از هویزه تا اتش بس-10
حادثه مهمي كه در منطقه مذكور رخ داد اين بود كه دشمن با استفاده از 150 نفر از ورزيدهترين نيروهاي تكاور خود از يك شكاف بين گردان ما و گردان 207 ژاندارمري، شبانه نفوذ کرده و مأموريت داشت تا تانكهاي ما را منهدم و نفرات داخل سنگرها را از بين ببرد (عمليات گشتي- رزمي را انجام دهد) كه خوشبختانه يك نفر از نگهبانان گروهان يكم تانك با هوشياري از حضور نيروهاي دشمن با خبر شده و به سمت آنها اجراي آتش ميكند.

حادثه ناگوار شهادت دكتر چمران

در تاريخ 31/3/60 دكترچمران با تعدادي از هم‌رزمان به منظور بازديد و بررسي خط مقدم در منطقه دهلاويه از جلو پاسگاه گردان 220 تانك عبور نموده كه نفرات پاسگاه با تكان دادن دست به وي اداي احترام كردند و لحظاتي بعد خبر رسيد كه نامبرده در اثر اصابت تركش خمپاره دشمن به فيض شهادت نائل گشته است، روانش شاد.

اجراي عمليات گشتي رزمي[1] توسط دشمن

پس از پنج روز مواضع تيپ هوابرد تثبيت شد و برابر دستور صادره در تاريخ 4/3/60 گروه رزمي 220 تانك از زير امر تيپ 55 هوابرد خارج و به طرف آبادي مالكيه واقع در حاشيه رودخانه نيسان در غرب سوسنگرد تغيير مكان داد. گروه رزمي 220 تانك با دو گروهان در خط و يك گروهان در احتياط، پدافند از منطقه آباديهاي چولانه و حاجيه را به عهده گرفت.

حادثه مهمي كه در منطقه مذكور رخ داد اين بود كه دشمن با استفاده از 150 نفر از ورزيده‌ترين نيروهاي تكاور خود از يك شكاف بين گردان ما و گردان 207 ژاندارمري، شبانه نفوذ کرده و مأموريت داشت تا تانك‌هاي ما را منهدم و نفرات داخل سنگرها را از بين ببرد (عمليات گشتي- رزمي را انجام دهد) كه خوشبختانه يك نفر از نگهبانان گروهان يكم تانك با هوشياري از حضور نيروهاي دشمن با خبر شده و به سمت آنها اجراي آتش مي‌كند. بقيه عناصر گروهان يكم هم فوراً از خطر آگاه شده و به شدت به سمت دشمن تيراندازي نموده در نتيجه تعدادي از نيروهاي بعثي كشته و فرمانده آنها، كه افسري بسيار قوي جثه و تنومند بود، اسير شد. كروكي منطقه نفوذگشتي دشمن به شرح شكل شماره 7 مي‌باشد.

 

شكل7: شماي نفوذ گشتي رزمي دشمن به منطقه پدافندي گروه رزمي 220 تانك

 

 

چنانچه نگهبان مذكور خواب بود يا دقت و هوشياري لازم را نداشت، با توجه به تجهيزات و وسايلي كه گشتي‌هاي دشمن همراه داشتند چه بسا ضايعه و تلفات جبران‌ناپذيري به گروهان يكم تانك وارد مي‌شد. منطقه استقرار پدافندي گردان به نحوي بود كه از 3 سمت زير آتشباري توپخانه دشمن قرار داشت و به همين دليل روزانه تعدادي از پرسنل گردان شهيد و يا زخمي مي‌شدند و يكي از بهترين و رشيدترين فرماندهان دسته گروهان يكم به نام ستوان دهاقين توسط خمپاره دشمن در تاريخ 16/4/60 شهيد شد. ضمن اينكه نيروهاي گردان هم با اجراي آتش شديد خصوصاً توسط تانك‌ها تلفات و ضايعات زيادي به دشمن وارد مي‌کردند.

وضعيت منطقه و نيروها پس از تثبيت اوضاع

 كاتيوشاهاي دشمن در شب و اكثر اوقات روز با شدت و انبوه آتش، اطراف پاسگاه فرماندهي گردان و مواضع يگانها را زير آتش مي‌گيرند، تا ضمن وارد آوردن تلفات باعث ايجاد رعب و هراس و كاهش روحيه نفرات شوند.

پس از شهادت سروان قاسمي گروهان اركان ‌داراي فرمانده ثابتي نبوده و مدتي سروان طالقاني[2] و مدتي سروان ميرزائي سرپرستي آنرا به عهده داشتند، لذا مشكل پشتيباني در امر آماد و نگهداري و غيره در يگانهاي رزمي كاملاً محسوس بود.

ماهها از شروع جنگ گذشته و آثار انتظار پيروزي بر چهره پرسنل كادر مشاهده مي‌شد. منطقه نبرد داغ وتبادل آتش شديدي در شبانه روز بين طرفين جريان داشت.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. گشتي رزمي: نوعي گشتي است كه به منظور برقراري تأمين نيروهاي  خودي، به ستوه آوردن دشمن بوسيله ضربات متعدد، از بين بردن و اسير كردن افراد دشمن و همچنين  نابود ساختن تأسيسات، تجهيزات و يا منابع و پايگاههاي او اعزام مي‌شوند. (فرهنگ واژه‌هاي نظامي تأليف سرتيپ رستمي)

2.سروان حسن طالقاني مدت مديدي در منطقه عملياتي حضور داشته و بعد از جنگ به تيپ2 زرهي زنجان منتقل و با درجه سرهنگي بازنشسته شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده