از هویزه تا آتش بش – 9
عمليات آفندی الله اکبر«خيبر» با تلاش فرماندهان و پرسنل گردان شناسائي­ها تمام شد و قرار بود كه از سمت غرب شهر سوسنگرد حملهاي عليه دشمن انجام شود. به علت گرفتاري شديد تقاضاي يك ماه مرخصي نمودم. هنوز 15 روز از مرخصيام نگذشته بود كه فوراً به منطقه احضار شده و در مدت كمتر از 48 ساعت خودم را به گردان معرفي كردم؛ روز معرفي تاريخ 30/2/60 همزمان با شب حمله به منظور آزادسازي ارتفاعات الله اكبر از لوث دشمن بود.

اين عمليات اولين عمليات هماهنگ نيروهاي جمهوري اسلامي ايران كه توسط يگان‌هاي ارتش و نيروهاي سپاه‌پاسداران و همراهي نيروهاي نامنظم دكتر چمران در منطقه خوزستان مي‌باشد[1] يگان‌هائي كه در اين عمليات شركت داشتند عبارت بودند از لشكر 16 زرهي(منهاي تيپ2)، لشكر 92 زرهي، تيپ55 هوابرد(زير امرلشكر 16) و سپاه‌پاسداران اهواز  و نيروهاي نامنظم دكتر چمران و گروه هوانيروز.

تدبير عمليات بدين ترتيب بود كه قرارگاه مقدم نزاجا با عناصري از لشكر 92 زرهي در شمال رودخانه كرخه آفند كرده و تپه الله‌اكبر را تصرف و تأمين مي‌نمايند و با عناصري از يگان‌هاي سازماني و زير امر لشكر 16 زرهي در جنوب رودخانه كرخه و غرب سوسنگرد تك نموده‌اند و نيروهاي دشمن را در غرب سوسنگرد نابود و خط‌خيز كركس(خاك‌ريز دشمن در 3 كيلومتري غرب سوسنگرد بين آبادي هوفل تا حاجيه) را تأمين نمايد[2].

بنابراين گروه رزمي 220 تانك هم در اين عمليات مأموريت داشت به عنوان نيروي پشتيباني كننده تيپ 55هوابرد و نيروهاي سپاه را با آتش تانك‌ها پشتيباني كند تك در ساعت 4صبح مورخه 31/2/60 با آتش تهيه سنگين نيروهاي خودي انجام گرفت و دشمن كاملاً غافلگير شده ونيروهاي پياده تيپ 55هوابرد و بسيج با استفاده از كانالي كه احداث كرده بودند تا پشت مواضع دشمن پيشروي كردند.(شكلهاي شماره 5و6)

به علت استحكامات و مقاومت و آتش شديد دشمن در خاكريزهاي بعدي پيشروي نيروهاي پياده متوقف شد ولي تانك­ها به موقع و قبل از نيروهاي پياده به پشت خاكريز دشمن رسيدند. در حالي كه يك گروهان پياده تحت نظر سرگرد معافي[3] (معاون گردان) و من به عنوان احتياط گردان، آماده اجراي دستور بوديم. لازم به ذكر است كه گروهان سوم تانك هم به عنوان احتياط تيپ تحت امر تيپ 1 بود.

شكل5: منطقه عملياتي سوسنگرد و دشت آزادگان

پس از عمليات الله ‌اكبر«خيبر»

اين عمليات بسيار موفقيت­آميز بود. بيشتر نفرات نيروهاي دشمن كه از نيروهاي تكاور بودند در داخل سنگرها كشته و تلفات زيادي به دشمن وارد شده و تعداد زيادي هم از نفربرها و تانكهاي دشمن منهدم شد.

تيپ3 ل92[4] زرهي اهواز هم، كه در سمت راست تيپ 55 هوابرد عمل مي­كرد، موفق به تصرف ارتفاعات حساس الله اكبر گرديد. حدود 200 نفر از نيروهاي دشمن در منطقه گردان 220 اسير و به عقب تخليه شدند و غنائم زيادي به جا مانده بود.

 

 

 

شكل6: شماي منطقه عملياتي گردان 220 تانك در تك

 

فرماندهان و پرسنل نيروهاي خودي با تجربه­اي كه از عمليات هويزه آموخته بودند ديگر هوشياري لازم را داشته و هر لحظه منتظر پاتك دشمن بودند.

در حين تخليه مهمات اغتنامي به عقب دو حادثه تلخ براي گردان اتفاق افتاد. سروان محمد قاسمي[5] فرمانده گروهان اركان و هم­چنين فرمانده دسته خمپاره­انداز كه يك افسر جوان به نام ستوان تسكيني بود هر دو در اثر اصابت تركش خمپاره دشمن شهيد شدند و گروهان اركان كه هسته اصلي تداركات و پشتيباني يگانهاي در خط را تشكيل مي­داد، بدون فرمانده گرديد.

نفرات گردان با جستجوي داخل سنگرهاي دشمن، يكي از فرمانده گردانهاي تكاور دشمن را اسير كردند. او اظهار مي­داشت كه اطلاعات و وضعيت نيروهاي شما توسط يك نفر قايقران بومي از طريق رودخانه سابله هر روز به ما داده مي­شد.

فرداي آن‌ روز دشمن با استفاده از تانك­هاي مدرن تي72 در منطقه ارتفاعات الله اكبر پاتك شديدي را انجام داد كه با مقاومت و ايثارگري رزمندگان اسلام نتوانست ارتفاعات الله اكبر را پس بگيرد. شايع بود، برادرِ طه ياسين رمضان كه سِمَتِ فرمانده يكي از گردانهاي دشمن را عهده دار بود، در همان منطقه الله اكبر كشته شده است. لازم به يادآوري است كه طه ياسين رمضان معاون صدام و عضو شوراي عالي فرماندهي عراق بود. تبادل آتش بين طرفين بسيار شديد بوده و مرغداري غرب سوسنگرد تصرف شد و دشمن به ده اِحمِر و دهلاويه عقب­نشيني كرد. (به شكل 5 مراجعه شود.)

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1 . اطلس نبردهاي ماندگار صفحه 50

2 . طرح عملياتي الله‌اكبر(خيبر) مركز اسناد معارف جنگ شهيد‌سپهبد صياد‌شيرازي صفحه63

3. سرهنگ شهيد محمد معافي فرمانده اي دلير، شجاع و مدير و لايق با سطح دانش بالا به طوري كه دوره دانشگاه فرماندهي و ستاد خود را در درجه سرواني طي نموده بود؛ چگونگي شهادت وي خواهد آمد.

4. ل 92: مخفف لشكر 92 زرهي

5. شهيد سروان زرهي محمد قاسمي افسري شجاع، مدير و كاردان بود كه از شروع جنگ تحميلي تا تاريخ شهادتش فرماندهي گروهان اركان كه هسته اصلي گردان است به عهده داشت.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده