نبردهای خرمشهر و ابادان(70)
چنانکه فرماندهی لشکر3 زرهی عراق در تجزیه و تحلیل مورخه 30 حزیران 1981 (9/4/60) درباره نگهداری منطقه اشغالی در شرق کارون که جزو منطقه مسئولیت آن لشکر بود، چنین اظهار نظر کرده است که: عبور نیروهای عراقی از رودخانه کارون به منظور حصول به هدفهای سیاسی و راهبردک بود و نیروهای ایرانی تلاش کردند نیروهای عراقی را از وصول به این هدف و نگهداری آن بازدارند؛ لذا نگهداری منطقه سرپل اشغالی شرق کارون برای نیروهای عراقی اهمیتی حیاتی پیدا کرد.

عملیات ثامن الائمه و شکستن محاصره آبادان

بخش یکم: انگیزه‌ها و طرح‌ریزی

الف- انگیزه‌ها

در مطالب گذشته، چگونگی آغاز جنگ در صحنه عملیات خوزستان، به ویژه جزئیات حوادث جنگ در منطقه عملیات خرمشهر، آبادان بیان گردید و گفته شد که نیروهای متجاوز عراق 19 روز بعد از آغاز تجاوز عمومی به سرزمین کشور جمهوری اسلامی ایران در شمال‌شرقی خرمشهر از رودخانه کارون گذشتند و محور اهواز ـ آبادان را در شرق آن رودخانه قطع کردند و راه ارتباطی جزیره آبادان را با اهواز به کلی مسدود نمودند و با پیشروی تدریجی به سمت جنوب، به جاده ماهشهر ـ آبادان رسیدند و آن جاده را نیز قطع کردند که در نتیجه، جزیره آبادان از طریق ارتباط زمینی در محاصره کامل نیروهای متجاوز عراق قرار گرفت. در سوم آبان‌ماه 1359، نیروهای مسلح ایران تلاش کردند نیروهای متجاوز عراق را عقب برانند، ولی موفق نشدند.

مسئله محاصره آبادان با صدور فرمان امام در اوایل آبان‌ماه1359، مبنی بر اینکه «حصر آبادان باید شکسته شود»، علاوه بر جنبه نظامی، جنبه مکتبی و ایدئولوژیک پیدا کرد. ضمن اینکه با انعکاسی که این موفقیت عراق در کل شرایط جنگ داشت، جنبه سیاسی بین‌المللی نیز به خود گرفت و در نتیجه، می‌توان گفت در مسئله محاصره آبادان به وسیله نیروهای متجاوز عراق، سه عامل نظامی، سیاسی و عقیدتی انگیزه‌هایی برای تلاش مستمر و مداوم نیروهای مسلح ایران جهت خنثی کردن این موفقیت ارتش متجاوز عراق گردید. ضمن اینکه برای ارتش متجاوز عراق نیز همین سه انگیزه موجب تلاش مداوم جهت نگهداری سرپل اشغالی در شرق کارون شد.

چنان‌که فرماندهی لشکر3 زرهی عراق در تجزیه و تحلیل مورخه 30 حزیران 1981 (9/4/60) درباره نگهداری منطقه اشغالی در شرق کارون که جزو منطقه مسئولیت آن لشکر بود، چنین اظهار نظر کرده است که:

عبور نیروهای عراقی از رودخانه کارون به منظور حصول به هدف‌های سیاسی و راهبردک بود و نیروهای ایرانی تلاش کردند نیروهای عراقی را از وصول به این هدف و نگهداری آن بازدارند؛ لذا نگهداری منطقه سرپل اشغالی شرق کارون برای نیروهای عراقی اهمیتی حیاتی پیدا کرد.

بنابراین، موضوع محاصره آبادان برای نیروهای هر دو طرف جنگ فراتر از جنبه نظامی و تاکتیکی معمولی آن بود.

از نظر نظامی و تاکتیکی نیروهای متجاوز عراق با وجود اجرای حملات شدید و تلاش‌های فراوان برای عبور از رودخانه بهمنشیر و اشغال و تصرف جزیره و شهر آبادان موفقیتی به دست نیاوردند و نتوانستند خط مقاومت نیروهای ما را درهم بشکنند و وارد جزیره آبادان شوند. بنابراین، طرح ادامه تلاش برای اشغال جزیره آبادان را کنار گذاشتند و به تحکیم مواضع پدافندی منطقه سرپل و نگهداری همان قسمت کوچک اشغالی شرق کارون که حدود 15 کیلومتر عرض و 15 کیلومتر عمق داشت، اکتفا نمودند. همان‌گونه که قبلاً نیز یادآوری شد صدام حسین دلیل این انصراف از ادامه تلاش برای اشغال آبادان را چنین توضیح داد که عراق نظری به سرزمین ایران و قصد کشورگشائی ندارد، در حالی که دلیل اصلی آن، مقاومت دلیرانه و سرسختانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و وحشت حاکم فاشیست و جنگ‌افروز عراق از وارد شدن تلفات و خسارات سنگین و غیرقابل تحمل به ارتش متجاوز عراق بود.

 به هر حال، هر دلیلی که از دیدگاه رهبران عراق برای متوقف شدن پیشروی ارتش آن کشور در ادامه فعالیت برای اشغال آبادان ارائه شود، از نظر هیئت حاکمه و ملت و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حضور نیروهای متجاوز در هر نقطه از میهن اسلامی ما از جمله در منطقه شرق کارون غیرقابل تحمل بود. از نظر نظامی، اعم از تاکتیکی و راهبردی، سرپل دشمن در شرق کارون تهدید خطرناکی برای جزیره آبادان و بنادر ماهشهر و امام خمینی بود که نتیجه نهایی این تهدید اشغال قسمت شمال‌غربی کرانه خلیج فارس به وسیله ارتش متجاوز عراق و بر هم زدن موازنه کلی راهبرد موجود نظامی و سیاسی در آن خلیج علیه ایران و به نفع عراق و حامیان وی بود، زیرا اگر ارتش متجاوز عراق می‌توانست جزیره آبادان را اشغال کند، تمام کرانه شمالی اروندرود در کنترل عراق قرار می‌گرفت و شبه جزیره فاو و تأسیسات اقتصادی و نظامی عراق در بندر فاو و ام‌القصر کاملاً تأمین می‌گردید و کنترل کامل اروندرود به دست عراق می‌افتاد.

 با توجه به اینکه بنادر ماهشهر و امام خمینی و تأسیسات اقتصادی و دریایی ایران در خور موسی در نزدیکی دهانه فاو قرار دارند، عملاً منطقه خور موسی با تمام تأسیسات بندری نظامی و غیرنظامی آن در کنترل مستقیم یا غیرمستقیم ارتش متجاوز عراق قرار می‌گرفت و حکومت عراق به یکی از هدف‌های جاه‌طلبانه راهبردی خود در خلیج فارس که به دست آوردن کرانه‌ای بیشتر و وسیع‌تر می‌باشد، می‌رسید و چه بسا با اشغال قهریه جزایر بوبیان و متعلق به کویت یک قسمت کرانه‌ای قابل ملاحظه را که شامل تمام گوشه شمال‌غربی خلیج فارس می‌شد، تصاحب می‌کرد و به صورت یکی از کشورهای عمده دارنده کرانه دریایی در خلیج فارس درمی‌آمد و آرزوی توسعه‌طلبانه حکام عراق برآورده می‌شد.

 در مقابل، کشور جمهوری اسلامی ایران از قسمتی از مهم‌ترین بخش کرانه‌ای شمالی خلیج فارس محروم می‌گردید و مجبور می‌شد برای استفاده بی‌خطر از آبراه دریایی خلیج فارس، تأسیسات اقتصادی و نظامی بندری را به بنادر دیگر مانند بندر دیلم و گناوه یا بوشهر تغییر مکان دهد، که این امر مستلزم صرف میلیاردها دلار هزینه و سال‌های متمادی وقت ملت ایران بود.

با توجه به اهمیت حیاتی سیاسی و اقتصادی و نظامی که حاشیه شمال‌غربی خلیج فارس برای ایران که صاحب و مالک آن است و عراق که چشم طمع غاصبانه به آن دوخته است دارد، که مختصراً بدان اشاره شد، به نظر می‌رسد هدف اصلی راهبردی عراق در آغاز جنگ و تحمیل آن به ملت ایران و عراق همین منطقه شمال‌غربی خلیج فارس بود و سایر هدف‌های نظامی و سیاسی اعلام شده یا اعلام نشده عراق تلاش فرعی برای وصول به این هدف اصلی بود. چنان‌که در هدف‌های اعلام‌شده حکام فاشیست عراق نیز، اروندرود مهم‌ترین هدف غائی جنگ تحمیلی اعلام شد و طبعاً از نظر راهبرد نظامی کنترل کامل و تأمین شده اروندرود مستلزم در دست داشتن تمام کرانه شمالی آن یعنی جزیره آبادان و محروم کردن ایران از تأسیسات بندری نزدیک به دهانه فاو یعنی تأسیسات بندری ماهشهر و امام خمینی بود. بنابراین، برای کشور جمهوری اسلامی ایران نیز حفظ حقوق و منافع بر حق تاریخی ایران در این قسمت از قلمرو حاکمیت خود اهمیت حیاتی داشت و دارد. لذا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران موظف بودند به هر قیمتی شده نیروهای متجاوز عراق را از این منطقه از سرزمین ایران بیرون برانند و مانع وصول حکام جاه‌طلب عراق به هدف‌های توسعه‌طلبانه در خلیج فارس گردند.

بدین جهت عقب راندن نیروهای متجاوز عراق از شرق رودخانه کارون و شکستن محاصره جزیره آبادان برای ملت ایران و نیروهای مسلح ایران حائز اهمیت فوق‌العاده‌ای بود. گرچه همان‌گونه که قبلاً یادآوری شد در راهبرد کلی جنگ در صحنه عملیات خوزستان به ترتیب دزفول و اهواز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند، زیرا به خطر افتادن هریک از آنها خود به خود سبب به خطر افتادن خرمشهر و آبادان نیز می‌گردید. اما به هر حال، بعد از رفع تهدید از دزفول و اهواز، رفع تهدید از جزیره آبادان در تقدم اول قرار می‌گرفت. به همین دلیل، بعد از اینکه موقعیت پدافندی نیروهای ما در منطقه عملیات دزفول و اهواز و سوسنگرد تثبیت شد و در نبردهایی که در اواخر سال 1359 و اوایل سال 1360 در این مناطق انجام شد، برتری نسبی نیروهای ایران بر عراق مسلم گردید.

اکنون وقت آن رسیده بود که به منطقه آبادان توجه شود و جزیره آبادان از محاصره زمینی نیروهای عراق خارج گردد و به همین نحو نیز اقدام شد. اما ناگفته نماند که در انتخاب این تقدم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران سهم بیشتری داشتند و علت آن جنبه‌های مکتبی و عقیدتی جنگ بود و سپاه پاسداران برای اجرای فرمان امام خمینی بر «شکستن محاصره آبادان» احساس وظیفه دینی و شرعی ویژه‌ای داشتند و این احساس آنان بر جنبه‌های تاکتیکی این مأموریت خصوصیات ویژه‌ای می‌داد که بالاتر از ملاحظات معمولی برآوردهای نظامی بود. زیرا از نظر برآورد نظامی، گرچه اشغال سرپل نیروهای متجاوز عراق در شرق کارون یک لشکر ما را درگیر کرده بود، ولی بیش از یک لشکر زرهی عراق نیز در آن منطقه بدون وجود یک دلیل قانع‌کننده نظامی در یک منطقه زمین حدود دویست کیلومترمربع درگیر شده بود.

در حالی که نیروهای مسلح ایران با احداث جاده ارتباطی زمینی در خارج از منطقه اشغالی توانسته بودند ارتباط زمینی را با جزیره آبادان برقرار کنند و محاصره آبادان را عملاً خنثی نمایند و با توجه به برآوردهایی که نیروهای متجاوز عراق کرده بودند (مدارک اغتنامی) به این امر اعتراف نموده بودند که بعد از احداث آن جاده ارتباطی، نگهداری منطقه سرپل اشغالی برای نیروهای متجاوز عراق دیگر ارزش نظامی نداشت، حتی به زیان ارتش عراق بود. به طوری که فرمانده لشکر3 زرهی عراق اعتراف کرده است حضور نیروهای عراقی در شرق کارون فقط سبب وارد شدن تلفات و ضایعات سنگینی به نیروهای اشغالگر می‌شد، بدون اینکه بتوانند عمل مهم نظامی انجام دهند.

 اگر جنبه‌های سیاسی و روانی جنگ با ارتش متجاوز عراق اجازه می‌داد که نیروهایش را از شرق کارون عقب بکشد و در کرانه غربی کارون دفاع کند، یک لشکر زرهی عراق آزاد می‌شد و ارتش عراق می‌توانست از آن لشکر در جبهه‌های دیگر استفاده کند. اما همان‌گونه که قبلاً گفته‌ایم وضعیت کلی جنگ برای ملت و نیروهای مسلح ایران جنبه‌های مهم‌تری داشت. قسمتی از میهن اسلامی ما اشغال شده بود و ما موظف بودیم به هر ترتیبی و به هر مقداری که باشد، سرزمین اشغال‌شده خود را آزاد سازیم و در این مأموریت، تنها ملاحظات نظامی نمی‌توانست عامل تعیین‌کننده باشد و مهم‌تر آنکه در حالی که امر ولایت فقیه در اجرای این مأموریت تنفیذ ویژه‌ای داشت، این مأموریت علاوه بر جنبه‌های نظامی و سیاسی و اقتصادی جنبه مکتبی و عقیدتی پیدا می‌کرد که برای تمام نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر یک وظیفه نظامی، وظیفه مذهبی نیز ایجاد می‌شد.

طبعاً افراد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هم از نظر مکتبی و هم از نظر قانون اساسی مستقیماً تحت رهبری ولی فقیه می‌باشند، احساس مسئولیت شدیدتری برای اجرای این مأموریت می‌کردند. در عین حال، ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن در نظر گرفتن تمام جوانب نظامی جنگ بر مبنای رعایت اصول کلی جنگ‌های جهان امروز با توجه به خصوصیات جنگ‌افزارها و تسلیحات و تجهیزات و اثرات عوامل سیاسی و اقتصادی داخلی و بین‌المللی در جنگ، تقدم طرح‌های عملیاتی را انتخاب می‌کرد و طبعاً در انتخاب این تقدم‌ها عامل مکتبی را نیز در نظر می‌گرفت.

با توجه به این مسائل کلی، طرح عملیات عقب راندن نیروهای متجاوز عراق به کرانه غربی رودخانه کارون و شکستن محاصره آبادان از همان آغاز وقوع این حادثه، به ویژه بعد از فرمان امام، در اوایل آبان‌ماه 1359 به صورت جدی مورد بررسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و به ویژه سپاه پاسداران قرار گرفت و حتی اقدامات عملی نیز از همان آغاز تجاوز شروع گردید و در سوم آبان‌ماه 1359، اولین حمله متقابل به منظور اجرای این مأموریت نظامی و مکتبی اجرا شد و بعداً نیز در 20 دی‌ماه 1359 تکرار گردید.

 اما توازن قدرت نظامی به نفع نیروهای عراق بود، لذا موفقیتی برای نیروهای ما حاصل نگردید. با وجود این، طرح عقب راندن نیروهای عراقی به غرب کارون کنار گذاشته نشد، بلکه به طور مداوم و مستمر تحت بررسی بود و می‌توان گفت تنها طرح عملیاتی که در تمام طول سال اول جنگ به طور مداوم مطرح می‌گردید، همین طرح بود. اما در سال اول جنگ (مهر59 تا مهر 60)، تغییر شرایط توان رزمی به نفع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به صورت تدریجی و با آهنگی بسیار ملایم بود؛ لذا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در سال اول جنگ آن توانایی را به دست نیاوردند تا بتوانند ضربات سختی بر پیکر ارتش عراق وارد سازند و الزاماً به تک‌های محدود برای وصول به هدف‌های محدود اکتفا کردند که مهم‌ترین آنها عملیات الله اکبر برای اشغال تپه‌های الله اکبر و غرب سوسنگرد بود که در آخر اردیبهشت‌ماه 1360 اجرا گردید. اما در شش ماهه اول سال 1360 مرحله تعرض متقابل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به تناوب در مناطق مختلف نبرد به صورت تک‌های محدود و محلی اجرا گردید که تمام آنها با موفقیت قاطع و یا نسبی همراه بود.

 همین حملات محدود در ارزیابی توان رزمی دشمن کمک شایان توجهی به نیروهای ما کرد و اعتماد به نفس سازنده‌ای به مسئولین رهبری عملیات نظامی ما داد و در نیروهای مسلح ما آمادگی روانی کافی برای قبول شدت دادن به مبارزه با هرگونه خطرات احتمالی آن ایجاد کرد و این عامل روانی قبول خطر توأم با حرکت همه‌جانبه ملت ایران برای پشتیبانی از جنگ، انگیزه اساسی تهیه و اجرای طرح‌های آفندی وسیع‌تر گردید که اولین عملیات نتیجه‌بخش آن همین عملیات ثامن‌الائمه و عقب راندن نیروهای متجاوز عراق به غرب کارون و شکستن محاصره آبادان بود.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده