نبردهای خرمشهر و آبادان(68)
ما ایمان داریم که عملیات قادسیه صدام برای تأمین جناح شرقی وطن عربی و برگرداندن حقوق ما در زمینهای ما و آبهای ما که به وسیله دشمن فارسی مجوسی غصب شده ضروری میباشد. این عملیات سبب وحدت ما و به حرکت درآوردن ما برای شرکت در دفاع در عمق سرزمینهای ایران در منطقه اهواز عربی و سپس وحدت ما در منطقه عملیات لشکر3 زرهی در خرمشهر، آبادان گردید که در تاریخ 26/2/81 (7/12/59) تحقق یافت.

 

ادامه عملیات منطقه ماهشهر ـ آبادان

 

بعد از اجرای عملیات موفقیت‌آمیز دارخوین، عناصر دیگر نیروهای ما که در منطقه کرانه شمالی رودخانه بهمنشیر مستقر بودند، به ویژه گروه فدائیان اسلام، بیش از پیش تهییج شدند و ضربات متناوبی بر نیروهای دشمن وارد کردند، به نحوی که دشمن را به ستوه آوردند و او را مجبور کردند به تدریج جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان را ترک کند و به سمت شمال جاده تغییر مکان دهد. درباره اثرات این حملات محدود متناوب بر دشمن متجاوز کافی است که به اعترافات دشمن توجه کنیم.

لشکر3 زرهی ارتش متجاوز عراق که از آغاز تجاوز در منطقه خرمشهر ـ آبادان وارد عمل گردید و بعد از عبور از رودخانه کارون مسئولیت پدافند از منطقه سرپل اشغالی در شرق کارون را عهده‌دار بود، در تجزیه و تحلیل هفتگی خود درباره عملیات محور ماهشهر ـ آبادان از 19 تا 23 حزیران 1981 (29 خرداد تا اول تیر 1360) نتیجه را چنین به سپاه3 و لشکرهای دیگر و تیپ‌های تابعه خود اعلام کرده است:

در مقدمه این نتایج بررسی بیان شده که تیپ8 مکانیزه آن لشکر در جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان مواضع پدافندی را اشغال نموده بود. این منطقه قبل از تیپ8 مکانیزه به وسیله تیپ6 زرهی لشکر3 اشغال شده بود. منظور از اشغال این مواضع پدافندی قطع خطوط مواصلاتی آبادان بود که برای محاصره کامل آن جزیره کاملاً ضروری بود، اما نیروهای ما در نگهداری این مواضع پدافندی با مشکلات زیادی مواجه بودند، زیرا از طرفی نگهداری این منطقه مستلزم کارهای مهندسی زیادی بود و از طرفی دیگر فشار نیروهای ایرانی سبب تضعیف نیروهای ما (عراقی) می‌شد، زیرا آنها به طور مداوم با استفاده از درختزارها و نخلستان‌های کرانه بهمنشیر بر نیروهای عراقی ضربت می‌زدند و بر نیروهای تأمینی ما تلفات زیادی وارد می‌نمودند. لذا برای کم کردن تلفات نیروهای تأمینی تصمیم گرفتیم این عناصر تأمینی را عقب‌تر (منظور کرانه شمالی بهمنشیر) ببریم و مواضع مقدم دفاعی را تقویت کنیم و فقط محور ماهشهر ـ آبادان را در کنترل داشته باشیم. در قسمت دوم این تجزیه و تحلیل لشکر3 زرهی عراق درباره علل تخلیه نیروهای تأمینی از جنوب محور ماهشهر ـ آبادان چنین گفته شده است. نیروهای ایرانی به طور مداوم بر نیروهای تأمینی عراق دستبرد می‌زدند و به صورت تدریجی پیشروی می‌کردند و به خاکریزهای اصلی که مواضع اصلی پدافندی عناصر لشکر3 عراق در آن تهیه گردیده بود نزدیک می‌شدند و با آتش و حرکت خود تلفات و خسارات سنگینی بر نیروهای عراقی وارد می‌کردند. نیروهای ایرانی در این منطقه عملیات (منظور سرپل شرق کارون) در تمام جهات نیروهای ما را محاصره کرده بودند و آتش توپخانه و خمپاره‌انداز آنها شبانه‌روز مواضع ما را زیر آتش داشتند و نیروهای ما را تهدید می‌کردند. از طرفی منطقه ما (عراقی‌ها) فقط با یک معبر وصولی درگیر نبود و به علت وضعیت زمین در تمام این منطقه عملیات، برای مواضع نیروهای ما (عراقی‌ها) ایجاد تهدید می‌شد. شکاف‌هایی که در منطقه دفاعی لشکر بود سبب نفوذ عوامل نیروهای ایران و ضربت زدن به واحدهای ما می‌گردید و خسارات زیادی وارد می‌نمود.

در این تحلیل، لشکر3 زرهی درباره ارزش تاکتیکی منطقه سرپل شرق کارون چنین نظر داده بود که در منطقه اشغالی نیروهای ما (عراق) منطقه مهمی نبود و سبب محاصره کامل آبادان نشده بود، زیرا نیروهای ایرانی توانسته بودند راه‌های فرعی از جاده آبادان ـ ماهشهر به جزیره آبادان احداث کنند و در رودخانه بهمنشیر پل برقرار سازند و ارتباط زمینی جزیره را با ماهشهر برقرار نمایند در حالی که نیروهای ما (عراق) در قطاع 270 درجه در محاصره نیروهای ایرانی بودند و اثرات و خاصیت وجودی نیروهای ما (عراق) در محور ماهشهر ـ آبادان بسیار کم شده بود و امکان پیشروی به سمت جنوب و حمله به آبادان دیگر برای نیروهای عراقی وجود نداشت. زیرا نیروهای ایرانی با آرایش دفاع در عمق و گسترش جنگ‌افزارهای ضدتانک امکان پیشروی نیروهای زرهی ما را (عراق) محدود کرده بودند و قبول تلفات و خسارات در عملیات آفندی بسیار سنگین بود، لذا ما (لشکر3 عراق) مجبور شدیم مواضع دفاعی را تقویت کنیم و یک احتیاط قوی نگه ‌داریم و نیروی تأمینی سبک‌تری در جلو مواضع دفاعی مستقر سازیم و مواضع تأمین جلو را تخلیه کنیم. مزایایی که برای این روش پدافندی می‌دانستیم این بود که از محاصره شدن نیروهای تأمینی و انهدام آن جلوگیری می‌شد و قسمتی از نیروهای تأمینی در احتیاط نگهداری می‌شدند. در نتیجه احتیاط قوی‌تر که در حدود یک تیپ مکانیزه می‌شد، تشکیل می‌دادیم. مواضع دفاعی مستحکم برای کنترل محور ماهشهر ـ آبادان اشغال می‌گردید. عرض جبهه لشکر3 زرهی عراق کمتر می‌شد و امکان حمله در محور ماهشهر ـ آبادان برای نیروهای عراق بیشتر می‌گردید. در این تحلیل، لشکر3 زرهی عراق به مشکلات عقب‌نشینی نیروهای تأمینی چنین اشاره کرده است که این عقب‌نشینی سبب تهییج بیش از پیش نیروهای ایرانی گردید و تهیه مواضع پدافندی جدید مدتی وقت و تسهیلات لشکر را به خود مشغول کرد. زیرا لشکر مجبور بود هرگونه عملیات عقب بردن نیروها و تهیه مواضع در عقب را در اختفای کامل انجام دهد تا نیروهای ایرانی متوجه عقب‌نشینی نیروهای عراقی نشوند. مشکل دیگر این بود که هنگام عقب بردن واحدها اجباراً قسمتی از وسایل استحکامات در محل باقی می‌ماند و به دست نیروهای ایرانی می‌افتاد.

در قسمت دیگر این تجزیه و تحلیل لشکر3 زرهی عراق درباره عقب‌نشینی در قسمت شمالی منطقه، یعنی در جنوب سلیمانیه، چنین نظر داده شده است که این عقب‌نشینی با کسب اجازه و با مشاورت ستاد سپاه3 (عراق) انجام گرفت و منظور آن بود که عناصر تیپ6 زرهی از آن منطقه رها شوند، تا در جنوب منطقه و در محور ماهشهر ـ آبادان مورد استفاده قرار گیرند و عناصر تیپ8 مکانیزه را تعویض نمایند و این تیپ به غرب کارون تغییر مکان کند و در شمال حفار غربی مستقر گردد و احتیاط لشکر را تشکیل دهد تا برای حمله متقابله به کار برده شود.

در آخرین قسمت این تجزیه و تحلیل لشکر3 زرهی عراق درباره حملات متناوب نیروهای ایرانی به منطقه سرپل اشغالی نیروهای متجاوز عراق در شرق کارون از 29 خردادماه تا اول تیرماه 1360 جریان کلی حملات نیروهای ایران و اقدامات متقابله نیروهای عراق چنین بیان شده است:

در مدت 19 به 20 حزیران 1981 (29 به 30 خرداد 1360)، عناصر تیپ8 مکانیزه به ترتیب ابتدا خودروهای اضافی، بعد تمام وسایل و تجهیزات، سپس تمام عناصر تیپ به منطقه عقب کشیده شدند. در شب 30 به 31 خرداد، مواضع قبلی تیپ8 مکانیزه که عناصر دیگری آن را اشغال کرده بود، به شدت زیر آتش توپخانه ایران قرار گرفت و به نظر رسید که نیروهای ایرانی قصد اشغال مواضع تخلیه‌شده را دارند. در این آتشباری نیروهای ایرانی، تعدادی از افراد کشته و مجروح شدند که تخلیه آنها تا ساعت 0200 روز 21 حزیران (31 خرداد) به طول انجامید و در ساعت 0320 آن روز عملیات عقب‌نشینی خاتمه یافت.

در منطقه اشغالی تیپ6 زرهی در محور ماهشهر ـ آبادان، موضع گردان2 تیپ49 پیاده مورد حمله ایرانی‌ها قرار گرفت. این حمله در ساعت 0830 روز 21 حزیران (31 خرداد) آغاز شد و به نظر رسید که این حمله تلاش اصلی نیروهای ایرانی نیست. در ساعت 1300 اطلاع رسید حمله اصلی نیروهای ایرانی در محور ماهشهر ـ آبادان آغاز شده است. این حمله در منطقه دفاعی گردان2 تیپ49 پیاده بود. ساعت 1345 واحد پاتک تیپ6 زرهی عراق عملیات پاتک را آغاز کرد و موفق شد در ساعت 1430 مواضعی را که نیروهای ایرانی اشغال کرده بودند بازپس‌ بگیرد. در ساعت 1610، نیروهای ایرانی مجدداً حمله کردند و به گردان2 تیپ49 تلفات سنگینی وارد نمودند. به نحوی که فرماندهی تیپ6 زرهی مجبور شد یک گروهان برای تقویت آن گردان اعزام کند و بدین‌وسیله پیشروی نیروهای ایرانی متوقف گردید. در روز 22 حزیران (31 خرداد) نیروهای ایرانی مجروحین و کشته‌شدگان خود را از منطقه نبرد تخلیه کردند و در روز 23 حزیران 81 (اول تیرماه 1360) نیروهای ایرانی مجدداً در منطقه نبرد ماهشهر ـ آبادان اقدام به حمله نمودند. این حمله در ساعت 0630 با اجرای آتش تهیه آغاز شد. تلاش اصلی ایرانی‌ها در ساعت 715 به مرحله اجرا گذاشته شد و نیروهای ایرانی موفق شدند خاکریزهای اول نیروهای عراقی را تصرف کنند، اما نیروهای عراقی موفق شدند تا ساعت 1300 نیروهای ایرانی را عقب برانند و مواضع از دست داده را دوباره به دست آورند.

نتیجه آنکه عملیات تعرضی مداوم نیروهای ایرانی ایجاب می‌کرد منطقه دفاعی ماهشهر ـ آبادان تقویت گردد. ضمناً نیروهای ایرانی نیز به علت تلفات سنگینی که دیده بودند، از ادامه عملیات تعرضی دست کشیدند.

در این عملیات تعرضی نیروهای ایرانی به تیپ6 زرهی 28 نفر کشته، 130 نفر مجروح شدند و 4 دستگاه تانک، یک دستگاه جنگ‌افزار ضدتانک، 40 دستگاه نفربر و چند دستگاه خودرو چرخدار منهدم گردید و 3 دستگاه تانک به شدت آسیب دید. از تیپ8 مکانیزه نیز 8 نفر کشته، 26 نفر مجروح و 3 نفر مفقود گردیده و 2 خودرو، یک خمپاره‌انداز، یک توپ57 میلی‌متری، یک خودرو آیفا و یک بولدوزر منهدم گردید. در مقابل نیروهای ایرانی (البته به خیال افسران عراقی) 1174 نفر کشته و تعداد زیادی مجروح داشتند و 4 دستگاه تانک، یک دستگاه خودرو، 7 قبضه تفنگ106، یک قبضه موشک‌انداز تاو، 17 خودرو سبک، 7 دستگاه خودرو متوسط و 10 قبضه خمپاره‌انداز از نیروهای ایرانی منهدم گردید (معلوم می‌شود اغراق‌گوئی‌های نیروهای عراقی بیش از نیروهای ایرانی بوده است). نیروهای عراقی که در پاتک به منطقه رخنه نیروهای ایرانی در این عملیات شرکت داشتند، گردان2 تیپ49 پیاده، گردان یک تیپ8 مکانیزه، 2 گروهان تانک، یک گروهان کماندو و گردان تانک سیف سعد بودند.

این بود شرح جریان عملیات تعرضی نیروهای ایرانی در منطقه عملیات ماهشهر و آبادان از زبان فرمانده لشکر3 زرهی عراق که نیروهایش در مقابل ضربات مداوم نیروهای ایرانی قرار داشتند و همانگونه که ملاحظه می‌شود حملات محدود، ولی متناوب نیروهای ایرانی به یگان‌های دشمن، آن‌قدر برای دشمن ناراحت‌کننده بود که یک لشکر زرهی در مقابل این حملات گروهانی و گردانی نیروهای ما قدرت تحمل خود را از دست داد و مجبور به عقب بردن نیروهایش از مقابل ضربات نیروهای نفوذی ایرانی گردید. این حوادث نشان می‌دهند که نیروهای عراقی از اوایل سال 1360، یعنی شش ماه بعد از آغاز جنگ، روح سلحشوری خود را به کلی از دست داده بودند. طول زمان، عدم تحرک در جبهه‌ها، پی بردن سربازان عراقی به بی‌حاصل بودن جنگ، تقویت نیروهای ایرانی و وارد کردن ضربات پیاپی بر نیروهای عراقی از عوامل مهمی بودند که سبب تضعیف روحیه نیروهای دشمن حتی در رده فرماندهان لشکر شده بود. گرچه هنوز بعضی از فرماندهان عراقی که گرایشات ناسیونالیستی افراطی یا وابستگی شدید به حزب بعث عراق داشتند، هنوز افکار توسعه‌طلبانه در مغز خود می‌پروراندند که نمونه آن را در گزارش تجزیه و تحلیل هفتگی گردان یک مکانیزه تیپ8 مکانیزه لشکر3 زرهی عراق که در حمله متقابله اواخر خردادماه 1360 به نیروهای ما در منطقه سرپل شرق کارون شرکت کرده بود، مشاهده می‌کنیم (نقل از اسناد و مدارک بدست آمده از نیروهای متجاوز عراق).

این گزارش که در 27 حزیران 1981 (6/4/1360) به مقامات بالا، یعنی تیپ8 مکانیزه ارسال شده، چنین آغاز گردید.

«ما ایمان داریم که عملیات قادسیه صدام برای تأمین جناح شرقی وطن عربی و برگرداندن حقوق ما در زمین‌های ما و آب‌های ما که به وسیله دشمن فارسی مجوسی غصب شده ضروری می‌باشد. این عملیات سبب وحدت ما و به حرکت درآوردن ما برای شرکت در دفاع در عمق سرزمین‌های ایران در منطقه اهواز عربی و سپس وحدت ما در منطقه عملیات لشکر3 زرهی در خرمشهر، آبادان گردید که در تاریخ 26/2/81 (7/12/59) تحقق یافت. این فرمانده گردان عراقی در ادامه این گزارش، جریان عملیات گردان را در اجرای پاتک به مواضع متصرفی نیروهای ایران در عملیات 19 تا 23 حزیران (29 خرداد تا اول تیرماه 1360) بیان کرده است که خلاصه آن چنین است: تیپ8 مکانیزه در حال عقب‌روی به مناطق تجمع عقب بود که نیروهای ایرانی به مواضع نیروهای عراقی در منطقه ماهشهر ـ آبادان حمله کردند. به این گردان دستور داده شد همراه با یگان‌های یکدیگر در حمله متقابله شرکت نماید. گردان در ساعت 0900 روز 31 خرداد آماده حرکت شد و به منطقه گردان2 تیپ49 عراق حرکت کرد. گردان یادشده در اثر فشار نیروهای ایرانی مواضع خود را ترک کرده و عقب‌نشینی نموده بود. گردان مأمور پاتک در ساعت 1600 حمله را با پشتیبانی آتش تیپ6 زرهی آغاز کرد و موفق شد نیروهای ایرانی را از مواضع تصرف‌شده به عقب براند و رخنه ایجادشده در مواضع گردان2 تیپ49 پیاده را تا ساعت 1915 ترمیم نماید. اما نیروهای ایرانی در ساعت 1500 روز 22 حزیران (1/4/60) مجدداً آتش سنگین توپخانه و ضدتانک بر مواضع نیروهای عراقی روانه کردند و در ظرف 5 دقیقه، 3 دستگاه تانک منهدم گردید و تعدادی نفربر به آتش کشیده شد و نفرات سرنشین آنها به هلاکت رسیدند و نیروهای ایرانی به سمت مواضع نیروهای عراقی پیشروی نمودند و موفق شدند خاکریز اول را اشغال نمایند. در روز 23 حزیران1981 (2 تیرماه 1360)، نیروهای ایرانی تصمیم به ادامه حمله گرفتند و تلاش کردند خاکریزهای دیگری را تصرف نمایند که با مقاومت سرسختانه نیروهای عراقی مواجه شدند و مجبور به توقف گردیدند.»

 

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده