سفرنامه آسمان (53)
آواز آتش (غلامرضا کرمی) آتش گرفته اند غزلهای دفترم با یاد آن کبوتر در خون شناورم روشن­تر از ستاره گذشت از فراز ما آیینه ای که بود زمانی برابرم

می­خوانم از دو چشم غریبش غرور را

در قاب ساکتی که نشسته برادرم

معصوم، چون پرنده غمگین پرید و رفت

در یک شکوه سبز، از آغوش باورم

با یاد سرخ لاله، همیشه شکفته باد

اندوه شاعرانه زخم تناورم

تا لحظه­‌های رویش خورشید پر زدی

باید که بر سلوک تو ایمان بیاورم

 

منبع: سفرنامه آسمان، مجموعه شعر دفاع مقدس، 1378، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده