از هویزه تا آتش بس-16
در حين مراجعت يك تير مستقيم تانك دشمن از كنار صورتمان عبور كرد، به طوري كه گرماي آن را احساس كرديم و در چند متري ما به زمين خورد. در اثر موج انفجار آن خودرو جيپ حامل ما كاملاً به سمت چپ جاده منحرف شد ولي خواست خدا بود كه به كسي آسيب نرسيد. سروان فلكي فرمانده گروهان يكم به علت عدم آمادگي يگان آن شب نتوانست به جلو برود. بالاخره شب را تا صبح نخوابيده و پيام بود كه پشت سر هم ارسال و دريافت مي­شد.

جايگزيني با گردان 254 زنجان

 بالاخره تصميم فرمانده تيپ 2 زنجان (سرهنگ زمانفر) بر اين شد كه در تاريخ 21/11/60 گردان ما، گردان 254 زنجان را كه مدت 5 شبانه روز در زير سنگين‌ترين آتش دشمن مقاومت مي‌كرد، تعويض کند.

اعتراضات ما كه مدت‌ها در خط بوده‌ايم و قاعدتاً بايستي در احتياط باشيم، مورد قبول فرمانده تيپ 2 قرار نگرفت و تيپ2 گردان ديگري را به عنوان احتياط تعيين كرده بود.

سرگرد آرش مهر حضوراً پيش فرمانده تيپ 1، سرهنگ جمشيدي، رفت و موضوع را عنوان كرد ولي نتيجه‌اي حاصل نشد. من به اتفاق فرماندهان گروهان جهت شناسائي و آشنائي با محل استقرار گردان 254 تانك به جلو و به سمت خط مقدم رفتيم. آتش دشمن بسيار شديد بود به طوري كه نتوانستيم از مواضع سه دستگاه از تانك‌هاي گردان 254 كه جلوتر مستقر بودند، بازديد كنيم. چون به علت آتش زياد كاليبر كوچك دشمن، مسافت مذكور را ميبايست با نفربر طي مي‌كرديم؛ مأموريت بسيار دشوار و خطرناك بود. در حين مراجعت يك تير مستقيم تانك دشمن از كنار صورتمان عبور كرد، به طوري كه گرماي آن را احساس كرديم و در چند متري ما به زمين خورد. در اثر موج انفجار آن خودرو جيپ حامل ما كاملاً به سمت چپ جاده منحرف شد ولي خواست خدا بود كه به كسي آسيب نرسيد. سروان فلكي فرمانده گروهان يكم به علت عدم آمادگي يگان آن شب نتوانست به جلو برود. بالاخره شب را تا صبح نخوابيده و پيام بود كه پشت سر هم ارسال و دريافت مي‌شد.

 

انتقال مجدد يگان به محل مأموريت قبلي

 ساعت 5/3 صبح مورخه 22/11/60 مجدداً پيام واصله از تيپ2 مبني بر اين بود كه سريع‌تر به منطقه قبلي تغيير مكان دهيم. در مرحله اول دقيقاً متوجه منظور از مأموريت جديد نشديم و پس از بررسي مشخص شد كه بايد به طرف منطقه پدافندي قبلي يعني حاشيه رودخانه نيسان حركت كنيم. فوراً به گروهان‌ها آماده باش داده و تانك‌ها با شني به طرف منطقه قبلي حركت كردند.

هوا بسيار سرد بود؛ در حين حركت به محل مذكور متوجه شديم كه منطقه قبلي به شدت زير آتش است و دليل آن اجراي تك شبانه دشمن به منظور تصرف ساحل شمالي رودخانه نيسان مشغول برپا كردن پل و عبور از رودخانه بوده كه يكي از نگهبانان گروهان سوم گردان 176 به سروصداي ايجاد شده در شب مشكوك گرديده و تقاضاي گلوله منور[1] مي‌کند. پس از روشن شدن گلوله منور نگهبان يادشده مشاهده مي‌كند كه تعداد زيادي از نيروهاي دشمن در آن سوي رودخانه دراز كشيده و قصد عبور از رودخانه را دارند. با اعلام خبر نگهبان يگان‌هاي گردان 176 پياده بلافاصله شروع به اجراي آتش مي‌كنند و اجازه عبور دشمن از رودخانه را نمي‌دهند.

 به منظور تقويت يگان‌هاي تيپ1 مجدداً گردان ما به محل اوليه مراجعت مي‌كند تا آمادگي لازم براي مقابله با تك مجدد و احتمالي دشمن را داشته باشند، زيرا در صورت عبور دشمن از رودخانه نيسان عقبه كليه يگانهاي مستقر در منطقه چزابه به خطر مي‌افتاد.

نمونه‌اي از الطاف الهي در جنگ

با ستوان بهجتي[2] ، فرمانده گروهان سوم در حال مستقر نمودن تانك‌ها بوديم كه خمپاره‌اي دقيقاً در چند متري ما به زمين خورد كه دود و موج انفجار حاصله از آن مدتي ما را گيج كرده و من حدس زدم كه راننده جيپ‌مان شهيد شده ولي خوشبختانه مشاهده كردم كه وي نيز سالم است و اين اتفاقات و حوادث در شبانه روز چندين بار براي من و ساير هم رزمان اتفاق مي‌افتاد، ولي تقدير الهي بود كه سالم مي‌مانديم و اين گونه الطاف الهي را بايد با چشم ديد و باور كرد.

عدم موفقيت دشمن در دستيابي به اهداف خود در چزابه

روزهاي عمليات سپري ‌شد و دشمن نتوانست در چزابه (شكل شماره 8) به موفقيت مورد نظرش دست يابد. تپه‌اي ماسه‌اي در چزابه به نام نبعه كه عارضه حساسي است، هر روز بين نيروهاي خودي و دشمن دست به دست مي‌گرديد. تلفات يگانهاي خودي نسبتاً زياد بود بنابراين فرماندهان نيروهاي خودي آتش كليه يگان‌هاي توپخانه و كاتيوشا را به آنجا روانه كردند و اجازه ندادند كه نيروهاي دشمن در چزابه پيشروي كند و صدام اين آرزو را به گور برد.

مبادله آتش در حاشيه رودخانه نيسان كمتر شده، وضعيت به صورت عادي برگشته و از شدت آتش دشمن بسيار كاسته شد. بنابراين همه حدس مي‌زدند كه دشمن كيلومترها عقب‌نشيني كرده است.

شهادت سرباز تاج‌الديني و اسارت استوار ايزدپناه

 يك روز مسئول سوخت گردان استوار ايزدپناه[3] كه فردي متعهد و با ايمان و هم چنين نماينده عقيدتي گردان بود، درخواست كرد كه مرا هم با خودتان جهت شناسايي به جلو ببريد. فرمانده گردان قول مساعد داد كه اين كار را خواهد كرد. چند روز بعد استوار ايزدپناه به اتفاق سرباز تاج‌الديني و فرمانده گردان جهت شناسائي به جنوب رودخانه نيسان حركت كردند. ظهر همان روز خبر رسيد كه سرباز تاج‌الديني شهيد شده است. (تاريخ شهادت 25/12/60)

 شرح حادثه اين گونه بود كه پس از عبور از رودخانه، استوار ايزدپناه و سرباز تاج‌الديني به فرمانده گردان پيشنهاد مي‌كنند كه چون منطقه مشكوك است، بهتر است ابتدا يك نفر با موتورسيكلت به جلو رفته و وضعيت را بررسي كرده و سپس بقيه به جلو برويم. سرباز تاج‌الديني مسافتي با موتور جلو رفته و پس از مدت زماني مراجعت مي‌كند و مي‌گويد خبري از دشمن نيست، ولي استوار ايزدپناه مجدداً از فرمانده گردان تقاضا مي‌كند كه اجازه بدهيد ابتدا خودم به جلو رفته منطقه را بررسي كرده و در صورت امن بودن شما هم به جلو بياييد. استوار ايزدپناه با سرباز تاج‌الديني و يك نفر پاسدار كه در همان محل به آنها ملحق شده بود، به جلو رفته و در كمين دشمن مي‌افتند كه در نتيجه سرباز تاج الديني شهيد شده و استوار ايزدپناه اسير مي‌گردد، ولي پاسدار همراه آنها كه چالاك و ورزيده و جوان بوده از دست دشمن فرار مي‌كند. اين حادثه براي پرسنل گردان بسيار ناگوار بود.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 

 


1. گلوله منور: نوعي گلوله توپخانه يا خمپاره مجهز به ماسوره زماني كه داراي مواد منور و چتر بوده و در ارتفاع دلخواه منفجر مي‌گردد گلوله. منور براي روشن نمودن منطقه و مواضع دشمن در عمليات‌هاي شبانه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

2. ستوان محمد حسين بهجتي بعداً معاون گردان 201 تانك شد و مدتها در منطقه عملياتي حضور داشت و با درجه سرهنگي بازنشسته شد.

3. سروان ايزدپناه در سال 69 كه مبادله اسرا بين ايران و عراق بود به ميهن بازگشت. هم اكنون بازنشسته مي‌باشد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده