زخم تناور (غلامرضا کرمی) آتش گرفته اند غزلهای دفترم با یاد آن کبوتر در خون شناورم

 

روشن­تر از ستاره گذشت از فراز ما

آیینه­ای که بود زمانی برابرم

می­خوانم از دو چشم غریبش غرور را

در قاب ساکتی که نشسته برادرم

معصوم، چون پرنده غمگین پرید و رفت

در یک شکوه سبز، از آغوش باورم

با یاد سرخ لاله، همیشه شکفته باد

اندوه شاعرانه زخم تناورم

تا لحظه های رویش خورشید پر زدی

باید که بر سلوک تو ایمان بیاورم

 

 

منبع: سفرنامه آسمان، مجموعه شعر دفاع مقدس، 1378، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده