نبردهای خرمشهر و آبادان(54)
کلیه واحدهای توپخانه که آمادگی اجرای مأموریت را داشته­اند به استثنای یک آتشبار203 میلیمتری و یک آتشبار کاتیوشا از گروه44 توپخانه و یک آتشبار از گروه55 توپخانه، بقیه همه به یگانها مأمور شده و در حال اجرای مأموریت هستند. به یک آتشبار203 باقیمانده نیز دستور داده شد؛ از اصفهان به اهواز تغییر مکان کند و به ماهشهر اعزام گردد.

با یک نگاه نظامی به این فرمان، ملاحظه می­گردد که مفاد آن نیز حاکی از نوعی تردید و ناهماهنگی بود، زیرا اگر برابر طرح عملیاتی ابوذر مسئولیت سرزمینی به عهده نیروی زمینی بود، نیازی به صدور چنین فرمانی نبود. ضمن اینکه اصولاً بعد از تهاجم ارتش متجاوز عراق به ایران و اشغال قریب 15هزار کیلومترمربع از خاک کشور ما و تغییرات اساسی که در گسترش یگان‌های عمده نیروی زمینی به عمل آمده بود، دیگر طرح عملیاتی ابوذر هیچ­گونه خاصیت وجودی نداشت و اشاره به آن نوعی سلب مسئولیت بود. دیگر اینکه اگر به فرمانده نیروی زمینی مأموریت تشکیل یک فرماندهی ویژه داده می‌شد، اختیارات تعیین فرمانده آن نیز بایستی به فرمانده نیروی زمینی محول می­گردید، در حالی که فرمانده فرماندهی اروند را فرمانده نیروی زمینی انتخاب نکرده بود.

 به هر حال، صدور این فرمان نیز گره سر در گم فرماندهی منطقه عملیاتی اروند را حل نکرد و جای بسی تعجب است که چرا این مشکل بسیار ساده حل نمی­شد و چه عللی وجود داشت که مانع از حل این مسئله بود. چنان‌که فرمان یادشده بالا نیز مشکل را حل نکرد و ستاد مشترک در یک نامه پیرو دیگر به نیروی زمینی ابلاغ نمود؛ فرماندهی اروند از طریق نیروی زمینی در تابعیت فرماندهی نیروهای مسلح خواهد بود و باز مشکل را پیچیده­تر کرد.

از حوادث قابل ذکر روز بیستم آبان‌ماه تشکیل یگان عملیات نامنظم در شادگان بود. با وجود اینکه اصولاً واحد نامنظم در زمین­های باز و عاری از جنگل و ارتفاع کارایی چندانی نداشت، این واحد با ترکیبی از عناصر متفرق تشکیل گردید که عبارت بودند از 12 نفر افسر، 6 نفر درجه­دار و 27 نفر دانشجو از ژاندارمری، 7 نفر راننده و 25 نفر از گروه حجت­الاسلام خلخالی و 133 نفر افراد عشایر بویراحمد که در ضلع شرقی شادگان در کنار نهر سپند مستقر شدند تا عملیات چریکی را در منطقه فرماندهی اروند طرح و اجرا نمایند و سرهنگ نجفدری، جانشین ژاندارمری کشور، فرماندهی این یگان را عهده­دار شد.

موضوع جالب دیگر آنکه فرماندهی اروند به لشکر92 اعلام کرد؛ تعداد 12 دستگاه تانک چیفتن حاضر به کار در آبادان بدون خدمه باقی مانده است که تغییر مکان آنها میسر نیست و از لشکر خواست خدمه تانک به آبادان بفرستد تا از آن تانک‌ها بهره‌برداری گردد. بیان این جزئیات به منظور آن است که روشن شود نه تنها در آغاز جنگ، بلکه حتی در ماه­های اول جنگ وضعیت یگان‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران چگونه بوده است و ما مشکلات پرسنلی ارتش جمهوری اسلامی ایران را در جلد یکم کتاب جنگ تحمیلی بیان کرده­ایم و از نکات برجسته آن، مشکلات پرسنلی لشکر92 زرهی بود که دو ماه بعد از جنگ نیز به قوت خود باقی بود.

فرماندهی اروند با استفاده از نفوذ تیمسار فلاحی در نیروی زمینی تلاش می‌کرد؛ نیروهای تقویتی بیشتری از نیروی زمینی دریافت کند و خواسته‌های این فرماندهی مستقیماً به ستاد نیروی زمینی در تهران ابلاغ می‌شد. در تاریخ 21 آبان‌ماه، آن فرماندهی درخواست یک آتشبار175 میلی‌متری و یک آتشبار203 میلی‌متری کرد. این درخواست سبب شد ستاد نیروی زمینی وضعیت کلی توپخانه­های ارتش جمهوری اسلامی ایران را بدین شرح اعلام کند:

 کلیه واحدهای توپخانه که آمادگی اجرای مأموریت را داشته­اند به استثنای یک آتشبار203 میلی‌متری و یک آتشبار کاتیوشا از گروه44 توپخانه و یک آتشبار از گروه55 توپخانه، بقیه همه به یگان‌ها مأمور شده و در حال اجرای مأموریت هستند. به یک آتشبار203 باقیمانده نیز دستور داده شد؛ از اصفهان به اهواز تغییر مکان کند و به ماهشهر اعزام گردد. پنج آتشبار تیر توپخانه175 میلی‌متری در پشتیبانی لشکر92 زرهی و در اهواز مستقرند. در صورت تصویب یک آتشبار آن به ماهشهر اعزام گردد. ضمناً در این تاریخ، 14 آتشبار توپخانه صحرایی از کالیبرهای مختلف در منطقه عمومی فرماندهی اروند مستقر بودند. با توجه به این اعلام وضعیت ملاحظه می‌شود که در مجموع، وضعیت فرماندهی اروند در اواخر آبان‌ماه از لحاظ توپخانه نسبت به سایر صحنه­های نبرد در وضع نسبتاً مناسبی بود و حدود پنج گردان توپخانه صحرایی در پشتیبانی این فرماندهی قرار داشت.

از نظر نیروهای مردمی، در 21 آبان‌ماه اعلام شد حدود 304 نفر افراد داوطلب از مردم نجف‌آباد اصفهان به منطقه ماهشهر اعزام شدند. گرچه بعد از عقب‌نشینی نیروهای دشمن از ناحیه ذوالفقاری آبادان در اوایل دهه دوم آبان تلاش مخصوصی از طرف دشمن در جنوب و شرق خط سرپل اشغالی شرق کارون مشاهده نشد، با وجود این، فرمانده اروند نگران آن بود که نیروهای دشمن با یک پیشروی سریع، تمام کرانه شمالی رودخانه بهمنشیر را حداقل تا مقابل آبادی چوبیده در شمال­شرقی خسروآباد اشغال کنند و خطوط تدارکاتی هوایی و دریایی نیروهای ما را نیز محدود سازند.

به همین علت، به فرماندهی عملیات آبادان دستور داده شد؛ مراقب هرگونه حرکات دشمن در شمال بهمنشیر باشد و از نزدیک شدن دشمن به کرانه شمالی بهمنشیر جلوگیری نماید. لازم به یادآوری است که آبادی چوبیده حدود 50 کیلومتری جنوب‌شرقی رودخانه کارون و حدود 35 کیلومتری جنوب‌شرقی سه­راهی ماهشهر ـ آبادان قرار دارد و اگر نیروهای دشمن خط سرپل خود را این­قدر توسعه می‌دادند، بایستی حتماً پیشروی را برای تصرف یک هدف راهبردی و مهم مانند قسمتی از شمال­غربی جزیره آبادان، از جمله شهر آبادان ادامه می‌دادند. در غیر این صورت، توسعه سرپل جز اینکه مشکلات عملیاتی و لجستیکی دشمن را افزایش می‌داد، نتیجه­ای نمی‌توانست داشته باشد. به همین دلیل، نیروهای دشمن به چنین اقدامی دست نزدند و در جبهه شرق و به سمت شادگان و ماهشهر نیز حرکتی از دشمن مشاهده نشد.

فقط در جبهه شمال سرپل و به سمت دارخوین گاه­گاهی فعالیتی از دشمن دیده می‌شد که اغلب از کرانه غربی رودخانه کارون بود و نیروهای مدافع ما اشتباهاً آن را در شرق کارون و حاشیه رودخانه تصور می‌کردند. چنان‌که در 22 آبان نیز همین اتفاق تکرار شد و فرمانده نیروهای مستقر در دارخوین گزارش داد که نیروهای مدافع مستقر در محمدیه از کرانه شرقی و غربی کارون در محاصره هستند. در حالی که اصولاً دشمنی که در ساحل دور یک رودخانه غیرقابل عبور مستقر است، تا قبل از عبور از رودخانه فقط با آتش می‌تواند مزاحمتی برای نیروهای مقابل ایجاد کند، اما نکته قابل بررسی در این گزارش‌ها، این است که هنوز اضطراب و نگرانی که یورش اولیه نیروهای متجاوز عراق در نیروهای ما ایجاد کرده بودند، از بین نرفته بود و نیروهای ما هنوز به حالت خونسردی کامل برنگشته بودند. لذا هر حرکت نیروهای دشمن، حتی اجرای آتش­های پشتیبانی نسبتاً سنگین، سبب اضطراب و نگرانی رزمندگان ما می‌شد و تصور می‌کردند دشمن دست به یک حمله شدید زده است. در حالی که از نیمه دوم آبان‌1359 به بعد دشمن فقط یک بار در سوسنگرد اقدام به حمله کرد که با شکست مواجه شد و در سایر نقاط، نیروهای متجاوز عراق عموماً وضعیت پدافند ثابت را اتخاذ کردند. مسئله محاصره، محمدیه و سلیمانیه در 23 آبان‌ماه نیز تکرار شد و نگرانی­هایی به وجود آورد، در حالی که مانند روزهای گذشته خبر مهمی نبود و نیروهای دشمن حرکات ایذائی انجام می‌دادند.

طبق گزارش گردان201 امداد ژاندارمری که در کیلومتر 20 سه­راهی آبادان ـ ماهشهر موضع دفاعی اشغال کرده بود، خط سرپل دشمن در هفت کیلومتری این سه­راهی بود. بنابراین، نیروهای ما حدود 13 کیلومتر از دشمن دورتر بودند و این امر از نظر نظامی منطقی نیست. مواضع دفاعی باید طوری مستقر شوند که دیده­بانان مقدم نیروی تأمینی بتوانند مدام حرکات دشمن را تحت مراقبت داشته باشند و برای این منظور دو کیلومتر فاصله مناسب است و مواضع پدافندی نیز باید آن­قدر به دشمن نزدیک باشد که حداقل با آتش خمپاره‌انداز سنگین مواضع دشمن را زیر آتش بگیرد، در غیر این صورت فقط باید توپخانه فعال باشد و آن هم آتش بدون دیده­بانی اجرا کند که تأثیری بر دشمن ندارد. اما مسئله مهم مورد بحث در منطقه عملیاتی ماهشهر ـ آبادان هنوز هم رابطه این فرماندهی با نیروی زمینی بود. ستاد نیروی زمینی با یک گزارش التماس­آمیز از ستاد مشترک درخواست کرد با تعیین صریح روابط فرماندهی اروند با نیروی زمینی به این بحث خاتمه دهد.

فرماندهی اروند در 23 آبان دستور عملیاتی شماره3 خود را منتشر کرد که نکات مهم آن بدین شرح بود:

سازمان رزمی این فرماندهی عبارت بودند از:

فرماندهی عملیات آبادان ـ خرمشهر شامل: قرارگاه تیپ2 لشکر77 پیاده و گردان‌های 126، 129 و 153 پیاده و گروهان مهندسی از عناصر لشکر77 پیاده.

گروه رزمی246 تانک شامل: گردان246 تانک (ـ) از لشکر77، گردان144 پیاده لشکر21 و یک آتشبار105 میلی‌متری از توپخانه لشکر77، یک آتشبار130 میلی‌متری از گروه55 توپخانه، 2رسد توپ پدافند هوایی از گروه44 توپخانه، یک تیم مهندسی از مهندسی ژاندارمری کشور، یک واحد از سپاه پاسداران به استعداد تقریبی 200 نفر که این گروه رزمی در منطقه دارخوین مستقر بود.

گروه رزمی202 ژاندارمری شامل: گردان‌های201 و 202 امداد ژاندارمری، گروهان تانک چیفتن، یک آتشبار130 میلی‌متری از گردان342 گروه33 توپخانه، یک تیم مهندسی از مهندسی ژاندارمری کشور. این گروه رزمی در غرب شادگان و محور ماهشهر دفاع می‌کرد.

فرماندهی عملیات نامنظم شامل: گروهان ژاندارمری شادگان، گروهان ژاندارمری اعزامی از شیراز، گروهان ژاندارمری اعزامی از بندر لنگه عشایر و نیروهای مردمی به استعداد تقریبی 190 نفر. این فرماندهی در شادگان مستقر بود و عملیات نامنظم را در تمام منطقه فرماندهی اروند طرح و اجرا می‌کرد.

توپخانه عمل کلی شامل: گردان105 میلی‌متری لشکر77، یک آتشبار130 میلی‌متری از گروه22 توپخانه، یک آتشبار کاتیوشا از گروه22 توپخانه، یک آتشبار 23 میلی‌متری پدافند هوایی از گروه44 توپخانه و دو رسد توپ 24 میلی‌متری از توپخانه لشکر21 پیاده.

عده‌های در کنترل قرارگاه اروند عبارت بودند از: هنگ ژاندارمری آبادان، دو گروهان ژاندارمری اعزامی از اصفهان، تکاوران دریایی به استعداد تقریبی 120 نفر سپاه پاسداران به استعداد تقریبی 800 نفر، نیروهای مردمی به استعداد تقریبی 2000 نفر نیروهای مردمی اعزامی از نجف­آباد به استعداد تقریبی 300 نفر.

گروه22 توپخانه یگان‌های توپخانه را کنترل می‌کرد که عبارت بودند از: گردان341 توپخانه130 میلی‌متری (ـ)، یک آتشبار130 میلی‌متری از گروه55 توپخانه، یک آتشبار کاتیوشا از گردان362 گروه11 توپخانه و 3 دسته پدافند هوایی از لشکرهای 21 و 77 و گروه11 توپخانه.

سایر یگان‌ها که در کنترل قرارگاه فرماندهی اروند بودند عبارت بودند از: قرارگاه و گروهان قرارگاه فرماندهی، گروهان ژاندارمری ماهشهر: یگان انتظامات، پلیس راه­آهن ماهشهر، گروه هوانیروز، ایستگاه دریایی بندر امام خمینی شامل: هواناوها و هلی­کوپترهای نیروی دریایی و ترمینال نظامی.

*****

در دستور عملیاتی شماره3 فرماندهی اروند، مأموریت این فرماندهی دفاع در منطقه مربوطه و آماده شدن برای اجرای آفند متقابل بود و منطقه عملیات آن از نظر خط مرز از پاسگاه کیلومتر25 شمال خرمشهر تا دهانه فاو تعیین شده بود. با توجه به صدور این دستور عملیاتی، بالأخره بعد از قریب دو ماه وضعیت عملیاتی منطقه خرمشهر ـ آبادان شکل نظامی پیدا کرد. سازمانی به منطقه عملیات داده شد، واحدهای نسبتاً کافی در اختیار این فرماندهی قرار گرفت و مأموریت و مسئولیت فرماندهی مشخص گردید. این کار باید قبل از شروع جنگ انجام میگرفت.

بعد از شکل‌گیری سازمان دفاعی منطقه عملیات ماهشهر ـ آبادان، فرماندهی اروند موفق شد؛ با دریافت نیروهای تقویتی بیشتر از نیروی زمینی و نیروهای مردمی و سپاه پاسداران، مواضع دفاعی مطمئنی در تمام طول خط سرپل دشمن که به صورت نیم‌دایره از دارخوین در شمال شادگان در شرق و بهمنشیر در جنوب و به شعاع 10 تا 15 کیلومتر گسترش یافته بود، برقرار سازد و امکان فعالیت از دشمن را سلب نماید.

به منظور بیان احساسات مردم، نمونه‌ای ارائه می‌شود. بنیاد مستضعفان فارس در تاریخ 24 آبان 50 نفر آماده کرد و آنها را به ماهشهر فرستاد تا در اختیار فرماندهی اروند در جنگ شرکت نمایند، گرچه از نظر عددی این 50 نفر در مقابل نیرویی که در بالا گفته شد، تعداد زیادی نبودند اما اساس مسئله احساس مسئولیت و مشارکت مردم و مسئولین بود و این احساس را نمی‌توان با معیارهای مادی و عددی مقایسه کرد و سنجید.

در 24 آبان، بار دیگر نیروهای دشمن در غرب کارون و مقابل دارخوین حرکات ایذائی انجام دادند و تعدادی از خودروهای زرهی دشمن به ساحل رودخانه نزدیک شدند و مانند روزهای قبل این حرکات دشمن موجب نگرانی مدافعین منطقه دارخوین گردید و درخواست پشتیبانی هوایی و هوانیروز شد و مانند روزهای گذشته عناصر دشمن به مواضع خود عقب‌نشینی نمودند.

از تکرار این حرکات دشمن چنین استنباط می‌شود که نیروهای دشمن در نظر داشتند با این حرکات ایذائی نیروها، ما را وادار به دور شدن از کرانه رودخانه کنند تا در فرصت مناسب پلی بر روی رودخانه احداث کنند و یا اینکه نیروهای ما را وادار کنند به سمت شمال در محور جاده دارخوین ـ اهواز عقب‌تر بروند، تا نیروهای دشمن که در جنوب دارخوین و در حوالی آبادی سلیمانیه مواضع پدافندی اشغال کرده بودند، بتوانند نیروگاه برق و تأسیسات دارخوین را اشغال نمایند. اما آن طور که حوادث نشان می‌دهد، نیروهای دشمن در شرق کارون حمله مستقیم به مواضع نیروهای ما نمی‌کردند، زیرا آنها از مبارزه رویاروی وحشت داشتند و از ماه دوم جنگ به بعد، به طور کلی ارتش عراق آمادگی قبول تلفات انسانی خود را از دست داده بود؛ لذا اگر اقدام به حرکات آفندی محدود می‌کرد، در نظر داشت با حداقل تلفات انسانی آن عملیات به نتیجه کمال مطلوب برسد.

مسئله عملیاتی حساسی که از روز 24 آبان در صحنه عملیات خوزستان آغاز شد، حمله نیروهای متجاوز عراق به سوسنگرد و محاصره آن شهر بود که تمام توجه مقامات مسئول نظامی و غیرنظامی را به خود جلب کرد. این عملیات تا غروب روز 26 آبان ادامه یافت و با تلاش عناصر لشکر92 زرهی و گروه نامنظم دکتر چمران، محاصره سوسنگرد در هم شکسته شد و نیروهای عراقی به مواضع قبلی خود در جنوب و غرب سوسنگرد عقب‌نشینی کردند.

 مشروح جریان این عملیات در مباحث عملیات غرب اهواز و سوسنگرد بیان می‌گردد و بیان این موضوع در این مطلب بدان جهت است که نشان داده شود تنها جبهه ماهشهر ـ آبادان در معرض تهدید نبود، بلکه در جبهه اهواز و دزفول نیز هنوز تهدید نیروهای عراق به کلی از بین نرفته بود.

 اما در جبهه شمال رودخانه بهمنشیر که بعد از شکست نیروهای دشمن در اوایل دهه دوم آبان‌ماه به حالت غیرفعال درآمده بود، نیروهای دشمن از 25 آبان مجدداً تلاش‌های مذبوحانه‌ای برای نزدیک شدن به رودخانه و در صورت امکان عبور از آن جهت ورود به جزیره آبادان انجام دادند و برای عبور، همان منطقه ذوالفقاری را که مناسب‌ترین محل بود، انتخاب کرده بودند، اما مدافعین ما در این منطقه با هوشیاری مانع پیشروی دشمن شدند. نبردی بین رزمندگان ما و نیروهای متجاوز در شمال بهمنشیر درگرفت و نیروهای دشمن با بجای گذاشتن 30 نفر اسیر، که شش نفر آنان زخمی بودند، مجبور به عقب‌نشینی شدند.

در این روز برای ایجاد وحشت در مردم، آبادان در زیر آتش شدید توپخانه دشمن قرار گرفت و خسارات و تلفاتی بر مردم غیرنظامی وارد شد و قسمتی دیگر از تأسیسات پالایشگاه نفت آبادان از بین رفت و هم‌زمان با این فعالیت‌ها، نیروهای دشمن از مقابل جزیره مینو از سیجان عراق، جزیره مینو را زیر آتش شدید خود قرار دادند. شدت آتش آن‌چنان زیاد بود که مدافعین جزیره که از عناصر سپاه پاسداران بودند، مجبور شدند مواضع خود را تغییر دهند.

با توجه به فعالیت همه‌جانبه دشمن در منطقه فرماندهی اروند، پشتیبانی هوایی و بالگرد برای نیروهای ما فعال شد و متأسفانه یک فروند بالگرد کبرا نیز مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و منهدم گردید، فقط خلبان آن، که مجروح شده بود، نجات یافت. تلفات روز 24 آبان‌ماه نیروهای ما در جبهه ماهشهر ـ آبادان پنج نفر شهید و 127 نفر مجروح اعلام گردید.

در منطقه دارخوین نیز فعالیت نیروهای دشمن مانند روزهای گذشته بود و با آتش دوربرد خود به تأسیسات دارخوین خساراتی وارد کردند و طبق گزارشی که سپاه پاسداران مستقر در این منطقه داد، نیروهای دشمن در پنج کیلومتری غرب رودخانه کارون اقدام به حفر کانال به موازات رودخانه و تهیه جاده مناسب تا کرانه کارون نمودند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده