ارز هویزه تا آتش بس-4
انجام پاتك توسط دشمن دشمن در ساعت 9 صبح مورخه 16/10/59 با اجراي آتش شديدي پاتك خود را با سه لشكر زرهي شروع نمود و تانك­هاي زيادي از دشمن با صورت­بندي بسيار عالي كه توسط هلي­كوپتر هدايت مي­شدند، به سمت نيروهاي ما پيشروي كردند. از پشت بيسيم متوجه شديم كه تلفات گردان­هاي رزمي 201 و 185 هر لحظه بيشتر مي­شد و دائماً تقاضاي آمبولانس مي­كردند. در ساعت 14 به گروهان يكم ابلاغ شد كه منطقه خالي بين گردان­هاي 220و 185 را پر كند.

 

بلافاصله به سمت محل مربوطه حركت كرده و در حالي كه بقيه تانك­ها به دنبال تانك فرماندهي بودند، بدون راهنما و با استفاده از بيسيم، تانك­ها را در فضاي تعيين شده مستقر نموديم. نبود خاكريز در جلو تانك­ها آسيب­پذيري آنها را بيشتر می کرد، در يك لحظه من يك خاكريز كوتاه را در پشت منشور ديده­باني رؤيت كرده و به راننده دستور دادم كه پشت آن خاكريز مستقر شود. آرايش مرتب و انبوه تانكهاي دشمن كه توسط هلي­كوپتر هدايت مي­شدند، كاملاً از پشت دوربين تانك فرماندهي مشخص بود.

 خدمه تانك­هاي ما به علت عدم تجربه، بدون دقت و نشانه­گيري صحيح پي در پي در حال تيراندازي بودند، درحالي كه هنوز تانك­هاي دشمن در تيررس آنها نبودند. فرمانده دسته يكم ستوان يكم دلشاد[1] پشت سرهم تقاضاي كمك و پشتيباني آتش داشت زيرا به تدريج تانك­هاي دشمن به يگان­هاي ما نزديك­تر شده و قصد احاطه و محاصره كردن نيروهاي ما را داشتند. در همين لحظه صداي فرمانده دسته (ستوان دلشاد) قطع شد و از طريق دوربين فرماندهي مشاهده كردم كه تانك وي مورد اصابت موشك ماليوتكا دشمن[2] قرارگرفته است و برابر اعلام راننده تانك، وي از ناحيه چشم و دست مجروح شده و توپچي وي دانش­آموز اشرفي نيز شهيد شده است.

بقيه تانك­ها هم پشت سر هم مورد هدف و اصابت گلوله­هاي تانك و موشكهاي دشمن قرار گرفته و منهدم مي­شدند. نفرات مجروح سريعاً از تانك­ها تخليه و به عقب برده مي­شدند و چون تخليه مجروحين برابر روش نبود، بنابراين رفت و آمد آمبولانس ها با كندي و تاخير انجام گرفته و مجروحين در وضعيت نامناسب در تانك­ها مي­ماندند.

 در ساعت 16 از طريق بيسيم گردان دستور داده شد كه يگان­ها يك خيز به­ عقب حركت کنند. در يك لحظه مشاهده كردم كه كليه تانك­ها و نفربرهاي تيپ به صورت ستون و با يك وضع شلوغ و بي­نظمي در حال حركت به عقب هستند و اصول عمليات عقب‌نشيني[3] را رعايت نمي‌كردند و چنانچه هواپيماهاي دشمن بمباران مي­كردند، مسلماً تلفات و خسارات جبران­ناپذيري به نيروهاي خودي وارد مي­شد. تعدادي از نفرات پياده روي تانك­ها سوار و عده­اي هم با پاي پياده در حال حركت به عقب بودند و گرد و خاك زيادي منطقه را در بر گرفته و دشمن هم نتوانست عمليات استفاده از موفقيت[4] و تعاقب[5] را به خوبي انجام دهد وگرنه مي­توانست تلفات زيادي به نيروهاي ما وارد كند.

وضعيت گروهان يكم پس از پاتك دشمن

در جلو پل كرخه­كور كه تا منطقه عمليات در حدود 10 كيلومتر فاصله داشت، تانك ها و نفربرها و اسكورپيون ها[6] توسط فرماندهان جمع آوري و وضعيت پدافندي اتخاذ گرديد. حالت ناراحتي و اضطراب همه را فراگرفته بود هر گروهان مشغول آمار گرفتن از نفرات و ادوات و وسايل خود بود، وضعيت تعدادي از پرسنل مشخص نبود و برخي از خدمه­ها هم به علت  آسيب ديدن تانك هاي مربوط آنها را جا گذاشته و به حالت سينه خيز خود را به عقب كشيده بودند. از تعداد 10 دستگاه تانك گروهان يكم، 6 دستگاه آن منهدم و چهار دستگاه به عقب آمده بودند.

 تعدادي از همرزمان گروهان يكم شهيد، يا مجروح شده بودند. غروب همان روز (16/10/59) دستور دادم بنه گروهان از عقب به جلو و به منطقه كرخه كور بيايد. روز 17/10/59 تجديد سازمان و ادامه آمارگيري از يگان به عمل آمد. فرماندهان و مسئولان بسيار ناراحت بوده و وضعيت نامطلوب و نگران‌كننده بود. هواپيماهاي دشمن دائماً منطقه را بمباران مي­كردند. در هر بمباران باز هم تعدادي از نفرات خودي شهيد يا مجروح مي­شدند.

به علت داد و فريادي كه در بيسيم و در جابجايي تانك­ها و هدايت گروهان كرده بودم صدايم به كلي گرفته بود. در اثر بمباران هوائي دشمن، فرمانده دسته دوم گروهان به نام ستوان دهاقين[7] و همچنين راننده جيب فرماندهي  گروهان به نام سرباز پاشازاده مجروح شدند. با انهدام جيپ مذكور گروهان فاقد خودرو سبك فرماندهي گرديد. دستور دادم كه فوراً بنه گروهان كه هر لحظه امكان نابودي آن متصور بود، به عقب حركت كند.

 به علت كمبود وسايل مهندسي مثل لودر و بلدوزر تانك­هاي گروه رزمي 220 در داخل رودخانه كرخه كور مستقر شده بودند و اين شايد يكي از اشتباهات تاكتيكي بود، زيرا تانك­ها نبايستي در داخل رودخانه كه يك هدف مشخصي بود قرار گيرند. گردان 185 در احتياط تيپ بود، در ساعت 13:30 مورخه 17/10/59 مجدداً به گروهان يكم دستور داده شد كه در منتهي­اليه چپ گروه رزمي 220 مستقر شود.

منطقه درگيري مورخه 16/10/59 كه در دست دشمن بود كاملاً مشخص و همه با حسرت به آن منطقه خيره شده بوديم، منطقه­اي كه تعدادي از همرزمان ما شهيد يا مجروح شديد شده بودند و ما نتوانسته بوديم آنها را به عقب تخليه کنيم و در آنجا جا ماندند. سرباز معصومي[8] فشنگ­گذار تانك فرماندهي كه در منطقه نبرد گم شده بود، مجدداً پس از چهار ساعت غيبت مراجعت كرد. با تلاش زياد از گردان يك دستگاه لودر جهت ايجاد خاكريز به منظور حفاظت تانك­ها دريافت كرديم كه متأسفانه به علت شدت آتش سلاح هاي كاليبر كوچك و سنگين دشمن لودر نتوانست هيچ خاكريزي ايجاد نمايد. گرچه پرسنل جانانه دفاع و مقاومت مي‌كردند و منتظر بوديم كه نيروي كمكي برسد تا ضربه هولناكي به دشمن كه در زمين باز قرار دارد بزنيم،  ولي متأسفانه هيچ نيروي كمكي نرسيد.

 

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. سرتيپ2 امير دلشاد از افسران مخلص و شجاع و لايق و شايسته بود كه پس از مجروحيت در عمليات هويزه جانباز شد و آخرين شغل وي در اداره چهارم ستاد مشترك ارتش به عنوان مدير امور آمادي بود و هم اكنون دوران بازنشستگي را سپري مي‌كند.

2. به زير نويس صفحه 27 مراجعه شود.

3. عقب‌نشيني: نوعي عمليات با ماهيت پدافندي است كه در آن تمام يا قسمتي از نيروهاي گسترش يافته ضمن حركت به عقب با دشمن قطع تماس مي‌نمايد ودو نوع است: اختياري، اجباري.

عقب‌نشيني اختياري: عبارتست از قطع تماس با دشمن و حركت به عقب كه بدون فشار دشمن و معمولاً در شرايط ديد محدود اجرا مي‌شود.

عقب‌نشيني اجباري: نوعي حركت به عقب است كه در اثر و تحت فشار دشمن صورت مي‌گيرد (آئين‌نامه عمليات جلد دوم به شماره فني 2/01/3 م چاپ 79 مؤلفين سرتيپ2 فيروز سميعي، سرتيپ2 مسعود بختياري، سرتيپ2 منوچهر نورائي)

4. استفاده از موفقيت يك عمل آفندي است كه معمولاً به دنبال يك تك هماهنگ شده موفقيت‌آميز و در حالتي كه يگان آرايش تك دارد آغاز مي‌گردد ودرآن حداكثر استفاده از موفقيت بدست آمده به عمل مي‌آيد (آئين‌نامه عمليات جلديكم تأليف سرتيپ2 ستاد نصرت‌اله وزيري)

5. تعاقب: يك عمل آفندي است كه برعليه دشمن در حال عقب‌نشيني اجرا مي‌گردد. اين عمل بعد از آخرين مرحله استفاده از موفقيت مي‌باشد.(نشريه اصول و قواعد اساسي رزم دافوس سال 63)

6. اسكورپيون: خودروي است تمام شني كه كوچكتر از تانك بوده و مجهز به توپ 76 ميليمتري و يك قبضه تيربار (براي مسافت يابي) و سه نفر خدمه مي‌باشد و براي مأموريت‌هاي شناسايي و تأميني در سازمان گردان‌هاي سوار زرهي منظور شده است(دانستني هاي رزهي چاپ مركز زرهي)

7. ستوان شهيد محمد علي دهاقين فرماندهي شجاع، متعهد، مؤمن و فداكار بود، چگونگي شهادت وي خواهد آمد.

8. سرباز شهيد احمد معصومي سربازی دلير، با انضباط و با صداقت بود؛ چگونگي شهادت وي خواهد آمد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده