بر مخمل گل سرخ (4)
مهدی کاظمی سوز تشنگی به سوز تشنگی دمساز گردم و با سوز عطش همراز گردم شدم شرمنده لب های اصغر چگونه سوی خیمه باز گردم

شما را دوست دارم

غم و درد و بلا را دوست دارم

سرود غم فزا را دوست دارم

اگر چه روسیاه و فتنه جویم

ولی آقا شما را دوست دارم

تشنه مولا

آن روز که آب آور و سقا بودم

در اوج عطش صدای دریا بودم

این خشکی لب های من از آب نبود

لب تشنه ولی تشنه مولا بودم

 

چشمان بارانی

در ظلمت و بر نور جلی گریه کنید

برداغ وفای ازلی گربه کنید

خواهید که چشمتان شود بارانی

بر غربت حضرت علی (ع) گریه کنید

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده