موقعيت ژئوپليتيك ايران ايران از نظر جغرافيايي و فرهنگي، قلب غرب آسیا است. پيشينه فرهنگي ايران نسبت به ساير كشورهاي اين منطقه و هويت مذهبي آن و همچنين قابليتهاي اقتصادي و عملي ايران موجب تأثيرگذاري بالقوه هرچه بيشتر در منطقه و حتي تحولات جهاني شده است. ايران به عنوان پل ارتباطي ميان شرق و غرب عالم از ديرباز مورد توجه كشورها و تمدنهاي دنيا بوده است. اين نقش ارتباطي ميان قارهاي و مجاورت با خليج فارس و تنگه هرمز كه محل ترانزيت محمولههاي نفتي است، بر اهميت و نقش مؤثر ايران در اسلام، سياست و ساختار بينالملل نظر ناظران خارجي افزوده، به طوري كه هرگونه تحول سياسي در آن موجب برانگيختهشدن حساسيتهاي جهاني ميگردد.

 

كشور جمهوری اسلامی ايران (كه امروزه شاهد آن هستيم)، تنها بخش كوچكي از سرزمين تاريخي ايران را تشكيل مي‌دهد. سرزمين ايران در گذشته شامل پهنه وسيعي از طول و عرض جغرافيايي بوده كه طي قرن‌ها به‌ عنوان قلمرو فرهنگ و تمدن كهن اسلامي شناخته شده است. وسعت اين سرزمين بسيار پهناورتر از سرزمين كنوني ايران و شامل سرزمين‌هاي داخل فلات وسيع ايران و يا سرزمين‌هاي حاشيه بوده است. از مهم‌ترين ويژگي اين سرزمين استقرار آن در منطقه‌اي حائل است. «گذرگاهي ميان قار‌ه‌هاي بزرگ جهان، ميان چند قلمرو بزرگ جغرافيايي و ميان چند حوزه ديرينه فرهنگي.« (حيدري، 1384: 52)

به سبب همين نقش در تعاملات دولت‌ها، مسيرهاي ارتباطي ميان قاره‌هاي كهن جهان (چه از طريق راه‌هاي زميني، دريايي و اينك هوايي) به طور اجتناب‌ناپذير از داخل و يا حاشيه اين سرزمين عبور مي‌كرده است.

جاده ابريشم، تجارت ادويه، ساير اقلام و كالاهايي كه مورد نياز شرق و غرب جهان كهن بوده، چين و شبه قاره هند را به اروپا متصل مي‌ساخته از گذشته‌هاي دور نقش برجسته‌اي به اين سرزمين بخشيده است و با گسترش راه‌هاي دريايي و کشف منابع عظيم انرژي، به عرصه رقابت ميان قدرت‌هاي بزرگ دريايي جهان تبديل گشته است .

امروزه نيز با گسترش روزافزون هوانوردي و نيز مبادلات هوايي و اهميت آسمان ايران به‌ عنوان كوتاه‌ترين كريدور هوايي ميان قاره‌اي، علاوه بر اينكه این اهمیت كاهش نيافته، بلكه افزون‌تر نيز شده است.

بنابراين، "موقعيت گذرگاهي ايران به سبب نقش پر‌اهميتی كه در مبادلات منطقه‌اي ايفا مي‌كند و همچنين، اثرات عميقي كه بر تحولات سياسي اقتصادي، در حوزه‌‌هاي وسيعي همچون آسياي مركزي، شبه قاره و اقيانوس هند، بين‌النهرين و آناتولي وارد مي‌كند، تبديل به يك موقعيت ژئوپليتيكي گرديده است(حيدري، 1384: 54).

از طرفي، كشف ذخاير عظيم سوخت‌هاي فسيلي در بستر خليج فارس و اعماق خاك كشورهاي منطقه و نيز احتياج و نياز ضروري جهان صنعتي به اين منابع، موجب تردد هر روزه تعداد زيادي شناور حامل مواد سوختي از خليج فارس و تنگه هرمز شده است و همين امر، موقعيت ژئوپليتيكي ايران را تبديل به يك موقعيت ژئواستراتژيكي در جهان ساخته است. به گونه‌اي كه تعامل و انطباق موقعيت‌هاي ممتاز ژئوپليتيكي و ژئواستراتژيكي ايران در منطقه، كشورمان را به يكي از نواحي پراهميت جهان تبدیل كرده است.

در دوران جنگ سرد، هم‌جواري ايران با مرزهاي جنوبي اتحاد جماهير شوروي و بلوك شرق با ایدئولوژی كمونيست از يك سو و حساسيت منطقه نفت‌خيز خليج فارس و غرب آسیا و اهميت بسيار زياد اين منطقه براي بلوك غرب و جهان صنعتي از سوي ديگر، سبب شده بود تا ايران به ‌عنوان يك سرزمين حائل ميان اين دو بلوك و اردوگاه ايدئولوژيك از اعتبار خاصي برخوردار باشد.

از اينرو با توجه به تحولات اساسي در نظام اقتصاد، سياست و فرهنگ جهاني و پيوستگي جوامع و در هم تنيدگي سرنوشت سياسي و اقتصادي، بشر امروز تحت تأثير امواج جهاني‌شدن، تحريك‌پذيري و واكنش كشورهاي جهان را نسبت به تحولات غيرمتعارف در نظام بين‌الملل افزايش داده است. بنابراين، با تأكيدي بر حفظ امنيت و ثبات نظام جهاني هر رويداد كم اهميتي كه در گوشه‌اي از جهان رخ بدهد، مي‌تواند بازتاب‌هاي وسيع و گسترده‌اي از خود به‌ جاي بگذارد.  با عنايت به اين مطلب و نقش برجسته ايران در تحولات اخير منطقه و نظام بين‌الملل، تحولات مربوط به ايران چه در سطح داخلي و چه بين‌الملل همواره از طرف قدرت‌هاي بزرگ و دولت‌هاي ديگر با حساسيت و دقت زيادي پيگيري مي‌شود و نگراني از احتمال وقوع هر بحراني موجبات ناامني در مسيرهاي بزرگ دريايي را فراهم می‌سازد و بخصوص ضرورت توجه به امنيت نقاط اساسي مثل تنگه هرمز بوده كه آنان را براي درنگ به واكنش وا‌مي‌دارد.

"این موضوع بيانگر اين است كه جهان همواره علاقمند ثبات و امنيت ايران بوده و از هر كوششي كه  به اين هدف دست يابد پشتيباني مي‌كند." (حيدري، 1384 : 54)

آنچه لازم به تذكر است اشاره به تركيب موقعيت‌هاي چندگانه متمايز در زير‌ساختار منطقه براي ايران است كه باعث به‌ وجود آمدن وضعيتي ممتاز، حساس و در عين‌ حال خطرناك براي ما مي‌شود. همان‌طور كه اشاره شد، اين وضعيت از يك سو متضمن امنيت، ثبات و رشد اقتصادي است و از سوي ديگر دربردارنده ناامني، بي‌ثباتي و عقيم‌گذاردن فرصت‌ها و ظرفيت‌ها است.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده