نبردهای خرمشهر و آبادان(76)
بالأخره تیپ2 در ساعت 1820 روز ششم مهرماه، گزارش این موفقیت را بدین شرح به لشکر داد «به طور کلی تأمین پل و شرق کارون برقرار گردید و مأموریت به طور کامل اجرا شد.» بدین گونه، عملیات ثامنالائمه بعد از 42 ساعت تلاش مداوم لشکر77 پیاده و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی با موفقیت کامل به پایان رسید و نیروهای دشمن در منطقه عملیات شرق رودخانه منهدم و یا اسیر شده و یا به غرب کارون فرار کردند و بعد از حدود یک سال، جزیره آبادان از محاصره خارج شد

 

طبق اطلاعاتی که از تیپ‌های شنود می‌رسید، دشمن نگران تخریب پل‌های قصبه و حفار و بسته شدن راه عقب‌نشینی خود بود و از رده‌های بالاتر مدام درخواست می‌کرد این پل‌ها سالم نگهداری شوند. البته طبق دستور عملیاتی لشکر به واحدهای خودی نیز دستور داده شده بود پل‌ها را سالم تصرف کنند و دستور تخریب پل‌ها به یگان‌های خودی داده نشده بود، ولی امکان اصابت گلوله‌های توپخانه و آسیب دیدن پل‌های شناور وجود داشت. تدبیر کلی لشکر این بود که بعد از انهدام یا عقب راندن نیروهای دشمن به غرب کارون و پاک کردن شرق کارون، در صورت ایجاب، وضعیت حمله را در غرب کارون ادامه دهد و دشمن را تعقیب نماید.

 اما در دستور عملیاتی لشکر، مأموریت اصلی این عملیات تصرف و تأمین کرانه شرقی کارون منظور گردیده بود. لذا در مأموریتی که لشکر به تیپ‌های 2 و 3 داده بود، ابلاغ گردیده بود؛ پل‌های قصبه و حفار را تأمین نماید، ولی دستور تخریب داده نشده بود. به همین دلیل، بعد از اینکه تیپ3 پیاده هدف خود را در شرق پل قصبه تصرف کرد، پل را تخریب ننمود. حتی لشکر در روز قبل (4 مهر) به واحدها ابلاغ کرد که چنانچه جسم شناوری در رودخانه مشاهده شد، قبل از رسیدن به نزدیکی پل‌ها آن را منهدم نمایند.

به طور کلی، از بعدازظهر روز پنجم مهرماه مسئله باقی‌مانده در اجرای مأموریت ثامن‌الائمه منطقه تیپ2 بود. این تیپ در ساعت 1400 قسمتی از مناطق نزدیک پل حفار را اشغال کرد و عناصری از آن تیپ در شمال‌شرقی هدف پیشروی کردند و توانستند با عناصر تیپ3 الحاق حاصل نمایند و پل حفار در میدان دید عناصر جلودار تیپ2 قرار گرفت. اما حوادث بعدی نشان داد که هنوز مقاومت دشمن در شرق پل حفار به کلی از بین نرفته است.

در ساعت 1500، تیپ2 اطلاع داد؛ احتمالاً پل حفار آسیب دیده و نیروهای دشمن درخواست تعمیر فوری پل را از رده بالاتر خود کرده‌اند و چند دقیقه بعد عوامل دیده‌بانی گزارش دادند؛ یک دستگاه کامیون دشمن در روی پل حفار متوقف شده، عوامل دشمن سعی می‌کنند؛ آن خودرو را از روی پل به کنار بکشند و پل را باز کنند. لشکر به توپخانه دستور داد؛ کامیون روی پل را هدف قرار دهند و آن را از کار بیاندازند تا پل بسته شود و نیروهای دشمن نتوانند از پل برای رفت و آمد استفاده کنند.

تیپ2 در ساعت 1600 بار دیگر گزارش داد که عناصر تأمینی آن تیپ با تیپ3 الحاق حاصل کرده‌اند و تیپ مشغول تحکیم هدف و تجدید سازمان می‌باشد، ولی این گزارش درست نبود. در همین ساعت، پست شنود تیپ2 اطلاع داد؛ نیروهای دشمن که در منطقه پل حفار گسترش داشتند به واحد بالاتر خود گزارش کرده‌اند که نیروهای ایرانی به 500 متری آخرین مواضع نیروهای عراقی رسیده‌اند. ضمناً نیروهای عراقی از لحاظ مهمات در مضیقه قرار گرفته‌اند. این اطلاعات نشانگر آن است که هنوز تیپ2 هدف اصلی خود را که قسمت شرقی پل حفار بود اشغال نکرده بود. اطلاعیه دیگر از پست شنود تیپ2 حاکی از آن بود که مهندسی دشمن، هفت دستگاه کامیون حامل پل شناور به منطقه حفار وارد کرده و مشغول ترمیم پل بود. بنابراین، در صورت درستی این اطلاعیه، راه عقب‌نشینی نیروهای دشمن از پل حفار قطع شده بود و نیروهای دشمن که در این منطقه پدافند می‌کردند یا بایستی تسلیم می‌شدند یا اینکه تا ترمیم پل و باز شدن راه عقب‌نشینی به پدافند ادامه می‌دادند.

فرماندهی لشکر77 به توپخانه لشکری دستور داد؛ حجم آتش را در منطقه پل حفار تشدید کند و مانع ترمیم پل به وسیله دشمن گردد. همان‌گونه که لشکر پیش‌بینی کرده بود که در صورت به دست آمدن موفقیت سریع نبرد را به غرب رودخانه کارون بکشاند، این موفقیت حداقل در قسمت شمالی و مرکزی منطقه نبرد به دست آمد و لشکر در ساعت 1630 تصمیم گرفت دو گردان تانک را از پل قصبه عبور دهد و در غرب کارون سرپل اشغال نماید.

اما لشکر متوجه شد که گزارش تیپ2 پیاده دقیق نبوده و هنوز آن تیپ هدف اصلی را که پل حفار بود، تأمین نکرده و نیروهای دشمن در شرق کارون به دفاع ادامه می‌دهند. لذا از عبور دادن نیرو به غرب کارون منصرف گردید. در این باره بیان نکته‌ای ضروری است که عموماً قرارگاه‌های ما در تنظیم گزارش‌ها دقت کافی نمی‌کردند و در گزارش مشکلات و موفقیت‌ها معمولاً اغراق‌گوئی می‌نمودند. این اغراق‌گوئی‌ها در برخی موارد مشکلاتی برای رده‌های بالاتر ایجاد می‌کرد که نمونه آن همین وضعیت پیش‌آمده در عملیات ثامن‌الائمه بود. با وجود اینکه تیپ2 در ساعت 1400 روز پنجم مهرماه گزارش داد؛ هدف خود را اشغال کرده و مشغول تحکیم آن می‌باشد، در ساعت 1030 روز ششم مهرماه سپاه پاسداران اطلاع داد که هنوز پل حفار در دست دشمن است و عملاً نیز چنین بود و نیروهای دشمن تا ساعت 1800 در شرق پل دفاع کردند. این وضعیت سبب شد که عبور از رودخانه کارون و تصرف پل در کرانه غربی کنار گذاشته شود.

از طرفی، لشکر دستور داده بود که پل‌ها سالم تصرف و تأمین گردد. زیرا طرح عبور از آنها را به واحدها ابلاغ کرده بود و قرار بود از هر پل ابتدا یک گروهان پیاده و پاسدار عبور کنند و سرپل اولیه را در غرب کارون اشغال نمایند. سپس گردان‌های 207 و 256 تانک لشکر92 زرهی به ترتیب از پل‌های قصبه و حفار عبور کنند و سرپل را به سمت غرب توسعه دهند. اما علاوه بر اینکه تیپ2 در روز پنجم موفق نشد پل را تصرف کند، در منطقه تیپ3 پیاده نیز در ساعت 1955 اطلاع حاصل شد؛ پل قصبه به وسیله عناصر سپاه پاسداران منهدم گردیده است. لذا خود به خود طرح عبور از کارون در آن زمان غیرقابل اجرا گردید.

 در ساعت پایانی روز پنجم مهرماه، تیپ2 نتوانست نیروهای دشمن را عقب براند، بلکه کاملاً متوقف شد. بعد از آغاز تاریکی شب، نیروهای احتیاط سپاه3 عراق از منطقه عملیات جنوب‌غربی اهواز و سوسنگرد به سمت خرمشهر و منطقه نبرد شرق کارون حرکت کردند، به طوری که در ساعت 2045، حرکت یک ستون بزرگ دشمن از اهواز به طرف خرمشهر با چراغ روشن کاملاً تشخیص داده شد. تاریکی شب الزاماً رکودی در منطقه نبرد ایجاد کرد و نیروهای هر دو طرف به تحکیم مواضع و تجدید تدارکات و تخلیه مجروحین و مصدومین پرداختند و تیپ‌های 1 و 3 لشکر77 توانستند کرانه شرقی رودخانه را کاملاً تأمین کنند. اما در منطقه تیپ2 هنوز مقاومت دشمن ادامه داشت. گرچه نیروهای باقی‌مانده دشمن در وحشت و اضطراب کامل بودند و رده‌های بالای دشمن برای دلگرم کردن نیروهای وامانده خود در شرق کارون و ایجاد نگرانی در واحدهای ما حرکاتی در حوالی منطقه نبرد غربی کارون انجام می‌دادند و در دستگاه‌های رادیوئی اخباری حاکی از رسیدن نیروهای کمکی و حمله در نقاط دیگر پخش می‌کردند.

چنان‌که نیروی دریایی ما در پست شنود خبری دریافت کرد که نیروهای عراقی آماده می‌شوند در ساعت 0500 صبح روز ششم مهرماه، حمله همه‌جانبه‌ای را در اکثر نقاط آغاز نمایند و طبعاً این اطلاعیه از طریق سلسله مراتب فرماندهی به رده‌های پایین‌تر ابلاغ می‌گردید که جز تضعیف روحیه رزمندگان ما نتیجه‌ای دربرنداشت. البته آنچه مسلم بود سپاه3 عراق نیروهایی را به منطقه نبرد شمال خرمشهر اعزام نمود تا حداقل پیشروی نیروهای ما را در کرانه غربی کارون متوقف سازد و نیروهای ما نتوانند از رودخانه عبور نمایند. اما درباره حمله همه‌جانبه باید گفت از همان اغراق‌گوئی‌هایی بود که نظیر آن به دفعات اعلام شده بود.

تاریکی شب پنجم به ششم مهرماه پایان یافت و روز ششم مهرماه مبارزه در منطقه تیپ2 مجدداً آغاز گردید. طبق اطلاعاتی که می‌رسید؛ گردان تانک مقداد دشمن مسئولیت دفاع از پل حفار را بر عهده داشت و سرسختانه مقاومت می‌کرد. گردان251 تانک نیروهای ما که از عناصر لشکر16 زرهی بود و زیر امر تیپ2 لشکر77 پیاده قرار داشت، در مقابل گردان تانک مقداد دشمن قرار گرفته بود.

متأسفانه جزئیات این نبردها در اسناد و مدارک ثبت نشده تا مبارزه این دو گردان تانک مشخص گردد. تیپ2 در ساعت 0535 روز ششم مهرماه، گزارش داد که فقط گردان تانک مقداد در سرپل شرقی حفار باقی مانده است. در ساعت 0700 روز ششم مهرماه، تعداد اسرای عراقی به حدود 1500 نفر رسیده بود. این آمار نشان می‌داد که دشمن آخرین نفس‌های خود را در شرق کارون می‌کشد. لشکر برآورد کرد که ممکن است دشمن شکست‌خورده اقدام به جنایت جنگی کند و سلاح شیمیایی در مناطق اشغالی نیروهای ما به کار ببرد، لذا به واحدها ابلاغ نمود با استفاده از وسایل و تجهیزات ضدگازهای شیمیایی آماده مقابله با این خطر باشند.

 دشمن برای ایجاد نگرانی در واحدهای ما پیام‌های رادیویی دروغی می‌فرستاد که از جمله یکی از پست‌های شنود ما در کرانه اروندرود، پیامی از رادیو دشمن شنید که به دو تیپ عراقی مستقر در منطقه فاو و جنوب اروندرود دستور داده شد از اروندرود بگذرند و به جزیره آبادان حمله نمایند. در روز ششم مرداد، ساعت‌ها سپری می‌شدند، ولی نبرد همچنان ادامه داشت و نیروهای دشمن که عناصر تیپ6 زرهی لشکر3 زرهی عراق بودند، به مقاومت سرسختانه ادامه می‌دادند، در حالی که نیروهای ما با حداکثر توان خود تلاش می‌کردند هرچه زودتر شرق کارون را از وجود نیروهای دشمن پاک سازند.

نظر به اینکه دشمن قسمت بیشتر منطقه اشغالی شرق کارون را از دست داده بود، می‌توانست تمام آتش‌های پشتیبانی را به نفع عناصر باقی‌مانده در شرق پل حفار اجرا نماید. با وجود این، در ساعت 0915 در پست شنود پیامی دریافت شد که عناصر باقیمانده در این منطقه از کمبود حجم آتش پشتیبانی گله می‌کردند. در این پیام دشمن، شنیده شد که گردان تانک خالد نیز هنوز در شرق کارون است و در نظر دارد تغییر مکان کند که احتمالاً منظور از تغییر مکان عقب‌نشینی به غرب کارون بوده است و از لشکر مربوطه خواسته بود، برای پوشش تغییر مکان حجم آتش توپخانه شدیدتر شود.

به طور کلی، فعالیت دشمن در روز ششم مهرماه برای نگهداری قسمت باقیمانده سرپل شرق کارون خیلی شدید و تقریباً دور از حد انتظار نیروهای ما بود، زیرا نیروهای ما بیشتر از منطقه سرپل را تصرف و تأمین کرده بودند و فقط منطقه کوچکی از سرپل در شرق پل حفار در دست دشمن باقی مانده بود که نگهداری آن برای دشمن خیلی بعید بود. با وجود این، دشمن با سماجت فوق‌العاده برای نگهداری آن مبارزه می‌کرد.

البته به این نکته نیز باید توجه نمود که اصولاً مواضع مستحکم پدافندی دشمن در منطقه سرپل در قسمت جنوبی آن بود که تیپ6 زرهی و 44 پیاده در آن قسمت دفاع می‌کردند و در منطقه شمالی سرپل فقط تیپ8 مکانیزه مستقر بود و این وضعیت دشمن در برآورد نیروهای ما اشتباهی بررسی شده بود و مقاومت اصلی دشمن در شمال برآورد گردیده و تیپ6 زرهی را در شمال منطقه گسترش‌یافته منظور کرده بودند (به خلاصه وضعیت گسترش دشمن مراجعه شود) و تیپ44 نیز در برآورد اطلاعاتی منظور نشده بود. فقط یک گردان از آن در منطقه شرق کارون برآورد گردیده بود، در صورتی که این تیپ نیز در جنوب منطقه تیپ6 زرهی مواضع پدافندی را اشغال کرده بود.

در ساعت 0900 روز ششم مهرماه، نیروی هوایی دشمن در منطقه فعال شد و شش فروند هواپیمای دشمن منطقه آبادان را بمباران کرد و طبق گزارشی که داده شد دو فروند از هواپیماهای دشمن سرنگون گردید.

در ساعت 1020، پست شنود تیپ2 اطلاع داد؛ نیروهای عراقی به رده بالاتر اعلام کرده‌اند که نیروهای ایرانی به طرف مواضع تیپ44 پیاده عراق در حال پیشروی هستند. این پیام نشان می‌دهد که تا آن ساعت علاوه بر تیپ6 زرهی تیپ44 پیاده عراق نیز هنوز در شرق کارون حضور داشته و پیشروی تیپ2 لشکر77 در مدت حمله چندان موفقیت‌آمیز نبوده است. چنان‌که همین گزارش سبب شد لشکر از تیپ2 پیاده توضیح بخواهد که چرا در گزارش‌ها تناقض شدید وجود دارد. حدود ساعت 1000 عناصر تیپ2 به آبادی حفار شرقی که در شرق پل بود، نزدیک شده بودند و آتش شدید دشمن بر این آبادی هدایت می‌گردید تا مانع پیشروی نیروهای ما گردد.

در ساعت 1050 روز ششم، از پست شنود یک پیام دشمن شنیده شد که گردان تانک مقداد به رده بالاتر خود که تیپ6 زرهی بود، گزارش داد نیروهای ایرانی به 150 متری مواضع آن گردان رسیده‌اند و افراد یگان پیاده مستقر در آن منطقه فرار کرده‌اند؛ گردان تانک تنها مانده است. گردان3 تیپ44 پیاده عراق نیز گزارش داد که نیروهای ایرانی به حدود یک کیلومتری مواضع آن گردان رسیده‌اند و درخواست پشتیبانی آتش نمود.

نظر به اینکه یک ایستگاه رادیویی تیپ2 که در شبکه اطلاعاتی کار می‌کرد موفق شده بود چانل ارتباطی نیروهای دشمن را کشف کند، تمام پیام‌های رادیوئی نیروهای عراقی را که در آن لحظات بحرانی معمولاً به صورت کشف مخابره می‌شوند، می‌گرفت و ترجمه می‌کرد و در اختیار قرارگاه‌های رده‌های بالاتر قرار می‌داد. پیام‌های دریافت‌شده از شبکه ارتباطی دشمن نشان می‌داد که از ساعت 1000 روز ششم، در وضعیت پدافندی نیروهای باقیمانده دشمن در شرق کارون اختلال ایجاد شد و آثار وحشت و نگرانی و فرار در واحدهای باقیمانده دشمن ظاهر گردید.

 از ساعت 1100، عناصر تیپ44 پیاده به سمت پل حفار برای عقب‌نشینی به غرب کارون حرکت کردند. تلاش پشتیبانی توپخانه و هوایی نیروهای ما در غرب کارون متمرکز گردید و اصولاً با وجود اینکه احتمال داده می‌شد دشمن با وارد کردن نیروهای تازه‌نفس به شرق کارون اقدام به حمله متقابله نماید، ولی دشمن چنین کاری را نکرد. گرچه اطلاع رسید که تیپ10 زرهی عراق برای این منظور وارد شرق کارون شد، اما بعید به نظر می‌رسد که این خبر صحت داشته باشد.

از ساعت 1230، خبر عقب‌نشینی عناصر باقیمانده دشمن به غرب کارون از شبکه‌های رادیوئی شنیده شد و توپخانه نیروهای عراقی برای پوشش این عقب‌نشینی حجم آتش را زیادتر کرد و جلو پیشروی تیپ2 لشکر77 را تا حدودی سد نمود. بالأخره حدود ساعت 1400 روز ششم مهرماه عناصر جلودار تیپ2 لشکر77 به نزدیکی پل حفار رسیدند و طبق گزارشی که دادند، پل حفار به سختی آسیب دیده بود و غیرقابل عبور شده بود. لذا عناصر باقیمانده دشمن در شرق کارون راه عقب‌نشینی نداشتند و مجبور به تسلیم یا انهدام بودند، اما دشمن دست از تلاش‌های مذبوحانه نمی‌کشید.

در ساعت 1426، هواپیماهای دشمن مواضع توپخانه نیروهای ما را در شرق کارون بمباران کردند که به علت آتش پدافند هوایی ما، مجبور شدند بمب‌های خود را از ارتفاع زیاد رها کنند. در نتیجه بمب‌ها به منطقه گسترش یگان‌ها اصابت نکردند و آسیبی به نیروهای ما وارد نشد. نکته‌ای که در گزارش‌ها کمتر به آن اشاره شده، ولی حائز اهمیت بوده است، این است که از هنگامی که حرکت تیپ2 پیاده از دور افتاد، فرماندهی لشکر به تیپ1 پیاده که در مرکز منطقه به موفقیت‌هایی دست یافته بود، دستور داد از سمت شمال هدف تیپ2، یک تلاش فرعی را هدایت کند تا مقاومت دشمن در مقابل واحدهای تیپ2 کمتر شود. این مانور لشکر تا حدودی در اجرای مأموریت تیپ2 مؤثر واقع گردید.

بالأخره تیپ2 در ساعت 1820 روز ششم مهرماه، گزارش این موفقیت را بدین شرح به لشکر داد «به طور کلی تأمین پل و شرق کارون برقرار گردید و مأموریت به طور کامل اجرا شد.» بدین گونه، عملیات ثامن‌الائمه بعد از 42 ساعت تلاش مداوم لشکر77 پیاده و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی با موفقیت کامل به پایان رسید و نیروهای دشمن در منطقه عملیات شرق رودخانه منهدم و یا اسیر شده و یا به غرب کارون فرار کردند و بعد از حدود یک سال، جزیره آبادان از محاصره خارج شد و تهدید دشمن در شرق کارون و جزیره آبادان به کلی از میان رفت و نیروهای مسلح ایران به اولین موفقیت سرنوشت‌ساز در جنگ تحمیلی دست یافتند که سرآغاز موفقیت‌های مهم دیگر برای عملیات طریق‌القدس و فتح‌المبین و بیت‌المقدس گردید.

نظر به اینکه مأموریت تیپ2 پیاده در ساعات پایانی روز ششم مهرماه اجرا شد، در مدت تاریکی شب ادامه تلاش متوقف گردید. این تیپ فقط توانست حاشیه شرقی پل حفار را به نحوی تأمین کند که امکان هیچ‌گونه عملیات دشمن در شرق کارون وجود نداشته باشد، اما تعدادی از افراد یگان‌های دشمن که نتوانسته بودند به غرب کارون فرار کنند و در منطقه نبرد سرگردان باقی مانده بودند که قسمتی از آنان شبانه خود را تسلیم کردند و پاکسازی منطقه نبرد به روز هفتم مهرماه موکول گردید.

تاریکی شب به نیروهای دشمن در غرب کارون فرصت داد؛ برای مقابله با عبور نیروهای ما از کارون و ادامه حمله در غرب آن رودخانه آماده شوند. عوامل اطلاعاتی گزارش دادند یک واحد زرهی دشمن از خرمشهر به منطقه نبرد حفار غربی تغییر مکان کرده و نیروهای دشمن در غرب کارون مواضع خود را تحکیم نموده‌اند. در آغاز روز هفتم مهرماه، وضعیت پل حفار بررسی شد و ملاحظه گردید این پل به وسیله دشمن منهدم شده است و با توجه به اینکه پل قصبه نیز به وسیله نیروهای خودی منهدم شده بود، پل‌های ارتباطی شرق به غرب کارون از بین رفته بود و چنانچه لشکر77 تصمیم برای عبور از رودخانه می‌گرفت، بایستی پل شناور یا طراده برقرار می‌کرد که این کار در زیر آتش شدید نیروهای دشمن که در غرب کارون مستقر بودند، ممکن نبود.

بنابراین، فرمانده لشکر77 تصمیم داشت؛ لشکر از رودخانه عبور کند و حمله را در غرب کارون ادامه دهد. الزاماً دستور داد تیپ2 و 3 پیاده با کلیه عناصر زیر امر در کرانه شرقی رودخانه پدافند کنند و تا برقراری وسیله عبور از رودخانه به پدافند ادامه دهند. در نتیجه، عملیات عبور از رودخانه اجرا نگردید و دشمن نیز فرصت یافت مواضع خود را در کرانه غربی مستحکم‌تر کند و امکان عبور را از نیروهای ما سلب نماید. بنابراین، عملیات ثامن‌الائمه از آغاز روز هفتم مهرماه عملاً خاتمه یافت و نیروهای ما در کرانه شرقی رودخانه کارون مواضع پدافندی را اشغال و تحکیم کردند و منطقه نبرد را از وجود بقیه عناصر دشمن که به طور پراکنده در منطقه باقی مانده بودند، پاکسازی نمودند و خط پدافندی نیروهای ایرانی و عراقی به رودخانه کارون متکی گردید.

این مرحله از مراحل جنگ ایران و عراق که مبارزه برای اشغال جزیره آبادان به وسیله نیروهای متجاوز عراق و تلاش سرسختانه نیروهای دلاور ما برای حراست از این قسمت از میهن اسلامی ما بود، با موفقیت نیروهای ما به پایان رسید و پرونده سودای هوس‌بازانه صدام برای تصرف جزیره آبادان و برقراری حاکمیت کامل عراق بر اروندرود و به دست آوردن حاشیه شمال‌غربی خلیج فارس به کلی بسته شد و راهبرد نظامی و سیاسی عراق در تحمیل جنگ به ایران عملاً شکست خورد و دولت فاشیست عراق مجبور شد؛ راهبرد به دست آوردن قدرت تعیین‌کننده در خلیج فارس را به کلی کنار بگذارد و فقط به فکر رها شدن از گرداب جنگ که خود آن را به وجود آورده بود باشد.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده