دریاسالار (4)
ژئوپليتيک تنگه هرمز و مزاياي امنيتي آن براي ايران عمدهترين دليل اهميت خليج فارس براي کشورهاي غربي به وجود ذخاير عظيم گازي و نفتي در اين منطقه بازميگردد. خليج فارس بيش از شصت درصد ذخاير اثبات شده نفت جهان را دارا است و سی درصد تجارت جهاني نفت در همين منطقه صورت ميگيرد.

شش کشور حاشیه خليج‌‌ فارس (بحرين، ايران، کويت، قطر، عربستان، امارات متحده عربي) 55 درصد (728 ميليارد بشکه) از ذخاير نفت خام جهان را در مالکيت خود دارند. ميزان صادرات کشورهاي حاشيه خليج فارس در سال 2006 رويهم‌رفته 2/18 ميليون بشکه در روز بود که از اين ميزان، هفده ميليون بشکه آن از طريق تنگه هرمز (معادل يک‌پنجم تقاضاي جهاني) و الباقي از طريق خطوط لوله نفتي ترکيه به مديترانه و از عربستان به درياي سرخ منتقل گرديد. در طول سال 2006، عمده واردات نفت آمريکا از خليج ‌‌فارس 2/2 ميليون بشکه در روز، معادل هفده درصد کل واردات نفت آمريکا بود.

دلايل برتري موقعيت ايران در خليج ‌‌فارس و تنگه هرمز

  •  برتري موقعيت نظامي و جمعيتي

ايران نسبت به ديگر کشورهاي منطقه بر سکوي بلندتري قرار دارد. ايران از لحاظ نظامي از تمام کشورهاي کناره خليج ‌‌فارس قوي‌تر است. نيروهاي نظامي ايران در طول هشت سال جنگ با عراق و رزمايش‌هاي متعدد دريايي، تجارب بسياري آموخته‌اند. همچنين در دو دهه گذشته، نيروهاي نظامي با خريد و توليد تجهيزات نظامي بر توان رزمي خود افزوده‌اند. از نظر جمعيت نيز، ايران درصد قابل توجهي از جمعيت اين منطقه را داراست. در اين بخش، جا دارد به بخشي از توان نيروهاي مسلح كه بعد از جنگ تحميلي به آن مجهز شده‌اند، اشاره گردد:

(1) قايق‌هاي تندرو: استفاده ايران از قايق‌هاي تندرو براي اعمال فشار بر دشمن، ريشه در سال‌هاي جنگ تحميلي دارد. درباره سير تاريخي راهبرد استفاده از قايق‌هاي تندرو و تأثيرات آن، بايد گفت: «امروزه قايق‌هاي تندروي ايراني بسيار سريع‌تر و مجهزتر از نمونه‌هاي سابق خود در سال‌هاي دفاع مقدس هستند و به‌ طور مؤثرتري توانايي رويايي با شناورهاي رزمي پيشرفته دشمنان را دارند، چه رسد به کشتي‌هاي تجاری.» 

(2) شناورها به رادارهاي دريايي، سامانه‌هاي الکترونيکي پيشرفته ارتباطي، موشک‌هاي کروز کوتاه‌برد با برد 25 کيلومتر و ميان‌برد ضدکشتي، اژدرهاي کاليبر متوسط و بزرگ و مين‌هاي دريايي مجهزند و در کنار تسليحات سنتي خود، يعني تيربارهاي نيمه‌سنگين، راکت‌انداز و موشک‌هاي دوش‌پرتاب سطح به هوا، توانايي انسداد کوتاه‌مدت و بلند‌مدت اين تنگه از يک‌سو و مقابله با ناوگان دريايي دشمن را که براي بازکردن مسير تلاش خواهد کرد، در کنار آن دارند.

  اين شناورها ضمن برخورداري از سرعت بالا و تجهيزات پيش‌گفته، از قدرت رزمایش و پايداري مناسب برخوردارند و توانايي اجراي عمليات در شب به کمک تجهيزات مربوط و در آب ‌و هواي نامساعد را بارها در رزمايش‌هاي کوچک و بزرگ سال‌هاي اخير نشان داده‌اند. علاوه بر تجهيز نيروهاي مسلح به سريع‌ترين قايق تندروي جهان، قايق‌هاي تندروي بدون سرنشين نيز براي اجراي مأموريت‌هاي لازم توسعه داده شده‌اند. مين‌هاي دريايي ايران انواع مختلفي دارد که شامل: نمونه‌هاي مغروق و نمونه‌هاي واپايش (کنترل) از راه دور هستند. این سلاح مي‌تواند توسط قايق‌ها و زيردريايي‌هاي ايراني در نقاط مختلف تنگه هرمز و آب‌هاي اطراف آن کار گذاشته شده و در صورت لزوم به‌ کارگرفته شود.

(3) زيردريايي: با تجهيز نيروي دريايي ارتش جمهوری اسلامی ايران به زيردريايي، اين نيرو به قدرتي فراتر از نيروهاي دريايي کشورهاي منطقه تبديل شد. زيرسطحي‌هاي ايراني توانايي بکارگيري اژدر، مين و موشک را دارند و مي‌توانند روزها و هفته‌ها زير آب باقي بمانند و آماده اجراي مأموريت باشند. بجز زيردريايي روسي کلاس کيلو، بقيه زیردریایی‌ها که شامل کلاس‌های نهنگ، غدير و فاتح هستند، از ابتدا با در نظر داشتن شرايط درياهاي اطراف ايران، بويژه خليج ‌‌فارس طراحي شده‌اند و توانايي‌هاي ويژه‌اي ازجمله قابليت قرارگيري در بستر دريا و اختفا از ديد سامانه‌هاي مختلف راداري و سوناري دشمن را دارند.

اين زيردريايي‌ها که تعداد آنها بيش از بیست فروند تخمين زده مي‌شود نيز، ضمن توانايي مسدود کردن تنگه هرمز، توانايي رويارويي با ناوگان سطحي و زيرسطحي دشمن را دارند. زيردريايي‌هاي کلاس کيلو، توان حمل 24 فروند مين يا هجده فروند اژدر بزرگ و زيردريايي‌هاي فاتح نيز توان حمل دوازده اژدر و يا هشت مين را دارند. همچنين، در رسانه‌هاي دنيا اخباري از تجهيز شناورهای ايراني به اژدر موشکی به نام"حوت" (که سرعتي چهار برابر اژدرهاي معمولي دارد) منتشر شده است.

(4) ناوهاي جنگي: ناوهاي جنگي ايران شامل کلاس‌هاي مختلف ناوچه (شناور موشک‌انداز سريع)، ناو و ناوشکن (ناو محافظ) است. اين شناورها قابليت شليک چهار موشک دوربرد ضد‌کشتي نور با برد 120 تا 170 کيلومتر و قادر با برد بيش از دویست کيلومتر را دارند. توپ‌هاي 76 ميليمتري اين ناوها نيز از برد و قدرت کافي براي تهديد کشتي‌هاي مختلف برخوردار بوده و با توجه به قابلیت‌های ضد زيردريايي و ضد هوایی، ضمن کنترل عملیاتی ساير نيروهای خودی، در مسدود کردن تنگه هرمز کاملاً کارآمد می‌باشند.

(5) توان موشكي ايران: مهندسان موشکي ايران تاكنون در برد و قدرت موشک‌هاي کروز تغييرات زيادي داده‌اند. پرتاب‌گرهاي ساحلي موشک‌هاي کوتاه ‌برد کوثر، دور برد نور و قادر و پرتاب‌گر سه فروندي قارعه، موشک ميان ‌برد نصر1 ازجمله اينها هستند. اين پرتاب‌گرها خوداتکا هستند، يعني در صورت استقرار در نزديکي سواحل، بدون نياز به سامانه‌هاي جانبي و وابستگي به واحدهاي هوايي و دريايي مي‌توانند کار کشف، شناسايي و حمله به اهداف دريايي را به انجام برسانند. همچنين، سه نوع موشک بالستيک ضد‌کشتي تاکنون در ايران معرفي شده که به ترتيب زماني، موشک خليج ‌‌فارس، موشک تندر و موشک سجيل هستند. علاوه بر موشك‌ها، هواپيماهاي رزمي نيروهاي مسلح کشورمان هم قابليت تجهيز به چند نوع موشک هوا به سطح با قابليت بکارگيري عليه اهداف دريايي را دارد. اين موشک‌ها شامل موشک‌هاي هوا به سطح هدايت اپتيکي، ليزري و راداري هستند. موشک‌هاي نور و قادر قابليت هواپرتاب داشته و در کنار موشک‌هاي سي801کي و سي802 به‌ عنوان اصلي‌ترين سلاح‌هاي ضدکشتي هواپرتاب محسوب مي‌شوند. جت بمب‌افکن کرار كه قابليت حمل چهار موشک کوثر را دارد، نمونه‌هاي كوچك ديگري از توان موشكي ما در دفاع از تنگه هرمز و خليج‌ فارس است كه نيرو‌هاي مسلح ما به آنها مجهز شده‌اند.

  • سواحل طولاني ايران

همه کرانه‏هاي شمالي خليج ‌‌فارس، تنگه هرمز، درياي عمان و گوشه باختري اقيانوس هند، جزء قلمرو جمهوری اسلامی ايران است. ايران در مقايسه با ساير کشورهاي کناره خليج ‌‌فارس، بيشترين طول ساحلي را دارد. ايران با داشتن 1375 کيلومتر خط ساحلي از بندر عباس تا دهانه اروند، 5/56 درصد کل سواحل خليج ‌‌فارس را در اختيار دارد. حساس‏ترين جزاير راهبردي تنگه هرمز به ايران تعلق دارد. تمام کشتي‏هايي که از تنگه هرمز عبور مي‏کنند، از ميان جزاير ايراني تنب بزرگ، فارور، ابوموسي و سيري عبور مي‏کنند.

  • ذخاير بالاي نفت و گاز

امروزه عمده‏ترين دليل اهميت خليج ‌‌فارس براي کشورهاي غربي به ‌وجود ذخاير عظيم گازي و نفتي در اين منطقه باز مي‏گردد، که در بالا به آن اشاره گردید.

  • كم‌اثر بودن راه‌هاي جايگزينی تنگه هرمز

غرب براي اینکه استفاده ابزاري ايران از تنگه هرمز بر آن تأثير نگذارد، در‌صدد تنوع‌بخشي به منابع انرژي خود و عدم اتکاء به اين منطقه برآمد. در مقابل، کشورهاي عربي منطقه براي آنکه بازار غرب را همچنان حفظ کنند، به‌ دنبال مسيرهاي جديدي براي صادرات بودند که مسيرهاي مختلفي ازجمله استفاده از گزينه‌ي عربستان، درياي سرخ و گزينه عراق- ترکيه مطرح شدند.

به ‌تازگی امارات متحده عربي درصدد احداث خط لوله‌اي برآمد تا ضمن انتقال انرژي از مسير درياي عمان، اتکاي خود را به مسير تنگه هرمز کاهش دهد. براي عملياتي كردن اين ايده، خط لوله حبشان ـ  فجيره در دستور كار قرار گرفت. خط لوله حبشان ـ فجيره درحدود ٣٧۵ کيلومتر توسط يک پيمانکار چيني با سرمايه‌گذاري 3/29 ميليارد دلار احداث شد؛ خط لوله‌اي که قرار است با دورزدن تنگه هرمز، نفت امارات را از سواحل درياي عمان صادر کند. با بهره‌برداري از اين خط لوله، نفت خام امارات متحده عربي بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهاي جهاني صادر خواهد شد. ظرفيت اين خط لوله در ابتدا 5/1 ميليون بشکه در روز خواهد بود و در ظرفيت نهايي خود، امکان انتقال 8/1 ميليون بشکه در روز را در اواسط سال ٢٠١١ خواهد داشت. اين طرح اگرچه بخشي از نفت را بدون وابستگي از تنگه هرمز منتقل خواهد كرد، اما هنوز نزديک به دوازده ميليون بشكه نفت روزانه از تنگه هرمز خواهد گذشت كه اخلال حتي در یک ميليون بشكه آن، اثرات جبران‌ناپذيري را بر اقتصاد جهان مترتب خواهد ساخت.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده