یک نکته از هزاران (57)
ناگفته هایی از آغاز جنگ ایران و عراق (بخش دوم) امیر نبی کریمی، سعید پورداراب و فرهاد بهروزی ناگفته های جنگ، به نقل سه تن از فرماندهان ارتش ایران که از آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق از نزدیک شاهد رخدادها و اتفاقات بودند، درباره هفته اول جنگ و چگونگی حمله عراق به ایران:

لشکر ۲۱ حمزه/ از آماده‌باش در تهران تا اتهام کودتا

سرتیپ دوم سعید پورداراب، دیگر فرمانده ای بود که در ابتدای جنگ با بسیاری از مسایل و وقایع از نزدیک روبه رو شد. او درباره چگونگی شکل گیری لشکر ۲۱ حمزه اینطور گفت: “در مرداد ۵۹ کودتای نوژه در کشور رخ داد که تعدادی از فرماندهان به خصوص از لشکر دو مرکز بازداشت شدند. حدود ۱۵ نفر از افسران این لشکر (گارد سابق) تصمیمات خطرناکی گرفته بودند بدون آنکه تخصصی داشته باشند. به همین منظور از پادگان و اسلحه‌خانه به شدت محافظت می‌کردیم و اسلحه‌داران را به فرمان سرهنگ زین العابدین ورشوساز تغییر داده بودیم”.

او ادامه داد: “من در مرداد همان سال پس از دستگیری فرماندهان و تغییراتی که رخ داد، معاون عملیات تیپ1 پیاده در پادگان قصر شدم که سه گردان داشت. بلافاصله دستور ادغام لشکر یک و دو مرکز از بالا صادر شد و لشکر ۲۱ حمزه را تشکیل شد. از لشکر یک و دو مرکز از اوایل پیروزی انقلاب تا شروع جنگ ۱۵ گردان برای نبرد با نیروهای ضد انقلاب به مناطق بحران خیز کشور اعزام شده بودند”.

پورداراب با اشاره به طرحی که ارتش از حمله عراق پیش بینی کرده بود تحت عنوان ابوذر گفت: “وقتی معاون عملیات تیپ شدم، زمانی بود که طرح عملیاتی ابوذر در نیروی زمینی ابلاغ شده بود. این طرح در خرداد سال ۵۹ تهیه شده بود و همه می‌دانستند که عراق تصمیم حمله دارد و هر روز مواضع خود را به جلو می‌آورد”.

این فرمانده نواقص اصلی ایران در ابتدای جنگ را مشمول دو مورد می‌دانست که توضیح داد: “ما دو نقص در ابتدای جنگ داشتیم.

یک از هم پاشیدگی سامانه اطلاعاتی ارتش در زمان انقلاب و از بین رفتن پایگاه‌های اطلاعاتی ایران که تا جایی مطلع هستم ۱۶۳ پایگاه اطلاعاتی در عراق داشتیم. این سیستم پس از انقلاب آسیب دید و افرادی که در عراق ماموریت داشتند از ترس محکومیت به کشور نیامدند.

دوم، نیروی زمینی و نیروهای داوطلب مردمی جذب کردستان و غرب شدند و این مسئله باعث شد که نیروهای مناسب به صورت گسترده در منطقه حضور پیدا نکنند، به حق می‌توانیم بگوییم که در هر محوری که عراق با یک لشکر تقویت شده حمله کرده ما بیش از دو گردان نتوانستیم سازماندهی کنیم. در منطقه شلمچه لشکر سه زرهی عراق با دو تیپ کماندو حمله کردند، ما چه واحدی داشتیم؟ ۲۳۲ تانک، ۱۵۱ دژ با ۴۰ درصد استعداد (پیاده) و تیپ ۱۶۵ مکانیزه از لشکر ۹۲ که در دشتی باز مقابل دو لشکر با انبوه تانک باید مقاومت می‌کرد. همان ۴۸ ساعت اول ۱۲ تانک با نفرات ما در آتش سوختند که هیچ کجا نامی از آن‌ها برده نشده است”.

او افزود: “لشکر ۹۲ زرهی از چنگوله تا فاو که حدود ۵۰۰ کیلومتر وسعت دارد، چگونه باید در مقابل لشکر ۹ و ۱۰ زرهی، لشکر یک و پنج مکانیزه و دو تیپ مخصوص عراق گسترش پیدا کند؟”

پورداراب با اشاره به دو ضربه سنگینی که لشکر ۹۲ خورد گفت: “لشکر ۹۲ زرهی دو مرتبه ضربه سختی خورد، اول اوایل انقلاب که دچار آسیب شد و دوم در کودتا نقاب که فرماندهان آن بازداشت شدند و تعدادی اعدام شدند و برخی غیرنظامیان مسئولیتی در لشکر گرفتند”.

این فرمانده با یادآوری تصمیماتی که در منطقه خوزستان گرفته می‌شد، درباره تقسیم‌بندی این منطقه توضیح داد: “منطقه عملیاتی جنوب در آن زمان به تصمیم شهید فلاحی، محمد غرضی و مسئولان آن زمان به سه قسمت جبهه غرب کرخه، جبهه میانی (سوسنگرد) و جبهه پایین از شلمچه تا شادگان و بندر امام تقسیم شده بود و مسئولیت جبهه پایین به ژاندارمری واگذار شد و مسئولیت جبهه میانی به استاندار و فرمانده لشکری که حضور نداشت و جانشین‌اش مسئول بود؛ مسئولیت جبهه شمالی هم بر عهده جانشین لشکر ۹۲ که سرپرست هم بود تا زمانی که لشکر ۲۱ حمزه وارد منطقه شد”.

منبع:

امیر نبی کریمی، سعید پورداراب، فرهاد بهروزی، تقویم دفاع مقدس به قلم رزمندگان ایران در این هشت سال، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده