یک نکته از هزاران (56)
ناگفته هایی از آغاز جنگ ایران و عراق (بخش اول) امیر نبی کریمی، سعید پورداراب و فرهاد بهروزی ناگفته های جنگ، به نقل سه تن از فرماندهان ارتش ایران که از آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق از نزدیک شاهد رخدادها و اتفاقات بودند، درباره هفته اول جنگ و چگونگی حمله عراق به ایران:

 لشکر ۹۲ زرهی اهواز/ هشدار حمله عراق به ایران در خرداد ۵۸

سرتیپ دوم نبی کریمی که در لشکر ۹۲ زرهی حضور داشته است، درباره سمت خود در زمان جنگ و محل خدمت‌اش گفت: «چون از قبل انقلاب در منطقه خوزستان خدمت می‌کردم به تبع آن پس از جنگ هم در همان منطقه حضور داشتم».

او ادامه داد: «در یکی از تیپ‌های لشکر ۹۲ زرهی در دشت آزادگان خدمت می‌کردم، البته قبل از شروع جنگ با مشاهده آثار و علائم حرکات عراق مبنی بر تهاجم به خاک ایران تعدادی از واحدهای لشکر ۹۲ به مرز رفتند. ما هم به عنوان یکی از واحدهای لشکر فروردین ۵۹ به سمت ارتفاعات بستان و تپه‌های الله اکبر رفتیم».

کریمی افزود: «اولین کاری که کردیم تقویت پاسگاه‌های مرزی ژاندارمری بود، به تدریج چون ما ماموریت داشتیم که اطلاعاتی از دشمن بگیریم از دیدگاه‌های ژاندارمری وضعیت نیروهای عراقی را رصد می‌کردیم. تمامی شواهد حمله عراق به ایران را به ارشد خود گزارش کردیم».

این فرمانده ارتش درباره ویژگی هایی که لشکر ۹۲ زرهی قبل و پس از انقلاب داشت توضیح داد: «بنا به وضعیتی که قبل از انقلاب برای نیروهای ارتش به وجود آمده بود و امکاناتی در اختیار نداشتیم. لشکر ۹۲ زرهی یکی از استثنائات ارتش همیشه به شمار می‌رود و آن هم این است که تمامی افراد آن متخصص و غیربومی هستند، پس از انقلاب جمع زیادی از این لشکر به دلیل غیربومی بودن انتقالی گرفتند و رفتند».

کریمی با اشاره به مشکلاتی که در زمینه امکانات وجود داشت بیان کرد: «ما قبل از انقلاب تانک‌های چیفتن را تحویل گرفته بودیم که هنوز به اصطلاح آب‌بندی نشده بود و نحوه کار با آن را نیاموخته بودیم. زمانی باید این وسیله در ارتش عملیاتی شود که آزمایش عملی گردان را طی کرده باشد که در آن زمان این اتفاق رخ نداده بود. ما قبل از شروع انقلاب اسلامی نفربرهای روسی داشتیم که در حال آموزش به پرسنل جدید بودند و پس از انقلاب به دلیل مرخص شدن نیروهای خدمات این وسایل زرهی بدون رسیدگی رها شده بودند و وضعیت مناسبی نداشتند».

این فرمانده با بیان اینکه ما از قبل هشدار حمله عراق را داده بودیم گفت: «عراق عملیات خود را شروع کرد، پس از آنکه ما تمام شواهد مبنی بر حمله این کشور را گزارش کرده بودیم ولی هیچ یگانی را حرکت نداده بودند. لشکر ۷۷ هنوز در خراسان مستقر بود، لشکر ۲۱ حمزه بخش که عمده‌اش در کردستان درگیر بود و آن بخشی که در تهران بود حرکت داده نشد، همچنین لشکر ۱۶ قزوین درگیری عمده ای در کردستان داشت و مابقی آن که در زنجان مستقر بود حرکت نداده بودند».

او درباره درگیری نیروهای ارتش با منافقین در منطقه کردستان در آغاز جنگ توضیح داد: «زمان حمله عراق چهار لشکر نیروی زمینی در منطقه کردستان درگیر جنگ داخلی بودند، باقی مانده‌های این چهار لشکر زمانی حرکت کردند که عراق وارد شده بود و تنها یک یگان تحت عنوان گروه رزمی از شیراز و یک یا دو گردان از تیپ خرم آباد در منطقه فکه مستقر بودند که به لشکر ۹۲ کمک می کردند. لشکر ۹۲ به تنهایی از شلمچه تا پایین مهران با استعداد ۲۵ درصد از نظر پرسنل مقابل عراق ایستادگی کرد».

کریمی درباره نحوه چینش نیروهای لشکر ۹۲ و مناطقی که پوشش می‌دادند، گفت: «یک تیپ از لشکر ۹۲ در منطقه هویزه، یک تیپ ما در منطقه بستان بودیم تا پادگان دشت آزادگان و حمیدیه با عراق درگیر بودیم تا اینکه عراق منطقه سوسنگرد را اشغال کرد و عملیات‌هایی را انجام داد که دیگر همزمان شد با حرکت لشکر ۲۱ از تهران به سمن منطقه. عراق در آن زمان در منطقه دهلران زمین‌گیر شده بود، در حالیکه برای زمین‌گیر شدن نیامده بود و می‌خواست یک هفته‌ای تهران را تصرف کند که توانایی این کار را هم داشت».

او با اشاره به نحوه حمله عراق و برنامه ریزی که داشت، گفت: «وقتی به نقشه جنوب نگاه کنید، از نحوه ورود عراق مشخص است که کاملا با طرح و برنامه وارد شده و پیش‌بینی‌های دقیقی کرده بود. یادم هست وقتی با عراق درگیر بودیم ما از تپه‌های الله اکبر عقب نشینی کردیم و فکر می‌کردیم که با دنبال ما میاید اما بعدا فهمیدیم که از یک روستایی نزدکی کرخه پلی زده و به سمت سوسنگرد رفته است، یعنی واحد پل‌زنی عراق این قدر آماده بود».

کریمی با ناراحتی از اوضاع نامساعد ارتش در آن دوران بیان کرد: «ارتش خیلی ذلت کشید، ما در نظامی‌گری تعریف داریم که یک سرباز حرفه‌ای در زمان جنگ باید توسط ۲۵ نفر تامین شود، از این تعداد دو نفر هم برای سربازها نبود. زمانی که می‌خواستیم عقب نشینی کنیم، نفربرهای ما گازوئیل نداشتند که حرکت کنند و من آنجا شروع گریه کردم. تعدادی از نیروهای جنگ‌های نامنظم که از ابوشریف یاد گرفته بودند و ریش‌های بلندی داشتند بازوکاهایی برای من آوردند که من به آن‌ها گفتم اگر واقعا راست می‌گویید برایم گازوئیل بیاورید که این‌ نفربرها را دست عراقی‌ها ندهم».

این فرمانده سه وظیفه مهم ارتش در ابتدای جنگ را اینطور توصیف کرد: «در شش ماه اول جنگ ارتش سه وظیفه مهم انجام داد، اول شناسایی دقیق عراق، دوم روحیه عراق را تضعیف کرد، سوم پیشروی در خاک عراق».

منبع:

امیر نبی کریمی، سعید پورداراب، فرهاد بهروزی، تقویم دفاع مقدس به قلم رزمندگان ایران در این هشت سال، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده