نبردهای خرمشهر و آبادان(75)
باری! تلاش پیگیر نیروهای ما برای پیشروی و مقاومت سرسختانه دشمن در مواضع اصلی پدافندی شمال جاده ماهشهر ـ آبادان و همچنین جنوب کارخانه شیر پاستوریزه واقع در کرانه شرقی کارون همچنان ادامه یافت. رزمآوران دلیر ما با وجود بالا آمدن آفتاب و آغاز گرمای روز با ارادهای خللناپذیر، قدم به قدم پیش میرفتند و نیروهای دشمن را در زیر ضربات سهمگین آتشهای سلاح سبک و سنگین خود نابود میکردند و اراده دشمن را تضعیف مینمودند.

پیشروی نیروهای ما در بین ساعت 0700 تا 0800 نیز بسیار کند بود. فقط تیپ3 که در قسمت شمالی منطقه به سمت جنوب پیشروی می‌کرد، موفق شد تا حدود ساعت 0800 قریب 5/3 کیلومتر پیشروی کند و به پل مارد نزدیک شود، ولی عناصر تیپ1 در شمال جاده ماهشهر ـ آبادان به مقاومت سخت دشمن برخورد کرده بود و تیپ2 نیز که در ساعات اولیه حمله تا اولین خط خیز پیشروی کرده بود، در جنوب کارخانه شیر پاستوریزه به علت مقاومت دشمن متوقف گردیده بود. در نتیجه، حمله تیپ‌های جناح جنوبی از دور افتاده بود. اما اطلاعاتی که به وسیله پست‌های مخابراتی از وضعیت نیروهای دشمن دریافت می‌شد، بسیار امیدوارکننده بود و نشان می‌داد که نیروهای دشمن با مشکلات سخت کمبود نیرو و مهمات مواجه شده‌اند و از همه بالاتر نیروهای دشمن از حمله سریع ساعات اولیه روز پنجم مهرماه نیروهای ما که از تمام جبهه خط سرپل به اجرا گذاشته شده بود، سخت به وحشت افتاده بودند و همه آنان درخواست کمک و پشتیبانی می‌کردند و چنین اضطراب و نگرانی در فرماندهان دشمن نشانه ضعف و از دست دادن روحیه و قدرت مقاومت آنان بود.

لذا چنانچه نیروهای ما کمی بر تلاش خود می‌افزودند و یک خط دفاعی دیگر دشمن را که عموماً خاکریزهای احداثی بودند، اشغال می‌کردند، طبعاً نیروهای مقدم دشمن شروع به عقب‌نشینی و فرار می‌نمودند و وضعیت دفاعی دشمن مختل می‌گردید و اجرای بقیه قسمت‌های مأموریت نیروهای ما ساده‌تر می‌شد، زیرا در هنگام حمله به مواضع دشمن، کافی است که به عناصری از دشمن فشار وارد آید و قسمتی از یگان‌های دشمن مجبور به ترک مواضع جلو و عقب‌نشینی به مواضع عقب گردند. همین عقب‌نشینی که حتی ممکن است طبق دستور و برابر طرح فرماندهی باشد، می‌تواند اراده، مقاومت و ایستادگی افراد دشمن را تضعیف نماید و سبب بر هم خوردن سازمان دفاع و عقب‌نشینی و فرار بقیه نیروهای دشمن گردد. این وضع در تمام جنگ‌های قدیم نیز اتفاق افتاده است. چنان‌که شاعر ایرانی در این باره شعر بسیار رسایی گفته است:

آن نه من باشـم که روز جنگ بینی پشت من          آن منم کاندر میان خاک و خون بینی سری

آنکه جنگ آرد به خون خویش بازی می‌کند            روز میـدان، وانـکه بگریزد به خـون لشـکری

باری! تلاش پیگیر نیروهای ما برای پیشروی و مقاومت سرسختانه دشمن در مواضع اصلی پدافندی شمال جاده ماهشهر ـ آبادان و همچنین جنوب کارخانه شیر پاستوریزه واقع در کرانه شرقی کارون همچنان ادامه یافت. رزم‌آوران دلیر ما با وجود بالا آمدن آفتاب و آغاز گرمای روز با اراده‌ای خلل‌ناپذیر، قدم به قدم پیش می‌رفتند و نیروهای دشمن را در زیر ضربات سهمگین آتش‌های سلاح سبک و سنگین خود نابود می‌کردند و اراده دشمن را تضعیف می‌نمودند.

بالأخره بعد از دو ساعت و نیم تلاش فداکارانه و جانبازانه رزمندگان دلاور ما از ساعت 0830 روز پنجم مهرماه در اراده دشمن خلل ایجاد شد و اولین پیام موفقیت را تیپ1 پیاده در ساعت 0832 اعلام کرد که: جاده ماهشهر ـ آبادان آزاد شد. این پیام نوید آزادی تمام منطقه شرق کارون بود. بلافاصله بعد از این پیام، تیپ1 گزارش داد 65 نفر از افراد عراقی را به اسارت گرفته و به منطقه عقب تخلیه نمود.

در همین زمان، تیپ3 پیاده نیز گزارش داد؛ 39 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفت. افزایش تعداد اسرا نمایانگر از بین رفتن قدرت مقاومت افراد دشمن بود. در نتیجه، آهنگ پیشروی نیروهای ما کمی سرعت پیدا کرد و تیپ1 پیاده که به منطقه نوک خط سرپل دشمن حمله کرده بود و با مقاومت جدی دشمن برخورد نموده بود، در ساعت 0930 گزارش داد؛ اولین خط خیز لشکر که به نام خط خیز سبز نامگذاری شده بود و خاکریزهای کنترل‌کننده دشمن در شمال جاده ماهشهر ـ آبادان بود، را کاملاً تصرف و تأمین نمود. در نتیجه، در ساعت 0930 یعنی بعد از نه ساعت و نیم تلاش مداوم، نیروهای ما موفق شدند به اولین هدف مهم که عقب راندن نیروهای دشمن از جنوب و شمال محور ماهشهر ـ آبادان و باز کردن این محور بود دست یابند.

 تصرف این هدف علاوه بر باز شدن محور ماهشهر ـ آبادان سبب می‌شد؛ جناح شرقی یگان‌های حمله‌ور ما به نحو مطلوبی تأمین گردد و خطر وارد عمل شدن احتیاط دشمن در قسمت شرقی سرپل و دور زدن تیپ1 و تیپ3 پیاده از بین برود.

همان‌گونه که انتظار می‌رفت بعد از در هم شکستن اراده دشمن برای مقاومت، تعداد اسرای عراقی به قدری زیاد شد که تخلیه آنها برای گردان‌های حمله‌ور در خط مشکلاتی فراهم کرد. برابر گزارش تیپ1 فقط گردان163 پیاده که یک گردان پاسدار نیز همراه آن بود، موفق شد؛ پرسنل دو گردان عراقی را اسیر نماید. تیپ2 نیز گزارش داد گردان‌های 122 و 124 پیاده تعداد زیادی اسیر گرفته و به عقب تخلیه کرده‌اند. در نتیجه از ساعت 0930 روز پنجم مهرماه، آثار شکست قطعی نیروهای دشمن در منطقه شرق کارون آشکار گردید. فقط نیروهای ما بایستی با همان اراده و تصمیم قاطع به پیشروی ادامه می‌دادند و مقاومت‌های در عمق منطقه دشمن را در هم می‌شکستند و منطقه را از لوث وجود نیروهای متجاوز اشغال‌گر پاک می‌نمودند.

 تیپ3 پیاده در محور شمالی نیز موفق شد تا ساعت 0930 نیروهای دشمن را در شمال خط خیز دوم، که به نام خط خیز سرخ بود، عقب براند و یا منهدم و اسیر نماید و به هدف اصلی که تصرف قسمت پل دشمن در منطقه قصبه بود نزدیک شود. افراد واحدهای تانک و مکانیزه دشمن خودروهای زرهی را رها می‌کردند و به نیروهای ما تسلیم می‌شدند و نظر به اینکه نیروهای ما اصولاً پیاده نظام بودند، برای تخلیه خودروهای زرهی دشمن به منطقه عقب نیاز به راننده داشتند که در سال اول جنگ از این نظر پیش‌بینی واحدهای ما چندان کافی نبود و به علت نبودن راننده تانک‌ها و نفربرهای گرفته شده از عراق، فرماندهان دستور می‌دادند آنها را در محل منفجر و منهدم نمایند تا در صورت حمله متقابل دشمن و احتمال عقب‌نشینی نیروهای ما، آن خودروها مجدداً سالم به دست دشمن نیفتد.

در صورتی که معمولاً چنین خطری چندان جدی نبود و نیروهای ما می‌توانستند وسایل و خودروهای باقی‌مانده دشمن در مناطق تصرف‌شده را با همان وضعیت در محل باقی بگذارند تا در فرصت مناسب به عقب تخلیه شوند. اما در میدان جنگ، که سراسر آن کشتار و انهدام است، خیلی نمی‌توان به بعضی مسائل اقتصادی حساسیت نشان داد. خوشبختانه در حمله لشکر77 پیاده، چندین گردان زرهی نیز همراه آن لشکر بود. به خصوص اینکه گردان سوارزرهی لشکر در مأموریت تأمین کرانه شرقی رودخانه کارون در خارج از میدان نبرد بود. بنابراین، لشکر از رانندگان تانک و نفربر این گردان برای تخلیه خودروهای زرهی اغتنامی از دشمن استفاده نمود و تعداد زیادی از این‌گونه خودروها را سالم به منطقه عقب تخلیه کرد.

تیپ3 پیاده در حدود ساعت 1000 به هدف اصلی نزدیک شد. اما در مسیر پیشروی یگان‌های این تیپ نهر شادگان انشعابی از رودخانه کارون قرار داشت که دشمن در جنوب آن نهر خاکریزهای پدافندی ایجاد کرده بود و قسمتی از نیروهای دشمن در آن خاکریزها مانع پیشروی سریع تیپ3 شدند و این تیپ از لشکر درخواست کرد تقدم پشتیبانی هوایی هوانیروز و توپخانه را به منطقه آن تیپ بدهد و مواضع دشمن را در جنوب نهر شادگان بمباران و گلوله‌باران نماید تا تیپ بتواند سریعاً به پل قصبه برسد. اما به علت درگیری لشکر در تمام منطقه نبرد انجام این درخواست تیپ3 میسر نگردید و تیپ مجبور شد با استفاده از مقدورات موجود خود به تلاش برای وصول به هدف نهایی ادامه دهد.

اولین واحدی که به هدف نهایی مربوطه خود رسید، تیپ1 پیاده بود که بعد از پاکسازی طرفین جاده ماهشهر ـ آبادان به سمت غرب تغییر سمت داد و به یک هدف حساس که در مرکز منطقه اشغالی دشمن در شرق جاده اهواز ـ آبادان بود، دست یافت. این موفقیت در ساعت 1020 به لشکر گزارش شد و گردان163 پیاده این تیپ به همراهی گردان سپاه پاسداران موفق شد؛ یک واحد بزرگ دشمن را در مرکز منطقه سرپل اشغالی تار و مار کند و بیش از 400 نفر از افراد دشمن را به اسارت بگیرد و منطقه نبرد را برای دشمن بسیار محدود سازد.

لازم به یادآوری است که در طرح عملیاتی لشکر ابتدا فقط دو هدف عمده برای لشکر پیش‌بینی شده بود که دو دستگاه پل شناور دشمن در قصبه و حفار بودند و مأموریت اشغال و تأمین این هدف‌ها به تیپ2 و 3 داده شده بود که در حاشیه رودخانه کارون از شمال و جنوب و در مقابل یکدیگر به سمت مرکز منطقه اشغالی دشمن پیشروی می‌کردند.

 ابتدا لشکر چنین پیش‌بینی کرده بود که با تصرف این پل‌ها راه ارتباطی دشمن در طرفین رودخانه قطع می‌شد و نیروهای دشمن در منطقه سرپل در محاصره نیروهای ما قرار می‌گرفتند و مجبور به تسلیم می‌شدند، اما در بررسی‌های بعدی لشکر به این نتیجه رسید که ممکن است مقاومت دشمن در شمال و جنوب خط سرپل آن‌چنان قوی باشد که اجرای مأموریت لشکر را به خطر بیاندازد. لذا در تجدید نظری که در طرح عملیاتی ثامن‌الائمه به عمل آورد، هدف سومی نیز در مرکز منطقه اشغالی دشمن برای لشکر در نظر گرفت و مأموریت تصرف و تأمین آن را به تیپ1 پیاده، که در سمت شرقی سرپل دشمن حمله می‌کرد، واگذار نمود.

اتفاقاً پیش‌بینی لشکر درست بود و نیروهای دشمن در قسمت شمالی و جنوبی منطقه مواضع مستحکم‌تری تهیه کرده بودند، به خصوص در قسمت جنوبی، نیروهای دشمن حالت پدافند قاطع در مقابل نیروها ما داشتند. بدین لحاظ تصرف قسمت مرکزی منطقه اشغالی دشمن سبب می‌شد که علاوه بر اینکه حلقه محاصره برای دشمن فوق‌العاده تنگ‌تر شود، مواضع شمالی و جنوبی دشمن در کرانه شرقی کارون از دو طرف مورد تهدید نیروهای ما قرار گیرد که یکی فشار مستقیم تیپ‌های 2 و 3 و دیگری فشار جانبی تیپ1 از مرکز منطقه بود. در نتیجه تصرف هدف مرکزی لشکر به وسیله تیپ1 اجرای مأموریت‌های تیپ2 و 3 را فوق‌العاده تسهیل می‌کرد. چنان‌که همین وضع پیش آمد و چند دقیقه بعد از اشغال هدف مرکزی به وسیله تیپ1 مقاومت دشمن در منطقه هدف شمالی نیز رو به کاهش گذاشت و تیپ3 پیاده در حدود ساعت 1045 به هدف شمالی لشکر رسید و ده دقیقه بعد تیپ2 پیاده نیز گزارش داد عناصر مقدم تیپ موفق به ادامه پیشروی در محور جنوبی شدند.

در حدود ساعت 1100، تیپ‌های 1 و 3 به هدف‌های تعیین‌شده به وسیله لشکر رسیدند و به پاکسازی و تسخیر کامل هدف ادامه دادند. این تلاش پاکسازی هدف از وجود دشمن تا ساعت 1130 به طول انجامید و در ساعت یادشده تیپ‌های یادشده گزارش دادند که هدف‌های تعیین‌شده را تصرف کرده‌اند. تیپ3 از لشکر خواست اجازه داده شود به سمت جنوب پیشروی را ادامه دهد و قسمتی از مأموریت تیپ2 را نیز اجرا نماید، ولی لشکر دستور داد همان منطقه هدف پل قصبه را در کرانه شرقی کارون تأمین کند و در منطقه مربوطه تحکیم هدف نماید. اما تیپ2 پیاده در 2 کیلومتری جنوب هدف مربوطه که پل حفار بود، متوقف شده بود، زیرا مقاومت نیروهای دشمن در این منطقه هنوز ادامه داشت.

در ساعت 1200، تأمین هدف‌های تیپ1 و 3 قطعی شد و لشکر به این دو تیپ دستور داد؛ در همان منطقه مسئولیت خود تحکیم هدف کنند و آماده مقابله با حوادث احتمالی باشند. اما تیپ2 هنوز نتوانسته بود مقاومت دشمن را در هم بشکند. لذا لشکر به این تیپ تأکید نمود که بر میزان فعالیت خود بیفزاید و هرچه سریع‌تر هدف مربوطه را تصرف کند. لازم به یادآوری است که در برآوردهای اولیه به نظر رسیده بود که تیپ2 زودتر از سایر تیپ‌ها به هدف خود خواهد رسید، زیرا عمق منطقه حمله این تیپ کمتر از دو تیپ دیگر بود. اما در عمل چنین نشد و بعد از اینکه تیپ‌های 1 و 3 هدف‌های خود را تأمین کردند، در ساعت 1225 تیپ2 گزارش داد به مقاومت سخت دشمن برخورد کرده است.

لشکر تصمیم گرفت گردان256 تانک مأمور از لشکر92 زرهی را که در احتیاط لشکر و در منطقه عقب تیپ2 پیاده مستقر بود، در منطقه آن تیپ وارد عمل کند تا شاید مقاومت دشمن در هم شکسته شود و منطقه شرق کارون از وجود دشمن پاک گردد، لذا گردان تانک زیر امر تیپ2 پیاده قرار داده شد.

گرچه تیپ‌1 و 3 هدف‌های مربوطه را تصرف کرده بودند، ولی هنوز عناصری از دشمن در منطقه بین دو تیپ وجود داشت و تمام منطقه از وجود دشمن پاک نشده بود و لازم بود عناصری از این تیپ‌ها منطقه را پاکسازی کنند. برای این منظور، به گروه رزمی37 تانک که در منطقه بین تیپ1 و 3 پیشروی می‌نمود، مأموریت داده شد به سمت شمال‌غرب پیشروی کند و ضمن پاک کردن منطقه بین دو تیپ از عناصر دشمن با تیپ3 پیاده در شمال الحاق حاصل نماید. عناصر هر دو تیپ1 و 3 در این پاکسازی منطقه فعالیت کردند و در اجرای این مأموریت، با مقاومتی مواجه نشدند، اما تیپ2 همچنان متوقف بود. گردان256 تانک احتیاط لشکر در ساعت 1335 روز پنجم مهرماه، در منطقه تیپ2 زیر امر آن تیپ قرار گرفت و آماده اجرای مأموریت شد. تقدم پشتیبانی هوانیروز و توپخانه به منطقه تیپ2 داده شد و لشکر تلاش کرد با پشتیبانی همه‌جانبه به وصول تیپ2 به هدف مربوطه کمک نماید.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده