نبردهای خرمشعهر و آبادان(82)
اولین واحدی که به هدف خود رسید، واحد ما بود که در ساعت 0900 هدف را تصرف و تحکیم کرد و آماده ادامه پیشروی شد. از مسائل مهم این عملیات، ایمان و اعتقاد کامل رزمندگان به پیروزی بود. افراد سپاه و بسیج معتقد بودند که امام زمان(عج) این طرح را امضا کردهاند. علت آن بود که یکی از پاسداران در خواب دیده بود؛ امام زمان(عج) طرح را امضا کردند و این موضوع سبب تقویت روحی فوقالعاده رزمندگان بود.

 

 خلاصه نظریات برادر پاسدار عبدالعلی عضو ستاد سپاه پاسدران در جبهه ولایت فقیه

قبل از تهیه طرح ثامن‌الائمه طرحی به نام حمزه تهیه شد و برای ارزیابی قدرت دشمن یک حمله محدود در جبهه دارخوین اجرا گردید که حدود سه کیلومتر از عرض جبهه اشغالی دشمن کم شد. عرض کلی منطقه اشغالی دشمن حدود 15 کیلومتر بود و به نظر می‌رسید بریدن پشت منطقه دشمن در 15 کیلومتر کار ساده‌ای نیست و در نظر گرفته شد با حملات محدود دشمن را از شمال و جنوب و شرق عقب برانند و این مقدار عرض جبهه دشمن را کمتر کنند. بعد از عملیات دارخوین، نیروهای دشمن در جبهه جنوبی و جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان نیز عقب‌نشینی محدودی کردند.

طرح حمزه برای مدتی کنار گذاشته شد و طرح دیگری به نام طرح چمران مورد نظر قرار گرفت. این طرح نیز به دلایلی موفقیت‌آمیز تشخیص داده نشد و بالأخره طرح ثامن‌الائمه مطرح گردید. برای اجرای این طرح پیش‌بینی شده بود 600 نفر از افراد سپاه در جبهه فیاضیه، 600 نفر از ایستگاه7 و 600 نفر از دارخوین پیشروی نمایند. ما جزو نیروهای سپاه در آبادان بودیم که با واحدهای ارتش و سپاه ماهشهر همکاری می‌کردیم.

پیشنهاد سپاه آبادان این بود که طرح در دو مرحله اجرا شود. بدین طریق ابتدا از شمال آبادان و محور ولایت فقیه یک حمله محدود اجرا شود و نیروهای دشمن را درگیر کند و شب بعد حمله اساسی اجرا گردد و نیروهای دشمن نتوانند در جبهه دارخوین و فیاضیه مقاومت چندان مهمی داشته باشند. این پیشنهاد تصویب نشد و قرار شد همه واحدهای حمله‌ور در یک زمان حمله را شروع کنند و ساعت حمله ساعت 2400 روز 4 مهرماه (آغاز روز 5 مهرماه) تعیین گردید.

در محور پیشروی ولایت فقیه که در قسمت ما حمله می‌کرد، چهار محور پیشروی فرعی در نظر گرفته شد که در هرکدام، یک دسته 60 نفری پیشروی می‌کرد. این چهار مسیر پیشروی شامل جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان، شمال آن جاده و دو مسیر در بین دو قسمت یادشده در امتداد خاکریزهای دشمن بود. حمله طبق طرح آغاز شد. ابتدا نیروهای عراقی تصور کردند حمله نیروهای ما فقط برای پاک کردن جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان است؛ لذا تلاش خود را در آنجا متمرکز کردند.

ما با استفاده از بلندگو و افرادی که به زبان عربی لهجه عراق آشنایی داشتند، از افراد عراقی می‌خواستیم تسلیم شوند، وگرنه کشته خواهند شد. ولی شنیده شد یک افسر عراقی گفت ما تسلیم نخواهیم شد و واحدش را تهییج به مقاومت می‌کرد و این امر سبب شد که آن واحد مقاومت کردند و ما متوجه شدیم که اگر فرمانده مقاومت کند، افراد زیردست او نیز مقاومت خواهند کرد. این مقاومت سبب کشته و زخمی شدن افراد عراقی گردید، به نحوی که اکثر اسرایی که در جبهه ولایت فقیه اسیر شدند، مجروح بودند.

اولین واحدی که به هدف خود رسید، واحد ما بود که در ساعت 0900 هدف را تصرف و تحکیم کرد و آماده ادامه پیشروی شد. از مسائل مهم این عملیات، ایمان و اعتقاد کامل رزمندگان به پیروزی بود. افراد سپاه و بسیج معتقد بودند که امام زمان(عج) این طرح را امضا کرده‌اند. علت آن بود که یکی از پاسداران در خواب دیده بود؛ امام زمان(عج) طرح را امضا کردند و این موضوع سبب تقویت روحی فوق‌العاده رزمندگان بود.

در طرح‌ریزی، برآورد شده بود که نیروهای ما حدود 1000 نفر تلفات خواهند داشت و عملیات بیش از سه روز طول خواهد کشید، ولی در عمل خیلی ساده‌تر به پیروزی رسیدیم. واحد ما حدود هفت نفر شهید و 16 نفر مجروح داشت.

در آخرین مرحله اجرای طرح، که اشغال پل حفار بود، دشمن توانست با توپخانه خود تلفات بیشتری بر نیروهای ما وارد کند. از نکات مؤثر در پیروزی عملیات ثامن‌الائمه یکی همکاری و هماهنگی نیروهای ارتش و سپاه بود که قبل از این عملیات به این میزان نبود، دوم اینکه در این عملیات به اصول تاکتیک جنگ توجه شد.

10. خلاصه نظریات سرهنگ دوم منوچهر حق‌شناس فرمانده گردان تقویتی

گردان تحت فرماندهی من با برادران سپاه از محور ایستگاه7 حمله می‌کرد و سه خاکریز دشمن را تصرف می‌نمود. برای رسیدن به خاکریز اول دشمن، قبلاً کانال‌هایی کنده شده بود. در آغاز حمله با استفاده از این کانال‌ها با غافلگیری کامل به اولین خاکریز دشمن رسیدیم و بدون زد و خورد آن را اشغال کردیم. خطرناک‌ترین محور پیشروی ایستگاه7 بود و عمق منطقه عملیات آن نسبت به سایر محورها خیلی زیاد بود و برای یک گردان هدف نسبتاً وسیعی بود؛ اما در عمل، ما با مقاومت مهمی روبه‌رو نشدیم و نسبتاً به سادگی پیشروی ادامه یافت و خاکریزهای دشمن یکی بعد از دیگری سقوط کرد. از عوامل مهم مؤثر در موفقیت این عملیات، ادغام سپاه و ارتش در یکدیگر و ایجاد وحدت تلاش و همچنین ایمان و اعتقاد فوق‌العاده رزمندگان بود. از نظر مسائل تاکتیکی، شناسایی‌های قبلی و آگاهی از وضعیت زمین و دشمن، عامل بسیار مؤثری در عملیات بود. به نظر من باید 99درصد تلاش‌ها، صرف عملیات شناسایی شود.

پشتیبانی مردم نقش بزرگی در این عملیات داشت و مردم از تمام نقاط کشور هرگونه وسایل نیازمندی رزمندگان را فراهم کرده و فرستاده بودند. این موضوع گرچه برای ارتشیان از نظر مادی چندان ضروری نبود، زیرا ارتش برای هر نظامی حق و حقوقی تعیین کرده است، اما از نظر روانی نمایانگر این بود که مردم ایران پشتیبان آنها هستند و به یاد آنها می‌باشند.

11. خلاصه مصاحبه برادر پاسدار کاظم شهیدزاده فرمانده گردان

گردان تحت فرماندهی اینجانب پاسدار با گردان122 پیاده لشکر77 ادغام شده بود. مأموریت این گردان تصرف طرفین جاده آبادان ـ اهواز در نزدیکی کارخانه شیر پاستوریزه بود. طبق طرح عملیات گردان ما بایستی در ساعت 0100 روی خاکریز اول دشمن قرار می‌گرفت. گردان ما قبلاً در منطقه بین ایستگاه7 تا 12 بود، اما برای این عملیات محل ما را تغییر دادند، در نتیجه به این منطقه آشنایی کمتری داشتیم.

موضع حمله ما با دشمن حدود 1500 متر فاصله داشت. با وجود اینکه ساعت 2300 شروع به حرکت کردیم، ولی نتوانستیم تا ساعت 0100 به خاکریز اول دشمن برسیم. در نتیجه، موقعی به آن خاکریز رسیدیم که یگان‌های دیگر خاکریزهای اول را اشغال کرده بودند و حمله کشف شده بود و نبرد جدی آغاز گردیده بود. با تلاش زیاد، معبری در میدان مین در محور پیشروی باز کردیم. این کار در زیر آتش دشمن انجام گرفت. در ستون پیشروی ما، هماهنگی حرکت تانک‌ها و پیاده‌ها به هم خورد. تانک‌ها از مسیر تعیین‌شده منحرف شدند و زودتر به دشمن نزدیک گردیدند که در نتیجه، سه دستگاه تانک ما به وسیله دشمن منهدم شد.

 ما در ساعت 0300، جاده اروندکنار را اشغال کردیم، ولی در تاریکی شب، نتوانستیم جاده کارخانه شیر پاستوریزه را پیدا کنیم. واحد دیگری که به سمت کارخانه شیر پاستوریزه پیشروی می‌کرد، با مقاومت دشمن مواجه شد و پیشروی آن مختل گردید. بعد از اینکه سه دستگاه تانک ما به وسیله دشمن زده شد، تانک‌های دیگر توانستند خود را عقب بکشند و با تأمین بیشتر به سمت کارخانه شیر پاستوریزه پیشروی کنند. بالأخره به جاده شیر پاستوریزه رسیدیم و نیروهای دشمن را در آن منطقه نابود کردیم. یک واحد تیپ1 در حوالی ایستگاه رادیو با دشمن درگیر شده بود و نیاز به کمک داشت.

به دستور تیپ1، یک گروهان از گردان ما به کمک آن واحد اعزام شد و آن واحد را از درگیری رها کرد. مقاومت دشمن در اطراف کارخانه شیر پاستوریزه شدید بود. من گردان خود را به آن منطقه هدایت کردم و شخصاً به منطقه واحد درگیرشده در آن محل رفتم. وضع بسیار وخیم بود و تلفات سختی به نیروهای ما وارد شد. خاکریز مواضع نیروهای عراقی هنوز سقوط نکرده بود و نیروهای ما نیز نتوانسته بودند خاکریز مناسبی برای حفاظت خود ایجاد کنند، با تلاش زیاد نیروی احتیاط را به آن محل روانه کردیم و تدارکات لازم را به یگان آن منطقه رساندیم. نظر به اینکه آن منطقه خارج از منطقه مسئولیت ما بود، برادر رحیم صفوی را آنجا دیدم. او به من گفت: اینجا چه کار می‌کنی؟ برگرد به منطقه خودت. گفتم می‌خواهم با نیروی تحت فرماندهی خودم به واحد درگیرشده کمک کنم. رحیم صفوی گفت می‌خواهیم تانک‌ها را کمی عقب بکشیم و منطقه مقاومت دشمن را دور بزنیم. من گفتم در این صورت، بین واحدها شکاف ایجاد می‌شود. به هر حال، وضعیت تا هنگام سقوط پل حفار ادامه یافت که تا ظهر روز ششم مهرماه طول کشید و بعد از سقوط پل حفار، باقیمانده نیروهای عراقی از پل حفار فرار کردند و نیروهای ما به پل حفار رسیدند و مأموریت به طور کامل انجام شد.

از مشکلاتی که ما در این عملیات داشتیم، بی‌تجربگی تعداد زیادی از رزمندگان بود که فقط حدود یک هفته بود به منطقه آمده بودند. از طرفی، به علت کم‌عرض بودن جبهه،‌ ما نتوانستیم همه استعداد رزمی را یکجا و جبهه‌ای به کار ببریم. به علاوه، زمان کافی برای آشنا کردن تمام افراد با منطقه عملیات نداشتیم. از مشکلات دیگر، تخلیه اسرا بود که قسمتی از فعالیت ما را به خود مشغول می‌کرد. در بعضی مناطق، مقاومت دشمن خیلی ضعیف بود و مواضع دشمن به سادگی به اشغال نیروهای ما درمی‌آمد. مقاومت فقط در کارخانه شیر پاستوریزه بود که حتی تا روز هفتم مهرماه ادامه یافت و روز ششم یک گردان تازه‌نفس عراق به آن منطقه وارد شد و از سمت حفار شرقی در مقابل نیروهای ما قرار گرفت. در این عملیات، تلاش افراد جهاد سازندگی بسیار مهم و مؤثر بود، آنها در باز کردن مسیر پیشروی تانک‌ها فعالیت فداکارانه‌ای کردند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده