سفرنامه آسمان (57)
نداشتم (مصطفی محدثی خراسانی) جان آمدی و من به جز این تن نداشتم یا هیچ کس نداشت و یا من نداشتم

بارانی از شکوفه و گل بودی و دریغ

بی­بهره ماندم از تو که دامن نداشتم

زندانی سیاه­ترین پیله­های خویش

حتی برای یاد تو روزن نداشتم

وقتی ظهور کردی و آتش گرفت عشق

در دل چراغ آینه روشن نداشتم

از این غزل کناره گرفتند واژه ها

یا من توان از تو سرودن نداشتم

 

منبع: سفرنامه آسمان، مجموعه شعر دفاع مقدس، 1378، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده