بر مخمل گل سرخ (6)
مهدی کاظمی بی کفن گل بی پیرهن افتاده در خاک صفای انجمن افتاده در خاک دگر میلی به این دنیا ندارم حسینم بی کفن افتاده در خاک

 

تازیانه

به درد بی کسی دمساز می شد

در غم ها به  رویش باز می شد

شبیه روی زهرا بود آن گل

به ضرب تازیانه ناز می شد

 

 

همای ازل

نقاش ازل پنجه یک شیر کشید

برنده ترین زبان شمشیر کشید

می خواست که عالم همه پر نور شود

عباس مرا به روی تصویر کشید

 

زینب

آوای صدای ربنا بر می خاست

از نای، نوای نینوا بر می خاست

گفتند یزید و کاخ او ویران شد

آن روز که زینبم به پا بر می خاست

 

 

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده