دریاسالار (11)
رابطه ارزشهاي اخلاقي و باورهاي ديني ارزشهاي اخلاقي مورد تأييد اسلام مبتني بر جهانبيني اسلامي و باورهاي ديني است. در مكتب اسلام، ارزشهاي اخلاقي منهاي اعتقاد به مبدأ و معاد وجود ندارد. از همين رو، استاد شهيد مرتضی مطهري بر اين باور است كه شرافت انساني و اخلاقي جز در ذيل مكتب خداپرستي صورت نميبندند و در هيچ مكتب ديگري قابل توجيه نيست.

ايشان درباره رابطه ارزش‌هاي اخلاق با ايمان مي‌نويسد: كرامت، شرافت، تقوي، عفت، امانت، راستي،‌ درستكاري و بالأخره همه اموري كه فضيلت بشري ناميده مي‌شود و همه افراد و ملت‌ها آنها را تقديس مي‌كنند و آنهايي هم كه ندارند، تظاهر به داشتن آنها مي‌كنند، مبتني بر اصل ايمان است؛ زيرا تمام آنها مغاير با اصل منفعت‌پرستي است و التزام به هر يك از اينها، مستلزم تحمل يك نوع محروميت مادي است. آدمي بايد دليلي داشته باشد كه رضايت به يك محروميت بدهد؛ اين جهت آنگاه ميسر است كه به ارزش معنويت پي برده و لذت آن را چشيده باشد (مطهري، 1361: 152).

بنابراين، جهان‌بيني اسلامي و باورهاي ديني، افعال اختياري انسان را در جهتي سوق مي‌دهد كه موجب وصول او به كمال اخروي و سعادت ابدي مي‌گردد، كمال و سعادتي كه تنها در سايه قرب به خداوند متعال به دست مي‌آيد (ارزش‌هاي اسلامي، 1380:13).

لزوم ماندگاري ارزش‌هاي دفاع مقدس

چگونه انديشيدن درباره تاريخ و آگاهي از آن، عامل روشن‌شدن خواست‌هاي ما مي‌شود. اين انديشه يا به ما روشنايي مي‌دهد و يا ما را از راه به در كرده و از واقعيات غافل مي‌سازد (دوران افتخار، ص14).

دامنه تأثيرگذاري فرهنگ و معنويات جبهه با پيچيدن آوازه‌اش در ميان ديگر جوامع مسلمين، خاصه در لبنان و افغانستان و كشورهاي منطقه خليج فارس گسترده گرديد. تأثير عميق فرهنگ دفاع مقدس در زندگي مردم و در كُنه باور و اعتقادات مذهبي امت مقاوم و حزب‌الله انكارپذير نيست.

اهميت اين موضوع وقتي بيشتر نمايان مي‌شود كه ببينيم مقام معظم رهبري نيز در فرمايشات گهربارشان مدام بر اين موضوع تأكيد دارند. مي‌بايست اين فرهنگ با جديت تمام در سياست‌ها و  برنامه‌ريزي‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور لحاظ و تثبيت گردد. بر همين اساس، بايد با آفت‌ها و ضد ارزش‌هاي فرهنگ دفاع مقدس كه همانا رفاه‌طلبي و راحت‌طلبي و دنياخواهي است، مقابله كرد (همان، ص20).

نهادينه كردن ارزش‌ها در بين نسل جوان

زيرساخت‌هاي فكري هر جامعه‌اي منبعث از فرهنگ حاكم بر آن جامعه است و مقوله فرهنگ رابطه مستقيمي با زيرساخت‌هاي جامعه دارد. بنابراين، براي تغيير در حاكميت هر جامعه‌اي ابتدا بايد از تغيير فرهنگ حاكم بر آن جامعه شروع گردد كه در اين برهه از زمان، دشمنان دين و قرآن و كشورهاي سلطه‌گر چه در داخل و چه در خارج براي نيل به تغيير نوع حاكميت در جامعه، تهاجم به نظام‌هاي فرهنگي را سرلوحه سياست‌هاي توسعه‌طلبانه خود قرار داده‌اند.

از آنجا كه تاريخ ملت‌ها، پنجره‌اي بر روي هويت ملي آنهاست، هر فرد با گذراندن دوران تحصيل، با تاريخ و نمادها، انديشه‌ها و دين آشنا مي‌شود. از همين روست كه در پرتو ارزش‌ها، انسان‌ها متحول شده و در قالب فرهنگ و فلسفه حياتي كه به آن معتقدند استحكام رواني، شخصيتي و اجتماعي پيدا مي‌كنند و به هويت ملي، مي‌رسند. در اين راستا، اصلي‌ترين ابزار انتقال و نگهداري ارزش‌هاي اعتقادي جامعه، حفظ و پويايي تاريخ و ميراث‌هاي گذشته را پس از خانواده، نهاد آموزش و پرورش تشكيل مي‌دهد و پيداست كه در اين خصوص، آموزش ‌و پرورش حياتي‌ترين نهاد است كه مي‌تواند ضمن حفظ و اعتلاي فرهنگ، سعادت فردي و اجتماعي را نيز فرآهم آورد. با توجه به اين نقش حياتي كه براي آموزش ‌و پرورش مطرح شد، معلوم مي‌شود كه چرا مراكز آموزشي به ‌عنوان اولين خاكريز، مورد هجوم بي‌رحمانه امپرياليسم فرهنگي قرار مي‌گيرد (بصيرت بسيجي، آذر 1381).

نهادينه ‌كردن ارزش‌ها در جامعه نياز به برنامه‌ريزي و سازماندهي دارد و مسئوليت اين مقوله بر عهده كليه نهادهاي فرهنگي در جامعه، بخصوص آموزش ‌و پرورش است و بايد كار كليدي و مبنايي انجام پذيرد؛ از اینرو بايد قدم‌هاي اساسي در جهت ارائه الگوهاي درست به نسل جوان برداشته شود كه بتواند نيازهاي متناسب با ارزش‌هاي انقلاب اسلامی را جوابگو باشد.

تاريخ پرافتخار جمهوري اسلامي مشحون از ايثارگري‌ها و فداكاري‌هاي خيل عظيم معلماني است كه در كلاس خود درس شهامت و شجاعت و دفاع از دين را به شاگردان آموختند و آنها نيز سر از پانشناخته از حريم نظام مقدس جمهوري اسلامي دفاع كردند و خون پاكشان گواه اين مدعا است. امروز نيز معلمان در عرصه و ميداني ديگر مسئوليت هدايت نسلي را به عهده دارند كه آماج حملات زهرآگين فرهنگي دشمنان است و بايد كه اين جبهه و سنگر نيز از فهميده‌هاي فهميده و همت‌هاي بلند همت پر شود كه راه چاره همين است و بس.

دين باوري، استكبار ستيزي، عشق به ميهن، زندگي هدفمند و تلاش در راه سازندگي وطن، سرمايه‌هاي گرانبهاي‌ جوانان عزيز ماست. اينها حاصل زحمات طاقت‌فرساي خيل معلمان دلسوز و فداكار است كه بايد بر اين همه همت درود فرستاد.

دستگاه تعليم و تربيت به‌ عنوان عظيم‌ترين نهاد فرهنگي، آموزشي و تربيتي كشور رسالت پرورش بالندگي نسل آينده را بر دوش دارد. معلمان فهيم و فكور و با ظرفيت بالاي فكري و فرهنگي خود به‌ عنوان مولدان انديشه و دانايي، با ترويج و تعميق ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و تعظيم شعائر ديني و بينش و نگرش سياسي اصيل و سالم و بدون گرايش به خط بازي‌هاي سياسي، سعي در ارتقاء سطح آگاهي و فرهنگ جامعه دارند. مدرسه به ‌عنوان خط مقدم جبهه تعليم و تربيت و كانون توسعه مرزهاي دانايي است.

«اساسي‌ترين نياز جامعه وجود انسان‌هاي سالم، توانمند و صالح است و مدارس مسئوليت تربيت چنين انسان‌هايي را بر عهده دارند. رسالت انبياء تزكيه، تعليم و تربيت انسان‌هاست و هم‌اكنون بخش عظيمي از اين وظيفه بر عهده معلمان است و سرنوشت بسياري از افراد در مدارس رقم مي‌خورد. برنامه‌ريزي براي تربيت و تحول اخلاقي يك نسل كار بسيار مهمي است.»‌ (مقام معظم رهبري، نگاه 6)

«اين نسل در واقع از تلاش نسل پديده آورنده انقلاب و تداوم دهنده‌ انقلاب تا امروز بهره‌مند است. كشور ما هم كشور جواني است. ما امروز يك مجموعه عظيم جوان پرنشاط، پرانرژي و پراستعداد داريم و اين نعمت و ثروت بزرگي است، به شرط اينكه اين نسل گسترده با هويت صحيحي ساخته شود. اولين چيزي كه در مجموعه آموزش ‌و پرورش بايد به اين نسل اعطا شود، عبارت است از اميد به آينده و شوق نسبت به بناي آينده و بهره‌گيري از فضايي كه انقلاب در اختيار انسان‌ها و بخصوص نسل جوان گذاشته است.

تربيت را نبايد با سخت‌گيري اشتباه كرد. تربيت هدايت است؛ دميدن روح انضباط اخلاقي در نسل جوان است… اين مسئله برنامه‌ريزي براي تربيت و تحول اخلاقي يك نسل، كار بسيار مهمي است.» (همان، شماره6‌)

اكنون كه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی از تمامي توطئه‌هاي استكباري خويش  نااميد شده‌اند، تنها راه مقابله با اين انقلاب شكوهمند اسلامي را مبارزه با فرهنگ و اعتقادات مردم تصور كرده و بيشترين توجه و حمله را به نسل جوان، اين آينده‌سازان جامعه اسلامي معطوف داشته است.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده