از هویزه تا آتش بس-5
به دليل كمبود آمبولانس مجروحين و شهدا با كاميون هاي غذا و مهمات به عقب تخليه ميشدند. نفرات بسيج كه به عنوان نيروي كمكي به يگانها مأمور شده بودند، به علت انبوه حجم آتش دشمن نميتوانستند جلو بروند. با توجه به نابرابري نيروي خودي و دشمن يگانها حالت پدافندي اتخاذ نمودند، زيرا نيروي كمكي و يگان احتياطي در دسترس نبود. هواپيماهاي دشمن با بمباران شديد و در سطح پائين و رگبار تيربارهاي مربوطه تلفات زيادي به نيروهاي خودي وارد آوردند.

انجام پاتك مجدد توسط دشمن

در ساعت 2 بامداد 18/10/59 دشمن تعدادي گلوله هاي رنگي به هوا پرتاب و همه پرسنل فكر مي­كردند كه دشمن اقدام به تك شيميائي نموده و همه ماسك زدند، در صورتي كه بعداً مشخص شد چنين چيزي نبوده بلكه گلوله هاي اعلام خبر بوده است.

در ساعت 8 صبح مورخه 18/10/59 مجدداً پاتك عظيم دشمن آغاز شد. آتش تهيه، تيرهاي مستقيم، موشك ماليوتكا[1]، گلوله‌هاي توپخانه و خمپاره دشمن شديداً مواضع ما را، كه در داخل رودخانه كرخه­كور بود، زير آتش قرار داد. در همين موقع فرمانده گردان به من دستور داد تا فرماندهي چهار دستگاه تانك باقيمانده گروهان را به ارشدترين فرمانده دسته يعني ستوان خيرخواه[2] تحويل داده و خودم به عقبه يگان (بنه گردان) بروم و خدمه­ها و يا پرسنلي كه به هر دليل درآنجا هستند، به سلاح­هاي انفرادي تجهيز كرده تا به عنوان نفرات پياده در رزم شركت کنند.

من به آن طرف رودخانه كرخه­كور رفتم ولي چون وسيله­اي جهت عزيمت به عقب يگان پيدا نكردم و بُعد مسافت تا بنه زياد بوده و آتش دشمن هم بسيار شديد بود، مجدداً به جلو (خط مقدم) مراجعه كرده و به فرمانده گردان گزارش دادم كه در حال حاضر رفتن به عقب ميسر نيست. ضمناً تعداد محدودي از خدمه تانك­ها كه تانك­هايشان منهدم شده و سوختن همرزمان خود را در داخل تانك­ها مشاهده كرده­اند، به علت مجروحيت بعضي از آنها و موجگرفتگي از روحيه مطلوبي برخوردار نيستند كه بتوانند مثل افراد پياده در رزم شركت نمايند.

 از داخل نفربر فرماندهي گردان كه خارج شدم دانش­آموز لشكري مكانيك موتوري تانك و كارمند واجاري مكانيك بيسيم را ديدم و به­ اتفاق آنها به سمت تانك­هاي گروهان رفته و مشاهده كرديم كه متأسفانه ستوان خير­خواه فرمانده دسته يكم و استوار رحمتي (راننده تانك) داخل تانك خود در حين مهمات­گيري به علت اصابت گلوله تانك دشمن شهيد شده و سوخته‌اند و يك گلوله موشك ماليوتكا هم به تانك فرماندهي (تانكي كه با آن گروهان را هدايت مي­كردم) اصابت نموده، و فشنگ­گذار تانك سرباز معصومي كه قبلاً نام وي را ذكر كرده بودم، شهيد و توپچي تانك گروهبان رودكي هم مجروح شده است. وضعيت بسيار بحراني و تأسف­بار بود. به علت انفجار مهمات تانك­ها و انبوه آتش كه در اثر انفجار آنها داخل تانك­ها ايجاد مي‌شد، نتوانستيم به تانك ستوان خير­خواه و استوار رحمتي جهت تخليه پيكر مطهر آنها نزديك شويم و برابر اظهار گروهبان يكم فتوتي و سرباز ناصركه تانكشان در جوار تانك آنها بود، ستوان خير­خواه و استوار رحمتي كاملاً سوخته بودند.

 با كمك درجه­داران گروهان پيكر شهيد معصومي را از داخل تانك در آورده و به عقب تخليه کرديم لحظه به لحظه فشار دشمن زياد می شد و فرماندهان و پرسنل بسيار ناراحت و مضطرب بودند و از نيروي كمكي هم خبري نبود. موشك­هاي ضد تانك ماليوتكاي دشمن كه توسط نفرات پياده آنها هدايت مي‌شد، هرگونه وسيله متحركي اعم از آمبولانس، خودرو، تانك و غيره را منهدم مي‌كردند. به علت افزايش تعداد شهدا و مجروحين نفرات پياده باقيمانده هم توان رزمي خود را از دست داده بودند.

به دليل كمبود آمبولانس مجروحين و شهدا با كاميون هاي غذا و مهمات به عقب تخليه مي‌شدند. نفرات بسيج كه به عنوان نيروي كمكي به يگانها مأمور شده بودند، به علت انبوه حجم آتش دشمن نمي‌توانستند جلو بروند. با توجه به نابرابري نيروي خودي و دشمن يگانها حالت پدافندي اتخاذ نمودند، زيرا نيروي كمكي و يگان احتياطي در دسترس نبود. هواپيماهاي دشمن با بمباران شديد و در سطح پائين و رگبار تيربارهاي مربوطه تلفات زيادي به نيروهاي خودي وارد آوردند، گرچه اكثر رزمندگان با امكانات موجود سرسختانه پدافند و مقاومت مي‌كردند، به طوري كه بر اثر انبوه شليك لوله‌هاي بعضي از خمپاره‌‌اندازها و تانك­ها تركيدند.

عقب­نشيني نيروها پس از پاتك دشمن

بالاخره در ساعت 17 (مورخه 18/10/59) دستور داده شد كه در شروع تاريكي يگانها يك خيز براي اشغال خط تأخيري بعدي به عقب بروند، ولي در همين لحظه تانك­ها و نفرات پياده و نفربرها و ساير ادوات به‌علت اشتباه در زمان عقب نشيني مجدداً با بي نظمي و بدون رعايت اصول تاكتيكي شروع به عقب‌نشيني كردند. روي تانك­ها علاوه بر خدمه ها حدود 20 الي 25 نفر پياده سوار شده بودند. خوشبختانه دشمن هم به علت ترس و وحشتي كه از رزمندگان ما داشت نتوانست استفاده از موفقيت و تعاقب را انجام دهد و گرنه تلفات لشكر در حد جبران ناپذير و بسيار سنگين مي‌گرديد. تعدادي از مجروحين و پيكر شهدا در منطقه كرخه كور باقي ماند. خودروهاي چرخدار و شنيدار به عقب مي‌رفتند تا اينكه در بين راه با تلاش تعدادي از پرسنل و فرماندهان عقب نشيني يگانها را متوقف كرده و در منطقه جلاليه و ابو‌حميظه كنار جاده اهواز ـ سوسنگرد مستقر نموده و به حالت  ناراحت و نگران شب را به صبح رسانديم. تعدادي از فرماندهان، واحدهاي خود را گم كرده بودند. با شروع سپيده دم صبح 19/10/59 نفرات كمكم يكديگر را پيدا كرده و مجدداً دستور داده شد كه در حاشيه جاده حالت پدافندي اتخاذ کنيم كه بلافاصله نفرات و خدمه تانك­های گروهان را يكي، يكي پيدا کرده و در حال سازماندهي گروهان براي پدافند گرديديم. پس از مدت كوتاهي، بمباران هوائي دشمن شروع شد كه اين امر باعث ايجاد تلفات و خسارات براي نفرات و تجهيزات برخي از يگانها ‌گرديد. يك فروند هواپيما كه در حال بمباران خط پدافندي خودي بود توسط موشك هاي سهند يكي از يگانها مورد اصابت قرار گرفت و در جلو خط منهدم و تبديل به كوهي از آتش شد. همه خوشحال شده و شادي نموديم، ولي متأسفانه پس از بررسي مشخص شد كه هواپيماي خودي بوده كه اشتباهي خط مقدم خودي را بمباران كرده. لذا آن شادي، مجدداً به تأسف و ندامت و ناراحتي تبديل شد، زيرا خلبان كاملاً سوخته بود.

درخواست يك يگان داوطلب و حركت نيروها يك خيز به جلوتر

 پس از چند روز از استقرار ما در حالت پدافندي، به منظور تأمين جاده اهواز به سوسنگرد از تير مستقيم تانك دشمن، فرمانده تيپ خواستار يك يگان داوطلب شده بود كه به اندازه يك كيلومتر به جلو برود. فرمانده گردان 220 اجراي امر مذكور را تقبل نموده، بنابراين اولين تانك داوطلب به فرماندهي استوار غلام­بيگي، جمعي گروهان يكم، به همراه فرمانده گردان (سرگرد فردوسي) و يك دستگاه تانك از گروهان سوم در تاريخ 22/10/59 به جلو حركت كرد و تعدادي نفرات پياده هم شبانه به محل جديد اعزام شدند و فردا (مورخه 23/10/59) قرار بود كه همه گروهان ها نيز يك خيز به جلو حركت کنند. در همان موقع كه در حال شناسائي در جلو بوديم، اطلاع دادند كه استوار غلام­بيگي با گلوله تانك خود يك فروند هلي‌كوپتر دشمن را منهدم كرده و باعث شور و شادي زيادي بين خدمه­هاي مذكور شده است. متأسفانه پس از چند لحظه يك فروند موشك ماليوتكا دشمن به تانك استوار غلام­بيگي اصابت كرده و نامبرده بلافاصله شهيد مي­گردد. شهادت استوار دلير و ايثارگر و باشهامت اثر عميقي در روحيه پرسنل گذاشته و همه را متأثر كرد. بالاخره گردان يك خيز حدود سه كيلومتر به جلو حركت كرده و در محل جديد به همراه كليه فرماندهان اعم از گردان و گروهان مستقر گشت.

مبادله آتش بين طرفين به شدت ادامه داشت. كم­كم منطقه پدافندي تثبيت شد و به علت حجم آتش و تير مستقيم دشمن تداركات آب و غذا و اياب و ذهاب نفرات اكثراً در شب انجام مي­گرفت.

 نظرات متعددي در خصوص عمليات نصر توسط فرماندهان و يا مسئولين و كارشناسان نظامي بعد از عمليات نصر بيان شده ولي در قسمتي از پايان‌نامه دافوس كه بصورت تيمي تهيه شده و اينجانب هم جزء آن تيم بودم[3] به محاسن و معايب عمليات نصر از ديدگاه مؤلفان پايان‌‌نامه كه در آن‌زمان در رده‌هاي پائين فرماندهي(از گردان به پائين) در عمليات نصر(هويزه) شركت داشتند اشاره شده كه مفاد آن به شرح زير مي‌باشد.

 

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. موشك ضد تانك ماليوتكا: كه بر عليه ادوات زرهي به كار مي‌رود و به دو روش قابل پرتاب مي‌باشد. يك روش مقر پرتاب و سيستم هدايت آن در روي نفربر بي ام پي 1 نصب مي‌باشد و روش ديگر در داخل كيفي (جعبه) قرار داده شده كه توسط نفرات پياده حمل و تيراندازي مي‌شود اين موشك با سيم متصل به آن هدايت شده و ردگيري از طريق چشم همانند آتاري مي‌باشد. برد آن حدود 3 كيلومتر و 40 سانتيمتر قدرت نفوذ به داخل زره را دارد. (دانستني هاي زرهي)

2. ستوانيكم شهيد اسماعيل خيرخواه فرمانده اي متعهد، با ايمان، مومن و فداكار بود؛ چگونگي شهادت وي خواهد آمد.

3 – مشخصات تيم مذكور در صفحه 129 ذكر شده است.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده