عبور از سيروان (12)
بر روي كليان غربي هتل جلب سياحان قرار گرفته بود كه موقعيت و چشمانداز زيبايي داشت. ساختمان فرمانداري، گروهان ژاندارمري و شهرباني و سازمان امنيت پاوه در غرب شهر و مجاورت تپه كليان غربي قرار داشتند و ساختمان ساواك اينك به مقر سپاه پاوه تبديل شده بود. در شمال شهر و دامنة كوه دو تپه بر شهر اشراف داشتند كه سنگرهاي سنگي بر روي آنها ديده ميشد كه ميگفتند اين سنگرها براي دفاع در مقابل چتهها (ياغيان) ساخته شده و گاه به تصرف چتهها درآمده و اينك ژاندارمري و پاسداران بومي بر روي آن پايگاه داشتند كه بعداً به ارتش سپرده شد.

موقعيت جغرافيايي پاوه

پاوه يكي از شهرستان‌هاي تابعة استان كرمانشاه است كه مركز آن در حدود 30 كيلومتري مرز عراق و در امتداد محور حلبچه ـ كرمانشاه قرار گرفته است. اين محور كه كرمانشاه را به استان سليمانية عراق متصل مي‌كند، بعد از محور قصرشيرين ـ خانقين مهم‌ترين مسير ارتباطي بين دو كشور ايران و عراق در اين استان است. اين شهرستان كه به نام پاوه و اورامانات معروف مي‌باشد، منطقه‌اي است كوهستاني با دره‌هاي عميق و ارتفاعات صعب‌العبور و مناطق جنگلي كه عبور و مرور خودرو در آن بسيار محدود و بيشتر در مسيرهاي روانسر ـ جوانرود و روانسر ـ پاوه ـ نوسود و تعدادي روستا ميسر مي‌باشد كه در آن زمان راه‌هاي كمتري وجود داشت و اكثراً خاكي بودند. دره‌هاي جحيج، سيروان، باينگان، گلال، نودشه، هورامان، شيخ صله (صالح) و غلغله و… در اين منطقه بسيار عميق و صعب‌العبورند. رشته كوههاي شاهو، هورامان تخت ـ جحيج، آتشكده، قشلاق، ارتفاعات باينگان و بلندي‌هاي مرزي جوانرود و شيخ صله اين شهرستان را در برگرفته و از قديم‌الايام منطقة امني براي افراد چته (ياغي) قاچاقچي و افراد معارض بوده و كنترل و تسلط قواي دولتي به علت نبودن راه مناسب دشوار بوده است. رودخانة سيروان در غرب اين شهرستان عارضة مهمي است كه قسمتي از مرز ايران و عراق را تشكيل داده و منبع تأمين آب سد دربنديخان عراق است. اكثر جويبارها و رودخانه‌هاي جاري در محدودة اين شهرستان از جمله رود گلال، ليله، باينگان، زيمكان، آب زرشك و غيره كه تشكيل دره‌ها و شكاف‌هايي را داده‌اند، وارد اين رودخانه مي‌شوند.

شهر پاوه در دامنة جنوبي رشته كوه شاهو و در مجاورت درة گلال قرار گرفته است و از دو طرف محصور است بين رشتة اخير و رشته كوه آتشكده، شياري كه از دامنة شاهو منشعب مي‌شود از وسط شهر پاوه مي‌گذرد و چشمه‌اي پرآب به نام «سراب هولي» در شمال شهر و داخل دره جريان دارد كه آب مصرفي شهر را تأمين و باغات زيادي را در پايين شهر آبياري مي‌كند. باغات گردو و انار و انجير خانقاه كه متصل به شهر هستند و منطقه نسبتاً وسيعي را در بر گرفته‌اند از آب اين چشمه سيراب مي‌شوند. در دو طرف بافت قديمي شهر دو نقطة ارتفاعي مشهود است كه تپه ورودي به شهر از سمت كرمانشاه را كَلْيان شرقي و تپه ورودي از سمت نوسود را كليان غربي مي‌نامند. تپة كليان شرقي را درختان و باغات منظم و زيبايي احاطه كرده‌اند و منظره‌اي جالب و محيطي نشاط‌انگيز دارد كه گفته مي‌شد استراحتگاه و محل اطراق سران رژيم گذشته بوده است. اشخاصي چون  شاه، هويدا، ارتشبد ازهاري و ديگر مسئولين حكومت قبلي هنگام بازديد از پاوه از این مکان استفاده نموده اند و محل برقراري اردوهاي موقت نظامي و سپاهيان دانش و بهداشت و اردوهاي پيشاهنگي و دانشجويي بوده است.

بر روي كليان غربي هتل جلب سياحان قرار گرفته بود كه موقعيت و چشم‌انداز زيبايي داشت. ساختمان فرمانداري، گروهان ژاندارمري و شهرباني و سازمان امنيت پاوه در غرب شهر و مجاورت تپه كليان غربي قرار داشتند و ساختمان ساواك اينك به مقر سپاه پاوه تبديل شده بود. در شمال شهر و دامنة كوه دو تپه بر شهر اشراف داشتند كه سنگرهاي سنگي بر روي آنها ديده مي‌شد كه مي‌گفتند اين سنگرها براي دفاع در مقابل چته‌ها (ياغيان) ساخته شده و گاه به تصرف چته‌ها درآمده و اينك ژاندارمري و پاسداران بومي بر روي آن پايگاه داشتند كه بعداً به ارتش سپرده شد.

تنها ميدان شهر در قسمت گودي دره هولي ايجاد شده بود و چند ادارة كوچك و ترمينال (گاراژ) شهر و قهوه‌خانه‌ها، بانك‌ها در اطراف آن قرار داشتند. مسافرخانة هورامان كه به خط كردي نوشته شده بود و عنوان نوشته‌اي به مضمون يا حضرت قوس بر سر در يك مغازه و حضور افراد كرد با لباس‌هاي مخصوص آن ديار (عمامه، شال‌كمر، لباس و شلوار گشاد جافي، قاپوق و…) جلب توجه مي‌كرد. در ابتداي ورودي شهر (سمت شرق) بيمارستان شير و خورشيد (هلال احمر) قرار داشت كه بيمارستاني نوساز و نسبتاً مجهز بود و امكانات لازم را دارا بود. اين بيمارستان كه اينك «قدس» نامگذاري شده بود، در منطقة عملياتي پاوه ـ نوسود داراي نقش ارزنده‌اي بود و پذيراي صدها مجروح و شهيد شد. نزديكترين روستا به پاوه در سمت نوسود (غرب) نورياب بود كه نسبت به بقية روستاهاي نزديك شهر از همه بزرگ‌تر و مركز تردد و پايگاه عناصر ضدانقلاب بود. راه ارتباطي پاوه ـ نوسود و مرز (شوشمير) جاده‌اي خاكي و قديمي بود كه به علت حضور ضدانقلاب در آن محل شايد از ماه‌ها قبل از پيروزي انقلاب امر نگهداري و بازسازي آن تعطيل شده بود. طول تقريبي اين جاده 40 كيلومتر است ليكن فاصلة هوايي آن به کمي بيش از نصف اين مسافت مي‌رسيد. در امتداد اين محور و در كنار چشمه‌سارها كلبه‌ها و روستاهاي كوچكي وجود دارد كه در آن ايام اكثراً تخليه يا داراي جمعيت كمي بودند. اسامي روستاها يا خرابة آن به ترتيب از پاوه عبارتند از: «نورياب، شولحه، نجار، كومه‌دره، دري‌بر، دوآب، هيروي، نيسانه، وزلي، تشار، نوسود، شوشمير.»

مهم‌ترين عارضة موجود در اين محور كه داراي ارزش نظامي است و بر حركات نيروها و تداركات تأثيرگذار است، رودخانة سيروان و پل دوآب بر روي آن است؛ زيرا در آن محدوده درة عميق سيروان و صخره‌ها و بريدگي‌ها و شيب‌هاي تند، عبور و مرور را به تنگه و پل دوآب محدود مي‌نمايد. در اين محل با ايجاد يك تونل كوچك و احداث پل، ارتباط شرق و غرب سيروان برقرار شده است. در طول اين محور حركات خودرويي و حتي افراد پياده متكي به مسير جاده و در محل پل دوآب كاملاً كاناليزه مي‌شود. نقاط مرتفع و مسلط بر پل دوآب مواضع مناسبي را براي نيروي كمين كننده به وجود آورده است به طوري كه چند نفر مسلح مي‌توانند مانع جدي براي عبور باشند و چندين بار در اين محل با كمين ضدانقلاب مواجه شديم.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده