نبردهای خرمشهر و ابادان(56)
مأموریتی که در این طرح عملیاتی برای فرماندهی اروند در نظر گرفته شده بود، عبارت بود از: عقب راندن نیروهای دشمن از سرزمین ایران در این منطقه و ترمیم خط مرز. برای اجرای این مأموریت، پنج مرحله در نظر گرفته شده بود که مرحله اول و دوم آن عقب راندن نیروهای دشمن به غرب کارون و تأمین کرانه شرقی آن رودخانه بود و مهمترین مراحل اجرایی این طرح را تشکیل میداد.

 

عملیات آفند متقابل توکل

در مطالب بخش اول، چگونگی عملیات پدافندی فرماندهی اروند در منطقه عملیات ماهشهر ـ آبادان را در مقابل خط سرپل دشمن در شرق کارون بیان کردیم و گفتیم که به علت حساسیت فوق‌العاده محاصره جزیره آبادان و احتمال اشغال آن به وسیله نیروهای متجاوز عراق، مقامات مسئول غیرنظامی و نظامی ایران تلاش می‌کردند هرچه زودتر نیروهای متجاوز عراق را به غرب رودخانه کارون عقب برانند و اولین اقدام جدی برای وصول به این هدف، در سوم آبان‌ماه1359 به عمل آمد، ولی به عللی که بیان شد با شکست مواجه گردید.

 اما بعد از تقویت فرماندهی اروند و در اختیار گرفتن نیروی قابل ملاحظه از عناصر نیروی زمینی و ژاندارمری کشور، این فرماندهی تصمیم گرفت تلاش خود را برای به عقب راندن نیروهای دشمن از شرق رودخانه کارون به کار اندازد و از 25 آذرماه این تلاش به طور جدی آغاز گردید و اولین قدم اجرایی عملیات نظامی که برآورد وضعیت می‌باشد برداشته شد و ستاد فرماندهی اروند یک برآورد وضعیت عملیاتی تهیه کرد که نمایانگر برداشت کلی از وضعیت نیروهای خودی و دشمن در آن شرایط بود. خلاصه این برآورد وضعیت، که منشأ اصلی عملیات آفندی توکل قرار گرفت، چنین بود:

مأموریت برای این عملیات چنین بیان شده بود:

فرماندهی عملیاتی اروند در منطقه مربوطه (ماهشهر، آبادان، دارخوین) دفاع می‌کند و آماده می‌شود با عملیات تعرضی نیروهای دشمن را در منطقه مربوطه نابود سازد و خرمشهر را آزاد کند و حمله را تا ترمیم خط مرز از شلمچه تا پاسگاه کیلومتر25 ادامه دهد.

*****

در تجزیه و تحلیل وضعیت، درباره ارزیابی وضعیت زمین منطقه عملیات در راه‌کار پدافندی دشمن و راه‌کار آفندی خودی اعتراف شده بود که به علت تحکیم مواضع پدافندی که دشمن در منطقه اشغالی انجام داده و نیروهای حمله‌ور بایستی در زمین کاملاً باز و بدون عارضه به مواضع مستحکم دشمن حمله کنند، لذا امتیاز زمین منطقه عملیات از هر لحاظ برای دشمن برآورد گردیده بود که حقیقت داشت و از نظر توان رزمی نیروهای خودی و دشمن نیز برآورد گردیده بود که از هر لحاظ برتری با نیروهای دشمن است. نیروهای خط مقدم دفاعی دشمن و به اصطلاح تاکتیک نظامی نیروهای درگیر دشمن، در منطقه سرپل شرق کارون شش گردان تانک و سه گردان مکانیزه برآورد گردیده بود که با توپخانه تقویت‌شده یک لشکر زرهی پشتیبانی می‌شد و علاوه بر این نیروهای درگیر، نیروهای تقویت‌کننده دشمن نیز در منطقه عملیاتی شمال خرمشهر یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و سه تیپ پیاده منظور گردیده بود که قادر بودند در ظرف چهار تا هشت ساعت تمام آنها وارد منطقه نبرد شرق کارون شوند و در مقابل این نیروی انبوه دشمن، که بیش از دو لشکر می‌توانست باشد، نیروهای فرماندهی اروند شامل یک تیپ پیاده حدود یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه و در حدود یک تیپ پیاده از عناصر ژاندارمری و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی بود، که در مقایسه توان رزمی نیروهای دشمن با نیروهای ما توانایی دشمن حداقل سه برابر توانایی نیروهای ما بود. ضمن اینکه نیروهای ما از لحاظ واحد زرهی و مکانیزه تقریباً قابل قیاس با نیروهای عراق نبودند. با وجود این حقایق، ستاد فرماندهی اروند بدون هیچ‌گونه ابراز تردیدی درباره ناممکن بودن اجرای عملیات آفندی، سه راه‌کار آفندی در نظر گرفت و این امر نشان می‌دهد که اصولاً مأموریت ستاد اروند برآورد وضعیت برای پیدا کردن پاسخ مثبت جهت اجرای حمله بود. یعنی راه‌کار الزامی که شرایط موجود منطقه نبرد تحمیل می‌کرد. به این جهت اصولاً راه‌کار ادامه پدافند در این برآورد وضعیت مطرح نگردید. سه راه‌کار آفندی که در این برآورد وضعیت در نظر گرفته شد عبارت بودند از:

(1) حمله در سمت سلیمانیه به مارد از شمال به جنوب.

(2) حمله به مواضع دشمن به صورت خزشی و لاک‌پشتی از محور ماهشهر ـ آبادان به خط سرپل دشمن.

(3) حمله از جنوب به شمال از محور کرانه بهمنشیر به سمت خط سرپل دشمن.

*****

 بالأخره بعد از بررسی ستادی این راه‌کارها و مقایسه محاسن و معایب آنها، پیشنهاد شده بود که یگان‌های فرماندهی اروند با تیپ37 زرهی (که البته یک گردان بود) و گروه رزمی246 تانک (که آن هم کمتر از دو گروهان بود) و یگان‌های مستقر در شمال جزیره آبادان، حمله در سه محور اجرا گردد. در محور شمالی ـ جنوبی، گروه رزمی246 تانک از سلیمانیه به سمت جنوب حمله کند.

 تلاش اصلی در محور ماهشهر ـ آبادان در شمال جاده با تیپ37 زرهی اجرا گردد و یک تلاش فرعی دیگر به وسیله عناصر تیپ2 پیاده قوچان و سایر واحدهای مستقر در کرانه شمالی بهمنشیر از جنوب به شمال به سمت خاکریزهای خط سرپل دشمن اجرا شود و نظر به اینکه هیچ یگان دیگری برای تشکیل احتیاط فرماندهی اروند باقی نمی‌ماند، در این برآورد، احتیاط واحدهای حمله‌ور، احتیاط فرماندهی اروند منظور گردیده بود.

بر مبنای برآورد وضعیت عملیاتی یادشده با وجود اینکه نتیجه‌گیری منطقی نظامی آن عدم امکان اجرای عملیات آفندی بود، ولی همان‌گونه که بیان شد، اساساً تصمیم فرماندهی اروند قبل از انجام این برآورد مبنی بر اجرای آفند اتخاذ شده بود. به همین دلیل، هر سه راه‌کار پیشنهادی ستاد اروند درباره اجرای آفند بود و بر اساس آخرین راه‌کار پیشنهادی، فرماندهی اروند دستور تهیه طرح عملیاتی را صادر کرد و این طرح در 37 آذرماه به نام طرح عملیاتی توکل تهیه و منتشر گردید که خلاصه آن بدین شرح بود:

یگان‌های زیر امر فرماندهی اروند در سه فرماندهی عملیاتی سازمان‌دهی شدند که عناصر اصلی آنها عبارت بودند از:

(1) فرماندهی عملیات آبادان ـ خرمشهر شامل: تیپ2 پیاده قوچان با سه گردان پیاده و یک گروهان تانک چیفتن و عناصر ژاندارمری مستقر در جزیره آبادان و نیروهای سپاه پاسداران و بسیج مردمی، یک گردان توپخانه105 م‌م، یک آتشبار توپخانه130 م‌م و یک آتشبار توپخانه کاتیوشا.

(2) تیپ37 زرهی شامل: عناصر سازمانی تیپ که همان‌گونه که قبلاً یادآوری شد حدود یک گردان بود. یک گردان امداد ژاندارمری، یک آتشبار توپخانه105 م‌م و یک آتشبار توپخانه130 میلی‌متری.

(3) گروه رزمی246 تانک شامل: گردان246 تانک (منهای یک گروهان)، یک گردان پیاده از عناصر لشکر21 پیاده، یک گردان مختلط توپخانه105 و 155 میلی‌متری و عناصر سپاه پاسداران.

(4) یک فرماندهی عملیات نامنظم متشکل از حدود 2 گروهان ژاندارمری و نیروهای مردمی.

(5) یک گردان توپخانه جمعاً با 4 آتشبار توپخانه صحرایی 130 و 203 م‌م کاتیوشا.

(6) عناصر دیگر پشتیبانی خدمات رزمی و پشتیبانی رزمی شامل تیم هوانیروز، گروهان مهندسی و غیره.

*****

مأموریتی که در این طرح عملیاتی برای فرماندهی اروند در نظر گرفته شده بود، عبارت بود از: عقب راندن نیروهای دشمن از سرزمین ایران در این منطقه و ترمیم خط مرز. برای اجرای این مأموریت، پنج مرحله در نظر گرفته شده بود که مرحله اول و دوم آن عقب راندن نیروهای دشمن به غرب کارون و تأمین کرانه شرقی آن رودخانه بود و مهم‌ترین مراحل اجرایی این طرح را تشکیل می‌داد. مانور برای اجرای این طرح چنین پیش‌بینی شده بود که ابتدا تیپ37 زرهی از شرق به غرب و گروه رزمی246 تانک از شمال به جنوب به خط سرپل دشمن حمله می‌کرد و نیروهای دشمن را به غرب کارون عقب می‌راند.

در این مرحله، عناصر فرماندهی آبادان ـ ماهشهر فقط از جزیره آبادان دفاع می‌کرد و بعد از موفقیت نسبی دو ستون شرقی و شمالی، این فرماندهی نیز از جنوب و شمال در کرانه شرقی کارون حمله می‌کرد و در مرحله دوم کرانه شرقی رودخانه به وسیله یگان‌های فرماندهی اروند تأمین می‌شد و مراحل بعدی ادامه حمله در غرب کارون بود. طبق برآوردی که از وضعیت دشمن شده بود، نیروهای دشمن، عناصر لشکر3 زرهی و عناصری از لشکر11 پیاده ارتش متجاوز عراق در مقابل فرماندهی اروند گسترش داشتند. لشکر5 مکانیزه نیز که در منطقه عملیاتی اهواز مستقر بود می‌توانست حداقل با یک تیپ زرهی لشکر3 زرهی را در منطقه خرمشهر ـ آبادان تقویت نماید. در این برآورد، برتری کامل نیروهای متجاوز عراق نسبت به فرماندهی اروند کاملاً مشخص می‌گردد و چنین استنباط می‌شود که اساس این طرح بر مبنای احساسات بوده است نه منطق نظامی. به هر حال، این طرح عملیاتی با پیوست‌های مربوطه به صورت یک طرح عملیاتی بسیار کامل از نظر کلاسیک تهیه و در 27 آذرماه به یگان‌های اجرایی و قرارگاه‌های هم‌جوار و ذی‌نفع ارسال گردید و اقدامات اجرایی جهت آمادگی به طور فعال آغاز شد و تا زمان اجرای طرح که 19 دی‌ماه 1359 بود، تغییرات اساسی در آن داده نشد و فقط تغییراتی جزئی در سازمان رزمی به عمل آمد. یک نکته حائز اهمیت که در این طرح دیده می‌شود این است که اساساً قوی‌ترین عنصر رزمی فرماندهی اورند که تیپ پیاده قوچان با سه گردان پیاده با آمادگی رزمی کافی بود، برای دفاع از جزیره آبادان در نظر گرفته شده بود و عملاً فرماندهی اروند این قدرت اصلی رزمی را از مأموریت حمله کنار گذاشته بود و تلاش اصلی حمله به تیپ37 زرهی واگذار شده بود که برای پی بردن به وضعیت این تیپ کافی است اشاره به این نکته کنیم که قسمتی از عناصر این تیپ در اوایل جنگ در منطقه عملیاتی غرب شوش مستقر بود و در عملیات تأخیری که انجام داد، قسمت عمده توان رزمی خود را از دست داد. به علاوه، این تیپ فقط از نظر اسمی تیپ بود، عملاً از گردان‌های تانک ام60، چیفتن و ام47 تشکیل شده بود که در مرکز آموزش زرهی برای اجرای برنامه‌های آموزشی از آن استفاده می‌شد. چنین یگانی معمولاً از نظر تانک در آمادگی کافی قرار نمی‌گیرد. به هر حال، این طرح با این کیفیات که بیان شد تهیه و آماده برای اجرا گردید.

اما ذکر این نکته بسیار حساس درباره این موضوع کاملاً ضروری است و آن این است که در همان زمان، یعنی از اواخر آذرماه که فرماندهی اروند طرح یادشده را تهیه و برای اجرا آماده می‌کرد، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز مشغول طرح‌ریزی و آماده شدن برای اجرای یک عملیات تعرضی نسبتاً وسیع در منطقه عملیات اهواز ـ سوسنگرد بود، ولی هیچ‌گونه ارتباط فرماندهی بین قرارگاه فرماندهی اروند با قرارگاه عملیاتی نیروی زمینی در جنوب برای هماهنگ کردن این دو عملیات تعرضی وجود نداشت و هر دو قرارگاه به صورت کاملاً مستقل مشغول کار خود بودند و هیچ‌گونه نظریات مشورتی نیز بین دو طرف مبادله نمی‌شد.

لازم می‌دانم این نکته را یادآوری کنم که در آن زمان، نگارنده به عللی که در شرح عملیات جنوب‌غربی اهواز بیان خواهد شد، مسئولیت هدایت عملیات منطقه اهواز و سوسنگرد را بر عهده داشتم و با توجه به اطلاعاتی که از بررسی طرح عملیاتی فرماندهی اروند به دست آورده بودم، لازم بود که هماهنگی بین دو قرارگاه به نحوی به عمل آید که هر دو طرح هم‌زمان اجرا شود تا حداقل نیروهای دشمن در یک زمان در دو جبهه درگیر شوند، ولی متأسفانه شرایط حاکم بر سامانه فرماندهی در صحنه عملیات به نحوی بود که مانع برقراری ارتباط فرماندهی بین قرارگاه نیروی زمینی در جنوب و فرماندهی اروند می‌گردید و علل آن در شرح چگونگی تشکیل فرماندهی اروند و رابطه فرمانده ژاندارمری کشور و جانشین رئیس ستاد مشترک بیان گردید.

جزئیات بیشتر در شرح وقایع آینده بیان خواهد شد، اما به عنوان نمونه، این عدم هماهنگی در روزی که حمله گسترده دو لشکر زرهی ما در منطقه اهواز ـ سوسنگرد، یعنی در 15 دی‌ماه آغاز شد، تازه فرماندهی اروند طی دستور جزء به جزئی، تغییراتی در سازمان رزمی و مأموریت واحدهای فرماندهی اروند داد. هدف از بیان این مطالب ضمن تشریح چگونگی حوادث و وقایع جنگ که به منظور ثبت در تاریخ کشور ما است به این منظور نیز هست که آیندگان ملت ایران در جریان قرار بگیرند که نیروهای ما در مقابل تجاوز نیروهای عراق چه نکات منفی داشتند و برای جلوگیری از طولانی شدن مطالب از بحث و تحلیل این علل خودداری می‌کنیم و آن را به خوانندگان و آیندگان وامی‌گذاریم و به ادامه شرح حوادث جنگ در منطقه عملیاتی ماهشهر آبادان می‌‌پردازیم.

در مطالب قبل، گفتیم که ستاد مشترک به طور مستقیم و غیرمستقیم در امور فرماندهی اروند دخالت می‌کرد. در تاریخ 27 آذرماه و هم‌زمان با تهیه طرح آفند متقابل فرماندهی اروند، ستاد مشترک دستورالعملی برای پدافند از جزیره آبادان به فرماندهی اروند و نیروهای سه‌گانه ابلاغ نمود که مفاد آن دایر بر حساسیت جزیره آبادان و ضرورت فوق‌العاده پدافند از آن جزیره و نظریاتی درباره روش تقویت عناصر پدافندی آن منطقه بود، گرچه از نظر اصول کلی رابطه فرماندهی ستاد مشترک با نیروهای سه‌گانه ابلاغ خط مشی کلی فرماندهی کل قوا از ستاد مشترک به نیروهای سه‌گانه الزامی است، اما دخالت مستقیم ستاد مشترک در امور اجرائی و جزئیات وظایف نه اصولی و نه ضروری است و دستورالعمل ستاد مشترک دخالت در جزئیات بود. مثلاً در آن دستورالعمل، حتی به برقراری ارتباط و چگونگی انجام وظیفه پست‌های دیده‌بانی و عناصر تأمینی نیز اشاره شده بود، در حالی که این مسائل از وظایف فرمانده گروهان و گردان است، نه در رده بسیار بالایی چون ستاد مشترک.

گفتیم که برای تقویت نیروهای فرماندهی اروند، تیپ37 زرهی از منطقه عملیاتی اهواز رها شد و به منطقه ماهشهر اعزام گردید. عناصر این تیپ از روز 27 آذرماه به مرور به منطقه عملیاتی جنوب‌غربی شادگان وارد شدند و مواضع پدافندی را در شمال محور آبادان ـ ماهشهر و در حدود 15 کیلومتری شرق سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر اشغال کردند.

فرماندهی این واحد تلاش کرد به مرور، مواضع جدیدی در جلوتر و نزدیک به خط دفاعی تهیه و اشغال کند و فضای خالی بین خط مقدم دفاعی خودی با دشمن را پر نماید، زیرا بر خلاف اصول کلی دفاع، عملاً ارتباط نظری به وسیله پست‌های دیده‌بانی و عناصر تأمین با نیروهای دشمن قطع بود و یک فضای بدون دفاع به عمق حدود شش کیلومتر بین نیروهای ما و نیروهای دشمن وجود داشت، البته نیروهای دشمن نیز به علت سست بودن زمین منطقه عملیات و نداشتن ارزش نظامی، علاقه‌ای به گسترش مواضع دفاعی خود به سمت شرق را نداشتند، زیرا حرکت تدریجی دشمن به سمت شرق هیچ امتیازی برای وی ایجاد نمی‌کرد، بجز اینکه تهیه مواضع جدید و انجام کارهای مهندسی بسیار را ایجاب می‌نمود. به همین علت، نیروهای دشمن پس از عبور از کارون، تلاش چندانی در سمت شرق سرپل نکردند و در سمت شمال و به طرف دارخوین نیز همین حالت برای دشمن بود، زیرا پیشروی چند کیلومتر بیشتر به سمت شمال هیچ امتیاز خاصی برای دشمن ایجاد نمی‌کرد، بجز اینکه وسعت سرپل را گسترش می‌داد و لازم می‌شد نیروهای بیشتری برای دفاع از سرپل وارد شرق کارون کند؛ چنان‌که فرمانده لشکر3 زرهی ارتش متجاوز عراق در تجزیه و تحلیل هفتگی 19 تا 23 حزیران (29/3/ تا 2/4/1360) به همین مسئله اشاره کرده است.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده