بازخوانی جنگ تحمیلی (53)
جانشین معاونت عملیات و اطلاعات شدم در تاریخ 12/7/1366، مسئولیت مدیریت اطلاعات نزاجا را به جناب سرهنگ چرخکار واگذار کردم. کمتر از چهار ماه بعد هم جنبش جوانگرایی در نزاجا شروع شد. من به اتفاق سایر همکاران و همدورههایم به افتخار بازنشستگی نائل آمدیم (البته من به مدت یک سال و همدورهام امیر منوچهر دژکام برای مدت بیشتری ابقا شدیم). در سلسله مراتب فرماندهان هم تغییراتی داده شد، به امید اینکه تحولی در این وضع (معضلات نزاجا) ایجاد شود که هیچ وقت اتفاق نیفتاد.

 

بعد از تمدید خدمتم، تیمسار حسین حسنی‌سعدی که فرماندهی نیروی زمینی بودند پیشنهاد فرماندهی قرارگاه شرق (شمال‌شرق و جنوبشرق) را به من داد که به بهانه‌های مختلفی نپذیرفتم.

مرحله‌ای دیگر از دوران خدمت سربازی‌ام شروع شد. در محل جانشینی معاونت عملیات و اطلاعات، شغل سازمانی به من داده شد و مراتب طی نامه شماره 2/03/102 مورخ 3/8/1366 ابلاغ شد. یعنی چرخ پنجم که این خلاف اخلاق و روش خدمتی من در تمام سال‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی بود.

همواره صمیمانه و صادقانه و با عشق به ارتش و کشورم خدمت کرده بودم. در آذرماه 1357 به عنوان یکی از افسران شایسته نیروی زمینی، جهت حضور در مراسم نوروزی که در حضور شاه برگزار می‌شد انتخاب شدم. در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم در دو نوبت ارشدیت خدمتی و یا مدال فتح خرمشهر گرفتم. افسری نبودم که شغلم را به من تحمیل کنند. جنگ تمام شده بود، لذا رفتم و در منزلم نشستم.

بازنشستگی و خدمات این مرحله

در مورخ 1/11/1367 برای بار دوم بازنشستگی‌ام ابلاغ شد. ارتش عشق من بود. هنوز لباس نظامی را از تنم در نیاورده بودم که از طرف سردار سرلشکر پاسدار محسن رضایی فرماندهی کل سپاه پاسداران به اتفاق سه نفر دیگر از همدوره‌ها، به نام‌های سرتیپ دوم بازنشسته غلامحسن امیربیگی، سرتیپ دوم بازنشسته غلامحسن قرائی و سرتیپ بازنشسته علی‌اکبر موسوی قویدل برای همکاری در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه دعوت شدیم. در یکی از ساختمان‌های سپاه پاسداران (طرح 55) با شام و تقدیرنامه و هدیه‌ای که با حضور تعداد زیادی از سرداران سپاه پاسداران برگزار شد، پذیرایی شدیم. همه از اینکه چرا ارتش شما را رها کرده تعجب می‌کردند. ما خودمان هم تعجب می‌کردیم که با «هیهات از یک بارک‌الله گفتن» چرا بدرقه‌مان نکردند!

بعد از چندی، امیر سرتیپ بازنشسته سیروس لطفی و امیر سرتیپ بازنشسته منوچهر دژکام هم به جمع ما چهار نفر اضافه شدند. این دو نفر بعد از مدتی جذب ستاد فرماندهی کل قوا که تازه سازماندهی شده بود، شدند. از طرف برادران پاسدار مسئول در ستاد کل، به ما چهار نفر هریک در تخصص و رسته‌مان برای مدیریت‌های مختلف ستاد پیشنهاد همکاری داده شد که نپذیرفتیم و به همان کار فرهنگی در دافوس سپاه به مدت ده سال ادامه دادیم. بعد از مدتی، یکی از یاران «روانشاد قرائی» دچار بیماری و در منزل زمین‌گیر شدند. تنها کسی که از سازمان‌های مسئول از وی عیادت کرد برادر محسن رضایی بود که او را فراموش نکرد. در مراسم فوت این عزیز هم این برادران پاسدار بودند که سنگ تمام گذاشتند.

هنوز هم و تا به حال مورد لطف و محبت تمام آن برادران همرزم، همکار و یا شاگردهای دافوس هستیم و به هر مناسبتی و به طرق مختلف مورد قدردانی قرار می‌گیریم. هیچ وقت ما را فراموش نکردند.

در این مدت طولانی همکاری با دافوس سپاه، چالش ما با دانشجویان سر کلاس‌ها، نقد آئین‌نامه‌ها و متون درسی کلاسیک که از آئین‌نامه‌های آمریکایی ترجمه شده در مدارس نظامی ایران ارائه می‌گردد، بود. آنها تجربیات جنگی خودشان را با این مطالب تطبیق می‌دادند. در بحث اطلاعات رزمی که تخصص و مورد همکاری من با دافوس بود، من از یک آموخته‌های قبل از انقلاب و یک تدریس در مراکز آموزشی، مانند مرکز پیاده و یا دافوس ارتش و از یک تجربه عملی هشت ساله در زمان جنگ برخوردار بودم. به جرئت می‌توانم بگویم که با همه بحث‌های متداول کلاس‌ها، نتوانستم یک «واو» به این متون اضافه یا کم کنم.

برادران، مشروعیت تفکر و یا نظریه‌های خودشان را از عملکردشان در عملیات‌ها نتیجه‌گیری می‌کردند که این همان اشتباه کلان ما است. مشکلی که هنوز هم وجود دارد. ما نتوانسته‌ایم نظریه‌های کلاسیک را جایگزین آن کنیم. این است که امروز در یک نقطه ناشناخته‌ای قرار داریم.

مسئله اصلی این است که ما در جنگمان همان نظریه‌های کلاسیک را اجرا نکرده‌ایم که حالا بیاییم و به فکر نظریه جایگزین باشیم. به همین دلیل بود که سیاست دفاعی ما به طور جدی آسیب دید؛ ولذا ما باید «یک‌بار دیگر جنگ را تعریف کنیم.» این بحث را ان‌شاءالله در صحبت‌های بعدی مطرح خواهم کرد.

مرحله‌ای دیگر

شهید سپهبد علی صیادشیرازی در سال 1373 سازمان افتخاری «هیئت معارف جنگ» را با هدف پژوهشی، فرهنگی و آموزشی، با تصویب و حمایت‌های مقام معظم رهبری راه‌اندازی کرد. این شهید عمیقاً معتقد بود که باید آموخته‌ها و تجربیات جنگ به نسل‌های بعدی و کادرهای جوان ارتش منتقل شود. ما هم همین عقیده را داشتیم؛ لذا در اوایل سال 1374 به پیشنهاد شهید صیادشیرازی، ما چهار نفر (موسوی قویدل، امیر بیگی، دژکام، مفید) فصل جدیدی از خدمتمان را در همکاری با این سازمان بسیار ارزشمند شروع کردیم که هنوز هم ادامه دارد.

در کارنامه کاریم یک سال همکاری با یک موسسه رسانه‌ای (بجز در کادر تحریریه) را هم دارم. از سال 1384 به دعوت سردار شهید احمد سوداگر و به اتفاق روانشاد امیر موسوی قویدل و امیر نصرت‌الله معین‌وزیری یک همکاری طولانی مدت که تا به امروز هم ادامه دارد، با پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس که در ساختار بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، سازمان ستاد کل نیروهای مسلح سازماندهی شده، داریم.

پژوهشکده که بعدها پژوهشگاه شد، به منظور شناسایی، سازماندهی، فهرست‌نویسی، تبیین آموزه‌های دوران دفاع مقدس و نهادینه کردن فرهنگ جهاد و ایثار در اندیشه، باور و تلاش مردم و مسئولان در اواخر سال 1385 شکل گرفت.

در راستای اهداف پژوهشگاه، به چند مورد که موفقیت خوب و بسیار اثرگذاری بوده‌اند، اشاره می‌کنم:

1- توسعه و انتقال علوم و معارف دفاع مقدس در مراکز عمومی، متوسطه و عالی از طریق ایجاد واحدهای درسی.

2- جمع‌آوری، ساماندهی، حفاظت، ثبت و نگهداری و بهره‌برداری از اسناد مکتوب و غیر مکتوب دفاع مقدس.

3- طراحی و راه‌اندازی پایگاه اینترنتی به منظور ایجاد ارتباط علمی با پژوهشگران و اندیشمندان ملی و فرا ملی.

4- تهیه، تدوین و انتشار دایره‌المعارف دفاع مقدس.

5- نقد، بررسی و ارزیابی در خصوص کتب دفاع مقدس پیش از چاپ و اعلام نتیجه به وزارت ارشاد اسلامی.

فقط اشاره‌ای به راندمان یکی از اهداف مذکور، یعنی "توسعه و انتقال علوم و معارف دفاع مقدس" می‌کنم. از مهرماه 1387 که آموزش‌های دانشگاهی با عنوان دو واحد درسی انتخابی "آشنایی با دفاع مقدس" در سطح کارشناسی شروع شد، تا مهرماه1396 بالغ بر چهار میلیون دانشجو این آموزش را طی کرده‌اند، که در هر ترم تقریباً 1400 نفر استاد که اکثر قریب به اتفاق آنها از افسران بازنشسته ارتش و سپاه که واجد شرایط بوده و یک دوره توجیهی را هم طی کرده‌اند، سر کلاس‌های دانشگاه‌ها در سراسر ایران که در هر ترم بین3000 تا 3500 کلاس تشکیل می‌شود، تدریس می‌کنند. به گفته سردار شهید احمد سوداگر، این دانشجویان از طیف داوطلبان راهیان نور نیستند. اینها همه مدیران آینده مملکت هستند.

منبع: بازخوانی جنگ تحمیلی ، سرتیپ2 پیاده ستاد عبدالحسین مفید ، ۱۳۹۸، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده