افسر مخابرات
خاطرات سرهنگ امیر قلی زارع-11 با توجه به تلاشها، زحمات متحمله و اقدامات انجام شده شبانهروزی، بازدیدها، بازرسیها، و توجه به بهبود وضعیت گروهانی که فرماندهی آن را به عهده داشتم و از طریق ستاد ارتش یکم صورت میگرفت، در سال 1348 بهترین افسر آموزش ارتش یکم شدم و مورد تشویق قرار گرفتم، لذا نتیجه تلاشها و زحمات شبانه روزی که صرف بهبود واحد کرده بودم، گرفتم باز هم شکر و سپاس خداوند متعال که به من توان انجام کار عطا فرموده است را به جا میآوردم، «شکراً لله».

در سال 1348 نقل و انتقالات ارتش هم صورت گرفت و من با مبادله افسر دیگری به تهران منتقل شدم، و حسب دستور نقل و انتقالات لازم‌الأجرا بود، طبق دستور من هم صورت جلسه‌های تحویل و تحول گروهان را که به صورت جداگانه تهیه و تنظیم شده بود آماده کردم و به افسر دیگری که در گردان بود تحویل و تحول انجام و از گروهان منفک و به انتظار نفر تعویضی بودم، که نفر اول در دانشگاه تهران تحصیل می‌کرد و به افسر دیگری ابلاغ شده سریعاً‌خود را به گردان مخابرات لشکر معرفی و من هم به تهران حرکت و خود را به یگان منتقله معرفی نمایم. لذا آماده حرکت به تهران شدم، خودم، همسرم، دو فرزند (یکی پسر و دیگری دختر). آماده بودیم و به تهران رفتیم، نفر تعویضی هم به نام ستوان یکم (…) که یک سال از من عقب‌تر بود، قبل از حرکت خود را به لشکر 81 معرفی نمود.

 

انتقال به تهران

در نیمه دوم سال 1348 به تهران حرکت کردم که در اجرای طرح نقل و انتقالات ارتش با مبادله با یک افسر هم‌طراز مخابرات به گردان مخابرات لشکر به تهران انتقال پیدا کردم. ‌پس از معرفی خود به گردان مخابرات لشکر پیاده تهران، در رکن دوم ستاد گردان مشغول انجام وظیفه شدم که مدت تقریباً یک سال به طول انجامید، در این مدت شبانه روز کار ‌کردم تا برای بازرسی عمومی لشکر که سالی یک بار انجام می‌شد، رکن دوم گردان را آماده کنم. من هم چون با چک لیست ‌ها آشنایی داشتم، چک لیست بازرسی را گرفتم، ابتدا یک بار آن را خواندم، سپس به کمک‌هایم که سه نفر بودند، گفتم من از روی چک لیست می‌خوانم شما پرونده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش را بیاورید، خیلی از اقلام چک لیست، در گردان فاقد اقدام و پرونده‌ای وجود نداشت، با قلم درشت روی پوشه‌های خالی می‌‌نوشتم(پرونده …) و تا آخرین قلم چک لیست این کار ادامه داشت بعضی از پرونده‌ها هم که موجود بود، فاقد انجام اقدامات بود که به چند سال قبل برمی‌گشت حتی آن را نیز عوض نکرده بودند بلا اقدام مانده بود. پوشه‌های را که فاقد اقدام بود شب‌ها به منزل می‌بردم و با توجه به مفاد چک لیست اقداماتی روی آن‌ها یاداشت کردم تا صبح روز بعد تایپ و جهت امضاء فرماندهی گردان ارسال گردد.بدین ترتیب رکن دوم گردان صاحب پرونده‌های شد که قبلاً برابر چک لیست مدرکی برای آن‌ها نبود که به بازرسان آینده که قرار بود برابر تاریخ مدون در گردان حضور پیدا کنند، نشان داده شود. ظرف مدت نسبتآً‌ زیادی با صرف وقت شبانه‌روزی تمام معایب، کمبودها و کسورات پرونده‌های رکن دوم گردان را تهیه نمودم و با انجام اقداماتی آماده ارائه به بازرسان گردید و در روز بازرسی توانستیم با کسب نمره عالی، نتیجه بسیار خوبی بگیریم که مورد توجه فرمانده گردان مخابرات قرار گرفت و از من که مدت کمی در تهیه مدارک لازم تلاش کرده‌ام تشکر نمود، اکثر روزها فرمانده لشکر جهت بازدید یگان‌ها می‌آمد، که بیشتر جدول سازمان پرسنلی و وسایل مورد نظرشان بود، لذا در برسی گردان مخابرات، ابتدا گروهان ارکان- گروهان عملیات مخابرات لشکر، گروهان جلویی مخابرات گروهان پشتیبانی مخابرات را مورد بازرسی قرار دادند، در سازمان گروهان عملیات مخابرات لشکر، گروهی سازماندهی شده بود که به کارگیری این گروه سازمان جدیدی در گردان مخابرات لشکر بود فرمانده لشکر سؤال کرده بودند، این گروه در کجا به کار می‌رود و مورد استفاده‌اش کجا است؟ لذا هیچ یک از افسران با نحوه به کارگیری آن گروه و مورد استفاده آن، از فرمانده گردان، معاون گردان،‌ رئیس رکن سوم گردان و حتی فرمانده گروهان عملیات مخابرات و فرماندهان دسته‌اش به سؤال آشنایی نداشتند من چون در لشکر 81 زرهی کرمانشاه فرمانده این گروهان بودم و کاملاً‌می‌دانستم و در آزمایش لشکر 2 تبریز هم به آن اشاره‌ای داشته‌ام به آن قسمت کاملاً آشنا بودم، ولی سایر پرسنل اشاره شد در فوق یا بلد نبودند و یا صحت‌هایی کرده بودند که مورد قبول فرماندهی لشکر (سرتیپ …) نبوده، لذا فرماندهی لشکر به وسط گردان رفتند و همه افسران را احضار کردند، و نحوه به کار گیری آن گروه مخابراتی سازمان گروهان عملیات فرماندهی را از تعداد دیگری از افسران سؤال کردند، چند نفری صحبت کردند و مطالبی گفتند اما مورد قبول فرماندهی لشکر قرار نگرفت. من آن زمان ستوان یکم بودم، دستم را بالا بردم و اجازه خواستم من بگویم. اجازه دادند، گفتم وظیفه این گروه این است زمانی که فرماندهی لشکر از پاسگاه اصلی جدا شدند و به قصد بازدید از تیپ‌ها و یا محل‌های دیگر می‌روند، این گروه وظیفه دارد با پرسنل مربوطه ارتباط فرماندهی لشکر را با قرارگاه اصلی، و هر کجا که بخواهند برقرار كند و سازمان کاملی هم برای تحرک و استفاده از پرسنل هم برایش پیش‌بینی شده است و در صورت ضرورت پیام‌های مورد لزوم مبادله می‌نماید. سری تکان دادند و گفتند (این درست است، این درست است). پرسیدند کجا خدمت کردی؟ گفتم در لشکر 81 زرهی کرمانشاه چند سال فرمانده این گروهان بودم، گفتند جناب سرهنگ ایشان را به جای اینکه در رکن دوم بگذاری، فرماندهی گروهان عملیات بهره‌دهی بیشتری دارد فوراً عوض کنید، و دستورشان فوری اجرا و من را به گروهان عملیات بردند و به عنوان فرمانده گروهان معرفی نمودند، تحویل و تحول گروهان اعم از پرسنل و وسایل شروع شد. پرسنل کادر درجه داری شاید بیشتر از 40٪ آن‌ها در قسمتهای مختلف گردان و حتی لشکر و بی‌سیم پادگانی مشغول بودند ومن آن‌ها را برای آشنایی به گروهان دعوت کردم، با شک و تردید زیارتشان می‌کردم و شاید هفته به هفته و بعضی‌ها هم ماهیانه نمی‌دیدم. روزی به دفتر فرماندهی گردان رفتم و گفتم یا تمام پرسنل درجه داری را به گروهان احضار کنید، یا این که من را تعویض کنید، زیرا پرسنل متخصص بایستی در کد مربوطه و شغلی که مملکت برای آن سرمایه گذاری کرده است باشند نه غیر تخصص، فرماندهی محترم گردان هم شروع کردند به جمع آوری پرسنل به نحوی که ظرف مدت حدود یک ماه تمام پرسنل مأمور، به گروهان بازگشتند و در قسمت‌های مربوطه حاضر گردیدند. مدتی حدود 2 ماه از این قضیه گذشت و گفتند که گردان باید آزمایش گردان بدهد، البته در ستاد لشکر با بازرسان آزمایش کننده هماهنگی شده بود که فقط یک گروهان به صحرا برود آزمایش بدهد، نمره دریافتی به حساب آزمایش گردان منظور گردد. چون پرسنل کادر گردان اکثراً در مشاغل غیر تخصصی لشکر کار می‌کردند. بازرسان آموزشی گردان محلی را در غرب تهران به نام پرندک در رباط کریم تهران انتخاب کردند و قرعه آزمایش هم به نام گروهان‌ عملیات مخابرات که من فرمانده آن بودم تعیین گردید. این هم جزء هماهنگی‌ها بود. قبل از روز آزمایش و توجیه فرماندهی گردان (سرهنگ …) و من، به وسیله آزمایش کنندگان دستور حرکت به محل اعلام شد و به سمت محل آزمایش با نظم ترتیب خاصی که خود در برنامه آموزشی گردان مخابرات لشکر 2 تبریز انجام دادم به سمت محل اشغال مواضع حرکت کردیم و تمام زیروبم آموزش و آزمایش را بلد بودم، قبلاً که فرصتی داده شده بود برای روز (ر) (شروع حرکت از سربازخانه، اعزام امر بران و احضار پرسنل و حرکت تا اشغال مواضع را با مدارک لازم که آماده کرده بودم). نسبت به انجام کسورات نیز اقدام شد و همراه خودم به محل‌ آزمایش بردم و به فرمانده گردان دادم که اگر طرحی یا برنامه‌ای خواستند، آماده است پرسنل را کاملاً توجیه کردم که هر یک با توجه به مشاغل‌شان جواب بدهند و هر طرحی را که بازرسان مطالبه کردند به فرمانده گروهان ارجاع دهند، هر مدرکی را که بازرسان می‌خواستند فوراً در اختیار آن‌ها قرار می‌گرفت و شرح داده می‌شد نا گفته نماند مدت 48 ساعت تمام واحد را در محل استقرارش در کوه‌های رباط کریم گسترش دادم و عملیات آفندی پدافندی و غیره طبق خواسته آن‌ها اجرا گردید و تمام شبکه‌ها و ارتباطات سازمانی لشکر را با نصب تابلوهای چوبی که قبلاً تهیه شده بود با خط درشت خودم نوشتم و مورد توجه قرار گرفت، فرماندهی گردان مرتب سؤال می‌کرد، زارع این‌ها را چطور و چگونه آماده کرده‌ای؟ برای آزمایش‌های بعدی نگهداری کنید. تمام تأسیساتی که در مدارک و پرونده‌ها آمده بود، در زمین گسترش و در دید بازرسان قرار داشت هر جا که رفتند اظهار رضایت داشتند و تمام تأسیسات گردان مخابرات لشکر در صحرا و در پهنه کوه‌های محل استقرار به نمایش گذارده شده بود. بازرسان هم محلی را نیافتند که ما پیش بینی نکرده یا ناقص و مورد ایراد آن‌ها باشد، تا جایی که فرمانده لشکر به فرمانده گردان تلفن کرده بود که این ستوان بیچاره را چرا این قدر با ایجاد وضعیت‌های مختلف اذیت می‌کنند. ما تا کنون چنین آزمایشاتی نداشته‌ایم و کاملاً در سطح لشکر، بی سابقه است؟.

ضمناً از وضعیت گروهان سؤال کرده بودند، فرمانده گردان گفته بود که بسیار خوب بوده و من هم تا کنون چنین گسترش و ارائه مدارک درخواستی بازرسان که توسط فرمانده گروهان انجام شده است را ندیده‌ام، و به او گفته بود که فرمانده گروهان به عنوان داور 2 سال قبل این آزمایشات را در لشکر 2 تبریز انجام داده و حقیقتاً کم و کسری من ندیدم و بسیار خوب و قابل توجه بود.

منبع: افسر مخابرات( خاطرات سرهنگ مخابرات امیر قلی زارع)،1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده