نبردهای خرمشهر و آبادان(52)
در 14 آبان، تیمسار فلاحی به تیپ84 پیاده خرمآباد دستور داد؛ شش قبضه توپ130 میلیمتری موجود در خرمآباد به ماهشهر اعزام گردد. همچنین به مرکز زرهی شیراز دستور داد؛ یک گروهان تانک تشکیل شده در آن پادگان از شیراز به ماهشهر اعزام شود. طبعاً فرماندهان این واحدها موضوع را به نیروی زمینی گزارش و کسب تکلیف نمودند. این موضوع بار دیگر مسئله رابطه فرماندهی بین فرماندهی اروند با نیروی زمینی را مطرح ساخت

 

عملیات پدافندی آبادان – ماهشهر

در بخش چهارم فصل یکم، جریان حوادث جنگ تحمیلی تا آنجا رسید که شهر خرمشهر در 4 آبان1359 به اشغال کامل نیروهای متجاوز عراق درآمد و نیروهای متجاوز عراق بعد از اشغال خرمشهر تلاش نمودند از طریق جاده اهواز ـ آبادان و شرق کارون به رودخانه بهمنشیر برسند و از آن بگذرند و شهر آبادان و جزیره آبادان را نیز اشغال نمایند. این تلاش نیروهای متجاوز از 19 مهرماه آغاز شد، ولی با وارد شدن گردان153 پیاده لشکر77 مشهد به جزیره آبادان و حمله متقابل آن گردان به سرپل دشمن در جنوب بهمنشیر در منطقه ذوالفقاری آبادان تلاش دشمن برای ورود به جزیره آبادان خنثی شد و نیروهای دشمن به شمال رودخانه بهمنشیر عقب‌نشینی کردند و از اوایل دهه دوم آبان‌ماه1359 نیروهای دشمن در سرپل شرق رودخانه کارون و شمال رودخانه بهمنشیر به تحکیم مواضع پدافندی و نگهداری منطقه سرپل اکتفا نمودند.

در زورآزمایی‌هایی که از اوایل آبان1359 بین نیروهای ایرانی و عراقی در تمام جبهه‌های جنگ به عمل آمد، به استثنای خرمشهر که دلایل آن هم در مطالب گذشته بیان شد، در سایر نقاط، نیروهای متجاوز عراق موفق نشدند نیروهای ما را بیش از آنچه که در 10 روز اول جنگ عقب رانده بودند، عقب‌تر برانند و در این باره، صدام حسین حاکم فاشیست عراق با یک استدلال نادرست به این امر اعتراف کرد.

صدام حسین بعد از یازدهمین کنفرانس سران عرب در امان که در 27 نوامبر 1980 (6 آذرماه 1359) تشکیل شده بود در کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ خبرنگاری که از او پرسید چرا با وجود برتری نیروهای عراق جزیره آبادان را اشغال نمی‌کنید، گفت ما نمی‌خواهیم در مرز ایران کشورگشایی کنیم، بلکه فقط می‌‌خواستیم تهدید ایران را از شهرهای خود دور سازیم! این گفتار صدام حسین به هر دلیل و منظوری که بیان شده باشد، عملاً درست بود، زیرا بعد از اشغال خرمشهر، نیروهای متجاوز عراق در نهم آبان‌ماه 1359 دو حرکت تهاجمی در صحنه عملیات خوزستان انجام دادند که یکی در غرب دزفول برای عبور از رودخانه کرخه در حوالی پل کرخه و دیگری در شمال آبادان برای عبور از رودخانه بهمنشیر بود، که هر دو حرکت نیروهای دشمن با شکست کامل مواجه شد و یک حرکت نیز در دهه سوم آبان در منطقه سوسنگرد انجام دادند که آن نیز با عدم موفقیت همراه بود (چگونگی این حرکات دشمن در شرح عملیات غرب اهواز و دزفول بیان می‌گردد)؛ لذا از دهه دوم آبان، عملاً نیروهای هر دو طرف ایران و عراق به حالت پدافندی در مواضع تثبیت‌شده درآمدند. در نتیجه مرحله یکم جنگ تحمیلی که تهاجم نیروهای متجاوز عراق و عقب راندن نیروهای مدافع میهن اسلامی ما بود، به پایان رسید و مرحله دوم جنگ که پدافند در مواضع و اجرای عملیات آفندی محدود از طرف نیروهای جمهوری اسلامی ایران و ندرتاً به وسیله نیروهای متجاوز عراق بود، آغاز گردید و ما در این بخش، جریان و حوادث این مرحله از جنگ تحمیلی را که در منطقه عملیات آبادان ـ ماهشهر رخ دادند، بیان می‌کنیم.

در شرح عملیات پاتک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه ذوالفقاری شمال آبادان، بیان شد که نیروهای متجاوز عراق که وارد جزیره آبادان شدند و تا جاده آبادان ـ خسروآباد پیشروی کرده بودند به شمال رودخانه بهمنشیر عقب رانده شدند و نیروهای ما موفق شدند از رودخانه بهمنشیر نیز عبور کنند و خط دفاعی را در شمال رودخانه بین جاده ماهشهر ـ آبادان و کرانه شمالی بهمنشیر اشغال نمایند. در نتیجه، عملاً تمام کرانه شمالی رودخانه بهمنشیر در اشغال نیروهای ما قرار گرفت، اما محورهای مواصلاتی ماهشهر به آبادان که شامل یک جاده شوسه و یک جاده خاکی بود، در کنترل کامل نیروهای دشمن بود که در نتیجه، جزیره آبادان عملاً از نظر راه‌های مواصلاتی زمین در محاصره کامل قرار داشت و تنها امکان ارتباط مواصلاتی و رساندن پشتیبانی‌های رزمی و لجستیکی، راه‌ آبی رودخانه بهمنشیر و یا از طریق هوایی بود.

در اوایل دهه دوم آبان‌ماه1359، فرماندهی اروند تلاش نمود؛ حداقل جاده خاکی ماهشهر ـ آبادان را که به پل قدیمی منتهی می‌شد، از کنترل دشمن خارج سازد و ارتباط زمینی بین ماهشهر ـ آبادان را برقرار نماید. زیرا راه آبی بهمنشیر به علت اینکه رودخانه تحت تأثیر جریان جزر آب خلیج فارس قرار می‌گرفت، در هنگام جزر برای حرکت هواناوها و قایق‌ها و لنج‌ها غیرقابل استفاده می‌شد و ارتباط هوایی نیز به علت آتش‌های سنگین پدافند هوایی دشمن و همچنین آتش‌های سنگین توپخانه و خمپاره‌انداز آنکه از شمال و جنوب جزیره آبادان، اجرا می‌گردید، برای هواپیماهای سی130 اصولاً غیرمقدور و برای بالگردها نیز با دشواری‌ها و خطراتی همراه بود. بنابراین، ادامه محاصره زمینی آبادان مشکلات زیادی برای نیروهای ما ایجاد می‌کرد و نیروهای ما مجبور بودند هرچه سریع‌تر محاصره زمینی را درهم بشکنند و ارتباط زمینی جزیره آبادان را با شمال رودخانه بهمنشیر برقرار سازند.

یک نکته بسیار حائز اهمیت این است که از جاده ماهشهر ـ آبادان فقط حدود 10 کیلومتر آن در شرق سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر در کنترل دشمن بود و بقیه جاده که در محدوده شمال جزیره آبادان در حدود 30 کیلومتر است، کاملاً در اختیار نیروهای ما بود، زیرا خط سرپل دشمن در شرق کارون فقط تا حدود 10 کیلومتری شرق جاده اهواز ـ آبادان گسترش یافته بود. بنابراین منطقه شمال آبادان به استثنای قطعه اشغالی نیروهای دشمن کاملاً در اختیار نیروهای ما بود.

 اما مشکل اساسی، زمین منطقه بود که باتلاقی و غیرقابل عبور بود، به خصوص اینکه به محض اینکه مختصر بارندگی می‌شد، تمام زمین‌های این منطقه حتی تا حدود 20 کیلومتری شمال جاده ماهشهر ـ آبادان در خارج از جاده‌های زیرسازی‌شده اصولی غیرقابل عبور می‌گردید. بنابراین با وجود آزاد بودن منطقه شمال بهمنشیر رفت و آمد در آن فقط با احداث جاده اصولی امکان‌پذیر می‌گردید.

از طرفی، احداث جاده در زمین‌های سست و باتلاقی نیاز فوق‌العاده‌ای به خاکریزی و بالا آوردن ارتفاع زمین و کوبیدن و محکم کردن و شن‌ریزی و سایر کارهای جاده‌سازی دارد که ضروریست زمان کافی و امکانات مناسب جاده‌سازی در اختیار باشد. با توجه به این امر، سریع‌ترین راه‌کار برای شکستن محاصره زمینی جزیره آبادان عقب‌راندن نیروهای دشمن به شمال جاده خاکی یا جاده شوسه ماهشهر ـ آبادان بود.

به همین دلیل فرماندهی اروند در 11 آبان‌ماه، به فرماندهی عملیات آبادان ابلاغ کرد باز نگه داشتن جاده خاکی آبادان ـ ماهشهر امری حیاتی است و دستور داد آن فرماندهی کوشش کند این جاده را از کنترل دشمن خارج سازد و به هر نحو مقدور این جاده مواصلاتی را باز نگه دارد.

با توجه به اینکه در این روز حمله متقابل نیروهای ما در حوالی رودخانه بهمنشیر در جریان بود، اگر یک نیروی رزمی قابل ملاحظه با پشتیبانی توپخانه قوی حمله را به سمت شمال ادامه می‌داد، می‌توانست نیروهای دشمن را تا شمال جاده آسفالته آبادان ـ ماهشهر عقب براند و حداقل جاده خاکی را کاملاً آزاد سازد. اما اجرای این امر در آن موقع در حدود مقدورات یک گردان پیاده (ـ) و تعدادی افراد تکاور و نیروهای مردمی نبود؛ لذا این نیروهای حمله‌ور فقط توانستند کرانه شمالی بهمنشیر را آزاد سازند، اما نتوانستند پیشروی را به سمت شمال جهت آزاد کردن جاده‌های ارتباطی ماهشهر ـ آبادان ادامه دهند که در نتیجه نیروهای دشمن موفق شدند مواضع پدافندی خود را در منطقه بین جاده آسفالته و جاده خاکی کاملاً تحکیم کنند و مانع هرگونه اقدامات بعدی نیروهای ما در این منطقه بشوند؛ چنان‌که واحد گشتی اعزامی از گردان144 پیاده که در 11 آبان برای شناسایی محور ماهشهر ـ آبادان اعزام شد، گزارش داد نیروهای دشمن در جهت شرقی غربی تا حدودی به سمت غرب عقب رفته‌اند، ولی فعالیت آنها در جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان چشمگیر بوده است.

از اوایل دهه دوم آبان‌ماه، وضعیتی در منطقه عملیات ماهشهر ـ آبادان پیش آمد که مدتی طولانی بدون تغییرات محسوسی ادامه یافت. فرماندهی اروند بعد از عدم موفقیت پاتک سوم آبان‌ماه متوجه شد که نیروهای دشمن مستقر در سرپل شرق کارون قوی‌تر از آن هستند که با نیروی کمی عقب راندن آنها امکان‌پذیر باشد؛ لذا فعالیت این فرماندهی صرف تحکیم مواضع پدافندی در اطراف نیم‌دایره سرپل دشمن از سلیمانیه در شمال و شادگان در شرق و بهمنشیر در جنوب گردید.

یک تیم هوانیروز در ماهشهر مستقر شد که به طور مستقل و تحت فرماندهی اروند اجرای مأموریت می‌کرد. برای برقراری هماهنگی بین یگان‌های توپخانه مستقر در این منطقه عملیات، قرارگاه گروه33 توپخانه به ماهشهر اعزام گردید و تمام واحدهای توپخانه آن منطقه عملیات را زیر امر خود گرفت و یگان‌های تقویتی رزمی و پشتیبانی رزمی بیشتری از نقاط دیگر کشور به ویژه از لشکر77 پیاده مشهد و گروه‌های توپخانه به منطقه ماهشهر اعزام شدند.

از این زمان به بعد نبرد به حالت مبادله آتش و نبرد توپخانه‌ها و خمپاره‌ها درآمد که حملات هوایی و بالگرد نیز در حدود مقدورات دو طرف نبرد اجرا می‌گردید. تمرکزات آتش دشمن بر شهر آبادان و تأسیسات نفتی آن بود که به طور متناوب اجرا می‌شد و خسارات و تلفاتی وارد می‌کرد. در 11 آبان، شهربانی کشور اعلام کرد از یک گروه 55 نفری افراد شهربانی که برای شرکت در عملیات شمال آبادان اعزام شده بودند، یک نفر شهید و چهار نفر زخمی شدند. این عده در عقب راندن نیروهای دشمن از کوی گلستان و کوی ذوالفقاری شرکت داشتند و اظهار کرده‌اند که در این عملیات، فرماندهی و کنترل و ارتباط ضعیف بوده است.

در روز 11 آبان نبرد دریایی نیز بین نیروهای دریایی جمهوری اسلامی ایران با ناوچه‌های عراقی در دهانه فاو و خور عبداله جریان یافت و ناو پیکان با سه فروند ناوچه و با پشتیبانی بالگرد به ناوچه‌های عراقی مستقر در این منطقه از خلیج فارس حمله کرد و تعدادی از ناوچه‌های عراقی را غرق نمود و یک فروند هواپیمای دشمن نیز سرنگون گردید. هواپیماهای ایرانی نیز به تأسیسات بندر فاو حمله کردند و خساراتی وارد نمودند.

عملیات اعزام نیروهای تقویتی به منطقه عملیات ماهشهر فعال‌تر شد. در 12 آبان به لشکر77 دستور داده شد دو گردان پیاده دیگر به ماهشهر اعزام کند و زیر امر فرماندهی اروند قرار دهد. استعداد نیروهای دشمن در منطقه عملیات فرماندهی اروند در تاریخ 12 آبان شامل عناصر تیپ6 زرهی لشکر3 زرهی، تیپ26 زرهی لشکر5 مکانیزه، یک گردان مکانیزه از تیپ15 لشکر5 مکانیزه و یک گردان نیروی مخصوص برآورد گردید.

علاوه بر نیروهای ارتشی که به ماهشهر اعزام می‌شدند، حرکت نیروهای مردمی نیز به منطقه ماهشهر فعال‌تر شد. فرمانداری ماهشهر تعداد 170 نفر پاسدار مجهز به سلاح سبک و سنگین سازمان داد و به آبادان اعزام نمود تا با نظر فرماندهی عملیات آبادان در دفاع از جزیره آبادان شرکت نمایند. سپاه پاسداران اهواز نیز تعداد 300 نفر از افراد سپاه پاسداران اعزامی از خارک، بوشهر، گچساران و ستاد روحانیت را به سرپرستی برادر سپاهی محسن کنگرلو به ماهشهر اعزام کرد، تا در دفاع از جزیره مینو و سایر خطوط پدافندی جزیره آبادان شرکت نمایند.

اما نیروهای عراقی در تحکیم مواضع پدافندی در شمال بهمنشیر فعال‌تر شدند و به طوری که ژاندارمری گزارش داد؛ صدای فعالیت بولدوزرها و ماشین‌های سنگین مهندسی نیروهای متجاوز عراق که در مناطق اشغالی شمال بهمنشیر مشغول احداث خاکریز و مواضع پدافند بودند در کرانه بهمنشیر شنیده می‌شد. گزارش گروه‌های شناسایی نشان می‌دهند که خط سرپل دشمن در شرق جاده ماهشهر ـ آبادان در حدود 10 کیلومتری شرق سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر بوده است.

با توجه به اعزام نیروهای جدید ارتشی و سپاهی و مردمی به خوزستان، وجود دانشجویان دانشگاه افسری در اهواز و آبادان ضروری نبود؛ لذا دستور داده شد این دانشجویان در 13 آبان به تهران مراجعت کنند و آموزش‌های خود را دنبال نمایند.

بعد از گذشت بیش از 40 روز از آغاز جنگ و وقوع حوادث ناگوار که یک عامل بسیار مهم آن ضعف کنترل و فرماندهی و سازماندهی صحیح نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تهاجم نیروهای متجاوز عراق بود، از دهه دوم آبان کم‌کم وضعیت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران سر و سامانی می‌گرفت و فعالیت‌ها با روش‌های اصولی‌تری هدایت می‌گردید.

 در اوایل جنگ، شرکت نیروهای مردمی اعم از سپاه پاسداران و بسیج و سایر گروه‌های فعال در صحنه‌های نبرد تقریباً هیچ ضابطه‌ای نداشت. نیروهای مختلف بدون هماهنگی با نیروهای ارتشی وارد صحنه نبرد می‌شدند و یا از آن خارج می‌گردیدند. در 12 آبان برای اولین بار حضور این نیروهای مردمی به طور رسمی به فرماندهی اروند اعلام گردید و فرماندار ماهشهر به فرماندهی اروند نوشت که بنا به دستور رئیس جمهور در رابطه با هماهنگی عملیاتی سپاه پاسداران با نیروهای تحت فرماندهی اروند، گروهی از عناصر سپاه پاسداران برابر فهرست به سرپرستی برادر رحیم صفوی که به تصویب شورای عالی دفاع رسیده است، معرفی می‌گردند و آقای حجت الاسلام خامنه‌ای دبیر شورای عالی دفاع نیز طی نامه‌ای به فرماندهی اروند ابلاغ کرد تعداد 200 نفر از 500 نفر افراد بسیجی اعزامی از ستاد پشتیبانی جنگ را به سرپرستی برادر محمدتقی کاشی به جزیره آبادان و جزیره مینو اعزام دارند تا در پوشش و تأمین اطراف جزیره شرکت نمایند.

لازم به یادآوری است که این هماهنگی از آن زمان آغاز شد که سرهنگ ستاد حسنعلی فروزان فرمانده ژاندارمری کشور به فرماندهی قرارگاه اروند جهت هدایت عملیات منطقه ماهشهر ـ آبادان منصوب گردید و علت آن بود که افسر نامبرده روابط نزدیک‌تر و بهتری با مقامات غیرنظامی داشت و این افسر در تصفیه افسران ارتش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نقش فعالی به عهده داشت و کمیته گزینش ارتش را اداره می‌کرد.

در روز 13 آبان، نبردهای هوایی و توپخانه در جریان بود. هواپیماهای دشمن به یک گروه 10 نفری کارکنان شرکت نفت که از آبادان عازم ماهشهر بودند، حمله کرد و هشت نفر از آنان را به شهادت رساند. متقابلاً هواپیماها و بالگردهای ایران به مواضع دشمن در این منطقه نبرد حمله کردند و تلفات و خساراتی وارد نمودند که متأسفانه یک فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران در مراجعت از مأموریت رزمی مورد اصابت آتش پدافند هوایی دشمن قرار گرفت و سرنگون گردید، ولی خلبانان سالم بیرون پریدند. در شمال خلیج فارس و نزدیک دهانه اروندرود، بین ناوچه‌های ایرانی و عراقی نبردهای پراکنده‌ای انجام گرفت.

عناصر اطلاعاتی گزارش دادند؛ مقامات عراقی جلسه‌ای مهم در خرمشهر اشغال‌شده تشکیل خواهند داد و احتمالاً صدام حسین نیز در این جلسه شرکت خواهد کرد. در این روز شهر آبادان زیر آتش سنگین توپخانه عراق قرار داشت و خساراتی به تأسیسات نفت وارد شد. گزارش‌های اطلاعاتی دیگر حاکی از آن بود که نیروهای دشمن مسافت چندانی از بهمنشیر عقب‌تر نرفته بودند و امکان داشت مجدداً به سمت این رودخانه پیشروی کنند.

حتی گزارش شد که یک گردان تانک دشمن آماده می‌شود تا به کرانه شمالی رودخانه نزدیک شود. تشکیل قرارگاه فرماندهی اروند در ماهشهر به فرماندهی فرمانده ژاندارمری کشور سبب وحدت فرماندهی در این منطقه عملیات و همچنین سبب جذب بیشتر همکاری و هماهنگی عناصر سپاه پاسداران و سایر نیروهای مردمی شد. اما مشکل اصلی که رابطه فرماندهی یگان‌های رزمنده منطقه عملیات ماهشهر ـ آبادان با نیروی زمینی بود را حل نکرد، بلکه، بدتر هم نمود، زیرا تیمسار فلاحی در مقام جانشین رئیس ستاد مشترک مستقیماً دستوراتی به واحدهای نیروی زمینی می‌داد که از پادگان‌ها حرکت کنند و زیر امر فرماندهی اروند قرار گیرند که نمونه آن چنین است: در 14 آبان، تیمسار فلاحی به تیپ84 پیاده خرم‌آباد دستور داد؛ شش قبضه توپ130 میلی‌متری موجود در خرم‌آباد به ماهشهر اعزام گردد. همچنین به مرکز زرهی شیراز دستور داد؛ یک گروهان تانک تشکیل شده در آن پادگان از شیراز به ماهشهر اعزام شود. طبعاً فرماندهان این واحدها موضوع را به نیروی زمینی گزارش و کسب تکلیف نمودند. این موضوع بار دیگر مسئله رابطه فرماندهی بین فرماندهی اروند با نیروی زمینی را مطرح ساخت و فرمانده نیروی زمینی کتباً از ستاد مشترک خواست رسماً به آن نیرو ابلاغ شود که رابطه فرماندهی قرارگاه اروند با وی چگونه است.

ستاد نیروی زمینی مستقر در تهران در نامه دیگری به قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب اعلام کرد؛ تیمسار فلاحی تأکید دارند هرچه سریع‌تر آتشبار130م‌م توپخانه مستقر در خرم‌آباد و یک آتشبار155 میلی‌متری مستقر در مراغه و یک دسته پدافند هوایی مستقر در مشهد به ماهشهر اعزام شوند و در اختیار فرماندهی اروند قرار گیرند. در حالی که لشکر92 زرهی نیز برای منطقه عملیاتی اهواز به این یگان‌ها نیاز دارد و برای این منظور از فرمانده نیروی زمینی که در دزفول بود، کسب تکلیف کرد. درباره گروهان تانک شیراز نیز همین مکاتبات زائد مبادله گردید و همان‌گونه که بارها گفته‌ایم، در این شرایط بحرانی جنگ و بعد از گذشت 45 روز از آغاز آن، هنوز اختلاف نظر شدید بین دو مقام اصلی نظامی، یعنی تیمسار فلاحی و تیمسار ظهیرنژاد، وجود داشت.

در روز 14 آبان، فعالیت دشمن در جبهه شمالی سرپل شرق کارون و به سمت دارخوین آغاز گردید. نیروهای دشمن در حوالی آبادی محمدیه و سلیمانیه شروع به پیشروی کردند و از غرب رودخانه کارون نیز مواضع نیروهای ما را که از عناصر سپاه پاسداران بودند، زیر آتش گرفتند و برای اولین بار فرمانده سپاه پاسداران این منطقه ارتباط بی‌سیم با فرماندهی اروند برقرار نمود و جریان وضعیت منطقه را گزارش داد و با اعزام بالگرد و هواپیما عملیات دشمن سرکوب شد و نیروهای دشمن به مواضع قبلی خود عقب‌نشینی کردند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده