دلاورمردان روزهای سخت-8
پس از اظهارات جناب شهرامفر و صحبتی که در این رابطه با همدورههای دانشکده افسری شد، بنده به همراه سروان شهرامفر، ستوانیکم محسن فردیس، ستوانیکم علی حشمتی، ستوانیکم علی انصاری و 20 نفر از همکاران درجهدار توسط یک فروند هواپیمای c-130 عازم سنندج شدیم. پس از پیاده شدن از هواپیما با چند دستگاه خودرو به سمت ارتفاعی که در مدخل ورودی شهر قرارداشت حرکت کردیم. بعد از اینکه در محل مورد نظر مستقر شدیم، یک افسر رکن دوم ستاد لشکر ضمن نشان دادن محل اسقرار نیروهای دولتی، مکانهایی را که چند روز پیش شاهد درگیری بین نظامیان و ضد انقلاب بودند نشان داد.

شرح طوفان

برای آشنایی بیشتر خوانندگان عزیز، چکیده‌ای از چگونگی حادثه طبس را بیان می‌کنیم:

روز جمعه 4 اردیبهشت 1359 تعداد 6 فروند هواپیمای c-130 به همراه نود نفر از کماندوهای امریکایی از قاهره وارد ایران شدند. طبق برنامه می‌بایست هواپیماها و بالگردها پس از فرود در فرودگاه طبس راهی تهران شوند و دیپلمات‌های دستگیر شده‌ خود را آزاد کنند. پس از ورود به حریم ایران یک فروند بالگرد در 120 کیلومتری کرمان دچار نقص فنی شد و ناگزیر فرود آمد. سرنشینان این بالگرد به بالگردی دیگر منتقل شدند که آن بالگرد هم دچار نقص فنی شد.

پس از مدتی در صحرای طبس که محل استقرار بالگردهای آمریکایی بود،طوفانی از شن برخاست و بالگردها و هواپیماها دچار مشکل شدند و یک هواپیما و یک بالگرد با هم برخورد کردند و آتش گرفتند.در این حادثه 8 تن از آمریکایی ها سوختند و بقیه فرار را بر قرار ترجیح دادند.

پس از فرار آمریکایی‌ها از ایران، کاخ سفید اعلام کرد که آمریکا در عملیاتی در صحرای طبس جهت آزادی گروگان‌های اسیر در ایران، با شکست روبرو شده است.

شمای متلاشی شده بالگرد آمریکایی به دلیل آتش گرفتن

 

بالگرد سوخته شده- طبس

 

جسدی سوخته در کنار بالگرد

عزیمت به سنندج

جناب سروان حسین شهرامفر در اردیبهشت سال 1359 به اینجانب گفت که نزاجا از تیپ درخواست نموده که دو تیم عملیاتی الف[1] و تعدادی افسر تا 48 ساعت دیگر خود را به قرارگاه عملیاتی ای که توسط سرگرد علی صیاد شیرازی فرماندهی می‌شود (در شهر سنندج)، معرفی کنند. در آن زمان که بین نظامیان و گروهک‌های مسلح در گیری بود و همچنین اوضاع کشور بحرانی بود، به نظر نمی‌رسید که تعداد زیادی مایل به رفتن به آن منطقه باشند.

پس از اظهارات جناب شهرامفر و صحبتی که در این رابطه با همدوره‌های دانشکده افسری شد، بنده به همراه سروان شهرامفر، ستوانیکم محسن فردیس، ستوانیکم علی حشمتی، ستوانیکم علی انصاری و 20 نفر از همکاران درجه‌دار توسط یک فروند هواپیمای c-130 عازم سنندج شدیم. پس از پیاده شدن از هواپیما با چند دستگاه خودرو به سمت ارتفاعی که در مدخل ورودی شهر قرارداشت حرکت کردیم. بعد از اینکه در محل مورد نظر مستقر شدیم، یک افسر رکن دوم ستاد لشکر ضمن نشان دادن محل اسقرار نیروهای دولتی، مکان‌هایی را که چند روز پیش شاهد درگیری بین نظامیان و ضد انقلاب بودند نشان داد.

به همراه چند تن از همکاران به تپه‌ای که دیدگاه نامیده می‌شد، اعزام شدیم. وجود کانال‌هایی که ضد انقلاب در تپه ایجادکرده بودند، مبین این بود که آنها تلاش می‌کردند که این نقاط را در اختیار بگیرند، ولی موفق نشده بودند. به تیم نوهد دستور داده شد که با مستقر شدن در ارتفاعات به تأمین امنیت در مبادی ورودی و خروجی شهر بپردازند.

چند روزی که از حضـور ما در آن شـهر گذشته بود، دلیـل ایـنکه پیش‌بینی می‌شد، ضد انقلاب برای خرابکاری‌های خود از سیلوهای گندم استفاده کنند، تیم گشتی به سمت سیلوهای شهر اعزام گردید. هچنین تلاش بر این بود که با فعالیت‌های گشتی، ضد انقلاب متوجه شود نیروهای دولتی در سراسر شهر حضور دارند. البته عناصر خود فروخته‌ منافق با ایجاد سنگر در معابر و شلیک کردن به ادارات سعی می‌کردند که کنترل شهر را در اختیار بگیرند. اما نباید فراموش کرد که با ایثار و شجاعت نیروهای مسلح، به خصوص فداکاری لشکر 28 سنندج، منافقین نتوانستنند به اهداف پلید خود دست یابند.

 

منبع: دلاورمردان روزهای سخت، اسدی، احمد، 1394، ایران سبز، تهران

 


[1]. تیم عملیاتی الف: متشکل از 12 نفر (دو افسر + 10 درجه دار) که با توجه به تخصص‌های پنج‌گانه این تیم قادر می‌باشد در اجرای ماموریت های جنگهای چریکی و یا ضد چریک، پایگاه عملیاتی تحت امر را آموزش، تسلیح، انجام عملیات و ترخیص نماید. پرسنل فوق افرادی ورزیده، جسور و فداکار هستند که با علوم و فنون مرتبط  با جنگ‌های نامنظم آشنا می‌باشند.

تیم عملیاتی ب: فرمانده این تیم می‌تواند تا 5 تیم عملیاتی الف را به طور همزمان کنترل و هدایت نماید.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده