تیپ37 در عملیات بیت المقدس(2)
قرارگاه نصر و فتح همانطوري كه قبلاً بيان گرديد قرارگاه كربلا، عمليات بيتالمقدس (آزادسازي خرمشهر) را با سه قرارگاه آغاز كرد، بهطوري كه قرارگاه نصر ميبايست از منطقه جنوب سلمانيه در محور اهواز ـ آبادان با عبور از رودخانه به سمت جاده اهواز ـ خرمشهر پيشروي ميكرد، و قرارگاه فتح در شمال دارخوين واقع در محور اهواز ـ آبادان ميبايد با عبور از رودخانه كارون به سمت جاده اهواز ـ خرمشهر پيشروي ميكرد. فرمانده مشترك قرارگاه نصر در آن زمان سرهنگ پياده حسين حسني سعدي و برادر حسن باقري بود. فرمانده قرارگاه فتح سرهنگ زرهي مسعود نياكي و برادر رشيد علي نور بود.

جلسه‌اي در صبح روز 4/2/1361 از ساعت 0600 تا 1200 با حضور فرماندهان نيروهاي عمل كننده قرارگاههاي فتح1، فتح2، فتح3، و فتح4، با رؤساي اركان دوم و سوم آنها در قرارگاههاي فتح تشكيل شد و سرهنگ زرهي نياكي فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز به شرح وضعيت نيروهاي خودي و دشمن و چگونگي اجراي مأموريت پرداخت. متعاقب آن سرهنگ زرهي علي جليليان، ركن2 لشكر 92،  استعداد رزمي و محل استقرار نيروهاي دشمن را در حد فاصل رودخانه كارون تا جاده اهواز – خرمشهر و همچنين، استعداد نيروهاي دشمن مستقر در خرمشهر و در غرب اهواز و جنوب شهرستان حميديه و سوسنگرد را تشريح كرد. بلافاصله سرهنگ زرهي ناصر مصلحي،ركن3 لشكر92زرهي، نحوه راهكارهاي عملي در اجراي عمليات بيت‌المقدس را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.

 

در خاتمه اين جلسه تمام فرماندهان و مسئولان شركت كننده با شركت در نماز جماعت براي پيروزي رزمندگان جمهوري اسلامي ايران در آزادسازي خرمشهر دعا و پس از صرف ناهار به محلهاي مأموريت خود عزيمت كردند.

 

قرارگاه فتح4

قرارگاه فتح4 در ستاد تيپ 55 هوابرد در شرق رودخانه كارون و تقريباً در مركز محور پيشروي نيروهاي تحت امر قرارگاه داير گرديده بود. نيروهاي تحت امر اين قرارگاه عبارت بود از تيپ37 زرهي، تيپ 55 هوابرد، تيپ 25 كربلا از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، گردان 151 دژ لشكر 92[1] و گردان بلال[2] از مركز توپخانه اصفهان.

سرهنگ پياده ستاد كريم عبادت، فرمانده تيپ 55 هوابرد كه از ساير فرماندهان تيپ‌ها ارشدتر بود، فرمانده قرارگاه فتح4 شد و فرماندهان تيپ 37 زرهي و تيپ 25 كربلا مي‌‌بايست ايشان را در اجراي مأموريت كمك و ياري نمايند. از ساعت 1800 تا 2240 مورخ 4/2/1361 در ستاد تيپ55 هوابرد، جلسه‌اي با حضور فرماندهان تيپهاي تحت امر قرارگاه فتح4 با رؤساي اركان و دواير ستاد آنها تشكيل شد. ضمن هماهنگيهاي لازم در اعزام گشتيهاي شناسايي به ساحل غربي رودخانه (به همان شيوه كه قبلاً بيان گرديد)، تبادل نظر، شور و مشورت براي شناسايي از محل استقرار، استعداد رزمي نيروهاي دشمن و فاصله تقريبي مواضع آنها تا ساحل غربي رودخانه كارون، مورد بحث و گفتگوي فرماندهان و رؤساي اركان 2 و3 تيپهاي عمل‌كننده  قرارگاه فتح4  قرار گرفت، تا  اطلاعات صحيحي  از  وضعيت نيروهاي دشمن به دست آورده و بتوانند با انتخاب بهترين راه كار عملي و طرحريزي نحوه به‌كارگيري نيروهاي تحت امر قرارگاه فتح4 و صدور دستور عملياتي منطقي و اصولي بر اساس اطلاعات به دست آمده از وضعيت دشمن، اقدامات بايسته را  به عمل آورند.

تيپ مستقل 37 زرهي با نيروهاي تحت امر خود با شركت موفقيت‌آميز در عمليات‌هاي غرورآفرين ثامن‌الائمه و فتح‌المبين رمز و راز پيروزيهاي خود را به اذن و عنايت پروردگار در برآوردهاي واقعي، طرح‌ريزيهاي اصولي و منطقي، توجه به واقعيتها و استفاده بهينه از تخصصها در كاربرد جنگ‌افزارهاي موجود از جنگ‌افزارهاي انفرادي تا جنگ‌افزارهاي اجتماعي از قبيل استفاده از تانك و توپها مي‌دانستند.

رزمندگان قهرمان تيپ37 زرهي دريافته بودند كه آموزش اصولي و فن و مهارت در به‌كارگيري جنگ‌افزارها، روشن كننده سرنوشت ميدان نبرد است. بر اين اساس به محض اشغال منطقه پراكندگي در حومه روستاي دريسه (در شرق كارون) فرماندهان و ستاد گردانها ضمن بازسازي و سازماندهي گردانها براي اجراي عمليات بيت‌المقدس با تشكيل كلاسهاي آموزشي فشرده در تخصصهاي گوناگون در صدد ارتقاء مهارتهاي پرسنل در استفاده بهينه از جنگ‌افزارهاي مربوطه برآمده بودند؛ در اين كلاسها نيازي به ترغيب پرسنل در فراگيري آموزش نبود، چرا كه اين دلاور مردان كه عرصه‌هاي گوناگون جنگ را درنورديده بودند همه چيز برايشان تجربه شده بود و مي‌دانستند كه: «توانا بود هر كه دانا بود». خود را براي اجراي نبرد و جنگي بزرگ آماده مي‌كردند؛ جنگي كه مي‌بايد منتهي به آزادي خرمشهر سرافراز گردد. جنگي را كه با دو پيش شرط مهم آغاز مي‌گرديد: شرط اول مربوط به آقاي صدام حسين رئيس دولت عراق است كه گفته بود نيروهاي ايراني هرگز موفق به آزادسازي خرمشهر نخواهند شد، و چنانچه موفق به آزادسازي خرمشهر گردند ما كليد طلايي شهر بصره را به آنان تسليم خواهيم كرد. شرط دوم هم مربوط به رزمندگان دلاور و قهرمان ايران اسلامي است و آن اينكه رزمندگان عزيز ما دائماً در كنار رودخانه كارون براي خرمشهر پيام مي‌دادند و قسمتي از معاني پيام آنها به اين شرح بود كه «خرمشهر! مي‌دانيم كه حدود هجده ماه است كه در تب و تاب آتش مي‌سوزي، مي‌دانيم كه همه زيبائيهايت را تخريب كرده‌اند، خيابانهاي قشنگت را به خاك و خون كشيده‌اند، مناره‌هاي زيباي مسجد جامعت را فرو ريخته‌اند، و نخلهاي سرافرازت را سرافكنده‌اند، اما بدان ما فرزندانت در همين روزها و به زودي به سويت مي‌آييم و دامن پاكت را از لوث وجود دشمن پاك مي‌كنيم، خيابانهاي قشنگت را بازسازي مي‌كنيم مناره‌هاي مسجد جامعت را زيباتر و برافراشته‌تر از گذشته بازسازي مي‌نماييم. نخلهاي سرافكنده‌ات را آبياري مي‌كنيم   تا سرسبز و خرم جاودانه بر تارك تاريخ بدرخشند. خرمشهر! به سويت مي‌آييم و دامن پاكت را از لوث وجود دشمن پاك مي‌كنيم.»

 آري اين هم يك شرط؛ شرط جانبازي شرطي كه بر توسن عشق مي‌تازد، توسن عشق سركش است، قرار و آرام ندارد، عاشق براي رسيدن به معشوق شجاع، دلير و دلاور است.

مهم‌تر اينكه امام خميني، آن عارف فرزانه و رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و فرمانده كل قوا، بر بازوان قدرتمند رزمندگان ما كه دست خداي بزرگ بر بالاي آن است بوسه زده‌اند و اين بوسه ايثار و جانبازي و ايمان و اخلاص نيروهاي رزمنده ما را صد چندان بيشتر و آنان را بيش از پيش براي آزادسازي خرمشهر  آماده ايثار و فداكاري نموده است.

از ساعت 1800 تا 2400 مورخ 5/2/61 در قرارگاه فتح4 جلسه‌اي با حضور سرهنگ پياده كريم عبادت فرمانده تيپ 55 هوابرد، برادر مرتضي قرباني فرمانده تيپ 25 كربلا، سرهنگ 2 مجيد صارمي فرمانده تيپ 37 زرهي، سرگرد غفار رامين جانشين فرمانده تيپ37، سرهنگ اصغر شمس‌زاده رئيس ركن سوم تيپ 55،  سرگرد يوسف دزفوليان رئيس ركن دوم تيپ 55 هوابرد، سروان عبدالمجيد جمشيدي افسر عمليات، سروان محمد ظاهر بهرام زاده رئيس ركن سوم، سروان ناصر محب  افسر عمليات، شادروان سرهنگ2 صمد فرهادي رئيس ركن دوم، سروان توپخانه حسين حاتمي افسر ركن دوم، سروان ابراهيم هوشمند رئيس ركن چهارم، ستوان‌يكم روح‌پرور رئيس ركن يكم تيپ 37 زرهي و سروان خلبان هوانيروز حسين علي خليلي معاون فرمانده گردان بلال، تشكيل گرديد. در اين جلسه كليه امور مربوطه به جو، زمين و دشمن در منطقه عمل قرارگاه فتح4 كه جناح شمالي آن از روستاي نسار بزرگ و عبور از رودخانه كارون به ايستگاه آهو و جناح جنوبي آن از روستاي سولجتي در ساحل رودخانه به ايستگاه حسينيه در جاده اهواز ـ خرمشهر ختم مي‌شد، مورد بحث و گفتگو و تبادل نظر قرار گرفت تا بر اساس اطلاعات به دست آمده ، نيروهاي خودي را سازمان داده و با اتخاذ تدابير اصولي و منطقي، نحوه به كارگيري آنها را در اين عمليات مشخص نماييم. در همين ايام؛ يعني زمان برگزاري جلسه تبادل نظر  فرماندهان و مسئولان قرارگاه فتح، بعضي از گردانهاي عمل كننده از جمله گردان 177 پياده مكانيزه تيپ 37 زرهي با اعزام گشتي شناسايي به ساحل غربي رودخانه كارون؛ در عمق تقريبي چهار كيلومتري موفق به دستگيري و به اسارت درآوردن دو نفر از سربازان تأميني نيروهاي دشمن گرديده بود.

 

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

 

اخبار به دست آمده از اين دو نفر اسير حاكي از آن بود كه استعداد رزمي نيروهاي موجود دشمن (در حد فاصل رودخانه كارون تا جاده اهواز – خرمشهر ) شامل يك تيپ ـ كه از دو گردان پياده، يك گردان سوار زرهي و يك گردان تكاور تشكيل گرديده است، مي‌باشد. گشتي‌هاي بعضي از گردانهاي تيپ55 هوابرد هم نفراتي از نيروهاي دشمن را در ساحل غربي رودخانه كارون به اسارت خود درآورده بودند. اطلاعات به دست آمده از گشتي هاي اعزامي تيپ 55 وتيپ 37، عناصر شناسايي برادران سپاه و اسراي دشمن بيانگر وجود نيروهاي مذكور در مرحله يكم مأموريت قرارگاه فتح بود.

 

 


[1] – گردان 151 دژ و گردان 821 بلال در ساعت 1200 هفتم ارديبهشت ماه زير امر تيپ 55 قرار گرفتند

[2] -گردان 821 بلال از پرسنل داوطلب يگانهاي مقيم اصفهان در مركز توپخانه تشكيل و ابتدا در منطقه تنگ چزابه مستقر و پس از تجديد سازمان جهت اجراي عمليات بيت المقدس زير امر قرارگاه فتح4 (تيپ 55 هوابرد)  قرار گرفت.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده