نبردهای خرمشهر و آبادان(53)
ولی همین حرکات دشمن سبب شد نیروی هوایی و بالگردهای هوانیروز وارد عمل شوند و به نیروهای دشمن در غرب کارون حمله کنند که از نظر نظامی قبول این خطرات برای هواپیماها و بالگردها زائد بود و این امر وظیفه پیاده نظام بود که با تفنگ 106 میلیمتری و آرپیجی7 و خمپارهانداز دشمن را در ساحل دور رودخانه به زیر آتش بگیرد و حتی اجازه دهد دشمن به تیررس جنگافزارهای مستقیم برسد

 

با توجه به مطالبی که درباره اعزام نیروهای تقویتی از مشهد و شیراز به ماهشهر بیان شد، بالأخره نیروی زمینی دستور داد یک دسته پدافند هوایی از مشهد و یک گروهان تانک از شیراز به ماهشهر اعزام شود و زیر امر فرماندهی اروند قرار گیرد و این تغییر مکان از 15 آبان آغاز شد. در نیمه دوم آبان‌ماه، فرماندهی اروند موفق گردید یک خط پدافندی نسبتاً مستحکم در مقابل خط سرپل دشمن در شرق کارون ایجاد کند و هرگونه حرکات نیروهای دشمن را به سمت شمال و شرق و جنوب متوقف سازد. به طوری که از نیمه دوم آبان‌ماه1359 به بعد، نیروهای متجاوز عراق نتوانستند خط سرپل اشغالی را توسعه دهند، گرچه تلاش‌های محدودی برای این کار کردند که اولین تلاش در 15 آبان بود و به سمت شمال داروخوین انجام شد و سپاه پاسداران با پشتیبانی توپخانه و هوانیروز موفق به متوقف کردن حرکت نیروهای دشمن گردید.

اما مشکل اساسی همچنان محاصره زمینی جزیره آبادان و در نتیجه شهر آبادان و خرمشهر جنوبی بود و الزاماً هرگونه تدارک و پشتیبانی از طریق راه آبی بهمنشیر و با بالگرد انجام می‌شد، به طوری که نیروی دریایی اعلام کرد بالگردهای این نیرو در روز 15 آبان شش سورتی پرواز انجام دادند که پنج تن مهمات و 350 نفر را از ماهشهر به آبادان یا بالعکس تغییر مکان دادند. همچنین هواناوهای آن نیرو در سه سورتی 5/15 تن مهمات، تعدادی جنگ‌افزار و وسیله و 169 نفر پرسنل را ترابری نمودند.

در روز 16 آبان، وضعیت این منطقه نبرد آرام بود، ولی در 17 آبان مجدداً نیروهای دشمن در قسمت شمالی سرپل فعالیتی را آغاز کردند. لازم به یادآوری است که نظر به اینکه تمام کرانه غربی رودخانه کارون در کنترل نیروهای دشمن بود، نیروهای دشمن می‌توانستند پیشروی عناصر خود را که در شرق کارون به سمت شمال به حرکت درمی‌آمدند از غرب کارون، حتی با خمپاره‌انداز و جنگ‌افزارهای تیرمستقیم مانند تانک و تفنگ106 پشتیبانی کنند.

از طرفی هرگونه حرکات دشمن در غرب کارون نیز چنین توهمی ایجاد می‌کرد که نیروهای دشمن در شرق کارون به حرکت درآمده‌اند و این امر احتمالاً اشتباهاتی در برآورد فعالیت دشمن به وجود می‌آورد و هر حرکتی که نیروهای دشمن در شرق یا غرب کارون انجام می‌دادند، تصور می‌شد که به مواضع پدافندی نیروهای ما حمله کرده‌اند. به همین علت موضوع حمله نیروهای دشمن به سمت شمال و به مواضع سلیمانیه و جنوب دارخوین بارها تکرار شد، ولی در عمل اتفاق مهمی رخ نداد.

از جمله این حرکات در 17 آبان‌ماه بود. سپاه پاسداران مستقر در سلیمانیه با نگرانی گزارش داد؛ نیروهای دشمن در شرق کارون به سمت شمال پیشروی می‌کنند و حرکت آنها در سمت غربی، یعنی در حاشیه رودخانه، اجرا می‌شود و با اضطراب و نگرانی اعلام کردند در محاصره دشمن قرار دارند. این گزارش‌ها سبب نگرانی فرماندهی اروند شد و به گردان144 پیاده دستور داد یک گروهان پیاده به دارخوین اعزام کند و گروهان ژاندارمری شادگان را نیز زیر امر بگیرد و نیروهای مدافع ما را که در جنوب دارخوین در محاصره احتمالی قرار داشتند، نجات دهد. اما قبل از اینکه این واحد به آن منطقه برود فرمانده مواضع دفاعی جنوب دارخوین گزارش داد دشمن با 14 دستگاه تانک حمله کرده بود که مجبور به عقب‌نشینی شد.

لازم به تذکر است؛  با وجود اینکه بیش از 45 روز از جنگ می‌گذشت، ولی هنوز واحدهای رزمنده ما شکل یک واحد رزمنده متشکل و کارآزموده و به اصطلاح عمومی جا‌افتاده را پیدا نکرده بودند. مثلاً فرمانده واحد نظامی مدافع جنوب دارخوین یک ستوانیارسوم بود که مسلماً نه تجربیات جنگی کافی داشت و نه دانش نظامی کافی و چنین کسی نمی‌توانست حتی تشخیص بدهد که تانک‌های دشمن چگونه ممکن است بتوانند از کرانه رودخانه به مواضع آنها نزدیک شوند، در حالی که جاده اصلی در دارخوین و دشت به سمت شرقی آن کاملاً باز و قابل مانور بود، ولی منطقه غرب جاده بین جاده و رودخانه فضای مانور کافی نداشت و به سادگی و با چند قبضه تفنگ 106 میلی‌متری و یک دسته خمپاره‌انداز قابل کنترل بود و به مرور که تجربیات جنگی رزمندگان ما افزایش یافت، وضعیت نیروهای ما بهتر شد.

اما درباره همین جریان همان‌گونه که گفتیم حمله‌ای در کار نبوده، بلکه نیروهای دشمن در غرب رودخانه تلاش می‌کردند به کرانه نزدیک شوند و احتمالاً مواضعی را در حاشیه غربی رودخانه اشغال نمایند یا اصولاً نیروهای ما را وادار کنند تا از کرانه شرقی رودخانه دورتر بروند. چنان‌که فرمانده سپاه پاسداران دارخوین جریان این حمله را چنین گزارش داد: در ساعت 1430 روز 17 آبان، تعداد 15 دستگاه تانک دشمن به سمت دارخوین پیشروی کردند و یک دستگاه تانک تا کنار رودخانه (غرب) رسید، ولی با اجرای تیراندازی نیروهای ما عقب‌نشینی کردند. در گزارش دیگر در همین مورد فرمانده سپاه نظر داد احتمالاً دشمن می‌‌خواهد به رودخانه برسد و پل بزند.

این گزارش‌ها کاملاً مؤید آن است که فعالیت دشمن در غرب رودخانه بوده و با وجود غیرقابل عبور بودن رودخانه کارون و نبودن پل، حداقل در آن موقع هیچ خطری نیروهای ما را تهدید نمی‌کرده است، ولی همین حرکات دشمن سبب شد نیروی هوایی و بالگردهای هوانیروز وارد عمل شوند و به نیروهای دشمن در غرب کارون حمله کنند که از نظر نظامی قبول این خطرات برای هواپیماها و بالگردها زائد بود و این امر وظیفه پیاده نظام بود که با تفنگ 106 میلی‌متری و آرپی‌جی7 و خمپاره‌انداز دشمن را در ساحل دور رودخانه به زیر آتش بگیرد و حتی اجازه دهد دشمن به تیررس جنگ‌افزارهای مستقیم برسد، بعد با اجرای آتش تیر مستقیم، حداکثر تلفات را به دشمن وارد سازد؛ اما بی‌تجربگی آن‌چنان بود که فرمانده نظامی این مواضع در گزارشی گفت: اگر فانتوم نرسد همه از بین خواهیم رفت. در صورتی که عبور از رودخانه برای دشمن در آن شرایط مقدور نبود و هیچ‌کس هم از بین نمی‌رفت. ما به عنوان نمونه یکی از پیام‌ها را عیناً نقل می‌کنیم:

«از دارخوین به ستاد اروند ـ کلیه نیروهای دشمن به طور ستونی در حال پیشروی به طرف دارخوین می‌باشند. ملخ‌دار و از نوع بالگرد کبرا شدیداً مورد نیاز است. احتمال زدن پل زیاد است. بسیج عمومی به نیروهای دشمن داده شده است.»

*****

به هر حال، این حرکات دشمن در غرب کارون با وارد عمل شدن هواپیماها و بالگردهای خودی متوقف شد و هیچ‌گونه تلفاتی نیز به نیروهای ما وارد نگردید.

نکته حائز اهمیت درباره عملیات دشمن در دارخوین این است که نیروهای دشمن چندین بار در شمال‌غربی مواضع نیروهای ما در غرب دارخوین مانورهای فریبنده اجرا کردند تا سبب وحشت نیروهای مدافع جنوب دارخوین و عقب‌نشینی آنها به طرف شمال شوند و بدین‌وسیله جلو پیشروی نیروهای دشمن در شرق کارون به سمت شمال باز شود، ولی خوشبختانه نیروهای ما تغییر موضع ندادند و به وسیله آتش، حرکات نیروهای دشمن را در غرب کارون متوقف و خنثی کردند. اما به منظور آگاهی از چگونگی وضعیت آمادگی رزمی یگان‌های نیروی زمینی در این هنگام از جنگ، خلاصه گزارش یک فرمانده واحد را بیان می‌کنم. این فرمانده واحد تانک که جزو یگان‌های فرماندهی اروند بود، در 17 آبان‌ماه وضعیت یگان خود را چنین گزارش کرده است: این یگان 4 دستگاه تانک ام47 و 10 نفر خدمه نظامی دارد که بجز 2 نفر افسر و یک نفر درجه‌دار بقیه سربازان خدمت منقضی سال56 هستند که هیچ‌گونه آشنایی به تانک ندارند و به این پرسنل تجهیزات انفرادی تحویل نشده است.

حرکات ایذائی که نیروهای دشمن در روز 17 آبان در غرب کارون و مقابل دارخوین انجام دادند را در روز 18 آبان نیز تکرار کردند. فرمانده سپاه پاسداران مستقر در دارخوین گزارش داد تعدادی تانک دشمن از محور غربی ـ شرقی حسینیه به دارخوین به طرف رودخانه می‌آیند و درخواست نیروی تقویتی کرد و همان فعالیت دیروز تکرار شد. در صورتی که این عملیات دشمن فقط حرکات ایذائی بود و احتمالاً بدین منظور بود که میزان عکس‌العمل نیروهای ما را ارزیابی کند و در صورت مناسب بودن وضعیت در حوالی دارخوین نیز پلی بر روی کارون بزند و سرپل دیگری اشغال نماید.

ولی آنچه مسلم بود این بود که تا هنگامی که دشمن از رودخانه عبور نمی‌کرد، خطری برای نیروها ما از غرب کارون وجود نداشت. فقط مبادله آتش و نبرد در طرفین رودخانه لازم بود که یک حالت کاملاً عادی جنگ بود. از نظر گسترش واحدهای ما در دارخوین طبق گزارش فرمانده عملیات شادگان، عناصر سپاه پاسداران و یک واحد نظامی اعزامی از مشهد در این مواضع مستقر بودند و یک آتشبار130 مم و یک آتشبار105 م‌م از این مواضع پدافندی نیروهای ما پشتیبانی می‌کرد.

از لحاظ تقویت نیروهای مستقر در منطقه فرماندهی اروند، هرگونه امکانات مقدور ژاندارمری به کار گرفته می‌شد که نمونه آن را در این پیام ملاحظه می‌کنیم. ستاد ژاندارمری کشور در 18 آبان به فرماندهی اروند اعلام کرد از نواحی ژاندارمری کشور تعدادی جنگ‌افزار آرپی‌جی7 بدین شرح به ماهشهر فرستاده شده است: خراسان 13 قبضه، فارس 25 قبضه با 250 موشک، لرستان 10 قبضه با 370 موشک، مازنداران 10 قبضه با 30 موشک.

ملاحظه می‌شود که وضع نیروهای مسلح ایران در مقابل لشکرهای سازمان‌یافته زرهی عراق چگونه بوده است که چند قبضه آرپی‌جی7 از اقصی نقاط کشور به ماهشهر ارسال می‌شد تا جلو لشکرهای زرهی عراق را بگیرند که خوشبختانه با همان‌ها موفق به اجرای این وظیفه شدند.

علاوه بر ژاندارمری که مستقیماً تحت فرماندهی فرمانده ژاندارمری کشور هرگونه مقدورات خود را به ماهشهر می‌فرستاد و در اختیار فرماندهی اروند قرار می‌داد، نیروی زمینی نیز بر خلاف اختلاف سلیقه‌ای که بین فرماندهان رده بالا وجود داشت، امکانات لشکر77 پیاده مشهد و مرکز زرهی و سایر مراکز فرهنگی را در حدود مقدورات در اختیار فرماندهی اروند قرار داد. چنان‌که عناصر تیپ2 پیاده قوچان و گردان246 تانک لشکر77 قبل از 20 آبان‌ماه به ماهشهر وارد شدند و طبق طرح فرماندهی اروند مواضع پدافندی را در مقابل خط سرپل دشمن در شرق کارون اشغال کردند.

در 19 آبان فرماندهی اروند اعلام کرد؛ قرارگاه تیپ2 قوچان و گروه رزمی129 پیاده به ماهشهر وارد شد و به آبادان اعزام گردید و گروهان تانک اعزامی از شیراز نیز در دارخوین مستقر شد و از نیروهای مردمی نیز عناصری برای تقویت منطقه آبادان و دارخوین اعزام شدند و از 20 آبان‌ماه یک تیپ پیاده سازمان‌یافته در این منطقه نبرد مستقر گردید و بعد از 50 روز که از مدت زمان جنگ می‌گذشت تازه وضعیت پدافندی منطقه نبرد خرمشهر و آبادان شکل نظامی به خود گرفت.

یک نکته حائز اهمیت که در پدافند این منطقه دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌توانست باشد، باریدن باران‌های فصلی بود. با توجه به اینکه آبان‌ماه در شرف اتمام بود و آذرماه معمولاً فصل آغاز بارندگی‌های فصلی خوزستان است، امید می‌رفت باران‌های فصلی آغاز شود تا حرکات نیروهای زرهی و مکانیزه دشمن متوقف یا متکی به جاده شود؛ اما متأسفانه در پاییز و زمستان سال1359 برخلاف انتظار نیروهای ما، بارندگی آنچنانی نبود، گرچه در منطقه نبرد فرماندهی اروند در شرق کارون همان رطوبت هوا نیز مانع حرکت خودروها در خارج از جاده می‌شد.

وضعیت آمادگی رزمی و عملیاتی واحدهای ما در منطقه عملیات اروند روز به روز بهترمی‌شد، اما کمبودها آنچنان زیاد بود که با ترمیم­های مختصر برطرف نمی­گردید. از جمله یگان‌هایی که به منطقه عملیاتی اعزام می­شدند، عموماً دارای کمبودهای سازمانی زیادی بودند. چنان‌که فرماندهی اروند در 19 آبان‌ماه برای تکمیل تجهیزات سازمانی یگان‌های ارتشی و تجهیز نیروهای مردمی اعزامی به آن منطقه وسایل مشروحه زیر را از ستاد مشترک و نیروی زمینی درخواست کرد:

خمپاره­انداز120 میلی‌متری                                16 قبضه

موشک­انداز تاو                                              10 قبضه با بار مبنا

تیرباز7/12 میلی‌متری                                               16 قبضه

توپ23 میلی‌متری پدافند هوایی                          12 قبضه

خمپاره­انداز81 میلی‌متری                                 10 قبضه

جیپ شهباز24 ولتی                                       24 دستگاه

تفنگ ژ3                                                    1000 قبضه

در این روز یک آتشبار105 میلی‌متری اعزامی از مشهد با بالگرد به آبادان اعزام شد و در پشتیبانی واحدهای مستقر در جزیره آبادان قرار گرفت.

شرح جریان حوادث روز بیستم آبان را در رابطه با مسئله فرمانده منطقه عملیات اروند آغاز می­کنیم. در مطالب گذشته بارها به این مسئله حساس اشاره شد که از آغاز جنگ، موضوع فرماندهی منطقه عملیات خرمشهرـ آبادان یکی از مشکلات این منطقه بود و متأسفانه عواقب بسیار زیان­باری نیز داشت. اما این موضوع تا بیستم آبان‌ماه همچنان به صورت بغرنج باقی مانده بود. فرماندهی اروند با نظر شخصی جانشین رئیس ستاد مشترک به فرماندهی فرمانده ژاندارمری کشور از 27 آبان در ماهشهر تشکیل شد و عملاً شروع به کار و هدایت عده­های مستقر در منطقه عملیات اروند کرد، ولی تشکیل این فرماندهی به این صورت مورد موافقت فرمانده نیروی زمینی نبود و این موضوع سبب اختلافات و حتی مشاجراتی بین دوایر حاضر در صحنه جنگ گردیده بود، تا اینکه بالأخره تیمسار فلاحی، جانشین رئیس ستاد مشترک فرمانی از رئیس جمهور، که فرماندهی نیروهای مسلح نیز به ایشان تفویض شده بود، به منظور ابلاغ به نیروی زمینی دریافت کرد که بدین شرح بود:

«از: ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران

به: فرماندهی نیروی زمینی جمهوری اسلامی ایران

به موجب این دستور، به شما مأموریت داده می‌شود که به منظور بازپس گرفتن خرمشهر یا شکستن محاصره آبادان و پاکسازی منطقه از عناصر ضدانقلاب داخلی و خارجی و همچنین پاکسازی منطقه و دفاع از مرزهای کشور در منطقه و اداره مسئولیت‌های سرزمینی بر اساس طرح عملیاتی ابوذر یک فرماندهی مخصوص در منطقه خرمشهر و آبادان و بندر امام خمینی و ماهشهر ایجاد و نیروهای لازم متناسب جهت اجرای مأموریت در اختیار این فرماندهی قرار دهید.

امضاء فرماندهی نیروهای مسلح کشور جمهوری اسلامی ایران

دکتر ابوالحسن بنی‌صدر. 20 آبان‌ماه1359»

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده