حمایت غربی ها از صدام در جنگ تحمیلی
يك مفسر غربي به نام كنت آرتيمرمِن ميگويد : "جمعاً 445 شركت غربي به صدام كمك ميكردند تا ماشين مرگ صدام به حركت در آيد"[1]. علاقه و به كلامي بهتر ، جنون حاكم شرور و جنگ طلب بغداد در تبديل عراق به يك پادگان نظامي آنچنان است كه شخصي به طعنه درباره آن گفته است : ” او آنقدر مردمش را دوست دارد كه مي خواهد آنها با پاي مصنوعي ساخته شده با آخرين و پيشرفته ترين تكنولوژي راه بروند .“

در مقام مقايسه توان جايگزيني ارتشهاي ايران و عراق با نگرش به حمايت بي قيد و شرط كشورهاي ريز و درشت جهاني از عراق ، سرهنگ سيد يعقوب حسيني كه با نگارش 7 جلد كتاب، خدمت بزرگي به بازگويي جنگ كرده است مي نويسد :

اگر ايران چيزي از دست مي‌داد ديگر جايگزين نمي‌شد. درحالي كه ارتش عراق هرمقدار وسائل و تجهيزات از دست مي داد ، احتمالاً بيش از دو برابر آنها با كمك پشتيبانان همه جانبه بين‌المللي وي تأمين مي‌گرديد. و هر قدر فشار نظامي ايران بر نيروهاي عراق در ميدانهاي جنگ شديدتر مي شد به نسبت مضاعف، پشتيباني از حكومت و ارتش عراق به وسيله   اغلب كشورهاي جهان، هر كدام در حد توانائي سياسي و اقتصادي و نظامي خود افزايش مي يافت. و بدين طريق حالت منزوي شدن ايران در مجامع بين المللي قويتر مي‌گرديد. چنانكه چند كشور معدود عربي كه در آغاز جنگ حداقل به ظاهر از حكومت جمهوري اسلامي ايران در مقابل تجاوز نظامي عراق حمايت مي‌كردند ، آنها نيز يكي بعد از ديگري رشته هاي الفت و مودت با جمهوري اسلامي ايران را ضعيف تر كردند و كشورهايي كه به ظاهر درباره جنگ ايران و عراق اعلام بيطرفي كرده بودند ، بتدريج طرفداري خود را از حكومت عراق نمايان ساختند. كه نتايج نهائي آن در نبرد خليج فارس و حضور ناوگان جنگي آمريكا و اروپاي غربي در آن و همچنين موشك باران تهران ، اصفهان ، شيراز به وسيله موشكهاي ميان برد ساخت شوروي توسط ارتش عراق كاملاً مشهود گرديد.[2]

به‌ هر حال ماشين مرگ صدام (به قول تيمرمن آمريكائي) آنقدر بزرگ و بزرگتر شد كه به عنوان خطري براي بزرگ كنندگان آن به حساب آمد تا جائي كه از ترس آن بلافاصله پس از جنگ با ايران با دسيسه چيني شرائطي را براي انهدام اين ماشين مرگ فراهم كردند، ژنرال اسكاوكرافت (مشاور امنيت ملي آمریکا) پس از جنگ نفت درباره قدرت ارتش عراق گفت :

"پنتاگون در خلال جنگ با عراق دريافت كه با دشمن بسيار پيچيده و مجهزي روبرو است كه هرگز فكرش را نمي كرده است. ما يك مركز فرماندهي و تسهيلات كنترل را نابود مي‌كرديم ، فردا مي‌ديديم يكي ديگر جايگزين آن شده است. آنراهم از بين مي برديم ، اما باز يكي ديگر جايش را مي‌گرفت. هزينه و برنامه ريزي باورنكردني كه (صدام) در ايجاد قابليت نظامي به كار برده بود وحشتناك است"[3].

 

 

-سرلشكر وفيق سامرائي ( رئيس اطلاعات نظامي عراق ) كه توان ماندن در فضاي پر از جور و ستم حكومت حاكم بر عراق را از دست داده و در حال تبعيد به سر مي برد در كتاب  ویرانی دروازه شرقي مي‌گويد :

نيروهاي مسلح عراق در سال 1987 به بيش از يك ميليون و سيصد هزار نفر رسيدند، زيرا نياز دفاع (ساكن) گسترش130 تيپ منظم در طول جبهه براي چند سال متمادي بود[4].( ارتش در فاو-اسدی)

 


1.تيمرمن، كنت‌آر؛ سوداگري مرگ؛ ص753.

2. حسيني، سرهنگ سيد يعقوب؛ تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران؛ جلد 7 ص 497 و 498

3. تيمرمن، كنت‌آر؛ سوداگري مرگ؛ ص745.

4 . السامرائي، وفيق؛ ويراني دروازه شرقي؛ ص140.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده