از هویزه تا اتش بس-8
چند روز قبل، حادثه ناگواري در سد اتفاق افتاده و قايق تيمسار فلاحي كه با چند نفر مهندس و محافظين خود در روي درياچه جلو سد مشغول شناسايي و بررسي بودند، خراب شده لذا جريان شديد آب قايق را به طرف سد برده و آن را واژگون مي­کند. پس از آن تا مسافتي جريان آب، تيمسار فلاحي را با خود مي­برد. خوشبختانه با ياري خدا وي با مشكل زياد نجات يافته و متأسفانه محافظ و يك نفر مهندس همراه وي غرق گرديدند كه پس از چند روز جنازه آنها را در حوالي سوسنگرد پيدا كرده بودند.

حادثه‌ هاي ناگوار سد

به علت اينكه سيل بخشي از جاده سوسنگرد تا جلاليه را تخريب کرده بود، فرمانده تيپ (سرهنگ جمشيدي) دستور داد كه به منطقه سد كه در شمال شرقي سوسنگرد بود بروم و يك دستگاه لودر از مسئول آنجا گرفته تا خرابي ايجاد شده توسط سيل ترميم شود.

اين سد با استفاده از تورهاي سيمي و سنگهاي بزرگ در روي رودخانه كرخه‌ در حال احداث بود تا بتوان آب كرخه را به سمت جلاليه هدايت كرده  تا منطقه دشمن زير آب قرار گيرد. مسئوليت و تلاش اصلي و نظارت فعاليتهاي سد به عهده تيمسار فلاحي[1] (رئيس ستاد مشترك ارتش) بود كه با كمك چند نفر از مهندسين نظارت مي‌نمودند.

چند روز قبل، حادثه ناگواري در سد اتفاق افتاده و قايق تيمسار فلاحي كه با چند نفر مهندس و محافظين خود در روي درياچه جلو سد مشغول شناسايي و بررسي بودند، خراب شده لذا جريان شديد آب قايق را به طرف سد برده و آن را واژگون مي‌کند. پس از آن تا مسافتي جريان آب، تيمسار فلاحي را با خود مي‌برد. خوشبختانه با ياري خدا وي با مشكل زياد نجات يافته و متأسفانه محافظ و يك نفر مهندس همراه وي غرق گرديدند كه پس از چند روز جنازه آنها را در حوالي سوسنگرد پيدا كرده بودند.

بنابراين تيمسار فلاحي دستور داده بود كه يك قايق هميشه در حال آماده كنار ساحل باشد.

من به اتفاق يك نفر راننده به منظور دريافت يك دستگاه لودر از قسمت مهندسي سد به آن طرف رودخانه رفتيم، ولي به علت اينكه لودر فاقد سوخت بود، موفق به تحويل گرفتن آن نشديم. هنگام مراجعت با قايق از آن طرف ساحل رودخانه به سمت ساحل مقابل در يك لحظه موتور قايق خاموش شد و جريان آب قايق را به سمت سد برد. ما شروع به كمك خواستن و داد و فرياد كرديم تا قايق آماده جهت كمك‌رساني به سمت ما بيايد كه متأسفانه قايق مذكور نيز در محل نبود. سرعت آب آن قدر زياد بود كه احتمالا شناگر ماهر هم نمي‌توانست خود را نجات دهد. لحظه سقوط قايق را به داخل سد و لحظه پايان عمرمان را مي‌ديديم. مسئول قايق با جستجو و تلاش خود پاروئي را از داخل قايق پيدا كرد و با شدت و سرعت زياد شروع به پاروزدن كرد. به خواست خدا كم‌كم قايق به سمت ساحل رودخانه نزديك شده، در حالي كه همه سرنشين‌ها گيج و منگ بوديم و باورمان نمي‌شد كه نجات يافته‌ايم. پس از بررسي قايق، مشخص شد كه يك تكه گوني داخل پروانه قايق گير كرده و موتور آن را خاموش كرده بود. قايق را مجدداً روشن نموده و به محل اوليه مراجعت كرديم و اين يكي از الطاف و معجزاتي بود كه خداوند در آن روز نصيب ما كرد.

 

خاتمه ساختمان سد و روانه كردن آب به سمت دشمن

با تلاش و زحمات شبانه‌روزي مسئولان ارتش و با كمكهاي مردمي ساخت و ساز سد مذكور پايان يافت و در نتيجه آب رودخانه كرخه به سمت منطقه جلاليه و ده مرعي و گل‌بهار روانه و به منطقه دشمن هدايت گرديد.(برابر شكل4)

شكل4: شماي مسير انحراف آب سد به سمت دشمن

دشمن غافلگير شده بود و سريعا با گذاشتن تعداد زيادي از وسايل و تجهيزات خود شروع به عقب‌نشيني كرد. در حين عقب‌نشيني با اجراي آتشهاي توپخانه خصوصاً گلوله‌هاي  زماني[2]، تلفات زيادي به دشمن وارد شد.

 

پس از عقب‌نشيني دشمن، دسته ديده‌ور[3] گردان با جستجوي زياد توانست تعدادي از پيكرهاي شهداي نيروهاي خودي از جمله ستوان صحرايي (ديده‌بان مقدم توپخانه) كه در منطقه دشمن حوالي (ده خرما) جا مانده بود شناسائي كرده و به عقب تخليه نمايند.

همكاري گردان با گروه نامنظم چمران و سپاه پاسداران بسيار عالي بود و برابر دستور گردان، تعدادي از اقلام و تجهيزات مثل ماسك و آمپول آتروپين و غيره به برادران گروه چمران داديم. (دكتر چمران[4] نماينده امام در شوراي عالي دفاع بوده و مسئول ستاد عملياتي جنگهاي نامنظم است.)

مزاياي احداث سد و ايجاد تغييرات در منطقه

يكي از اشكالاتي كه باعث شد ما در جبهه جلاليه متحمل خسارات و تلفات زيادي شويم اين بود كه خط پدافندي تعدادي از گردانهاي تيپ3 زرهي دزفول عقب‌تر از خط پدافندي تيپ ما بود، بنابراين دشمن هم از روبرو و هم از پهلو نيروهاي ما را مورد اصابت و آتشباري قرار مي‌داد. پس از آب گرفتگي منطقه، دشمن مجبور شد كه مواضع خود را ترك نموده و مواضع جديدي در عقب ايجاد کند. بنابرين آتش دشمن قطع شد و احساس مي‌كرديم كه جنگ تمام شده، منطقه جلاليه كه تا ديروز زير آتش انبوه و پر حجم و بمباران دشمن بود اكنون آرامش كاملي در آن تحقق يافته و با عقب‌نشيني دشمن و آب‌گرفتگي منطقه به منظور صرفه‌جويي در قوا، تيپ1 زرهي در مورخه 13/1/60 به منطقه بنه يگانها واقع در حميديه تغيير مكان داده و به عنوان احتياط لشكر 16 شروع به بازسازي و اجراي شناسائي‌هاي لازم از منطقه غرب سوسنگرد نمود.

از گردانهاي تيپ1، وضعيت گروه رزمي 201 تانك بسيار خوب بود. زيرا اين گروه رزمي از تاريخ 1/11/59 به عنوان احتياط نزاجا[5] در منطقه سبزآب دزفول مستقر بوده و از آتش شديد و فشار دشمن در منطقه جلاليه مصون بود.

تغييرات ديگري كه در حميديه انجام گرفت تفكيك گردانهاي 176 و 185 پياده مكانيزه از يكديگر بود كه با مشكلات زيادي از نظر جداسازي اقلام و تجهيزات و سازماندهي مواجه بودند.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. سرلشكر شهيد ولي‌الله فلاحي رئيس ستاد مشترك ارتش بود كه در هفتم مهرماه 1360 به همراه سرلشكر شهيد نامجو (وزير دفاع)، سرلشكر شهيد فكوري (فرمانده نيروي هوائي) و شهيد كلاهدوز قائم مقام سپاه پاسداران در سانحه هواپيما به شهادت رسيدند.

2. گلوله‌هاي توپخانه توسط ماسوره سرگلوله طوري تنظيم مي‌شود كه در بالاي سر دشمن منفجر شده تركشهاي آن تلفات زيادي به دشمن وارد مي‌كند.

3. دسته ديدهور گردان تانك در سازمان خود فاقد تانك بوده و از خودرو سبك (جيپ) براي تحرك خود استفاده مي‌كند مأموريت آن شناسايي و تأمين و يا پوشش جناح گردان در عمليات مي‌باشد(نشريه دوره مقدماتي رزمي)

4. چگونگي شهادت دكتر چمران خواهد آمد.

5. نزاجا: مخفف نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده