نبردهای خرمشهر و آبادان(55)
به همین دلیل، در 15 آذرماه فرمانده عملیات آبادان در نامه گلهآمیزی درباره مهمات چنین نوشت: گلوله منور توپ105 هنوز تحویل نشده، مهمات خمپارهانداز 120 میلیمتری بسیار کم واگذار میشود، مهمات خمپارهانداز 60 و 81 کافی نیست و موشک تاو بسیار کم تحویل میگردد. باید گفت این وضع تا حدودی حقیقت داشت و در تمام جبههها چنین وضعی بود.

 

مسئله‌ای که در 26 آبان‌ماه بار دیگر مطرح شد، چگونگی رابطه فرماندهی اروند با نیروی زمینی بود. فرمانده نیروی زمینی بار دیگر نامه گله‌آمیزی به ستاد مشترک نوشت و اظهار نمود این مسئله به وحدت فرماندهی زیان وارد می‌کند و لازم است ستاد مشترک دستور قاطعی با تصویب فرماندهی کل قوا در این باره صادر نماید، زیرا فرماندهی اروند در امور فرماندهی نیروی زمینی دخالت می‌کند و در پایان پیشنهاد کرد که یک فرماندهی واحد تحت هر عنوان که مصلحت باشد، در خوزستان تشکیل شود و فرماندهی تمام صحنه عملیات خوزستان را عهده‌دار گردد. در غیر این صورت مشکلات فعلی روابط فرماندهی هر روز بیشتر خواهد شد.

در این باره لازم به توضیح است که فرماندهی اروند که با هدایت غیرمستقیم تیمسار فلاحی، جانشین رئیس ستاد مشترک و فرماندهی مستقیم فرمانده ژاندارمری کشور تشکیل شده بود، عملاً به جای فرمانده نیروی زمینی مستقیماً دستوراتی برای واحدهای تابعه نیروی زمینی صادر می‌کرد که از نظر روش فرماندهی خارج از حدود آن فرماندهی بود و این وضع برای فرمانده نیروی زمینی قابل قبول نبود. اتفاقاً با ترکیبی که فرماندهی اروند با دریافت واحدهای گوناگون و ناهمگن از ژاندارمری و نیروی زمینی و نیروهای مردمی تشکیل یافته بود، ایجاد وحدت فرماندهی در بین عناصر متشکله این گروه نیز که عملاً در هفت منطقه مستقل شامل جنوب دارخوین، غرب شادگان، محور ماهشهر ـ آبادان، شمال بهمنشیر، جنوب جزیره آبادان (کرانه اروندرود) و کرانه شمالی خرمشهر در خرمشهر جنوبی و جزیره مینو در طول قریب 200 کیلومتر (مجموعاً) گسترش داشتند، بسیار مشکل بود.

به عنوان نمونه، فرماندهی اروند مسئولیت عملیاتی منطقه جنوب (دارخوین) را به گردان246 تانک واگذار نموده بود. در حالی که گردان144 پیاده و عناصر سپاه پاسداران نیز در آن منطقه گسترش داشتند و ایجاد هماهنگی و وحدت فرماندهی بین این عناصر مشکلی به وجود آورده بود و فرماندهی اروند الزاماً به گردان144 پیاده که اصولاً جمعی لشکر21 پیاده بود، دستور داد زیر امر گردان246 تانک که جمعی لشکر77 پیاده بود، قرار گیرد و هر دستوری که از طرف فرمانده گردان246 صادر می‌شود را اجرا نماید؛ در حالی که فرمانده گردان144 پیاده ارشدتر از فرمانده گردان تانک بود.

روز 27 آبان‌ماه با تبادل آتش سپری شد. شدت آتش در منطقه شمال بهمنشیر بود و دشمن هنوز فعالیت خود را در این قسمت متوقف نکرده بود، اما از 28 آبان این منطقه به حالت اوایل دهه دوم آبان‌ماه برگشت و نیروهای دشمن که به سمت رودخانه بهمنشیر پیشروی کرده و در چند روز گذشته تلاش کردند حداقل کرانه شمالی رودخانه بهمنشیر را در کنترل خود بگیرند، به این امر موفق نشدند و به مواضع قبلی خود که در منطقه بین جاده آسفالته و جاده خاکی آبادان ـ ماهشهر بود عقب‌نشینی کردند، به همین علت، فرماندهی عملیات آبادان به فرمانده تیپ2 پیاده قوچان که در کرانه بهمنشیر دفاع می‌کرد، دستور داد منطقه را از لحاظ میدان‌های مین دشمن شناسایی کند و پس از پاک کردن منطقه در کرانه شمالی پیشروی کند و تماس نظری را با دشمن حفظ نماید. از لحاظ آگاهی به وضعیت عمومی یگان‌های تحت فرماندهی اروند، به غیر از عناصر تیپ2 پیاده قوچان، بیان نمونه‌ای کافی به نظر می‌رسد. در 28 آبان، افسری از قرارگاه اروند برای بازدید واحدهای مستقر در دارخوین و شادگان اعزام شد. این افسر نتیجه بازدید را چنین گزارش داد: «باقیمانده گردان144 پیاده در شادگان حالت واحد نظامی نداشتند و کسی متوجه ورود من به منطقه نشد و کنترلی در منطقه وجود نداشت. گروه رزمی246 تانک هنوز شکل رزمی به خود نگرفته و به مواضع پدافندی شکل نظامی داده نشده است. در این گروه رزمی، افراد پیاده که به استعداد حدود یک گردان بودند، حتی یک افسر فرمانده نداشتند.» بعد از حرکات جزئی که نیروهای دشمن در اوایل دهه سوم آبان در جبهه دارخوین و بهمنشیر انجام دادند و موفقیتی به دست نیاوردند، جبهه ماهشهر ـ آبادان آرام شد و نیروهای هر دو طرف به حالت پدافندی ثابت درآمدند و تبادل آتش با حجمی کمتر اجرا می‌گردید و تأسیسات پالایشگاه آبادان همچنان مرکز تراکم آتش دشمن بود. از نظر واحدهای تقویتی در 29 آبان یک گروهان یکصد نفری دژبان از واحد دژبان مرکز تهران به ماهشهر اعزام شد و زیر امر فرماندهی اروند قرار گرفت.

در 30 آبان نیز وضعیت آرام بود. فقط اطلاع رسید که نیروهای دشمن خط سرپل خود را حدود 3 کیلومتر به سمت شرق گسترش داده‌اند که اگر صحت داشته باشد تغییر گسترشی بیش نبوده است.

حوادث آبان‌ماه منطقه ماهشهر ـ آبادان را با بغرنج‌ترین و حساس‌ترین مسئله، یعنی چگونگی رابطه فرماندهی اروند با نیروی زمینی به پایان می‌رسانیم، تا مشخص گردد بعد از اینکه دو ماه تمام از آغاز جنگ می‌گذشت، سیستم فرماندهی در نیروهای مسلح ایران با چه مشکلاتی مواجه بود.

در 30 آبان فرمانده نیروی زمینی ضمن یادآوری مشکلات دستورات قبلی صادره از طرف ستاد مشترک، درباره تشکیل فرماندهی اروند بار دیگر مشکلات را چنین نوشته است:

بررسی دستورات ابلاغی از ستاد مشترک نشان می‌دهد عناصر نیروی زمینی بدون اطلاع فرمانده نیرو در اختیار فرماندهی اروند قرار داده می‌شوند و افسران ستاد فرماندهی اروند با استفاده از افسران ستاد مشترک، بدون اطلاع نیروی زمینی انتخاب می‌گردند. این مسائل سبب سوق دادن و کشاندن فرمانده نیروی زمینی به سوی اختلافات و نفاق با فرماندهی اروند و از بین بردن وقت و زمان فرمانده مسئول برای تفکر و اندیشه در جابجایی نارسائی‌ها می‌باشد و در دستورالعملی که در 27/8/59 صادر گردید، به جای تعیین روابط شناخته‌شده نظامی قید گردیده که فرماندهی اروند از طریق نیروی زمینی در تابعیت فرماندهی نیروهای مسلح خواهد بود. این عنوان نه تنها مشکلی را حل نکرده، بلکه اختلافات را شدیدتر نموده است، زیرا تمام واحدهای تابعه نیروی زمینی در تابعیت فرماندهی نیروهای مسلح هستند و بیان این عنوان برای فرماندهی اروند سبب اختلاف و نفاق بین نیروی زمینی و فرماندهی اروند گردیده است که نتیجه آن تجزیه قدرت‌ها و کم اثر کردن تلاش‌های دفاعی و تعرضی نیروی زمینی در دفاع از مناطق  حیاتی و حساس خوزستان و انهدام تدریجی دشمن متناسب با امکانات خواهد بود.

 امضاء ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

*****

ماه دوم جنگ در منطقه خرمشهر آبادان در حالی به پایان رسید که خرمشهر شمالی کاملاً در اشغال نیروهای دشمن بود و آبادان نیز از لحاظ خطوط مواصلاتی زمینی در محاصره کامل نیروهای دشمن قرار داشت و ارتباط جزیره آبادان با ماهشهر از طریق رودخانه بهمنشیر و یا از راه هوایی و فقط با بالگرد بود، زیرا فرودگاه آبادان در زیر آتش سنگین توپخانه دشمن قرار داشت و برای فرود هواپیماهای سی130 قابل استفاده نبود. اما تلاش دشمن در ماه دوم جنگ برای ورود به جزیره آبادان و اشغال آن با شکست کامل مواجه شد و نیروهای عراقی مجبور شدند به تحکیم سرپل اشغالی در شرق کارون و شمال بهمنشیر اکتفا کنند. در تحلیلی که ستاد لشکر3 زرهی ارتش عراق در تاریخ 19 حزیران سال 1981 (29 خرداد 1360) درباره چگونگی عملیات شمال آبادان کرده، درباره مشکلات نیروهای عراقی در این منطقه چنین نظر داده است:

نیروهای عراقی به علت وضعیت نامناسب زمین و تلاش مداوم دشمن با مشکلات سختی مواجه بودند و مجبور بودند با فعالیت‌های مهندسی زیاد، منطقه دفاعی را آرایش کنند. نیروهای ایرانی با استفاده از نخلستانها و بیشه‌زارها، مزاحمت زیادی برای نیروهای عراقی فراهم می‌کردند و سبب تضعیف نیروهای ما می‌شدند.

*****

با توجه به این وضعیت، هر دو نیروی ایران و عراق در این منطقه عملیات به حالت پدافندی کامل درآمدند و فعالیت‌های هر دو طرف برای مدتی طولانی به اعزام گشتی و کمین و دستبرد و تحکیم مواضع محدود گردید و چنانچه حرکات غیرمعمولی از نیروهای هر دو طرف مشاهده می‌شد، دلیل بر عملیات گسترده و جدی نبود، گرچه نیروهای ما هر حرکت نیروهای عراقی را دلیل بر احتمال حمله گسترده می‌دانستند. چنان‌که در اول آذرماه 1359، نیروهای دشمن حرکاتی در جنوب سلیمانیه انجام دادند و نیروهای ایرانی مستقر در مواضع دفاعی این منطقه آن را به عنوان یک حمله گزارش کردند، در صورتی که حمله‌ای مطرح نبود. زیرا به طوری که از اسناد و مدارک بدست‌آمده از لشکر3 زرهی ارتش عراق که در جبهه خرمشهر ـ آبادان درگیر عملیات بود استنباط می‌شود، اصولاً این لشکر پس از عبور از رودخانه کارون مأموریت محاصره آبادان و در صورت امکان اشغال آن را داشته است و در جناح شمالی و شرقی خط سرپل، مأموریت توسعه سرپل یا حرکت به سمت اهواز و شادگان را نداشته است. به هر حال، با توجه به گزارش فرمانده سپاه پاسداران درباره حمله نیروهای عراقی از محمدیه به سمت سلیمانیه در شرق کارون، فرماندهی اروند به گردان246 تانک مستقر در جنوب دارخوین دستور داد یک خیز به سمت جنوب پیشروی کند و آماده برای حمله متقابله در سلیمانیه گردد، ولی بعد از آغاز روشنایی روز، فعالیت نیروهای عراقی متوقف شد و حمله متقابله نیز ضروری نگردید.

ولی آنچه مسلم بود اینکه نیروهای عراقی فعالیت مهندسی و تحکیم مواضع داشتند و طبعاً در این فعالیت‌ها جابجائی‌هایی انجام می‌گرفت و تغییر مواضعی داده می‌شد. چنان‌که گردان202 امداد ژاندارمری که در محور ماهشهر ـ آبادان مواضع دفاعی اشغال کرده بود، در چهارم آذر گزارش داد: نیروهای دشمن در جنوب خط سرپل مواضع جدیدی تهیه کرده و تعدادی از خودروهای زرهی خود را برای اشغال مواضع جدید به سمت جنوب سرپل اعزام کردند. بر اساس این گزارش توپخانه فرماندهی اروند مواضع جدید دشمن در شمال بهمنشیر را به زیر آتش گرفت و مانع اشغال آن مواضع به وسیله نیروهای عراقی گردید.

قطع خطوط مواصلاتی زمینی جزیره آبادان پشتیبانی سریع یگان‌های مستقر در این جزیره را با مشکلاتی مواجه کرده بود. گرچه هواناوها و بالگردهای ایرانی با تلاش فوق‌العاده، نیازمندی‌های این واحدها را ترابری می‌کردند، ولی به هر حال، حمل وسایل سنگین به جزیره امکان‌پذیر نبود. علاوه بر آن قطع راه زمینی از نظر روانی برای رزمندگان و غیرنظامیان اثرات منفی داشت. برای حل این مشکل، از اوایل آذرماه فرماندهی اروند تلاش نمود ابتدا طراده و بعد پل شناور در بهمنشیر برقرار کند و با احداث جاده ارتباطی انشعابی از جاد ماهشهر ـ آبادان به محل احداث طراده یا پل ارتباط زمینی بین جزیره آبادان با ماهشهر را برقرار سازد. لازم به یادآوری است که گرچه بعد از عبور دشمن از رودخانه کارون و اشغال خط سرپل در شرق آن رودخانه و عملیات ناموفق نیروهای ایرانی برای عقب راندن دشمن، نیروهای ایرانی به حالت دفاعی درآمدند، اما اصل راهبرد دفاعی در منطقه شمال آبادان به هیچ وجه مورد قبول رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران نبود و بدین جهت، از هر فرصت مناسب برای ناراحت کردن دشمن و عقب راندن نیروهای وی، حتی به مقدار کم، استفاده می‌کردند و ضرباتی به نیروهای متجاوز عراق وارد می‌نمودند. چنان‌که فرمانده لشکر3 زرهی عراق در گزارش خود به سپاه3 عراق به این امر اعتراف کرده است. در تعقیب همین روش، در نهم آذرماه، نیروهای ما یعنی یگان‌های فرماندهی اروند در شمال و جنوب خط سرپل دشمن در شرق کارون حملات محدودی اجرا کردند. در سمت شمال و مواضع سلیمانیه و محمدیه موفق شدند تلفات و خسارات چندانی به نیروهای خط مقدم عراقی وارد سازند و چهار دستگاه تانک سالم به غنیمت بگیرند و چهار نفر از افراد دشمن را اسیر نمایند. در منطقه رحمانی و شمال دارخوین نیز یک سرباز عراقی در عملیات گشت‌زنی به اسارت نیروهای ما درآمد و در محور ماهشهر ـ آبادان نیز نیروهای ما به عناصر تأمینی نیروهای دشمن حمله کردند. نیروهای دشمن فرار نمودند و مقداری وسایل مخابراتی برجای گذاشتند که به دست نیروهای ما افتاد.

در آذرماه سال1359، استعداد رزمی فرماندهی اروند از نظر عنصر نیروی زمینی در منطقه آبادان ـ ماهشهر بدین شرح بود:

(الف) فرماندهی آبادان ـ خرمشهر شامل: ستاد عملیات آبادان، قرارگاه تیپ2 پیاده لشکر77، گردان‌های 129 و 136 و 153 پیاده و یک گروهان مهندسی از عناصر لشکر77 پیاده، یک آتشبار توپخانه105 م‌م از عناصر لشکر77 پیاده، یک آتشبار130 میلی‌متری، یک آتشبار کاتیوشا، 3 آتشبار 23 میلی‌متری پدافند هوایی، هنگ ژاندارمری آبادان، گارد ساحلی، ژاندارمری خسروآباد، دو گروهان ژاندارمری اصفهان، تکاوران دریایی حدود 120 نفر.

(ب) گروه رزمی246 تانک مستقر در جنوب دارخوین شامل: گردان246 تانک (ـ) لشکر77، گردان144 پیاده لشکر21، یک آتشبار105 م‌م و یک آتشبار130 م‌م، یک آتشبار 23 م‌م پدافند هوایی، یک تیم مهندسی عناصر سپاه پاسداران.

(پ) گروه رزمی202 ژاندارمری در محور ماهشهر ـ آبادان شامل: گردان201 و 202 امداد ژاندارمری، یک گروهان تانک چیفتن، 2 آتشبار130 م‌م، یک تیم مهندسی.

(ت) عناصر سپاه پاسداران و نیروهای مردمی که در تمام منطقه به طور فعال حضور داشتند.

(ث) فرماندهی عملیات نامنظم در غرب شادگان شامل: 3 گروهان ژاندارمری شادگان شیراز و بندر لنگه.

*****

گفتیم که در 19 آذرماه، نبردی بین نیروهای ایرانی و عراقی در منطقه سلیمانیه و در شمال سرپل دشمن در شرق کارون درگرفت. فرمانده گروه رزمی246 تانک که در این منطقه مستقر بود، خلاصه این نبرد محدود را چنین گزارش داد. در ساعت 0530، نیروهای دشمن در منطقه سلیمانیه و محمدیه با پشتیبانی توپخانه، شروع به پیشروی به سمت شمال کردند. بلافاصله نیروهای تأمینی سپاه پاسداران با دشمن درگیر شدند. یک دسته تانک به جلو اعزام شد و در تقویت پاسداران قرار گفت. درگیری تا ساعت 1100 ادامه یافت و از آن ساعت به بعد، نیروهای دشمن شروع به عقب‌نشینی به مواضع قبلی خود کردند، که در حال عقب‌نشینی، سه نفر اسیر و پنج نفر کشته شدند و پنج دستگاه نفربر زرهی از عناصر دشمن بر جای ماند. در این عملیات بالگردهای ما پشتیبانی بسیار مؤثری از عملیات نیروهای مانوری نمودند و از نیروهای خودی یک نفر پاسدار شهید شد.

مسئله‌ای که درباره فرماندهی اروند و مسئولیت عملیاتی منطقه ماهشهر ـ آبادان هنوز از نظر فرمانده نیروی زمینی حل نشده بود، چگونگی فرماندهی این منطقه در رابطه آن با فرماندهی نیروی زمینی بود. به این جهت در هشتم آذرماه، فرماندهی نیروی زمینی در نامه‌ای طولانی در چهار صفحه‌ نظریات خود را درباره فرماندهی اروند به ستاد مشترک اعلام نمود، که مجموعاً حاکی از عدم رضایت از چگونگی تشکیل این فرماندهی و روابط آن با نیروی زمینی بود. با وجود این، در پایان این نامه، به عناصر نیروی زمینی تحت فرماندهی اروند توصیه شد که با کمال شجاعت و فداکاری و هماهنگی، تحت فرماندهی اروند وظایف و مسئولیت‌های محوله را اجرا نمایند و بدین‌وسیله به طور ضمنی وجود فرماندهی اروند را با همان صورتی که تشکیل شده بود، قبول کرد و این مسئله حداقل به ظاهر خاتمه یافت.

یک نکته قابل بررسی ترکیب سازمانی فرماندهی اروند از یگان‌های مختلف ارتشی، ژاندارمری، شهربانی، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی بود که هر جزئی از یک سازمان ویژه‌ای اعزام شده بود. به طور مثال، واحدهای زیر امر فرماندهی عملیاتی آبادان ـ خرمشهر، از بیش از 20 سازمان مختلف اعزام شده بودند که 11 واحد از عناصر نیروی زمینی، یک واحد از نیروی دریایی، یک واحد دژبان از سپاه پاسداران، یک واحد از کمیته‌های 14گانه تهران و یک واحد فدائیان اسلام بود و فرماندهی و ستاد اداره‌کننده این سازمان رزمی مختلط جزو هیچ‌یک از آنها نبود، بلکه تعدادی افسر از افسران ستاد مشترک و ژاندارمری به آبادان اعزام شده بودند و فرماندهی ستاد اداره این منطقه را تشکیل داده بودند و فرمانده آنان سرهنگ شکرریز بود که از دانشکده افسری اعزام شده بود. با وجود این، فرمانده این منطقه در 11 آذرماه گزارش داد که عناصر متشکله آن فرماندهی در کمال صمیمیت با یکدیگر همکاری می‌کنند.

در روز دهم آذرماه، فعالیت چندانی از نیروهای دشمن در شرق کارون مشاهده نشد، ولی در غرب کارون حرکاتی انجام دادند و بالگردهای ما به نیروهای دشمن در غرب کارون حمله کردند و خساراتی وارد نمودند.

روز 12 آذرماه نیز منطقه شرق کارون آرام بود. فقط اطلاع رسید که در دهانه اروندرود بین ناوچه‌های ایرانی و عراقی درگیری ایجاد شده است. ضمناً تبادل آتش و حملات بالگردهای ایرانی و عراقی به مواضع دفاعی طرف مقابل جریان داشت و روز بعد نیز به همین ترتیب سپری شد.

در دهه دوم آذرماه، نیروهای تقویتی بیشتری از عناصر نیروی زمینی ژاندارمری به منطقه عملیات فرماندهی اروند اعزام شدند. از نیروی زمینی یک گردان توپخانه155 میلی‌متری و یک گروه رزمی تانک که شامل عناصر تیپ37 مرکز زرهی بود، به ماهشهر اعزام گردید. از ژاندارمری نیز یک گروهان ژاندارم از بوشهر به ماهشهر تغییر مکان نمود. جهاد سازندگی نیز در ماهشهر ستاد پشتیبانی از جنگ تشکیل داد و وسایل سنگین جاده‌سازی به آن منطقه وارد کرد و پشتیبانی جاده‌سازی و تهیه مواضع را آغاز نمود و قدرت دفاعی نیروهای ما در منطقه عملیات ماهشهر ـ آبادان ـ دارخوین افزایش چشمگیری یافت. یک موضوع حساس که در ماه‌های اول جنگ در تمام جبهه‌های نبرد و به ویژه در جبهه نبرد ماهشهر ـ آبادان برای نیروهای ما به وجود آمده بود، مصرف مهمات و مشکلات جایگزینی آن بود. نیروهای ما به علت کمبود نیروی مانور، مجبور بودند آتش بیشتری در جبهه‌های نبرد داشته باشند و این امر سبب می‌شد مصرف مهمات بیش از حد معمول افزایش یابد و کمبود مهمات در مناطق عملیاتی به وجود آید و باعث گله و شکایت فرماندهان و رزمندگان گردد. به همین دلیل، در 15 آذرماه فرمانده عملیات آبادان در نامه گله‌آمیزی درباره مهمات چنین نوشت: گلوله منور توپ105 هنوز تحویل نشده، مهمات خمپاره‌انداز 120 میلی‌متری بسیار کم واگذار می‌شود، مهمات خمپاره‌انداز 60 و 81 کافی نیست و موشک تاو بسیار کم تحویل می‌گردد. باید گفت این وضع تا حدودی حقیقت داشت و در تمام جبهه‌ها چنین وضعی بود. اما باید خاطرنشان نمود که استفاده از مهمات سلاح سنگین خارج از قواره‌های نظامی بود و چنین مصرفی امکان هرگونه جایگزینی را با مشکلاتی مواجه می‌کرد. در ادامه اعزام نیروهای تقویتی به منطقه ماهشهر ـ آبادان، ناحیه ژاندارمری مرکز نیز یک گردان ژاندارمری 300 نفری به ماهشهر اعزام کرد و قدرت رزمی فرماندهی اروند از نظر واحدهای مانوری به طور چشمگیری تقویت گردید و از زاهدان نیز یک گروهان ادوات ژاندارمری به ماهشهر اعزام شد. به طور کلی، نظر به اینکه فرماندهی این منطقه عملیات با فرمانده ژاندارمری کشور بود، کلیه امکانات رزمی و پشتیبانی رزمی ژاندارمری کشور در تقویت نیروهای این منطقه قرار داده شد. برای تأمین وسایل عبور از رودخانه بهمنشیر نیز، طراده‌های جی‌اس‌پی و یک گروهان پل شناور پی‌ام‌پی به ماهشهر اعزام شد و عملیات برقراری ارتباط زمینی بین جزیره آبادان به ماهشهر آغاز گردید و نسبت به کل استعداد رزمی نیروی زمینی در صحنه‌های مختلف نبرد، یک نیروی متعادلی به این منطقه نبرد اختصاص داده شد، ولی هنوز نظریات جانشین رئیس ستاد مشترک و فرمانده ژاندارمری تأمین نشده بود؛ لذا در 21 آذرماه، ستاد مشترک به نیروی زمینی دستور داد واحدهای بیشتری شامل یک آتشبار توپخانه175م‌م، یک گردان پیاده هوابرد و یک واحد پل تجهیزاتی سبک به ماهشهر اعزام گردد.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده