نبردهای خرمشهر و آبادان(80)
سرهنگ امینیان درباره خصوصیات سپاه و ارتش میگوید: این دو عنصر رزمنده مکمل یکدیگرند. هرکدام نقاط ضعف و نقاط برجستهای دارند. اگر این دو عنصر رزمنده به صورت منطقی با یکدیگر ترکیب شوند و همکاری کنند، نتیجه درخشانی به دست خواهند آورد. مثلاً شور و هیجان و روحیه فوقالعاده و ایمان سپاه با دانش نظامی نیروهای ارتشی میتواند ثمرات خوبی داشته باشد.

 

خلاصه نظریات سرهنگ پیاده منوچهر امینیان فرمانده تیپ1 لشکر77 پیاده

 

تیپ1 پیاده که من فرماندهی آن را به عهده داشتم، در شمال آبادان و در سمت راست (شرق) حمله می‌کرد. تیپ2 پیاده به فرماندهی سرهنگ کهتری در سمت چپ (در حاشیه رودخانه کارون) پیشروی می‌نمود و تیپ3 پیاده نیز از دارخوین به سمت جنوب پیشروی می‌نمود. واحدهایی نیز از سمت شرق در اطراف محور ماهشهر ـ آبادان به سمت غرب حمله می‌کردند و منطقه را از وجود نیروهای دشمن پاک می‌نمودند. مأموریت اولیه تیپ1 پاک کردن جنوب جاده ماهشهر آبادان از وجود نیروهای دشمن بود. در این منطقه، نیروهای قوی دشمن از لحاظ کمیت و کیفیت مستقر بودند، ولی نیروهای ما با روحیه و ایمان خیلی قوی‌تر با آنها وارد نبرد شدند و آنها را تار و مار کردند. به نظر من، مرحله طرح‌ریزی این عملیات بیش از حد لزوم طولانی شد و حدود دو ماه طول کشید. اما به هر حال، وحدت و هماهنگی بسیار مفید و مؤثری بین نیروهای ارتش و سپاه ایجاد شد. نقش پشتیبانی مردم در عملیات ثامن‌الائمه فوق‌العاده مفید و مؤثر بود. به طوری که موفقیت این عملیات مدیون این پشتیبانی مردم است.

سرهنگ امینیان درباره خصوصیات سپاه و ارتش می‌گوید: این دو عنصر رزمنده مکمل یکدیگرند. هرکدام نقاط ضعف و نقاط برجسته‌ای دارند. اگر این دو عنصر رزمنده به صورت منطقی با یکدیگر ترکیب شوند و همکاری کنند، نتیجه درخشانی به دست خواهند آورد. مثلاً شور و هیجان و روحیه فوق‌العاده و ایمان سپاه با دانش نظامی نیروهای ارتشی می‌تواند ثمرات خوبی داشته باشد.

از نظر میزان پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه، نیروهای ما صد در صد موفق به انجام مأموریت پیش‌بینی شده در طرح عملیاتی شدند. قسمت اصلی مأموریت در کمتر از 12 ساعت انجام شد و نیروهای ما به هدف‌های اصلی رسیدند.

5. خلاصه نظریات برادر نوروزی فرمانده گردان پاسدار

طرح عملیات برای شکستن محاصره آبادان از چند ماه قبل تحت بررسی بود. از زمانی که نیروهای متجاوز عراق از کارون گذشتند و قسمتی را در شرق آن رودخانه تصرف کردند، چند بار حملاتی به نیروهای دشمن اجرا شد، ولی موفقیت چندانی نداشت. اما بعد از قریب یک سال که از آغاز جنگ می‌گذشت، لازم بود حمله وسیع‌تری اجرا شود و نیروهای دشمن به عقب رانده شوند. در طرح عملیات ثامن‌الائمه، برادر کلاهدوز فعالیت زیادی داشت و برای هماهنگی نیروها خیلی تلاش کرد.

بعد از یک سال، تجربه به دست آمده بود که باید نیروهای ارتش و سپاه و بسیج با هم کار کنند. در قسمت جنوبی جبهه (شمال بهمنشیر)، چهار محور پیشروی، در مناطق فیاضیه، ایستگاه7، ایستگاه12 و منطقه ولایت فقیه در نظر گرفته شده بود و برای هر محور پیشروی، نیرویی مرکب از ارتش، سپاه و بسیج تعیین گردیده بود و یک فرمانده عملیات مشترک انتخاب شده بود به نحوی که در هر واحد عملیاتی فرمانده از یک عنصر (ارتش یا سپاه) و معاون از عنصر دیگر بود.

یگان تحت فرماندهی من از محور ایستگاه12 حمله کرد. البته در خط مقدم در این محور، واحد دیگری پیشروی می‌کرد و خاکریزهای اول و دوم را اشغال می‌نمود و بعد گردان ما پیشروی می‌کرد و از واحد جلو عبور از خط می‌کرد و در امتداد جاده اهواز ـ آبادان پیشروی می‌نمود و ارتباط بین نیروهای دشمن در دو طرف آن جاده را قطع می‌کرد. نظر به اینکه ما در عملیات گذشته متوجه خطرات پاتک‌های دشمن شده بودیم، یک واحد در فیاضیه پیش‌بینی شده بود تا احتیاط دشمن را درگیر کند.

حمله در ساعت 2400 شروع شد. ابتدا عناصر مهندسی مخصوص جمع‌آوری میدان‌های مین پیشروی کردند و معابری در میدان‌های دشمن ایجاد نمودند. این عمل قبل از حمله انجام نگرفته بود. طرح این بود که حمله با غافلگیری اجرا شود؛ لذا ابتدا از توپخانه استفاده نشد. حمله در ساعت 0100، به وسیله دشمن کشف شد و آتش توپخانه ما نیز به مواضع دشمن اجرا گردید. عناصری که از فیاضیه و ایستگاه12 پیشروی می‌کردند، در عمل با مشکلاتی مواجه شدند و تا حدودی هماهنگی پیشروی مختل شد و فواصلی بین یگان‌های حمله‌ور ایجاد گردید. در حالی که در محورهای دیگر تا قبل از شروع روز به هدف‌های اولیه رسیده بودند، ولی در محور پیشروی فیاضیه و ایستگاه12 نیروهای ما عقب مانده بودند.

در این موقع، تلاش در محورهای یادشده بیشتر شد و نیروهای این محورها نیز سعی کردند به خط پیشروی نیروهای دیگر برسند و تا ساعت 1200 تا حدی این اشکال برطرف شد. ولی یگانی که از محور ولایت فقیه پیشروی می‌کرد، با مقاومت دشمن مواجه شد. به خصوص در اطراف کارخانه شیر پاستوریزه پیشروی نیروهای ما متوقف گردید. در این موقع، خبر تصرف پل قصبه به نیروهای ما رسید و سبب تقویت روحیه آنان شد. در صورتی که همین امر سبب تضعیف روحیه نیروهای دشمن گردید. لذا قدرت مقاومت دشمن کمتر شد و در مقابل محور پیشروی فیاضیه، نیروهای دشمن شروع به عقب‌نشینی کردند. البته دشمن موفق شد تلفاتی به نیروهای ما وارد کند، ولی خیلی کمتر از آن بود که انتظارش را داشتیم.

 بعد از سقوط پل قصبه به دست رزمندگان ما تمرکز نیروهای دشمن در منطقه پل حفار زیادتر شد. مأموریت ما این بود که پل حفار را تصرف کنیم و راه ارتباطی و عقب‌نشینی دشمن را قطع نماییم. نظر به اینکه تنها راه عقب‌نشینی دشمن پل حفار بود، مقاومت دشمن در نگهداری آن پل شدید شد و نیروهای دشمن موفق شدند پیشروی نیروهای ما را تا روز بعد به تأخیر اندازند. این امر سبب فرار عده‌ای از نیروهای دشمن به غرب کارون گردید. نیروهای دشمن پس از عقب‌نشینی به غرب کارون در کرانه غربی توقف نکردند و چند کیلومتر دورتر رفتند.

در هنگام پیشروی، به علت نامشخص بودن وضعیت زمین، نیروهایی که در محورهای مختلف پیشروی می‌کردند، در بعضی نقاط با یکدیگر تداخل کردند و وارد منطقه مسئولیت یگان دیگر شدند. البته نیروهای هر محور با یک پارچه بازوبند به رنگ مخصوص مشخص شده بودند. مثلاً یگان حمله‌ور از ایستگاه12 بازوبند سبزرنگ داشت، در حالی که ایستگاه7 بازوبند سفید داشت. با وجود این، تداخل ایجاد شده بود و در این زمان، تعداد شهدا به نسبت زیادتر شد.

علت تأخیر پیشروی ستون محور فیاضیه نسبت به سایر محورها این بود که در هنگام عملیات، اتفاقات کوچکی پیش آمد که پیش‌بینی نشده بود. مثلاً قرار بود هنگام پیشروی تانک‌ها در تاریکی شب، موتورسواری جلو تانک‌ها حرکت کند و آنها را هدایت کند، ولی در آغاز حرکت، موتور ترکش خورد و از کار افتاد و برای برطرف کردن این کمبود مدتی وقت صرف شد. دیگر اینکه در میدان مین دشمن، معابری ایجاد شده بود و عبور واحدهای پیاده زرهی بایستی از آن معابر انجام می‌شد. در یک معبر یک خودرو با مین برخورد کرد و از کار افتاد و یگان‌هایی که بایستی عبور می‌کردند متوقف شدند تا معبر دیگری باز شود.

به هر حال، در میدان نبرد حوادث پیش‌بینی نشده‌ای رخ می‌دهد که با طرح‌های تهیه‌شده در روی کاغذ هماهنگی ندارد. از نظر ترکیب نیروهای رزمنده، بیشتر این افراد بسیجی بودند و تعدادی از آنان فقط حدود 10 روز آموزش نظامی دیده بودند، ولی با اشتیاق فوق‌العاده آماده شرکت در جنگ بودند و روحیه فوق‌العاده عالی داشتند.

بعد از پیروزی کامل، برادران جهاد در تهیه مواضع واقعاً جهاد کردند و شبانه‌روز زحمت کشیدند و منطقه را برای دفاع آماده کردند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده