نبردهای خرمشهر و آبادان(66)
عملیات آفندی محدود دارخوین سرآغاز بسیار مؤثری برای عملیات ثامنالائمه بود که سه ماه و نیم بعد در همان منطقه اجرا گردید. در این عملیات، که تدبیر کلی حمله به هدف محدود بود، نیروهای ما حدود 3500 متر به سمت جنوب دارخوین پیشروی کردند و قریب هفت کیلومترمربع از مناطق اشغالی نیروهای متجاوز عراق را آزاد ساختند و بیش از 200 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفتند و حداقل به همین تعداد نیز کشته یا مجروح ساختند و یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه دشمن را از میدان نبرد خارج نمودند.

 

در روز 20 خرداد، آخرین اقدامات آمادگی و هماهنگی انجام شد و قرارگاه تاکتیکی لشکر77 از ماهشهر به دارخوین تغییر مکان نمود. فرماندهی این قرارگاه تاکتیکی به عهده رئیس ستاد لشکر واگذار شد. همچنین در روز 20 خرداد، یک گروهان تانک از عناصر گردان291 تانک که در اردوگاه استراحت کنار رودخانه خلف‌آباد، بود با تریلر تانک‌بر به دارخوین تغییر مکان یافت و احتیاط نیروی حمله‌ور را تشکیل داد. جزئیات جریان عملیات از آغاز حرکت تا تحکیم هدف و پدافند در هدف بدین شرح بود: طبق دستور عملیاتی، حرکت عناصر حمله‌ور که افراد سپاه پاسداران بودند، از ساعت 0330 روز 21 خرداد از منطقه تجمع به موضع حمله آغاز شد. این عناصر بعد از حدود 45 دقیقه راه‌پیمایی به موضع حمله رسیدند. قبل از وصول این واحدها به موضع حمله که در حدود 200 متری مواضع دشمن بود، آتش تهیه به مدت 10 دقیقه اجرا گردید و حمله واحدها از ساعت 0415 آغاز شد و در مدت 30 دقیقه نیروهای ما موفق شدند از خط عزیمت تا مواضع دشمن پیشروی کنند. به نحوی که در ساعت 0455 اولین هدف به تصرف نیروهای ما درآمد.

روش هدایت عملیات چنین بود که افراد پیاده نظام سپاه پاسداران در خط مقدم حمله می‌کردند و نقاط اتکاء دشمن را تصرف می‌نمودند. واحد زرهی پیاده نظام را دنبال می‌کرد و مواضع تصرف‌شده را اشغال و تحکیم هدف می‌نمود و منطقه هدف را از وجود دشمن پاک می‌کرد. بدین جهت، واحد سپاه پاسداران در ساعت 0505 پیشروی را به سمت جنوب ادامه داد و به مواضع تانک‌ها و نفربرهای دشمن نزدیک شد. با آغاز روشنایی، بالگردهای خودی نیز برای پشتیبانی وارد میدان نبرد شدند، ولی هم‌زمان هواپیماهای دشمن نیز در آسمان آن منطقه ظاهر گشتند، لذا بالگردهای ما مجبور به ترک منطقه هدف شدند. در ساعت 0517، نیروهای ما به مواضع تانک‌های دشمن رسیدند و موفق شدند حدود 12 دستگاه تانک را از کار بیاندازند و تعدادی از افراد دشمن را اسیر نمایند.

در همان زمان، یک دسته تانک از واحد خودی به اولین هدف که هدف الف بود رسید و آن را اشغال کرد و آماده پشتیبانی از پیشروی نیروهای خودی با تیر مستقیم تانک شد. لازم به تذکر است که عرض جبهه در این عملیات بسیار محدود و حدود دوکیلومتر بود. لذا تعدادپنج دستگاه تانک با یک گسترش مناسب می‌توانست آتش مستقیم در تمام عرض جبهه داشته باشد. هدف الف در ساعت 0530، یعنی حدود یک ساعت و ربع بعد از آغاز حمله، تحکیم شد و اولین مرحله مأموریت با موفقیت خاتمه یافت، ولی عناصر سپاه پاسداران برای اجرای مراحل بعدی در حال پیشروی بودند.

 آخرین حد پیشروی برای این حمله محدود حدود سه کیلومتری عمق مواضع دشمن بود که به نام خط پلنگ نام‌گذاری شده بود. این خط تقریباً در حد فاصل میانی بین آبادی محمدیه و مارد بود که با اشغال آن، نیروهای دشمن به نزدیکی پل احداثی منطقه اشغالی عقب رانده می‌شدند و دسترسی به پل دشمن در عملیات بعدی ساده‌تر می‌گردید. عناصر مقدم حمله در ساعت 0610 گزارش دادند به آخرین حد پیشروی نزدیک شده‌اند و حدود 80 نفر از افراد دشمن را اسیر کرده‌اند، که به خطوط عقب تخلیه شدند. پیشروی با پشتیبانی توپخانه و بالگردهای رزمی ادامه یافت. از ساعت 0640 تا 705 بیش از یکصد نفر از افراد دشمن که به اسارت نیروهای ما درآمده بودند، به منطقه عقب تخلیه شدند و تعدادی تانک سالم از تجهیزات دشمن به دست نیروهای ما افتاد که برای تخلیه آنها به منطقه عقب درخواست راننده تانک شد.

نکته لازم به یادآوری این است که نظر به اینکه تانک‌های ارتش عراق ساخت کشور شوروی بودند و تانک‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران ساخت آمریکا و انگلستان بودند، خدمه تانک‌های ما آشنایی چندانی به تانک‌های روسی نداشتند، ولی نظر به اینکه سامانه کلی دستگاه حرکت تانک‌ها تقریباً مشابه است، راننده هر تانکی با مختصر آشنایی می‌تواند انواع مختلف تانک‌ها را هدایت کند. لذا از نظر تخلیه تانک‌های سالم به غنیمت گرفته شده از دشمن مشکل چندانی وجود نداشت و با اعزام چند نفر راننده تانک ام47 از گردان تانک لشکر77 تعدادی از تانک‌های دشمن به منطقه عقب آورده شدند.

هواپیماهای دشمن در حدود ساعت 0737 مجدداً در آسمان منطقه عملیات ظاهر شدند ولی نتوانستند عمل مؤثری انجام دهند. در ساعت 0745، چهارمین گروه اسرای عراقی که 50 نفر بودند از منطقه عملیات به ماهشهر تخلیه شدند و تعداد اسرا به بیش از 150 نفر رسید.

در ساعت 0825، اولین عکس‌العمل دشمن در مقابل حمله نیروهای ما ظاهر شد و یک واحد تانک دشمن آماده اجرای پاتک به نیروهای ما گردید. در همین زمان، یک گروه 19 نفری از اسرای عراقی تخلیه شد و شمار اسرا به حدود 170 نفر رسید. با مشاهده پاتک دشمن، یک دسته دیگر تانک به منطقه هدف اعزام شد و ده دستگاه تانک از نیروهای ما آماده مبارزه با تانک‌های دشمن شدند. به گردان214 تانک دستور داده شد با حداکثر توان از هدف اشغال‌‌شده دفاع کند. تا ساعت 1030 تعداد 25 نفر دیگر از افراد دشمن به اسارت نیروهای ما درآمدند، زیرا واحد حمله‌ور همچنان به پیشروی ادامه می‌داد و مواضع نیروهای دشمن را که در خاکریزهای متناوب تهیه گردیده بود تصرف می‌کرد و افراد دشمن را نابود یا اسیر می‌نمود. بنابراین، تعداد اسرا تا ساعت 1030 از 200 نفر تجاوز کرد.

حدود ساعت 1100 نیروهای ما به آخرین حد پیشروی تعیین‌شده رسیده و منطقه را از وجود نیروهای دشمن پاک نموده بودند. در این زمان، به علت گرمای شدید هوا و وارد شدن تلفات قابل ملاحظه به نیروهای ما و آماده شدن نیروهای دشمن برای پاتک، قرارگاه هدایت‌کننده عملیات که از ستاد لشکر77 پیاده بود، دستور داد حمله متوقف گردد و نیروهای ما در مناطق اشغالی پدافند نمایند. از ساعت 1200 احساس شد که نیروهای دشمن آماده اجرای پاتک برای عقب راندن نیروهای ما می‌شوند. برای خنثی کردن پاتک دشمن حجم آتش توپخانه و تانک نیروهای ما به منطقه خط تماس با دشمن افزایش یافت، اما به علت نزدیکی نیروهای خودی به دشمن، این آتش‌ها برای نیروهای خودی نیز مزاحمتی فراهم نمود و به همین دلیل بود که دشمن نیز نمی‌توانست به نحو مطلوب از پشتیبانی آتش زمینی خود بهره کافی بگیرد. زیرا وسعت منطقه عملیات جنگی محدود و در حدود دو کیلومتر عرض و سه کیلومتر عمق بود و در این منطقه محدود، هدایت آتش به روی مواضع و یگان‌های طرف مقابل بسیار مشکل بود. با توجه به آماده شدن دشمن برای حمله متقابل، یگان تانک مستقر در خط مقدم تقویت گردید و توپخانه‌های پشتیبانی آماده اجرای آتش به روی مواضع دشمن شدند و نیروهای ما موفق شدند تا ساعت 1400 کاملاً منطقه هدف اشغال‌شده را تحکیم کنند و مانع اجرای پاتک دشمن گردند.

در بعدازظهر روز حمله، هواپیماهای دشمن در منطقه عملیات فعال شدند، ولی نتوانستند ضربات چندانی به واحدهای ما وارد کنند و با مواجه شدن با آتش پدافند هوایی متواری گردیدند. اما فشار دشمن با آتش خیلی شدید بود، به نحوی که نیروهای ما نتوانستند در آخرین حدی که پیشروی کرده بودند باقی بمانند و مجبور به عقب‌نشینی به یک موضع عقب‌تر گردیدند. لازم به یادآوریست که در محور پیشروی نیروهای ما سه خاکریز متناوب دشمن وجود داشت و نیروهای ما تا ساعت 1100 روز حمله موفق شدند به خاکریز سوم دشمن برسند که در عمق حدود چهار کیلومتری منطقه اشغالی دشمن بود.

اما از بررسی گزارش‌ها چنین برمی‌آید که وقتی آتش شدید دشمن برای اجرای پاتک از ساعت 1300 شروع شد، تزلزلی در یگان تانک اشغال‌کننده هدف الف به وجود آمد و یک خیز به عقب برگشت. این امر سبب شد که واحدهای جلو نیز اجباراً یک خیز به عقب برگردند. در نتیجه، خاکریز سوم دشمن تخلیه شد، ولی لشکر یک واحد از گردان107 ژاندارمری را  زیر امر گردان تانک قرار داد و دستور داد هدف الف را به هر ترتیبی که باشد نگه دارد؛ لذا هدف الف اشغال و تحکیم شد، ولی عناصر سپاه نیز مجبور شدند در همان خاکریز دوم پدافند نمایند.

روز اول حمله، یعنی 21 خردادماه، به پایان رسید و در مدت شب نیروهای ما موفق شدند خاکریزهای اول و دوم دشمن را که تصرف کرده بودند، به صورت موضع دفاعی تحکیم کنند و آماده خنثی کردن پاتک دشمن باشند. لشکر77 برای نگهداری موفقیت ‌بدست‌آمده دستور داد تمام عناصر گردان291 تانک از اردوگاه خلف‌آباد به دارخوین تغییر مکان کند و آماده خنثی کردن پاتک دشمن گردد و با وجود محدودیت خودروهای تانکبر این تغییر مکان شبانه انجام شد. به نحوی که در روز 22 خرداد، تمام عناصر گردان291 تانک که مجهز به تانک ام47 بود، در دارخوین مستقر گردید. از آغاز روشنایی روز 22 خرداد، فعالیت توپخانه دشمن در منطقه شدید شد و احساس گردید که دشمن آماده اجرای پاتک برای بازپس‌گرفتن مناطق از دست داده می‌گردد.

این موضوع باعث نگرانی فرمانده گردان214 تانک، که فرماندهی عملیات دارخوین را به عهده داشت، گردید. در ساعت 0440، نیروهای دشمن پاتک را آغاز کردند، ولی با اجرای آتش شدید توپخانه نتوانستند از پشت خاکریزهای خود جلوتر بیایند. در ساعت 0510، فرمانده سپاه پاسداران منطقه دارخوین، برادر رحیم صفوی که شخصاً عملیات سپاه پاسداران را هدایت می‌کرد، بر اثر اصابت ترکش توپخانه دشمن مجروح شد و با بالگرد به منطقه عقب تخلیه گردید. پاتک اصلی دشمن در ساعت 0520 به کلی متوقف شد، حتی حجم آتش توپخانه دشمن نیز از این ساعت به بعد کمتر گردید و آرامش نسبی در منطقه نبرد به وجود آمد. از ساعت 0530، بالگردهای ما وارد عمل گردیدند و در حدود مقدورات به مواضع دشمن حمله کردند و خسارات و تلفاتی به آنها وارد کردند. هواپیماهای دشمن در ساعت 1145 به مواضع نیروهای ما حمله کردند ولی نتوانستند خساراتی وارد کنند و متواری شدند.

 بالأخره در حدود ساعت 1200 روز 22 خرداد، یعنی 36 ساعت بعد از آغاز عملیات، میدان نبرد حالت معمولی پیدا کرد، در حالی که نیروهای ما موفق شده بودند حدود سه کیلومتر در منطقه اشغالی دشمن پیشروی کنند و مواضعی را تصرف و نگهداری نمایند. به علت تثبیت وضعیت منطقه، فرمانده لشکر به قرارگاه تاکتیکی لشکر که در دارخوین مستقر بود دستور داد در ساعت 1300 به ماهشهر مراجعت کند و فرماندهی منطقه را به فرمانده گردان214 تانک واگذار نماید (توضیح اینکه گردان214 یک گردان سوارزرهی بود ولی با در اختیار گرفتن تعدادی تانک از تانک‌های گردان246 تانک به صورت گردان تانک درآمده بود).

عملیات آفندی محدود دارخوین سرآغاز بسیار مؤثری برای عملیات ثامن‌الائمه بود که سه ماه و نیم بعد در همان منطقه اجرا گردید. در این عملیات، که تدبیر کلی حمله به هدف محدود بود، نیروهای ما حدود 3500 متر به سمت جنوب دارخوین پیشروی کردند و قریب هفت کیلومترمربع از مناطق اشغالی نیروهای متجاوز عراق را آزاد ساختند و بیش از 200 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفتند و حداقل به همین تعداد نیز کشته یا مجروح ساختند و یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه دشمن را از میدان نبرد خارج نمودند.

حدود 50 نفر از افراد سپاه پاسداران شهید و مجروح شدند، ولی از افراد گردان214 تانک لشکر77 تعداد معدودی زخمی گردیدند، زیرا این گردان به عنوان واحد دنبال و پشتیبانی بود و در خط مقدم حمله نبود و به طور کلی، تلاش اصلی در این عملیات با عناصر سپاه پاسداران بود. اما لشکر77 نیز دو گردان تانک، یک گردان امداد ژاندارمری و یک گردان پیاده و یک گردان توپخانه و واحد هوانیروز زیر امر را برای تقویت و پشتیبانی این حمله در نظر گرفته بود و قسمتی از آنها را به کار برد.

ضمن اینکه به علت محدود بودن عرض جبهه که کمتر از دو کیلومتر بود و از غرب به رودخانه کارون و از شرق به زمین‌های باتلاقی و آبگرفته محدود می‌گردید، امکان وارد عمل کردن نیروهای بیشتر وجود نداشت و هرقدر تراکم نیروها در این منطقه محدود بیشتر می‌شد، میزان تلفات نیز بیشتر می‌گردید. چنان‌که همین وضع برای دشمن پیش آمد و یکی از علل به اسارت درآمدن بیش از 200 نفر در این عملیات محدود، تراکم نیروهای دشمن در این منطقه بود. به هر حال، عملیات دارخوین با موفقیت کامل به پایان رسید و سرآغازی برای طرح‌ریزی عملیات ثامن‌الائمه شد و هدف نهایی این عملیات که عقب راندن نیروهای دشمن به غرب کارون بود، حاصل گردید. بنابراین، با وجود محدود بودن وسعت این عملیات، اثرات این عملیات و عملیات محدود دیگر در نتیجه نهایی این مرحله از جنگ که عقب راندن تدریجی نیروهای دشمن به خط مرز بود، فوق‌العاده زیاد بود، زیرا برای نیروهای ما اعتقاد به قدرت اراده و ایمان را ایجاد کرد و در مقابل نشان داد که نیروهای دشمن خیلی ضعیف‌تر از امکانات تجهیزاتی خود هستند.

بنابراین، می‌توانیم بگوییم که عملیات سرنوشت‌ساز ثامن‌الائمه و طریق‌القدس و فتح‌المبین و بیت‌المقدس ثمره این نوع عملیات متناوب و محدود بود. حمله محدود دارخوین در پایان روز 22 خرداد به پایان رسید و آخرین گزارشی که لشکر77 درباره نتیجه این عملیات داد این بود که در این عملیات 250 نفر از نیروهای دشمن به اسارت نیروهای ما درآمدند و بیش از 20 دستگاه تانک و نفربر دشمن منهدم گردید و یا سالم به دست نیروهای ما افتاد و تلفات نیروهای خودی تا پایان آن روز 15 نفر شهید و 16 نفر مجروح بود.

البته علت اختلاف آمارها این بود که سپاه پاسداران ستاد متشکلی نداشت که مسائل ستادی را بررسی کند و گزارش‌های دقیق آماری تهیه و ارسال نماید. چنان‌که در کتاب حماسه دارخوین که درباره این عملیات نوشته شده تعداد تلفات سپاه را 100 تا 150 نفر ذکر کرده، در صورتی که جمع کل نیروهای حمله‌ور سپاه سه گروهان 80 نفری بود، یعنی جمعاً حدود 250 نفر از افراد سپاه در این حمله شرکت داشتند و معمولاً در هر حمله موفق، تلفات بیش از 15 تا 20 درصد جمع کل نیروهای شرکت‌کننده نمی‌تواند مورد قبول قرار گیرد.

 بعد از شکست اولیه دشمن در عملیات دارخوین که نیروهای دشمن به حدود سه کیلومتری جنوب آبادی محمدیه و 10 کیلومتری جنوب آبادی سلیمانیه عقب رانده شدند، نیروهای دشمن تلاش کردند با اجرای پاتک‌های شدید خاکریزهای از دست داده را بازپس‌بگیرند. به این جهت، عملیات تثبیت وضعیت جدید تا پایان روز 23 خرداد ادامه یافت و طبق گزارش‌های سپاه پاسداران مستقر در مواضع مقدم، نیروهای دشمن شش بار پاتک کردند و این پاتک‌ها در مجموع سبب نگرانی واحدهای ما می‌شد. چنان‌که لشکر77 برای دفع پاتک‌های احتمالی دشمن یک گردان تانک و یک گردان امداد ژاندارمری را به منطقه عملیات دارخوین تغییر مکان داد. به علاوه به گردان136 پیاده نیز که در احتیاط لشکر و در ماهشهر مستقر بود، دستور آماده‌باش جهت حرکت به منطقه دارخوین داده شد.

برای مشخص شدن اثرات این نگرانی‌ها خاطره‌ای را بیان می‌کنم. نگارنده در زمان اجرای این عملیات مسئولیت عملیاتی تمام صحنه عملیات خوزستان را به عهده داشتم و در آن روزها در قرارگاه لشکر92 زرهی در منطقه عملیاتی سوسنگرد بودم. بعدازظهر روز دوم عملیات دارخوین، یعنی 22 خرداد، آقای مهندس غرضی استاندار خوزستان به همراه فرمانده سپاه پاسداران اهواز برای ملاقات من به قرارگاه تاکتیکی لشکر92 زرهی آمدند. علت آمدنشان را چنین بیان کردند که عملیات دارخوین با موفقیت انجام شده و سپاه پاسداران حدود 50 نفر شهید و مجروح برای به دست آوردن این موفقیت تقدیم ملت ایران کرده‌اند، اما شدت پاتک‌های دشمن به حدی است که ممکن است نیروهای خودی نتوانند مواضع تصرف‌شده را نگه دارند و از من خواستند به لشکر77 دستور دهم آتش بیشتری در منطقه اجرا کند و با پشتیبانی بیشتر توپخانه و بالگرد روحیه رزمندگان ما را تقویت نماید.

 من در حضور ایشان با بی‌سیم با فرمانده لشکر77، سرهنگ پیاده ستاد شهاب‌الدین جوادی، تماس گرفتم و وضعیت منطقه عملیات دارخوین را از ایشان پرسیدم. فرمانده لشکر با اطمینان کامل گفت منطقه کاملاً در کنترل نیروهای ما است. هم‌اکنون برتری کامل آتش با نیروهای ما است و حتی توپخانه دشمن خاموش شده، فقط آتش‌های پراکنده دشمن به منطقه مواضع نیروهای ما اجرا می‌گردد. با توجه به این مکالمه بین من و فرمانده لشکر، استاندار و فرمانده سپاه نیز خوشحال شدند و با آرامش خیال قرارگاه لشکر92 زرهی را ترک کردند. اما مسئله نگرانی از پاتک دشمن در تمام عملیات آفندی ما خودنمایی می‌کرد. غالباً علت منطقی هم داشت، زیرا نیروهای ما معمولاً فاقد نیروی احتیاط کافی برای خنثی کردن پاتک دشمن بودند. به علاوه قدرت توپخانه ما نیز نسبت به وسعت زیاد جبهه‌ها چندان متراکم و انبوه نبود و حملات هوایی و بالگردها نیز بیشتر از لحاظ روانی مفید و مؤثر بود، ولی در منطقه نبرد اثرات انهدامی چندانی نداشت. چنان‌که حملات هوایی و بالگردهای عراق نیز بر نیروهای ما همین اثرات را داشت.

تلاش دشمن برای بازپس‌گرفتن مواضع ازدست‌داده تا 25 خرداد ادامه یافت و نیروهای دشمن به تناوب حرکات مذبوحانه‌ای برای عقب راندن نیروهای ما کردند. برای این عملیات یک گردان از تیپ31 نیروهای مخصوص وارد عمل گردید و در یکی از پاتک‌ها تا برد نارنجک‌انداز نیروهای ما رسید، ولی با عکس‌العمل شدید نیروهای ما مجبور به فرار شد، در حالی که چهار نفر اسیر و تعدادی کشته در نزدیکی مواضع نیروهای ما باقی گذاشت. بالأخره از روز 26 خرداد، دشمن بالإجبار وضعیت جدید را قبول کرد و از ادامه پاتک دست کشید. ضمناً لشکر77 و سپاه پاسداران در مدت پنج روز گذشته موفق شدند مواضع تصرف شده را کاملاً تحکیم کنند و آماده خنثی کردن هرگونه عملیات تعرضی دشمن باشند و در نتیجه، عملیات دارخوین از تاریخ 26 خرداد خاتمه یافت.

 

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده