نبردهای خرمشهر و آبادان(81)
یکی از عوامل اصلی موفقیت در این جنگ، هماهنگی کامل بین ارتش و سپاه بود. به حدی که میتوان گفت در هم ادغام شده بودند و تفاهم بسیار مفیدی بین افراد ارتش و سپاه به وجود آمده بود. هر دو نیروی ارتش و سپاه به این حقیقت ایمان آورده بودند که این دو عنصر رزمی، لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچکدام به تنهایی نمیتوانند موفقیت نهایی را به دست آورند.

خلاصه نظریات سرهنگ محمدجواد انشائی معاون تیپ2 لشکر77

در عملیات ثامن‌الائمه، هماهنگ کردن فعالیت‌های پشتیبانی لجستیکی کلیه یگان‌های سازمانی و زیر امر و همکار تیپ2 پیاده به عهده من بود که به نحو احسن انجام شد. طرح این عملیات از مدت‌ها قبل به وسیله صاحب نظران بررسی شد و در آغاز روز پنجم مهرماه، اجرای آن شروع گردید و با آهنگی بسیار خوب پیشروی انجام شد و هدف‌های اول زودتر از زمان پیش‌بینی شده به تصرف نیروهای ما درآمد و قبل از روشنایی کامل روز پنجم مهرماه، خاکریزهای اول دشمن به وسیله نیروهای ما اشغال شد و اولین گروه اسرا که 38 نفر بودند (در منطقه تیپ2)، به عقب تخلیه شدند. تا ساعت 5 بعدازظهر، نیروها به پل حفار شرقی رسیدند و در حوالی حفار شرقی موضع موقت پدافندی اشغال کردند.

مأموریت نیروهای ما در عملیات ثامن‌الائمه انهدام نیروهای دشمن در شرق کارون بود که به نحو مطلوب اجرا شد. در این عملیات، نیروهای ما تقریباً هیچ اسیری به دشمن ندادند و تلفات دیگر هم خیلی کم بود. در اجرای این عملیات، رعایت اصول جنگ، به خصوص وحدت فرماندهی بسیار خوب بود. هماهنگی در تمام رده‌ها ایجاد شده بود. زیردستان از دستورات فرماندهان اطاعت کامل می‌کردند. فعالیت‌ها برابر طرح و برنامه پیش می‌رفت و هرکسی در هر مقامی که بود تلاش می‌کرد وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد. در نتیجه، هدایت و رهبری در تمام رده‌ها به نسبت مسئولیتشان در سطح عالی بود و همکاری سپاه و ارتش در تمام رده‌ها بدون هیچ‌گونه مشکلی برقرار بود و عمل می‌گردید.

مثلاً برادر رحیم صفوی که با سرهنگ کهتری هدایت ستون عملیاتی تیپ2 پیاده را عهده‌دار بودند، با کمال صمیمت با یکدیگر همکاری می‌کردند و حضور سپاه و نیروهای مردمی در این عملیات، عامل اصلی موفقیت بود، زیرا لشکر به تنهایی توان رزمی کافی برای اجرای این مأموریت را نداشت. البته سپاه نیز به تنهایی قادر به اجرای آن نبود. بنابراین، ارتش و سپاه در این عملیات مکمل یکدیگر بودند و در تمام مراحل عملیات، همه افراد سپاهی و ارتشی با صمیمیت و حسن تفاهم و احترام متقابل با یکدیگر تلاش می‌کردند و به نظر می‌رسد که در این عملیات، افراد ارتش و سپاه بهتر از قبل، خصوصیات یکدیگر را درک کرده بودند و بیش از پیش به هدف مشترکشان، که بیرون کردن نیروهای دشمن از میهن اسلامی‌مان بود، توجه داشتند.

از نکات ویژه‌ای که من در موقع اجرای حمله با آن مواجه شدم، این بود که در روز ششم مهرماه هنوز نیروهای دشمن در مقابل محور پیشروی تیپ2 مقاومت می‌کردند. حدود ساعت 1230 آن روز من با برادر کاظمی به حفار شرقی رسیدیم. تانک‌های دشمن جلو واحد ما را سد کرده بودند. فرمانده عملیات بسیج وضعیت را برای من شرح داد. گفتم دو نفر دیده‌بان به روی خاکریز بفرستید تا بررسی کند آتش دشمن از کدام نقطه اجرا می‌گردد. دو نفر بسیجی داوطلبانه بالای خاکریز رفتند، ولی عجله کردند و رعایت اختفاء و پوشش را نکردند. دشمن آنها را دید و به رویشان آتش گشود و هر دو نفر آنها شهید شدند. بعد سربازی به بالای خاکریز رفت که دیده‌بانی کند، او هم زخمی شد. بالأخره خود من با فرمانده عملیات واحد سپاه با رعایت اصول ایمنی به طرف بالای خاکریز، رفتیم و ابتدا با کندن مقداری از خاک بالای خاکریز، میدان دیدی ایجاد کردیم و موضع تانک‌های دشمن را تشخیص دادیم. دو نفر تیرانداز آرپی‌جی را خواستیم و موضع تانک‌های دشمن را به آنان نشان دادیم. آنان‌که افراد بسیجی بودند، با اولین موشک یک تانک دشمن را زدند. همین امر سبب شد تانک‌های دشمن عقب‌نشینی کردند. البته در عین حال، همان موضع ما را به زیر آتش گرفتند که من و رئیس عملیات سپاه در همان محل مجروح شدیم.

. خلاصه نظریات برادر پاسدار جمشید تخم‌افشان عضو قسمت اطلاعات و عملیات آبادان

من حدود 9 ماه است که در ستاد عملیات و اطلاعات آبادان کار می‌کنم. طرح عملیات ثامن‌الائمه از زمستان سال گذشته پایه‌گذاری شد .در زمان بنی‌صدر، عده‌ای از سپاه پاسداران خدمت امام رفتند و درباره وضعیت آبادان صحبت کردند. امام فرمودند حصر آبادان هرچه زودتر باید شکسته شود و خونین شهر بازپس گرفته شود. از همان موقع، تهیه و اجرای این طرح آغاز گردید و اطلاعاتی از وضعیت دشمن جمع‌آوری شد. نام این طرح ابتدا «حمزه» انتخاب شد که به واحد سپاه پاسداران آبادان ابلاغ شد و برای آن بررسی‌ها و برآورد وضعیت‌های اولیه انجام گرفت و نظریات ستاد آبادان به اهواز ارسال شد که از طریق سپاه اهواز به شورای عالی دفاع پیشنهاد گردید.

گویا در آن موقع که بنی‌صدر بر سر کار بود، این طرح تصویب نشد. بعد از برکناری بنی‌صدر این طرح بار دیگر مطرح شد و با تغییراتی مورد موافقت قرار گرفت و به نام ثامن‌الائمه نامگذاری گردید و از پنجم مهرماه به اجرا درآمد و با وحدت و هماهنگی که بین رزمندگان سپاه و بسیج و ارتش به وجود آمده بود، طرح با پیروزی کامل اجرا گردید.

قبل از زمان اجرای این طرح، با عملیات محدودی که در این منطقه انجام شد اطلاعات مفیدی از نیروهای دشمن به دست ما افتاد و ما برآورد کردیم یک لشکر زرهی تقویت‌شده دشمن شامل حدود سه تیپ زرهی و یک تیپ پیاده و تعدادی نیروهای خلقی و کماندو در این منطقه نبرد مستقر کرده است. با عکس‌برداری‌های هوایی، وضعیت خاکریزهای دشمن برای ما مشخص گردید که در خطوط متناوب و در عمق تهیه شده بود و به نظر می‌رسید که دشمن حالت دفاع در عمق را اتخاذ کرده است.

در زمان اجرای عملیات، من همراه برادر رحیم صفوی بودم. بعد از آغاز حمله، ستون‌هایی سریع‌تر پیشروی کردند و به خاکریزهای دشمن رسیدند، ولی ستون محوری که من همراه آن بودم، تا ساعت 0900 آن روز موفقیت چندانی نداشت (منظور ستون فیاضیه در کرانه شرقی کارون). حتی ما احساس عدم موفقیت می‌کردیم. ولی از ساعت 0900 به بعد، وضع آن ستون نیز بهتر شد. علت کندی پیشروی ستون وجود میدان‌های مین بود که به علت کمی وقت، معابر کافی در آنها ایجاد نشده بود. یک علت دیگر هم این بود که چند شب قبل از آغاز عملیات، عده‌ای از نیروهای ما به صورت گشتی رزمی در آن منطقه وارد عمل شده بودند؛ لذا احتمالاً نیروهای عراقی متوجه طرح عملیاتی ما در آن منطقه گردیده و خود را آماده‌تر ساخته بودند. عامل دیگر عدم پیشروی سریع در محور فیاضیه، وجود مناطق ساختمانی در مسیر این محور پیشروی بود که تا کارخانه شیر پاستوریزه ادامه داشت و نیروهای عراقی در اطراف کارخانه مقاومت کردند، تا هنگامی که پل قصبه سقوط کرد و نیروهای محور پیشروی دیگر از طرف نهر شادگان به طرف پل حفار پیشروی کردند و نیروهای دشمن متوحش شدند و از مقاومت دست کشیدند و عقب‌نشینی کردند.

یکی از عوامل اصلی موفقیت در این جنگ، هماهنگی کامل بین ارتش و سپاه بود. به حدی که می‌توان گفت در هم ادغام شده بودند و تفاهم بسیار مفیدی بین افراد ارتش و سپاه به وجود آمده بود. هر دو نیروی ارتش و سپاه به این حقیقت ایمان آورده بودند که این دو عنصر رزمی، لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند موفقیت نهایی را به دست آورند. در آغاز حمله که شبانه بود، برای هدایت تانک‌ها از وجود موتورسوارها استفاده کردیم و این افراد با شجاعت فوق‌العاده‌ای، وظایف خود را اجرا کردند و تعدادی از آنان نیز شهید شدند.

هنگامی که نیروهای ما به پل حفار نزدیک شدند، یک واحد عراقی از آن دفاع می‌کرد. پل آسیب دیده بود، ولی هنوز قابل استفاده بود. واحد مدافع پل عراقی منتظر آمدن نیروهای کمکی بود، ولی نتوانستند به کمک او بیایند و از طرفی، نیروهای ما آن واحد عراقی را محاصره کردند. آن واحد مدتی به مقاومت ادامه داد تا اینکه قدرت مقاومت از وی سلب شد و کلیه آن واحد از جمله فرمانده آن، که سرگردی بود، خود را به نیروهای ما تسلیم کردند. در این موقع، نیروهای دشمن که در غرب کارون بودند، پل را تخریب کردند.

در مجموع، مقاومت نیروهای عراقی چندان قوی نبود و تعداد زیادی از افراد عراقی بدون مقاومت خودشان را به نیروهای ما تسلیم می‌کردند. درباره نسبت توان رزمی ایران و عراق باید بگویم که چون نیروهای ایرانی به صورت رزم پیاده نظام سازمان داده شده بودند، از نظر نیروی پیاده بر دشمن برتری داشتند، ولی از نظر وسایل و تجهیزات و یگان‌های زرهی و مکانیزه برتری با دشمن بود.

8. خلاصه نظریات سرگرد محمدعلی کمانگری افسر عملیات تیپ2 لشکر77

با بررسی‌هایی که درباره عملیات آفندی گذشته در این منطقه به عمل آمد، به این نتیجه رسیدیم که حمله‌ها باید در تمام جهات، به منطقه سرپل دشمن اجرا گردد. ضمناً برآورد گردید که نیروهای عراق در جبهه قوی‌تر و در جناحین و عقب ضعیف‌ترند و اگر حمله نیروهای ما به جناحین و یا به منطقه عقب مواضع دشمن هدایت گردد، شکست واحدهای دشمن محتمل‌تر خواهد بود. این‌گونه برآوردها نکات مهم در تدبیر عملیات گردید. تمام نقاط ضعف و قوی دشمن به دقت مطالعه و تصمیم گرفته شد که دو تلاش اصلی در حاشیه رودخانه کارون، یکی از شمال به جنوب و دیگری از جنوب به شمال، ترتیب داده شود و ارتباط لشکر3 عراق که در شرق کارون گسترش داشت، با غرب کارون قطع گردد. با شناختی که از نیروهای عراقی داشتیم، برای ما مسلم بود در صورتی که در اجرای این طرح موفق شویم، نیروهای محاصره شده عراق سریعاً تسلیم خواهند شد. بر همین اساس طرح تهیه شد. نکته دیگری که در طرح‌ریزی مورد توجه قرار گرفت، درگیر کردن احتیاط دشمن و مانع شدن از پاتک او بود. این مسئله مهم‌ترین موضوعی بود که بر روی آن بررسی شد، زیرا ما باید به نحوی عمل می‌کردیم که امکان اجرای پاتک به وسیله نیروی احتیاط را از دشمن سلب می‌کردیم. برای این منظور قرار شد تیپ1 و 2 پیاده از جنوب به شمال و تیپ3 پیاده از شمال به جنوب به صورت رخنه‌ای حمله کنند و تیپ37 زرهی نیز از جبهه و از شرق به غرب نیروهای دشمن را درگیر سازد.

البته در این مانور مأموریت تیپ1 (در سمت راست از جنوب به شمال حمله می‌کرد) فقط پاک کردن جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان از نیروهای دشمن بود و در صورتی که تیپ2 و 3 که از جنوب و شمال در حاشیه رودخانه پیشروی می‌کردند، موفق نمی‌شدند، تیپ1 می‌توانست حداقل موقعیت موجود را حفظ کند. هدف تیپ‌های2 و 3 پل‌های روی رودخانه بود، ولی برآورد شده بود که اگر تیپ2 به علل وجود موانع ساختمانی نتواند به سرعت پیشروی کند، تیپ1 پیاده مأموریت آن تیپ را ادامه دهد. چند روز قبل از عملیات طرح تکمیل شد و برای تیپ1 نیز یک هدف که موضع یک گردان تانک دشمن بود، در نزدیکی کنار رودخانه تعیین گردید. طرح آتش تهیه شده بود، ولی نگرانی از احتمال ناهماهنگی و تطبیق آتش‌های پشتیبانی تیپ‌ها با یکدیگر بود.

در این عملیات، با استفاده از تجربیات یک ساله جنگ سعی بر این شد که اشتباهات گذشته تکرار نشود، لذا برای تهیه خاکریزها، رساندن مهمات و سایر مسائل مهم و حساس پیش‌بینی‌های کافی به عمل آمد. فعالیت جهاد سازندگی در این عملیات فوق‌العاده مؤثر بود. درباره کمبودهای عمده فقط باید بگویم اگر نیروهای ما یک نیروی احتیاط قوی، مثلاً حدود یک تیپ تقویت‌شده داشتند، ما می‌توانستیم همان موقع از رودخانه کارون عبور کنیم و خرمشهر را نیز آزاد سازیم.

از نظر نسبت توان رزمی، در مجموع برتری با دشمن بود، به خصوص از لحاظ وسایل و تجهیزات. از نکات بسیار برجسته این عملیات، ترکیب سپاه و ارتش بود. یک نکته برجسته از نظر تاکتیکی در این عملیات، نزدیک شدن بیش از حد نیروهای ما به دشمن در غافلگیری کامل بود. برای مرحله اجرائی، با دستورات صریح و روشن، تکلیف همه رزمندگان تا پایین‌ترین رده مشخص گردیده بود. مثلاً دستور داده شده بود که هیچ خودرو رزمی به عنوان تخلیه اسرا و مجروحین حق عقب آمدن را ندارد و هیچ عنصری پس از اشغال خاکریز دشمن حق ندارد به عقب برگردد، مگر آنکه رده بالاتر دستور دهد. اهمیت فوق‌العاده این عملیات برای تمام رزمندگان شرکت‌کننده توضیح داده شد و تفهیم گردیده بود. لذا تمام افراد فقط و فقط به فکر پیروزی بودند.

در هنگام پیشروی، گردان122 تیپ2 به مقاومت دشمن برخورد کرد و نتوانست پیشروی را ادامه دهد. گردان دیگری که در پهلوی گردان122 پیشروی می‌کرد و در جناح دشمن خاکریزی را اشغال کرده بود، از آن خاکریز مواضع دشمن را به زیر آتش گرفت و دشمن در دو جبهه درگیر شد. در نتیجه، نتوانست به مقاومت ادامه دهد و مجبور به عقب‌نشینی گردید.

طرح مانور تیپ2 پیاده این بود که یک گردان پیاده از سمت راست جاده آبادان ـ اهواز پیشروی می‌کرد، که ضمناً جناح راست منطقه تیپ را نیز تأمین می‌نمود. یک گردان دیگر در حاشیه رودخانه کارون پیشروی می‌کرد، سه گردان در وسط به سمت هدف اصلی و در تلاش اصلی پیشروی می‌نمودند و تیپ2 تعداد پنج گردان در زیر امر داشت.

در این عملیات، نسبتاً از واحدهای زرهی بهتر استفاده شد. واحد تانک زیر امر تیپ2 توانست پاتک دشمن را که به یگان‌های پیاده تیپ اجرا شد، خنثی کند.

در هنگام پیشروی، واحدی که در حاشیه رودخانه پیشروی می‌کرد، با موانع ساختمانی مواجه شد و نتوانست دور حمله را حفظ کند و متوقف گردید، لذا تیپ2 با گردان‌های دیگر یک مانور احاطه‌ای انجام داد و از شمال موانع به واحدهای دشمن حمله کرد و نیروهای مقاومت دشمن را منهدم نمود. البته میدان‌های مین دشمن در اطراف کارخانه شیر پاستورزیره مزاحمتی برای واحدهای ما فراهم کرد، ولی با آموزش‌های زیادی که درباره جنگ مین به افراد داده شده بود، افراد ما توانستند معابری ایجاد کنند و مسیر پیشروی نیروهای ما را باز نمایند.

بعد از رسیدن نیروهای ما به نزدیکی پل حفار، آن پل هنوز قابل استفاده بود. فرمانده تیپ تصمیم گرفت آن را تخریب کند. لذا به یک گروه مهندسی مأموریت تخریب پل واگذار شد و این کار در زیر آتش شدید دشمن انجام گردید.

 

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده