردان روي جاده آسفالت به سمت پادگان حميد حركت كرديم و مشاهده نموديم كه دشمن تمام  تأسيسات و ساختمان‌هاي پادگان حميد را تخريب كرده است. برابر دستورات صادره شناسائي‌هاي لازم از خاك‌ريز دژ و جاده كوشك به منظور اشغال خاك‌ريز مرزي انجام گرفت كه در مسير رفت و برگشت دو نفر اسير هم از دشمن گرفتيم. يك روز به همراه ستوان عقابي[1] فرمانده گروهان دوم جهت شناسائي، اشتباهاً تا نزديك آسفالت مرزي عراق پيش رفته بوديم كه پس از مشاهده يك دستگاه ميني‌بوس دشمن به سرعت به عقب برگشتيم. دشمن هنوز منطقه كوشك را تخليه نكرده بود. ( منطقه مذكور در داخل خاك ج.ا.ا مي‌باشد).(شكل 12)

 

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1.به زير نويس صفحه 109 مراجعه شود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده