از هویزه تا آتش بس-7
هنگامي كه سروان فلكي گروهان را از من تحويل ميگرفت، مطلبي اظهار كرد كه مورد تعجب بعضي از فرماندهان گرديد. او اظهار نمود كه تكليف آمار مهمات مصرفي و انهدامي و صورت مصرفي سوخت را چگونه مشخص و تحويل و تحول نمائيم، ما كه شاهد بوديم در عمليات كرخهكور مهمات را با تريلي روي زمين ريخته و روزانه صدها گلوله تيراندازي ميشد چگونه ممكن است صورت مصرفي بخواهند؟ ولي بعدها متوجه شديم كه بسيار حرف درست و به جائي زده.

وضعيت و شكل آرايش گردان 220 تانك در منطقه جلاليه

منطقه جلاليه هيچ وقت بين پرسنل گردان 220 تانك فراموش نخواهد شد. اين آبادي در 5 كيلومتر مانده به سوسنگرد در جاده اهواز ـ سوسنگرد قرار دارد. تبادل شديد آتش به شدت ادامه داشت و روزانه تعدادي شهيد و مجروح در سطح گردان داشتيم. در وضعيت پدافندي كه لشكر 92 قبل از عمليات هويزه داشت، نفرات پياده در داخل سنگرهاي انفرادي يا زوجي برابر شكل2، بين تانك‌ها آرايش داشتند؛ ضمناً دشمن هم در خط پدافندي تقريباً چنين آرايشي داشت.

شكل 2: شماي استقرار تانك‌ها و پياده‌ها قبل از عمليات نصر(هويزه)

 

 

بنا به پيشنهاد رئيس ركن سوم گردان، سرگرد صنعتي و دستور فرمانده گردان نفرات پياده به فاصله حدود 300 متر جلوتر از تانك‌ها برده شدند تا تأمين آنها را فراهم نمايند.

بهعلت اجراي تير مستقيم دشمن تدارك آب، غذا و مهمات در روز مقدور نبود و اكثراً در شب باچراغ خاموش انجام مي‌گرفت. لذا طبعاً تصادفات زيادي در جاده‌ها به وقوع مي‌پيوست. به علت آتش سنگين و پر حجم دشمن روزانه تعداد زيادي از نفرات پياده شهيد و مجروح مي‌شدند. ضمن اينكه تلفات دشمن هم به مراتب بيشتر بود. بنابراين فرمانده گردان تصميم گرفت كه خاكريزي براي افراد پياده ايجاد كند تا نفرات پياده در پشت آن استقرار يابند. اين خاكريز توسط سروان صفري[1] و ستوان مظاهري[2] با زحمات زياد ايجاد شد (برابر شكل3) و پس از تكميل خاكريز مشاهده كرديم كه ديد نفرات پياده دشمن كور شده و ديگر به خوبي نمي‌توانند موشك هاي ماليوتكا را هدايت کنند.

پاسگاه فرماندهي گردان و گروهانها نيز همانند پرسنل در خط مقدم مستقر بود و در روحيه آنها بسيار تأثير داشت.

 

شكل 3: وضعيت مواضع پدافندي گردان 220 تانك در منطقه جلاليه

 

انتصاب به عنوان معاون ركن سوم گردان

كم‌كم وضعيت تثبيت شد و برابر دستور فرمانده گردان، من گروهان را به سروان فلكي[3] تحويل داده و در مورخه 17/11/59 به عنوان معاون ركن سوم گردان منصوب شدم. پرسنل رفته رفته به منطقه و وضعيت موجود عادت كردند. ماهها پشت سر هم سپري شد. فرماندهان رده بالا به پاس فداكاري و ايثارگري و مقاومت پرسنل در عمليات كرخه كور، به تعدادي از رزمندگان ارشديت دادند؛ از جمله فرمانده گردان و معاون تيپ  يك درجه تشويقي و من هم 15 ماه ارشديت دريافت كردم. كمكهاي مردمي به طور مداوم و مستمر برقرار بود. مثل خودرو، موتورسيكلت، مواد خوراكي، نوشيدني و غيره، ولي آتش پر حجم و سنگين و مداوم دشمن و شدت آن در شبانه روز كماكان ادامه داشت و به همين نسبت آتش ما هم روي دشمن حتي شديدتر اجرا مي‌شد. پزشك وظيفه گردان به علت محل نامناسب ايستگاه تخليه درمان گردان دائماً در حال شكايت بود. مرخصي‌ها با رفت و برگشت جمعا 7 روز بود كه در هر 30 روز به پرسنل داده مي‌شد.

 هنگامي كه سروان فلكي گروهان را از من تحويل مي‌گرفت، مطلبي اظهار كرد كه مورد تعجب بعضي از فرماندهان گرديد. او اظهار نمود كه تكليف آمار مهمات مصرفي و انهدامي و صورت مصرفي سوخت را چگونه مشخص و تحويل و تحول نمائيم، ما كه شاهد بوديم در عمليات كرخه‌كور مهمات را با تريلي روي زمين ريخته و روزانه صدها گلوله تيراندازي مي‌شد چگونه ممكن است صورت مصرفي بخواهند؟ ولي بعدها متوجه شديم كه بسيار حرف  درست و به جائي زده، چون برابر مقررات مي‌بايستي حساب و كتاب كمترين مهمات مصرفي، حتي يك دانه فشنگ را در ارتش روشن کرده و آنها را صورتجلسه کنيم و به رده بالا ارائه دهيم تا در دستور لشكر درج و از آمار كسر شود.

احداث سنگرهاي زيرزميني

هنوز پرسنل از مزاياي سنگر اطلاع نداشته و اكثر خدمه زير تانك‌ها و فرماندهان در داخل نفربرها به عنوان محل استراحت استفاده مي‌كردند. كم‌كم احساس شد كه سنگر زيرزميني محل بسيار مناسب وداراي تأمين خوبي براي زيست، خصوصاً در وضعيت پدافندي است. لذا با دريافت تعدادي الوار و تيرآهن سنگرهاي زيرزميني احداث شد.

روزانه تعداد زيادي گلوله توپ و خمپاره و موشك در اطراف من و ساير همرزمان زمين مي‌خورد كه برخي از آنها باعث شهيد و مجروح شدن تعدادي از همكاران و همرزمان مي‌گرديد و فراموش نمي‌كنم كه در چندين فقره تمام منطقه زير آتشباري شديد كاتيوشا[4] و توپخانه دشمن قرار گرفت. حتي چند تركش بزرگ در اطرافم به زمين فرو رفت، ولي به خواست و لطف خدا جان سالم به در بردم و نيروهاي خودي هم اعم از خدمه تانك‌ها، سلاح هاي اجتماعي و توپخانه‌ها و خمپاره‌اندازها هم دائماً منطقه دشمن را زير آتش قرار داده و تلفات زيادي به دشمن وارد كردند.

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. سروان محمد‌باقر صفري فرمانده گروهان يكم گردان 176 پياده مكانيزه كه از ابتداي جنگ زير امر گردان 220 تانك بود. وي فرماندهي مقاوم، دلير و پرتلاش بود كه مدت مديدي در منطقه عملياتي حضور داشت. بعد از جنگ فرمانده يكي از تيپ هاي لشكر 64 اروميه شد و سپس با درجه سرهنگي بازنشسته شد.

2. ستوانيكم اسماعيل مظاهري افسري متعهد، ايثارگر، مؤمن بعد از جنگ به ستاد مشترك رفت و با درجه سرهنگي بازنشسته شد.

3. سروان حميد فلكي مدتهاي طولاني در مناطق عملياتي حضور داشته و فرماندهي مقاوم، مؤمن و پرتلاش بود بعد از جنگ به لشكر 92 زرهي خوزستان منتقل شد و با درجه سرهنگي بازنشسته شد.

4. كاتيوشا 122 م.م: از سلاح هاي يگانهاي توپخانه بوده و 40 لوله دارد كه در داخل هر كدام يك موشك كاتيوشا قرار داشته و روي كاميون مربوط نصب و حمل مي‌گردد. اين جنگ‌افزار قدرت آتش فوق‌العاده زياد داشته و حداكثر برد موشك آن حدود 20 كيلومتر مي‌باشد (نشريه دوره عالي زرهي)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده