پیامدهای مثبت این جنگ برای ایران چه بود و چه توفیقاتی پیدا کردیم؟ پاسخ زیر بر اساس نظرات تعدادی از پیشکسوتان و اساتید معارف جنگ شهید صیاد شیرازی به این پرسش ارائه شده است، آیا شما بازدید کنندۀ عزیز به ویژه محققین و پژوهشگران و پیشکسوتان گرانقدر عرصۀ دفاع مقدس این پاسخ را تأیید می کنید؟ یا شاید نظر تکمیلی یا نظر دیگری دارید، در هر صورت خوشحال می شویم اگر نظر خود را در ذیل همین مطلب درج نمائید تا برای استفادۀ دیگران منتشر نمائیم.

دقت بفرمایید جنگ واقعاً پدیده شومی است که اثرات سوء آن از نظر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، روانی و… برای هر دو طرف درگیری بر کسی پوشیده نیست. اما مسلماً برای کشوری که جنگ را با اهداف خاصی شروع می کند و نهایتاً به هیچ یک از اهدافش نمی رسد اثرات تخریبی جنگ به مراتب بیشتر و بیشتر خواهد بود. به خصوص در بعد سیاسی، فرهنگی، روانی و اجتماعی که سال ها باقی خواهد ماند. بدین ترتیب که شاید بشود آثار سوء اقتصادی جنگ را پس از چند سال تلاش تا اندازه ای جبران کرد، ولی آثار روانی و تأثیرات اجتماعی و سیاسی آن به زودی برطرف نمی شود. حال برای اینکه وضعیت جنگ ایران و عراق بیشتر روشن شود لازم است نگاهی کوتاه به جنگ های اخیر در کشورمان بیندازیم و بررسی کنیم در این جنگ ها چگونه به آتش بس رسیده اند یا ترک مخاصمه شده است، تا بهتر بتوانیم با شرایط امروز خودمان مقایسه کنیم و نتایج جنگ تحمیلی را تحلیل نماییم.

ابتدا جنگ های ایران و روس را درنظر بگیرید که توضیح بیشتری داده خواهد شد. بعد جنگ با انگلیس بر سر هرات که ما هرات را واگذار کردیم، یا در زمان قاجاریه جنگ جهانی اول که بخش هایی از ایران توسط کشورهای روس و انگلیس اشغال گردید[1] و بعد از آن واقعه واگذاری بحرین در سال های 49 و 50 و بعد جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران.

اما در مورد جنگ های ایران و روس، دو جنگ عمده در تاریخ ثبت شده است. جنگ اول بین سال های 1804 تا 1814، یعنی حدود 11-10 سال که این جنگ با معاهده گلستان که به جدا شدن مناطق زیادی از سرزمین های کشورمان انجامیده است، پایان می یابد.

جنگ دوم از سال 1826 تا 1828 یعنی حدود سه سال طول می کشد که این جنگ نیز با یک معاهده تمام می شود، به نام معاهده ترکمان چای، که برای ملت ما به قدری سنگین، ننگین و اثرگذار بوده است که در فرهنگ ایرانی به صورت ضرب المثل درآمده. به طوری که اگر کسی در قراردادی مغبون می شود می گوید قرارداد ترکمان چای می بندی! این یعنی آثار فرهنگی و روانی آن جنگ هنوز برای آحاد این ملت باقی است. این دو معاهده گلستان و ترکمان چای که به از دست رفتن سرزمین های شمال رود ارس انجامید، درواقع سرآغازی شد برای از دست رفتن بخش های دیگری از سرزمین های کشور ایران. [2]

بیشتر جامعه شناسان حتی روان شناسان اجتماعی این نظریه را دارند که با جنگ ایران و روس، ایرانیان تحقیر شدند، عقده حقارت پیدا کردند. حتی بعضی ها گفته اند انقلاب اسلامی که در سال 57 اتفاق افتاد به خاطر این بود که ایرانیان عقده حقارت جنگ های ایران و روس را از خودشان دور کنند. پس تحقیر روحیه، شکستن ابهت ایرانی، تلفات انسانی زیاد، ضربه شدید اقتصادی و عدم خودباوری نتیجه آن دو جنگ بود. شما کتاب های این دوره را مطالعه کنید. یک تصمیم مستقل گرفته نمی شد. تمام تصمیماتی که در فضای سیاسی اتخاذ می شد یا توصیه سفیر انگلیس بود یا سفیر روس. تا سال 1320 که امریکایی ها جای آنها را گرفتند و همه کاره شدند، حتی تا رده وزیر و مدیر کل را انتخاب می کردند. این یعنی تضعیف اراده سیاسی که تا 160-150 سال بعد از آن جنگ بر فضای کشور مستولی بود.[3]

امروز اگر بخش عمده ای از ملت ما و جوانان ما به خودباوری رسیده اند و ملت ما با قدرت در مقابل ابرقدرت ها ایستاده است، یکی از آثار مثبت جنگ تحمیلی می بـاشد. ما

قدرت مان را در این جنگ به نمایش گذاشتیم.[4]

به هر حال در یک جمع بندی سریع و به طور خلاصه می توان قسمتی از دستاوردهای دفاع مقدس را به شرح زیر بیان داشت:

  • تحکیم وحدت و انسجام ملی در جامعه.
  • مشارکت اقشار مختلف مردم.
  • اعتماد به نفس و خودباوری.
  • ولایت پذیری و تکلیفی عمل کردن.
  • خودکفایی و خوداتکایی نیروهای مسلح.
  • اخراج ارتش متجاوز از سرزمین اسلامی مان بدون از دست دادن ذره ای از خاک کشور.
  • تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی.
  • ارائه الگوی مبارزه با استکبار و بیداری اسلامی.

در پایان صحبت ها لازم است به قسمتی از پیام حضرت امام(ره) در اسفندماه 1367  خطاب به روحانیون سراسر کشور در رابطه با پذیرش قطعنامه598 اشاره کنیم که نشان گر دیدگاه حضرت امام(ره) نسبت به این جنگ است که انصافاً هم زیباست و دربرگیرنده ماحصل نتایج ارزشمند مقاومت و سلحشوری های ملت ایران در دفاع مقدس می باشد.

  1. هر روز در جنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم.
  2. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ایم.
  3. ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ایم.
  4. ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهان خواران کنار زدیم.
  5. ما در جنگ دوستان و دشمنان مان را شناخته ایم.
  6. ما در جنگ به این نتیجه رسیده ایم که باید روی پای خودمان بایستیم.
  7. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم.
  8. ما در جنگ ریشه های انقلاب پربار اسلامی مان را محکم کردیم.
  9. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست.
  10. جنگ ما جنگ فقر و غنا بود.
  11. جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.
  12. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از  عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فرع آن بوده است.
  13. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد، به وظیفه خود عمل نمود… آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرد.[5]

و اینک فرازهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص دفاع مقدس:

این جنگ هشت ساله و این دفاع مقدس، از بزرگترین افتخارات ملت ایران بود. اگر ملت ایران هشت سال جنگ تحمیلی را نمی داشت، البته خیلی از ویرانی ها را، خیلی از فقدان ها را، خیلی از خسارت ها را نمی داشت، اما این اعتماد به نفس را هم نمی داشت، این قدرت علمی، نظامی و پیشرفت صنعتی را هم نمی داشت. این عزتی را هم که در مقابل چشم جهانیان به دست آورده است، نمی داشت. این حالت یأس و ناامیدی از تسلط بر این ملت هم در دل دشمنان بزرگ او به وجود نمی آمد.

جنگ هشت ساله، مظهر و تجلی همه روحیات خوب و سازنده ای  است که یک ملت و یک کشور را می تواند به تعالی حقیقی برساند. حماسه ملت ایران در دفاع مقدس، نمایشگر قله ظرفیت انسانی مردم این سرزمین خدایی است. جنگ ایران و عراق یک جنگ معمولی نبود، جنگ دو ارتش یا دو کشور با هم نبود، جنگ یک کشور در مقابل عمده قوای نظامی و پشتیبانی های نظامی جهان بود. تمام قدرت نظامی و سیاسی امریکا پشت سر رژیم بعثی عراق ایستاد. این جنگ حقیقتاً یک گنج تمام نشدنی است. جنگ، حقیقتاً کوره ای بود که جوانان و بقیه مردم را آب دیده کرد.[6]

و  در جای دیگر می فرمایند:

باید حماسه شگفت آور هشت سال دفاع مقدس که ملت ایران توانست با دست خالی و با توکل بر خدا در برابر یک تهاجم گسترده بین المللی بایستد و موفق و پیروز بیرون بیاید، برای نسل جوان کنونی و نسل های آینده شناسانده شود تا آنان با شناخت عظمت و توانایی های این ملت، راه گذشتگان را با احساس امید و عزت ادامه دهند.[7]

 


[1] . روس ها با شش هزار سرباز در شمال و انگلیس با چهارهزار سرباز از جنوب، کشور ما را اشغال کردند و بعد هم جنگ جهانی دوم به سال 1320 که حکومت پهلوی اول ساقط شد و کشورهای دول متفقین از طریق اشغال ایران به شوروی کمک کردند و لطمات بسیاری در طول این اشغال بر ما تحمیل شد.

[2] . الف- بعد از قرارداد ننگین ترکمان چای با فشارهای دولت های روس و انگلیس قریب 900هزار کیلومترمربع از سرزمین های ایران جدا شد.

ب- بخش های جداشده از ایران طی 200 سال گذشته:

  1. عهدنامه گلستان                            فتحعلی شاه 1813        آذربایجان       
  2. عهدنامه ترکمان چای                      فتحعلی شاه 1828        ارمنستان
  3. معاهده پاریس                              ناصرالدین شاه              1875        هرات
  4. قرارداد1881                               ناصرالدین شاه              1881        افغانستان
  5. حکمیت اسمیت ناصرالدین شاه       مظفرالدین شاه             1905-1871
  6. ایران و انگلستان                           محمدرضا پهلوی           1970        بحرین

(طی قراردادهای فوق بیش از دومیلیون کیلومتر در 200 سال گذشته از خاک کشورمان جدا شده است.)

[3] . در جنگ جهانی دوم هم این مسائل برای ملت های مغلوب مثل آلمان و ژاپن پیش آمد. آلمان و ژاپن هنوز هم اجازه ندارند در فضای سیاسی تصمیم مستقل بگیرند. درست است که در فضای اقتصادی پیشرفت کرده اند، ولی در فضای سیاسی استقلالی ندارند. اینها زمانی ابرقدرت بودند، ولی بعد از آن شکست ها به این مرحله رسیدند. پس آثار شکست ها می تواند تا سال های سال بر ملتی باقی باشد.

[4] . تعدادی نامه بین رئیس جمهور وقت ایران و رئیس جمهور وقت عراق مبادله شد که آنها هم اسناد ارزشمندی هستند. صدام که خودش قطعنامه 1975 را پاره می کند و با آن جلال و عظمت تجاوز را آغاز کرده، طی نامه ای مفصل مواردی را مطرح می کند.

در بخشی از یک نامه می گوید: «بدین ترتیب همه آنچه را می خواستید و بر آن تکیه می کردید، تحقق می یابد و دیگر اقدامی جز مبادله اسناد باقی نمی ماند.» یعنی آن قرارداد1975 را که پاره کرده بود مجدداً بهم چسبانده و تحویل ملت ایران می دهد و ما بدون اینکه یک وجب، یک سانتی متر از خاک میهن عزیزمان را واگذار کنیم از این جنگ فارغ می شویم. البته روزهای بعد هم همین صدام در سازمان ملل، آغازگر جنگ معرفی می شود که این سند پایانی و ارزشمندی بود که ان شاءالله مبنایی می باشد که ما غرامت جنگی خود را هم از عراق بگیریم.

[5] . صحیفه امام، ج21، ص284.

[6] . حدیث ولایت.

[7] . همان.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده