دریاسالار (5)
پ ـ ژئوپليتيك خليج فارس، ايران و آمریکا (تهديدها و فرصتهاي فراروي جمهوري اسلامي ايران) منطقهاي كه از زمانهاي گذشته از نظرگاه كشورهاي مختلف والاترين ديد ژئوپليتيك ژئواستراتژيك را داشته و همچنان دارد، منطقه خليج فارس است.

تراكم كشورهاي نفت‌خيز با اوضاع متشنّج و ضعف داخلي، متكي‌بودن به قدرت‌هاي خارجي، مجاورت ژئوپليتيك با پاكستان و افغانستان و نيز تمايز عمده در بافت و ساختار سياسي اقتصادي خليج فارس از ويژگي‌هاي متمايز اين منطقه در مقايسه با ساير مناطق حوزه غرب آسیا است.

آن بخش از جهان"غرب آسیا" خوانده مي‌شود و در حقيقت مجموعه‌اي است از چند منطقه ژئوپليتيك جداگانه و متمايز همانند: خليج فارس، شامات، شمال آفريقا كه هر‌يك به دليل هماهنگي موجود در پديده‌هاي محيطي خود، يك منطقه مشخص و مستقل از ديگر مناطق است (مجتهدزاده، 1379: 334).

منطقه خليج فارس با پشت سر گذاردن يكصد سال از اهميت يافتن تاريخي به علت كشف و صدور نفت، وجود ذخاير گسترده انرژي و همچنين تحولات در نظام‌هاي سياسي، اقتصادي و بالتبع امنيتي در منطقه، در كانون توجه بسياري از قدرت‌ها بوده است.

در نيم قرن اخير، بدون ترديد، خليج فارس يكي از مهم‌ترين و حساس‌ترين مناطق جهان در نگرش‌هاي ژئوپليتيك و محاسبات استراتژيك بوده است و با توجه به دگرگوني‌هاي عميق و جاري در سطح بين‌الملل، جنگ‌ها و درگيري‌هاي دو دهه اخير، انقلاب اسلامی ايران و مخالفت با روند صلح اعراب و اسرائيل مي‌توان ادعا كرد كه در قرن بيست و يكم مي‌رود كه به‌صورت مهم‌ترين كانون توجه نگرش‌ها و محاسبات استراتژيك درآيد و به تعبير كلاسيك ژئوپليتيك، هارتلند يا قلب زمين نام گيرد.

بعد از حوادث سقوط شاه در ایران، فروپاشی شوروی (بلوک شرق)، تجاوز کشور عراق به ایران اسلامی، جنگ خلیج فارس، جنگها و درگیری‌های متمادی اعراب و اسرائیل، اهمیت پیدا کردن عامل اسلام، سیاست و ساختار بین‌المللی اقتصاد، بحران‌های افغانستان، ظهور و سقوط طالبان و القاعده و آخرین مرحله، اشغال عراق و حضور "داعش" از جمله تحولات عمده در دو دهه اخیر است.

علاوه بر اينها مشكلات ساختاري از قبيل عدم يكپارچگي و نيز ضعف ساختاري كشورهاي منطقه و وابستگي آنها به كشورهاي قدرتمند خارج از منطقه، ضعيف ‌بودن كشورها در تأثيرگذاري بر سياست‌هاي بين‌المللی، فعال نبودن مشاركت دولت‌ها در تأمين امنيت منطقه، وجود اختلاف‌هاي مذهبي شديد، بي‌اعتمادي كشورهاي منطقه نسبت به سياست‌هاي دولت‌هاي ديگر، دخالت عامل بيگانه و… در طول ساليان منجر شده است كه كشورهاي منطقه هيچ‌گاه نتوانند با موفقيت و اعتماد به نفس درصدد پيشبرد وضعيت امنيتي و نيز منافع و اهداف خود با اتكاء به نيرو و توان ملي و بدون دخالت بيگانگان به مقاصد خود نائل شوند.

وجود جوّ بي‌اعتمادي ميان كشورها و عدم تمايل به پيمان‌هاي منطقه‌اي، زمينه همكاري دوجانبه و يا چندجانبه ميان دولت‌ها و واحدهاي اقتصادي منطقه را از ميان مي‌برد. به همين دليل، برخي از كشورهاي منطقه براي دستيابي به اهداف منافع و نيز تأمين امنيت خود، به قدرت‌هاي بزرگ فرامنطقه‌اي متوسل مي‌شوند. نتيجه اين سياست ايجاد تنش در روابط دولت‌هاي منطقه با يكديگر، افزايش جوّ بي‌اعتمادي و دخالت فراگير عامل بيگانه است.

ظهور افکار ناسیونالیستی مانند پان عربیسم، پان ترکیسم، پان ایرانیسم و توطئههای بیگانگان و منفعتطلبان با ایجاد تفرقه میان مذاهب مختلف اسلامی، ضعف رهبران در اداره امور جامعه و همچنین وجود برخی حکومتهای اقتدارگرا، این منطقه را تبدیل به کانونی از تحولات و تنشها در دنیای کنونی کرده است. همچنین، بحران مشروعیت در کشورهای عربی و موج بیداری تحت تأثیر دکوگراسی خواهی، درگیرهای سیاسی و مذهبی درون منطقهای، ناآرامیهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی براثر جنبشهای آزادیخواهی از دیگر عوامل آسیبپذیری کشورهای منطقه است.

همه اين عوامل دست به دست هم می‌دهند تا كشورهاي عرب منطقه بر اثر تدابير نادرست سياسي، ضعيف‌ترين و با وجود منابع عظيم نفتي، وابسته‌ترين ملت كشورهاي منطقه به خارج محسوب شوند.

ايران به‌ عنوان يكي از كشورهاي مهم و استراتژيك در حوزه خليج فارس و درياي خزر و با بهره‌مندي از منابع و توان لازم براي تسلط بر اين منطقه همواره مورد توجه دولت‌هاي قدرتمند جهان بوده است.

ایران به عنوان بزرگ‌ترین و ثروتمندترین کشور حوزه خلیج فارس و به عنوان یکی از بازیگران اصلی و کلیدی در وقایع مهم منطقه‌ای شناخته می‌شود.

موقعيت ژئواستراتژيك ايران كه از طرف جنوب به خليج فارس و كشورهاي عربي و مسلمان حاشيه خليج فارس، از طرف شرق و شمال شرق با كشورهاي پاكستان، افغانستان، تاجيكستان، ازبكستان و تركمنستان و از ناحيه غرب و شما‌ل‌غرب با عراق، سوريه، تركيه، آذربايجان همسايه است، بر قدرت اين كشور و توان بالقوه بازيگري با نفوذ در عرصه معادلات منطقه افزوده است.

حوزه گسترده تمدن اسلامي كه درصد بسيار زيادي از منطقه آسياي جنوب‌غربي را تحت نفوذ دارد و نيز گستره تمدن ايراني كه از شرق و شمال شرق تا مناطقي از غرب و شمال‌غرب را تحت تأثير خود قرار داده است، بر پتانسيل و توان ايران اسلامي در راستاي بهره‌برداري از فرصت‌ها و مطرح‌كردن خود به‌ عنوان قدرت هژمون منطقه مي‌افزايد.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده