از هویزه تا آتش بس-15
در منطقه شيخ خزعل2 واقع در ساحل رودخانه نيسان در جنوب غربي سوسنگرد هنوز نيروهاي تأميني دشمن حضور داشت و واقعاً جاي تعجب و شگفتي براي همه ما بود زيرا مگاسيس كه زماني همه فرماندهان آرزوي تصرفش را داشتند و اكنون از لوث وجود نيروهاي دشمن خالي شده به غير از ده خرابهاي چيز ديگري نداشت. آباديهاي زيادي مثل سويداني، رمله 1و2، شرفه، بيتالهاوس، شيخ خزعل 1و2، دغاغله و امامزاده زينالعابدين را دشمن با خاك يكسان و عقبنشيني كرده بود.

منهدم شدن سه دستگاه تانك گردان

دشمن مجدداً در صبح مورخه 10/9/60 پاتك شديدي را آغاز كرده كه فشار دشمن به منطقه گردان 185 زياد بوده لذا تقاضاي پشتيباني از تيپ مي‌کند.

برابر دستور تيپ يك دسته تانك از گروهان سوم به منظور كمك به گردان 185 به سمت آبادي مگاسيس (شكل شماره 8) حركت کرد كه متأسفانه به علت در تيررس بودن آن ها هر سه دستگاه تانك پس از مدت كمي از حركتشان مورد اصابت موشك‌هاي دشمن قرار گرفته و منهدم شدند.

تبادل آتش بين نيروهاي خودي و دشمن بسيار زياد است. به منظور بررسي اوضاع از نفربر پست فرماندهي خارج شدم كه بلافاصله يك توپ دشمن در حوالي ما زمين خورد. به طوري كه آثار گرماي تركش آن را كه از مقابل صورتم عبور كرد، احساس كرده و يك لحظه مشاهده كردم كه گروهبان سيد محمدي[1] راننده نفربر از قسمت پشت (ستون فقرات) مجروح و سرباز هاشميه هم كه راننده جيپ من بود شهيد شده است. وي سرباز بسيار باايمان و رشيدي بود (روحش شاد).

پس از تثبيت مواضع برابر دستور تيپ، گروه فرماندهي گردان يك خيز، حدود 200 متر، به عقب آمده و در آنجا مستقر شد.

مطلبي كه فراموش كردم ذكر كنم، در روز دوم عمليات به عنوان افسر عمليات گردان به اتفاق يك درجه‌دار و يك سرباز از دسته ديده‌ور برابر دستور فرمانده گردان با پاي پياده حركت نموده تا وضعيت خط خصوصاً چگونگي الحاق گردان ما با يگان سمت راست را كه تيپ زنجان بود بررسي کنيم. پس از طي مسير حدود 3 كيلومتر در زير آتش شديد دشمن بالاخره به گردان 114 ميانه كه از يگان‌هاي تيپ زنجان بود رسيديم و مشاهده كرديم كه 3 كيلومتر بين نيروهاي ما و تيپ زنجان شكاف وجود داشته و خالي از نيرو است كه بلافاصله پس از مراجعت به گردان موضوع را گزارش كرديم. ولي متأسفانه نيروي كافي جهت پركردن شكاف بين دو يگان مذكور موجود نبود. (شكل شماره 9)

 

شكل 9: شماي استقرار گردان 220 تانك پس از عمليات طريق‌القدس

 

تيپ 1 در حال طرح ريزي به منظور حمله براي تصرف ساحل شمالي رودخانه نيسان بود كه پس از چند روز مشاهده كرديم دشمن از طرح تك باخبر شده و به ساحل جنوبي رودخانه نيسان تغيير مكان داده و در آنجا مواضع پدافندي اشغال نموده است. ضمناً گردان 104 لشكر77  از زير امر تيپ1 رها و به يگان خود عزيمت كرد.

در منطقه شيخ خزعل2 واقع در ساحل رودخانه نيسان در جنوب غربي سوسنگرد هنوز نيروهاي تأميني دشمن حضور داشت و واقعاً جاي تعجب و شگفتي براي همه ما بود زيرا مگاسيس كه زماني همه فرماندهان آرزوي تصرفش را داشتند و اكنون  از لوث وجود نيروهاي دشمن خالي شده به غير از ده خرابه‌اي چيز ديگري نداشت. آباديهاي زيادي مثل سويداني، رمله 1و2، شرفه، بيت‌الهاوس، شيخ خزعل 1و2، دغاغله و امامزاده زينالعابدين را دشمن با خاك يكسان و عقب‌نشيني كرده بود.

شكل 10: شماي استقرار گردان 220 تانك پس از عقب‌نشيني دشمن به ساحل دور رودخانه نيسان

 

حمله دشمن به منظور باز پس‌گيري شهر بستان

 در تاريخ 17/11/60 دشمن به منظور بازپس گيري شهر بستان و برقراري ارتباط مجدد بين نيروهاي شمال و جنوب خود دست به يك حمله بسيار شديدي در منطقه چزابه زد و نيروهاي عظيم تانك و پياده و توپخانه و كاتيوشاي خود را وارد عمل كرده بود.

دلاوري، پايمردي، فداكاري، رشادت و ايثارگري و افتخار به شهادت رزمندگان اسلام جلو پيشروي دشمن را سد كرده بودند.

 در مورخه 19/11/60 به گردان 220 تانك دستور دادند كه به سمت چزابه تغيير مكان داده و زير امر تيپ2 زنجان قرار گيرد. با سرعت و با تحمل زحمات و تلاش زياد، پرسنل گردان ظرف 24 ساعت به منطقه ابوچلال شمالي و سعيديه (حوالي چزابه) حركت نموده و در آنجا مستقر شدند.

 تيپ 2 زنجان تصور مي‌كرد كه اين گردان مدت‌ها در عقبه بوده بنابراين متناوباً مأموريتهاي متفرقه به گردان محول مي‌نمود. آتشهاي توپخانه و سلاحهاي سنگين دشمن در منطقه بسيار شديد و غيرقابل تصور و هواپيماهاي دشمن دائماً در حال بمباران منطقه بود.

 در شب مورخه 20/11/60 سه فروند موشك سه متري دشمن به شهر بستان پرتاب شد كه يكي از آنها در 500 متري سنگر ما به زمين اصابت كرد و باعث آتش گرفتن چادر و كيسه‌هاي خواب خدمه‌هاي يكي از تانك‌هاي گروهان يكم گرديد. قدرت انفجار موشك ها طوري بود كه زمين را كاملاً به لرزه در مي‌آورد.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. گروهبان اسماعيل سيد محمدي جانباز شد و مدتها در پادگان قزوين خدمت كرده و با درجه ستواني بازنشسته شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده