عبور از سيروان (17)
طرح پاكسازي نسمه و دره بيان در ادامة تلاش بوميان پاوه كه در سپاه فعاليت داشتند و پيگيري كاظمي و فرمانده سپاه پاوه براي پاكسازي محور كرمانشاه چند بار نيروي تأمين ارتش با كاميون تا شمشير جلو رفت و پاسداران به اتكاء اين نيروي گشتي، خود را به شمشير رسانيده و با يك يورش افراد ضدانقلاب را كه در آن موقع نيروي كمي در شمشير داشتند بيرون رانده و پايگاهي در آنجا ايجاد نمودند.

اين حركت باعث اعتماد به نفس پاسداران شد و روحيه گرفتند. آنها باخبر شده بودند كه عناصري از ضدانقلاب به روستاهاي كوچك چند خانواري «نسمه» و «دره‌بيان» كه در مسير درة گلال پايين‌تر از شمشير قرار گرفته‌اند(بين پاوه و شمشير) تردد مي‌كنند، بنابراين پاسداران محلي قصد دستگيري يا تهديد آنها را داشتند تا پايگاهي ايجاد نكنند. پاسداران به فرمانده گردان مراجعه كرده و تقاضاي آتش پشتيباني نمودند. فرمانده گردان هم به من دستور داد تا قبضه‌هاي خمپاره‌انداز و تيربار را در پشتيباني آنها قرار دهم. هماهنگي شد تا افراد لباس محلي مردم پاوه را بپوشند و افراد ارتش آشكارا ‌وارد عمل نشوند. گروهبان نورمحمد ملكي و چند نفر ديگر را به همراه راهنماي محلي تا مقابل نسمه برده و محل استقرار قبضه‌ها و راه‌هاي ورودي و خروجي ضدانقلاب به روستاها را بررسي كرده و هماهنگي شد تا بنا به درخواست تيم عمل كنندة پاسداران، روي نقطة مورد نظر اجراي آتش شود. البته ارزش اين آتش پشتيباني بيشتر براي ايجاد رعب و وحشت در بين ضدانقلاب و قوت قلب نيروي تك‌ور بود. پاسداران محلي تيم‌هاي پشتيبان را همراه بردند و اين مأموريت چند شب بعد انجام شد و پاسداران وارد آن دو روستاي كوچك شدند و دشمن مقاومتي نكرد.

پاكسازي قشلاق و قوري‌قلعه

پاسداران بومي با حمايت و تشويق فرماندار عزم خود را براي پاكسازي محور كرمانشاه جزم كرده بودند. آنها در شرايط بدي قرار داشتند. تعدادي از افراد شاخص سپاه و مخالفين جدي ضدانقلاب، هدف دشمن بودند. اينان خود و خانواده و وابستگانشان خطر ترور و دستگيري هر لحظه تهديدشان مي‌كرد و در شهر پاوه محصور بودند و نمي‌توانستند حتي براي رساندن بيمار خود به كرمانشاه بروند. و چنانچه به حومة شهر هم مي‌رفتند عوامل ضدانقلاب گزارش ورود آنها را مي‌داد و ادامة اين وضع غير قابل تحمل بود. از طرفي نيز اميدي به نتيجة كار هيأت حسن نيت نداشته و به طور كلي با اين هيأت مخالفت مي‌نمودند. هر نوع توافق و اعطاي امتياز به ضدانقلاب را به ضرر خود و غير قابل قبول مي‌دانستند و اين موضوع از گفته‌هاي افراد فعال آنها به صراحت بر مي‌آمد، لذا با تلاش مداوم ناصر كاظمي و پيگيري محمد بروجردي در كرمانشاه، فرماندهان ارتش را براي حمايت از انجام عمليات به طور غير محسوس راضي كرده و با اعزام نيروي كمكي و اختصاص اعتبار براي هزينه‌هاي عمليات و پرداخت حقوق به افراد رزمنده، خود را تقويت كرده و طرح پيشروي به سمت مله پلنگانه و پاكسازي محور كرمانشاه را آماده كرده بودند. قبل از آغاز پيشروي، ضرورتي پيش آمد كه به تهران سفر كنم، لذا 5 روز مرخصي گرفته و از طريق كرمانشاه ـ خرم آباد به تهران رفتم كه هنگام رفت نيروي عمدة دموكرات را ديدم كه در حال راهپيمايي و نمايش قدرت بود. اما در مراجعت خبري از ضدانقلاب نبود، بلكه نيروهاي طرفدار جمهوري اسلامي در روستاهاي قشلاق و منصور‌آقا و تازه‌آباد مستقر شده بودند. اين حركت پاسداران بومي يك تحول و پيروزي مهم بود و ايثار و از جان‌گذشتگي آنان و ارادة مرداني آهنين چون ناصر كاظمي و محمد بروجردي باعث اين موفقيت شده بود.

چگونگي عمل به اين ترتيب بوده است كه پاسداران از دو سو و همزمان عمليات پاكسازي محور روانسر ـ پاوه را آغاز مي‌نمايند. پاسداران كرد پاوه كه فرمانده عمليات آنان آقاي خورشيدي بوده و دلاورمردان گمنامي چون طاهر گوني‌فروش در بين آنها حضور داشتند، زير نظر ناصر كاظمي فرماندار پاوه با حمايت مالي همه جانبة ايشان و به كارگيري كلية امكانات فرمانداري پيشروي را از محل روستاي شمشير به سمت تازه‌آباد و قشلاق آغاز كرده و طي چند روز نبرد قواي ضدانقلاب را از روستاهاي تازه‌آباد، منصورآقا، قشلاق و قوري‌قلعه در مجاورت جادة پاوه ـ كرمانشاه بيرون رانده و بر جاده مسلط مي‌شوند. پاسداران روانسر هم تا گردنة مله پلنگانه پيشروي كرده و به نيروي اعزامي از پاوه ملحق مي‌شوند. با تشكيل يك پايگاه روي قلة مشرف بر گردنه، تأمين آن را برقرار مي‌نمايند. چون روزهاي درگيري در محل نبوده و در صحنة عمليات حاضر نبودم، همكاري و پشتيباني نيروي زميني را كه معمولاً توسط بالگردهاي هوانيروز و پشتيباني آتش و نمايش قدرت ادوات زرهي است نديده و تحقيق كاملي در اين باره نكردم، اما همكارانم در گُردان 139 مي‌گفتند در چند كاميون در مسير جاده به حركت درآمده و به صورت احتياط رزمندگان محلي را دنبال مي‌كرده و با آتش خمپاره‌انداز و تيربار مستقر بر روي خودرو آنها را حمايت كرده‌اند. اين نيروها وارد عمل نشده ولي نقش مهم آنها تأثير رواني بر روحيه طرفين درگير بوده است. زماني ‌كه نيروهاي تك‌ور پاوه، تازه‌آباد را تصرف كرده و قشلاق را در محاصره داشتند، ميني بوس حامل سروان دهقان رئيس ركن سوم گردان و سروان احمديان فرمانده گروهان ژاندارمري كه از كرمانشاه عازم پاوه بودند، در يكي از پست‌هاي كنترلي قوري‌قلعه يا منصورآقا توسط دموكرات‌ها متوقف شده و آن دو نفر را دستگير كرده و به قشلاق مي‌‌برند. دهقان مي‌گفت ما را به جلسة سران حزب در منطقه بردند. در آن جلسه افراد اصلي مخالف نظام ما را تهديد كرده و از ما خواستند تا از نيروهاي اعزامي از پاوه بخواهيم تا عمليات را متوقف نمايند. آنها ابتدا دهقان را آزاد مي‌كنند و به او مي‌گويند اگر عمليات متوقف نشود و ارتش كمك كند ما روزي تو را مي‌كشيم. دهقان مي‌گفت تعدادي از آنها را مي‌شناختم؛ به‌ آنها اعتراض كردم و خود آنها را مقصر دانسته و نتيجة عملشان را برادركشي و هرج و مرج در كشور بيان كردم، اما آنها گفتند اين‌بار هم به شما فرصت مي‌دهيم تا غائله را ختم كني و مرا آزاد كردند.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده