از هویزه تا آتش بس-13
تانكهاي ما هم شديداً اجراي آتش ميکردند. بالاخره با مقاومت دليرانه پرسنل تيپ55 و آتش تانكهاي نيروهاي ما، تانكهاي دشمن متوقف شده و پس از سوختن چند تانك دشمن، آنها شروع به عقبنشيني كردند و در همان حال يكي از سربازان ما احتمالاً بنام حسن رحماني با جسارت تمام به حالت خزيده نزديك يكي از تانكهاي دشمن رفته و يك عدد نارنجك دستي را داخل برجك تانك دشمن انداخت و باعث انهدام آن تانك گرديد كه اين عمل واقعاً تحسين برانگيز بود.

اجراي عمليات آفندي طراح

لشكر 16 زرهي عمليات طراح را با مشاركت نيروي‌هوائي، گروه چمران و گردانهاي تيپ 3 همدان و يگان‌هاي سپاه‌پاسداران در مورخه 10/6/60 اجرا نمود و گردان220 تانك هم به عنوان احتياط لشكر آماده اجراي مأموريت بود، گرچه اين عمليات تلفات زيادي به دشمن وارد كرد و يگان‌هاي خودي موفق شدند آخرين خاكريز دشمن در شمال كرخه كور را تصرف نمايند.

مديريت، هدايت، عدم خستگي و خونسردي سرهنگ جوادي[1]، فرمانده تيپ3 درخور تحسين است.

اجراي تك پشتيباني با تيپ 55 هوابرد (عمليات آفندی شهيد مدنی)

در تاريخ 20/6/60 به گردان دستور دادند كه به حوالي ده احمر در غرب سوسنگرد تغيير مكان داده و به عنوان تك پشتيباني با تيپ 55 هوابرد شركت کنند. (شكل شماره 5)

تك در مورخه 27/6/60 به منظور تصرف آباديهاي رمله و آزادي و دهلاويه در غرب سوسنگرد اجرا گرديد. آتش پدافندي دشمن بسيار شديد و هواپيماهاي آن در ارتفاع بالا دائماً در حال بمباران بخصوص از نوع بمب خوشه‌اي بودند.

 فراموش نمي‌كنم كه سه بمب دشمن در حوالي نفربر پست فرماندهي زمين خورد كه اثرات موج انفجار نفربر ما را جابه جا و تركش آنها به اطراف نفربر برخورد کرد و بعداً متوجه شديم كه بمب‌ها از نوع بمب سنگين بوده كه در فاصله 100 الي 150 متري اطراف ما به زمين اصابت نموده و حفره‌هائي به‌اندازه سنگر يك تانك به وجود آورده بودند.

پس از چندين سال يكي از همرزمان قديمي  به نام استوار خداياري را در منطقه سوسنگرد ديدم. نامبرده كه جزء پرسنل تيپ 55 بود اظهار داشت ايثارگري،‌ انضباط، شجاعت، روحيه رزمندگي و مديريت گردان 220 تانك و رزمندگان تيپ 55 هوابرد در  عمليات دهلاويه بسيار عالي و تحسين برانگيز بود.

اجراي پاتك توسط دشمن

 در مورخه 28/6/60 دشمن به منظور باز پس گيري آباديهاي فوق‌الذكر پاتك شديدي به مواضع تيپ 55 هوابرد را اجرا كرد كه آتش تهيه آن بسيار سنگين  و تانكها و پياده‌هاي دشمن در حال پيشروي زير آتش بودند.

به خاطر دارم كه يكي از سربازان هوابرد با التماس از گردان ما تقاضاي موشك تاو[2] مي‌كرد ولي متأسفانه در گردان مهمات تاو نداشتيم. تانك‌هاي ما هم شديداً اجراي آتش مي‌کردند. بالاخره با مقاومت دليرانه پرسنل تيپ55 و آتش تانك‌هاي نيروهاي ما، تانك‌هاي دشمن متوقف شده و پس از سوختن چند تانك دشمن، آنها شروع به عقب‌نشيني كردند و در همان حال يكي از سربازان ما احتمالاً بنام حسن رحماني با جسارت تمام به حالت خزيده نزديك يكي از تانك‌هاي دشمن رفته و يك عدد نارنجك دستي را داخل برجك تانك دشمن انداخت و باعث انهدام آن تانك گرديد كه اين عمل واقعاً تحسين برانگيز بود.

بعد از عمليات فوق گروهان دوم گردان 220 زير امر يكي از گردانهاي تيپ 55، گروهان يكم زير امر گردان 176 و بقيه گردان احتياط تيپ1 را تشكيل مي‌دهد.

يكي از خانه‌هاي مخروبه شهر سوسنگرد به عنوان پاسگاه فرمانده گردان انتخاب شده ولي پاسگاه تاكتيكي در داخل نفربر پست فرماندهي و در جلو حوالي ده احمر قرار داشت.

شهادت سروان صياد

 حادثه تأسف‌انگيز ديگري در مورخه 30/6/60 اتفاق افتاد. هنگام پاتك روز قبل دشمن يكي از تانك‌هاي گروهان دوم نقص فني پيدا مي‌كند كه گروهبان بهروزي از دسته تعمير نگهداري به منظور تعمير آن به پاسگاه گردان مراجعه و تقاضاي راهنما مي‌كند. فرمانده گردان هم، سروان صياد را كه قبلا اسم وي را ذكر كرده بودم، و چند ماهي بود كه از قرارگاه تيپ به گردان ما منتقل شده بود، به عنوان راهنما با تعميركار و همچنين مأموريت بررسي آمادگي رزمي تانك‌هاي مستقر در خط مقدم به جلو مي‌فرستد. هنگام نزديك شدن به حوالي گروهان، يك توپ دشمن در نزديكي آنها به زمين خورده و باعث زخمي شدن گروهبان بهروزي و شهيد شدن سروان صياد مي‌گردد، فرمانده گردان (سرهنگ فردوسي) به علت اندوه فراوان و سابقه دوستي با شهيد يادشده، شخصاً پيكر مطهر سروان صياد را به وسيله هواپيما به تهران و سپس به قزوين منتقل کرد و در آن وضعيت مسئوليت گردان به عهده معاون وي، سرگرد صنعتي، محول شد.

حادثه دلخراشي بود، ماه ها بود كه ما در جوار افسراني مثل سرگرد معافي و سروان ميرزايي و سروان صياد، شب و روز در داخل سنگر، پيش هم زندگي مي‌كرديم و هم‌غذا و هم‌صحبت بوديم و در آن روزها حتي از پدر و مادر و برادر به يكديگر نزديكتر بوديم. حال چگونه مي‌توانيم ناظر شهيد شدن آنها باشيم. آنها افسران دلير، شجاع، باتدبير و با تجربه و متعهدي بودند و گردان مي‌توانست از فكر و دانش و لياقت آنها استفاده زيادي براي انهدام دشمن بنمايد، ولي تقدير الهي و خواست خداوند بود كه موهبت شهيد شدن را زودتر به آنها اعطا فرمود.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. سرهنگ جوادي مدتي فرمانده لشكر 28 كردستان بود و با درجه سرتيپ دومي بازنشسته شد.

2. موشك ضد تانك تاو: جنگ افزاري است كه بر عليه تانك‌ها به كار مي‌رود. هم به وسيله هليكوپتر كبرا و هم روي خودرو نصب و حمل مي‌گردد و ردگيري آن با چشم بوده كه بر اثر اصابت به تانك آن را منهدم مي‌نمايد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده